×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 667

گذری تاریخی بر آراء بهائیت و صهیونیسم بین الملل

یکشنبه, 17 آبان 1394 23:36 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم
بهائيت نياز زيادي به نقد علمي و فلسفي ندارد و اساساَ در سطحي نيست كه بخواهد خواص و نخبگان را جذب كند

راه مبارزه با بهائيت ضمن اجراي احكام صريح مراجع شيعه در سراسر جهان گسترش اسلام ناب محمدي (ص) با مجوز مهدويت بوده كه امروزه هدف اصلي حملات صهيونيسم اسلامي است . 

عنوان مسيحيت صهيونيستي امروزه چندان غريب به نظر نمي رسد , در دهه اخير آن قدر كتب و مقالات تحقيقي در مورد فرقه « مسيحيان صهيونيستي» و ارتباط آنهابا شبكه جهاني يهود نگاشته شده است كه اذهان منصف ممي توانند به راحتي بپذيرند كه طبقه اي از قدرتمندان و زرسالاران جهان زير لواي مسيحيت يهوديت و با محوريت صهيونيسم قصد دارند تا شبكه جهاني سلطه خود را تكميل كرده و هر گونه مقاومتي را به ويژه از اطراف اديان نابود كنند .

بديهي است كه دين اسلام كه سر منشأ بسياري از قيام هاي عدالت طلبانه و الهي در سراسر دنيا بوده و هست , بزرگترين مانع عقيدتي بر سر راه صهيونيسم بين المللي است . قصد داريم تا بزرگترين اقدام طبقه زرسالاران جهاني براي انحراف اسلام و به ويژه  اسلام شيعي و انقلابي را دراين مجال مختصر بيان كنيم . به همين منظور ابتدا در مورد مباني اعتقادي اين طبقه انجام دهيم .

Untitled 3

بهائيت نياز زيادي به نقد علمي و فلسفي ندارد و اساساَ در سطحي نيست كه بخواهد خواص و نخبگان را جذب كند

راه مبارزه با بهائيت ضمن اجراي احكام صريح مراجع شيعه در سراسر جهان گسترش اسلام ناب محمدي (ص) با مجوز مهدويت بوده كه امروزه هدف اصلي حملات صهيونيسم اسلامي است . 

عنوان مسيحيت صهيونيستي امروزه چندان غريب به نظر نمي رسد , در دهه اخير آن قدر كتب و مقالات تحقيقي در مورد فرقه « مسيحيان صهيونيستي» و ارتباط آنهابا شبكه جهاني يهود نگاشته شده است كه اذهان منصف ممي توانند به راحتي بپذيرند كه طبقه اي از قدرتمندان و زرسالاران جهان زير لواي مسيحيت يهوديت و با محوريت صهيونيسم قصد دارند تا شبكه جهاني سلطه خود را تكميل كرده و هر گونه مقاومتي را به ويژه از اطراف اديان نابود كنند .

بديهي است كه دين اسلام كه سر منشأ بسياري از قيام هاي عدالت طلبانه و الهي در سراسر دنيا بوده و هست , بزرگترين مانع عقيدتي بر سر راه صهيونيسم بين المللي است . قصد داريم تا بزرگترين اقدام طبقه زرسالاران جهاني براي انحراف اسلام و به ويژه  اسلام شيعي و انقلابي را دراين مجال مختصر بيان كنيم . به همين منظور ابتدا در مورد مباني اعتقادي اين طبقه انجام دهيم .

1- مسيحيت صهيونيستي

1-1حضرت مسيح (ع) رسالت اصلي خود را از جانب خداوند , اصلاح اخلاق مردم ظاهر گرا و قشري يهود قرار داده بود . او مي ديد كه مردم جهان و بويژه جهانيان كه ادعاي ديانت داشتند , قوانين شريعت را ملعبه دست خود را داده اند و عملاَ تمسكي بدان ندارند . به همين خاطر سعي كرد تا طبق فرمان الهي به جاي تجديد شريعت كه نيازي بدان نبود , روح ديانت را مجدداَ در كالبد بي جان مردمان بدمد . از همين رو مسيحيت همواره نيازمند شريعت حضرت موسي باقي ماند . اين مسأله منجر به سوءاستفاده يهوديان حسود و قدرت طلب گشت . ايشان كه مي ديدند مسيحيت به سرعت در حال گسترش است با مسيحي شدن توانستند به راحتي متون مقدس مسيحيان را منحرف سازند . البته اين مسيحيت التقاطي هنوز قابليت اينكه دراختيار كامل يهوديان قرار بگيرد را نداشت . يهوديان بعداز مسيحي شدن جامعه غرب آن روز  عملاَ مطرود و منفور بودند .

