×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 667

مرگ احمد فنائیان تکرار موج سواری فرقه ضاله بهائیت

چهارشنبه, 04 اسفند 1395 ساعت 07:57 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

 بهائیت در ایران :  با پیروزی انقلاب اسلامی 1357 در ایران، تشکیلات بزرگ‌ترین ضربه را به پیکره‌ی نظام‌سلطه و دست‌پرورده‌ی آنان (فرقه‌ی جاسوس‌پرور بهائیت)،[1] وارد آمد . فرقه ای که در نظام پهلوی خصوصا پهلوی دوم به فرصتی طلائی برای بست و گسترش اعتقادات و بنیه اقتصادی بدست آورده بود به یکباره خود را در مقابل توده‌های عظیم ملّت ایران ناتوان و محکوم دید لذا  به شانتاژ و مظلوم‌نمایی روی آورد.[2]

فرقه‌ی بهائیت از آن‌جا که به هر ریسمانی برای اعلام وجود خود و سیاه نمائی نظام اسلامی استفاده میکند ، از هر کاه، کوه می‌سازد؛ اخیراً ماجرای قتل یکی از شهروندان بهائی را دست‌مایه‌ی شانتاژ خود ساخته است. شبکه‌ها و رسانه‌های معاند انقلاب نیز در این راستا، به هم‌دستی با تشکیلات بهائیت روی آورده‌اند. خبرهای مربوط به مرگ این شهروند ایرانی، به قدری متناقض است، که به راحتی می‌توان به انگیزه‌ی ضدّاسلامی و ضدّایرانی نویسندگان و انتشاردهندگان آن پی برد. در ادامه به دو روایت از ماجرای قتل این شهروند ایرانی خواهیم پرداخت.
روایت اول: یکی از شبکه‌های مجازی وابسته به فرقه‌ی بهائیت، ماجرای قتل احمد فنائیان را بدین صورت نقل می‌کند: «احمد فناییان، شهروند بهائی
۷۵ ساله ساکن مهدی‌شهر (سنگسر) از توابع سمنان، هنگام سرکشی به دامداری‌اش در شهرستان «درجزین»، توسط افرادی ناشناس به قتل رسیده و جسدش سوزانده شده است. تاکنون دلیل ارتکاب قتل، مشخص نشده و از مذهبی یا غیرمذهبی بودن انگیزه قاتل یا قاتلین اطلاعی بدست نیامده است».[3] این منبع خبری بهائی، در ادامه به نقل از برادر مقتول می‌نویسد: «در دامداری احمد فناییان، چهار چوپان اَفغان کار می‌کردند و همان جا هم می‌خوابیدند. از روز پیدا شدن جسد، این چهار چوپان هم مفقود شده‌اند... زمان وقوع جنایت توسط پزشک قانونی اعلام نشده، ولی به دو دلیل احتمالاً قتل و سوزاندن جسد در روز جمعه ۱۷ دی ماه انجام گرفته، چون  برادر مقتول وقتی جسد را پیدا می‌کند، کاملا سرد شده و هیچ اثری از گرما در جسد باقی نمانده است. همچنین هنگامی که برادر و برادرزاده مقتول به دامداری می‌رسند، متوجه می‌شوند که گوسفندان از فرط گرسنگی سرو صدا می‌کنند، به طوری که آن‌ها مجبور می‌شوند اول به آن‌ها غذا داده، سپس به دنبال آقای فناییان بگردند».[4]
روایت دوم: اما روایت دومی که بهائیان، از قتل احمد فنائیان بدان استناد می‌کنند: «احمد فناییان
۶۰ ساله به جرم بهایی بودن، به آتش کشیده شد و در نهایت سکوت و تنهایی و بدون آن‌که امیدی برای نجات داشته باشد به دست عدّه‌ای نامعلوم، به فجیع‌ترین وضع ممکن به آتش کشیده شد و 4 کارگر دامداری نیز ناپدید شده‌اند... خانواده‌ی مقتول، هنگامی که وارد دام‌داری می‌شوند، فضای دامداری یک جوری خفقان‌آور می‌یابند. بوی عجیب سوختگی، فضا را گُنگ و وَهم‌آلود ساخته بود، در همین زمان دلشوره و نااُمیدی، با جسدی سوخته روبه‌رو می‌شوند».[5] نویسنده‌ی این سایت خبری همچنین مدعی می‌شود: «لَکه ننگین جمهوری اسلامی کُشتن بهاییان، ترورها، اعدام‌ها بازداشت‌ها و ناپدید شدن‌ها، فشارهای اقتصادی و اجتماعی، محرومیت از کار و تحصیل