 2-1بارنسانس و ايجاد فضاي جديد در غرب ( انسان محوري يا اومانيسم به جاي خدا محوري ) فضاي دنيا طلبانه و جديدي در غرب ايجاد شد كه اقتضاء آن به وجود آمدن ديني آسان , بدون شريعت  و مطابق با اميال و هوسهاي دنيا دوستانه غربي ها بوده مارتين لوتر , كشيش مسيحي اين مهم را با ايجاد گرايش پروتستانتيزم  بر عهده گرفت . كليساي رسمي كاتولي آن قدر به فسادوتفرقه كشيده شده بود و بنابراين تاب مقاومت را از دست داد . سرانجام جهان مسيحي به دو قسمت پروتستان و كاتوليك تقسيم شد . هر چند كليساي کاتوليك هم بعداَ ازمواضع  خود عقب نشيني كرد لوتر اعتقاداتي داشت كه در فرهنگ غرب بسيار مورد استقبال واقع شد . از جمله اينكه هر كس به تنهايي ( و به ميل خود ) مي تواند دين را تفسير كند و كليسا براي مردم مرجعيت ندارد . اين بزرگترين اقدام آن زمان براي سكولاريسم يا دنيا گرايي - ( جدا كردن دين از  زندگي اجتماعي ) – بود .

لوترشديداَ تحت تأثير يهوديت بود : « يهود فرزندان خداوند و ما مهمان و بيگانه هستيم ، مي بايست به اين رضايت دهيم كه به سان سگ هايي باشيم كه از پس مانده غذاي سرورانش را بخورد. »

هر چندلوتر بعد ها از يهوديت متنفر شد ، ولي باعث نفوذ هر چه بيشتر عقايد يهودي در مسيحيت ونيز مشروعيت بخشي به هويت قومي يهود و حركت آنها به سمت سرزمين موعود گشت  . تا جايي كه برخي او رايهودي پنهانکار متجدد مي دانند بدين ترتيب  دومين انحراف بزرگ در مسيحيت ايجاد شد واين آغاز سكولاريسم در جوامع مسيحي بود . كالوين از ديگر بدعت گذاران مسيحي در همين فرآيند بود كه ربا را مباح اعلام كرده و با اين كار صرافان يهودي علنا مشغول به كار شدند و نظام سرمايه داري مدرن افتتاح شد . بدين ترتيب در عرض مدت كوتاهي سر مايه داران يهودي قد راست كردند و و نظام اقتصادي اروپا در دست گرفتند .

پيوريتانها از همين گروه و بيشتر از يهوديان انگليسي بودند كه بعد از كشف قاره آمريكا به آن سرزمين مهاجرت كردند . امروزه سينماي هاليوود سعي دارد با توليد فيلم هاي سينمايي فراوان , مهاجرتبه آمريكا و اعلام استقلال آمريكا را تبديل به يك امر حماسي  ومردمي كند و آنرا به عنوان هويت تاريخي آمريكا نشان دهد . پيوريتانها چنان به آمريكا دلباخته بودند كه دوست داشتند نام نيو اسرائيل را به آمريكا بدهند . آنها پس از سكونت در آمريكا ضمن  قتل عام بوميان – براي اينكه رقيبي از فرهنگ و نژاد ديگر نداشته باشند – به سرعت با برده داري  به توسعه اين سرزمين پرداختند و سپس شريان هاي اقتصادي آمريكا وكل غرب را در اختيار گرفتند .

1- 3 يكي از مهمترين تحولات مغرب زمين جريان روشنفكري سكولار ( ولتر , ديدرو , روسو و ... ) در غرب بود كه كه متأثر از فلاسفه اروپايي آن زمان ( از دكارت تا كانت ورومانتيسم ) بود. جريان روشنفكري براي بقاي خودوتأثير گذاري بر فرهنگ و انديشه جهان از تشكيلاتي پيچيده  وسري بهره مي برد كه به فراماسونريمشهور گشت . فراماسونري كه اغلب توسط يهوديان هدايت مي گشت و بسياري از سمبلهاي يهودي را در خود داشت تاوظيفه داشت تا نخبگان را جذب كند , آموزه هاي فكري غرب را به آنها القا كند وسپس ار لحاظ عملي و تشكيلاتي آنها را وابسته و سر سپرده تمام عيار خود سارند.

فراماسونري عاملي مهم بري ايجاد انحراف در كشور هاي مشرق زميني مثلا ايران شد همه روشنفكران و سياستمداران اين كشورها براي مطرح شدن و قدرت گرفتن , مجبور بودندكه تابع و عضو اين تشكيلات پيچيده بين المللي باشند . بسياري از انحرافات مردم ايران در عصر مشروطه كه براي غرب زده كردن عوام و خواص صورت گرفته بود ، توسط اين تشكيلات انجام مي شد . عدم تقيد به شريعت خاص , از دست دادن غيرت ديني , از دست دان شعور و تعقل ديني , مقلد و مسحور غرب بودن , ازجمله تأثيراتي بود كه اصحاب فراماسونري مي پذيرفتند . ولي عوام مردم كه همچنان تابع علما روحانيت بودند  ، كمتر وامدار روشنفكران مي شدند . از اين رو لازم بود  تابراي عوام مردم كه متدين و و علاقمند به آموزه هاي ديني بودندهمفکر مي شدند .

بدين منظور تشكيلات سري يهود در عالم تسنن وهابيت ودر عالم تشيع بهائيت را ايجاد كرد تا بتوانند عموم مردم را نيز به سمت آموزه هاي  غربي بكشانند .

1-4 از قرن بيستم  با انحلال تدريجي فراماسونري – كه ديگر نيازي بدان نبود – وبا توجه به بحران هاي دروني غرب، نظام زرسالاران بين المللدر صدد بر آمدند تا اتحاد مسيحي – يهودي را به بالاترين سطح خو برسانند بدين منظور برآن شدند تا با تشكيل فرقه هاي مسيحيت صهيونيستي از عقايد خود مسيحيان استفاده كنند و آنها را براي جنگ جهت ظهور حضرت مسيح (ع) ( منجي ) متحد و آماده كنند . به ويژه مسلمانان كم كم متوجه سلطه جهاني غرب شده بودند و سعي داشتند تا با رجوع به اسلام ,در مقابل ظلم وسيطره غرب و به ويژه يهوديان كه در بسياري از سرزمين هياسلامي – تركيه , فلسطين : ايران و ... - مسلط بودند , صف آرايي كنند . كابالا گرايي يكي از اين فرقه ها بود كه با ورود مستقيم يهوديان شكل گرفت و با شكل دادن به آداب و رقص هاي خاص شيطاني بسياي از هنر مندان جهان  را به خود جذب كرده و مي كند. هزاره گرايان ( ميليتا ليسم ) از جمله اين فرقه هاي مذهبي هستند كه با  طرح مؤكد اسطور ه جنگ آخرالزماني – آرماگدون – سعي دارند وانمود كنند كه در پايان دنيا با جنگ نهايي خير ( مسيحيان و يهوديان ) با شر ( مسلما نان ) – حضرت مسيح (ع) – در فلسطين ظهور مي كند.

اين فرقه ها از مهمترين تأثير گذاران برسينمي هاليوود هستند و اكثر فيلم هاي مشهور  جهاني و باكيفيت هاليوود تحت تأثيراعتقادات  آنها و در جهت توجيه ميليتاريسم آمريكا ساخته مي شود ( مثل سه گانه ماتر يكس , سه گانه ارباب حلقه ها , سه گانه ترمينا تور , روز استقلال , پايان جهان و ... )

امروزه صهيونيست ها ي مسيحي فقط از پروتستان ها نيستند , بلكه كاتوليك هاي ظاهري فراواني هم به  صهيونيسم بين الملل كه مر كز آن در نيويورك است پيوسته اند . آنها از لحاظ مالي , بزرگترين منابع اقتصادي دنيا را در اختيار دارند و تقريباَ تمام شركت هاي فرامليتي بزرگ ( مثلاIBM ) و تمامي رسا نه هاي مشهور و بزرگ در اختيار آنهاست . راکفلرهاو روچيلد ها از جمله خاندان هاي پشت پرده اين جريان مي باشند . ICEJ  از جنله مهمترين نهاد هاي مسيحيت صهيونيستي است  كه از سال 1980 تا كنون مشغول فعاليت است و نخست وزيران رژيم صهيونيستي همواره در آن سخنراني مي كنند . JTF دومين بنياد مهم اين مجموعه است كه غير از فعاليت هاي فرهنگي و سيا سي به تهور و فعاليت هاي خشن نيز مي پردازد انجمن آمريكايي اتحاديه يهوديان و مسيحيان سومين گروه بزرگ  اين مجموعه است كه داراي نفوذ فراواني در آمريكا و رسا نه هاي جمعي دنيا است . از لحاظ سياسي , نومحافظه كاران و دموكرات ها هر دو به مسيحيت صهيونيستي معتقدند ولي با توجه به نفوذ بيشتر يهوديان در گروه اول , دموكراتها توفيق كمتري در خوش خدمتي به اسرائيل يهودي بين الملل داشته اند . اين گروه سياسي قصد دارد تا با تغيير نقشه خاور ميانه و تحقق قطعي نيل تا فرات , كمر بندي نظامي در خاور ميانه ايجا كند .

2- صهيونيست اسلامي

2-1 نظام صهيونيست بين المللي پس از سالها مطالعه و تحقيق در مورد اسلام و فرقه هاي مختلف مسلمين , براي انحراف در اسلام و اينكه بتواند حركت انقلابي و اصول گرايانه اسلامي را كنترل كند , دو شق مهم در اسلام ايجاد كرد . در اهل تسنن كه گرايش يشتر به ظواهر ديني داشتند وهابيت را ايجاد كرد تا هم اختلافات مذهبي در اسلام بيشتر شود و شيعيان تكفير كردند و از سوي ديگر اهل تسنن توانايي اجتهاد و تفكر در اسلام و وروح اسلام را از دست بدهند . درشيعه نيز با توجه به توجه به گرايش شيعيان به مهدويت (عج) و اطاعت آنها از مقام مرجعيت اصول گرا بهائيت را ايجاد كرد تا بتواند مردم را به سمت تفسيري انحرافي از  دين اسلام ببرد كه منجر به پذير ش غرب ,روشنفكري و نهايتاَ صهيونيسم توسط جمعي از مسلمين گردد . و هابيت و شاخه نظامي امروزي آن – القاعده – خدمات فراواني به صهيونيسم انجام داد كه اين مقاله جاي ذكر آن نيست . بابيت و بهائيت نيز امروزه در ارتباط مستقيم  و آشكار با اسرائيل و شبكه جهاني صهيونيسم است . اين مساله آنقدر واضح است كه ما ازتفضيل بيشتر آن صرف نظر مي كنيم كه علل عقيدتي اتحاد فرقه فعاله بهائيت با صهيونيسم جهاني را مختصراَ تذکردهيم :

2-2 بهائيت با غائله باب شروع شد و از لحاظ تاريخ مديون باب است ولي بعد ها بسياري از تر ك هايي كه اصالتا يهودي بودند به گسترش و بين المللي كردن  بهائيت اهتمام ورزيدند . از جمله آنها عباس افند و به ويژه شوقي افندي است. دراينحا اصلا قصد مباحث تاريخي در مورد بهائيت را نداريم و لي با توجه به اينكه آراء بهائيت اکثرا از حسينعلي بهاء اقتباس شده است   , ما سعي داريم تا بيشتر با تكيه برنظريات وي به نقد عقيدتي بهائيت بپردازيم و البته بايد توجه كرد كه نقد بهائيت همانا نقدعقيدتي بهائيت   همانانقد ديني تولرانسي – آسان بودن يا مباح بودن همه چيز- غربي است که سالها   از طريق ديگر توسط روشنفكران فراماسونر كشورمان تبليغ و ترويج مي شد ميرزا ملكم خان , فتحعلي آخوند زاده , تقي زاده , كسروي وديگران از لحاظ عقيدتي تفاوت جو.هري با فكر بهايي ندارند. همان طور كه قبلا گفته شد روشنفكري سكولار و وابسته و بهائيت دو تيغ يك قيچي هستند كه قصد ايجاد انحراف و نابود ي اسلام حقيقي را دارند .

بايد توجه داشت كه بهائيت برا ي مشروع جلوه دادن خود و فريب افكار عمومي از برخي آراء فلسفي و عرفاني  اسلام و بر گزيدگان نيز استفاده اي نا به جاکرده و سعي کرده است تا به  نوعي با مطرح ساختن آنها و بااستفاده از ادبيات دين اسلام , مردمان را به سمت خود جذب كنند .

همانطوريكه  در مسيحيت انحرافي امروز : آغاز جشن هاي ميلاد مسيح (ع) را با فسق و فجور و لهو و لعب آغاز مي كنند . بهائيان نير با ايام « هاء » كه پنج روز است و مصادف با عيد نوروز مي شود , سال را آغاز كرده و در آن روز ها خود را « رفع القهلم » - يعني مباح بودن  انجام هر كاري – مي دانند .

- بهاء : در بخش هايي ار الواح خود ايرانيان را زيان كار ترين مردمان جهان مي داند و ادعا مي كند كه در منابر آنها مقصود جهانيان ( يعني بهاء !)  سبب مي شود كينه بهائيان از وحانيت مساله اي عميق و قديمي است . چرا كه اگر هوشياري روحانيت نبود , آنها هم اكنون قدرت و نفوذ بسياربيشتر در جوامع شيعي و اسلامي داشتند .

- بهاء به پيروان خود توصيه مي كند : « زباني اززبان ها را اختيار كنيد كه هر كسي روي زمين بدان سخن بگويد و همچنين از خطوط , اين سبب اتحاد است اگر شما بدانيد و علت بزرگ اتفاق و تمدن است اگر شعور داشته باشيد . , در واقع بهائيان با پراكندگي فراوان  درروي زمين سعي دارند تا همچون يهوديان ضمن اينكه اتحاد تشكيلاتي و هويت قومي خود را حفظ مي كنند,  سيطره ي بين المللي داشته باشند  . امروزه در اکثر کشور هي مهم دنيا مراکزي بري تبليغ و تدريج ين يين يجاد شده و پيروان بهائيت » همه جي دنيا :سعي در نفوذ دارند .

- علي رغم ينکه بهائيان وامدار  شيخيه و بابيان هستند ولي بهاء در سخنان خود ين دو فراقه را ( به ويزه بابيان ازلي ) مورد حمله قرار مي دهد  که چرا به او نپيوستند و انشقاق پيدا کردند . درواقع هر چند بهاء بري ادعا هي خود مجبور است ادعي علما و مرشدها و اوليا را در آورد ولي در نهيت پيروان آن فرقه ها را تمسخرمي کنند . وي علما ي شيعه را متهم مي کند که از حق خود اعراض کردند و سخنان او را نپذيرفتند .

- بهاء مي گويد : چقدر عبادت کننده ي که اعراض کرده و چقدر تارک تارک عبادتي که اقبال  کرده .... چقدراز غافلاني که با خلوص به ما اقبال نمودند و ... چقدر از خردمنداني که ما آنها را به سوي آتش برگردانديم . »

- ين امر بار ديگر ين موضع را مورد تأکيد قرار مي دهد که بهائيت عوام را هدف قرار داده است چرا که خود مي دانند دربين انديشمندان و عالمان هيچ ديني نمي       توانند جيي داشته باشند . بنا برين اولاً پاسخ به ين سوال مقدر مي دهد که چرا انديشمندان و دانشمندان بهيي نمي شوند و ثانياً تأکيد مي کند که عوام در بين عوام هم بيشترگناهکاران و افراد غير مذهبي به ين دين وارد مي شوند . ين مساله ي است که آنرا علناً مشاهده مي کنيم  و بارها در ين مقاله بر آن تأکيد کرديم .

- اباحي گري فراواني دراحکام شريعت بهائيان مي توان ديد . مثلًا مسافر مي تواند نماز نخواند . پوشيدن ابريشم و تراشيدن ريش مباح مي شود . و آلات جنگ و جهاد برآنان ممنوع است . مشابه ين احکام درباره طهارت نکاح و ديگر مسائل فقهي نيز وجود دارد . بهاء علنا مي گويد :« چيزي را که عقول مستقيمه انکار نداشته باشد ، عمل کنيدو خود رابازيچه نادانان قرار ندهيد   .» درواقع بهائيت در تلاش است تا با احکامي که مطابق بر مشهورات متداول غربي يا غربزده زمان حاضر باشد ، به نوعي مردمان را منطبق و در شريط جهاني کنوني تغيير دهد .

ين در حالي است که فکر کردن و بحث کردن در مور بهائيت بري بهائيان ممنوع است :« کسي که کمتراز يک آني توقف کند از متجاوزان است .» بيد بلافاصله نظرات بها ءر ا بي هيچ شبهه ي پذيرفت :« کسيکه به ين اصل ومقام اعلي فائز نگردد ، بادهي شبهات او را حرکت مي دهد و مقالات مشرکين او را منقلب مي کند .»

- « با اديان به روح وريحان معاشرت کنيد .» ين اعتقاد بهائيان  جهان تولرانس ديني است که مورد احتياج شديد سکولاريسم است . چرا که اگر کسي بخواهد به دين خاصي کاملاً معتقدو از لحاظ عملي متعهد باشد ، نمي تواند بي رنگ و بو شود وتابع نظام  سلطه  جهاني گردد ، بهاء به بهانه مبارزه با تعصب جاهلي ( که در واقع مورد نقد اسلام است ) سعي کرد تاديني بسازد که تمسک به آن مشکلي را بري جهان غرب يجاد نکند .

- بهاء توصيه مي کندکه آنها دومقام ودو قبله داشته باشند و در هر دو به مناسک ديني بپردازند . نتيجه ين تقاضا را امروزه شيد بتوان در اسرائيل که پيتخت مذهبي بهائيان است (حيفاء ) مشاهده کرد . بدين ترتيب بهائيان نيز همچون مسيحيان صهيونيست ،فلسطين را پيتخت مقدس خود قرار مي دهند تا بتوانند با سير گروه هي سلطه طلب باطل جبهه متحدي را بري انحراف مردم از ديانت اسلام و عاليترين جلوه حق آن يعني شيعه انقلابي تشکيل دهند.

- از لحاظ اقتصادي احکام بهائيت طوري طراحي شده است که بودجه مناسبي رادر اختيار سران خود قرار دهد مثلا فرد زنا کار بيد 9 مثقال طلا بپردازد و احکام قصاص تبديل به ديه مي شوند تا هم احکام قاطع اسلام از بين برود و هم بودجه دائمي بري سران بهائي وجود داشته باشد . طلا ونقره برعکس  اسلام در بهائيت فلز هي محبوب هستند و استفاده از آنها جيز است  . زکات ، اوقاف و ... نيز سير احکام اقتصادي بهائيت است .

3- نتيجه گيري

ارائه گزارشي حتي اجمالي از انحرافات بهائيت و به ويژه جوهره انحراف آنها که نفي مهدويت حضرت حجت (عج) و نفي مرجعيت روحانيت شيعه است ، مجال بيشتري مي  طلبد .

در پيان بيد توجه داشت که عقيد امروزي بهائيان که در سيت هي آنها موجود است ، قرابت بيشتري به مسيحيت و يهوديت پيدا کرده است .

زيرا بر خلاف دوره بهاء که در نزد مسلمين بود و بيد به گونه ي اظهار نظر مي کرد که صبغه اسلامي و عرفاني داشته باشد ، امروزه بهائيت بيد بيشتر خود را منطبق با فرهنگ بين الملل صهيونيسم سازد .

به همين خاطر تغييراتي را بري امروزي کردن بهائيت در اعتقادات يشان شاهد هستيم ( مثل در محوريت قرار دادن عشق خداوند – و کلمه خداوند – يعني بها – به تقليد از مسيحيان) اما بيد دقت داشت که همانطور که قبلاً گفته شد بهائيت نياز  زيادي به نقد علمي و فلسفي ندارد و اساسا ً در سطحي نيست که بخواهد خواص و نخبگان را جذب کند .

راه مبارزه با بهائيت ضمن اجري  احکام صريح مراجع شيعه در سراسر جهان گسترش اسلام ناب محمدي (ص) با محور مهدويت بوده که امروزه هدف اصلي حملات صهيونيسم يهودي ، صهيونيسم مسيحي و صهيونيسم اسلامي است .

خواندن 1438 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی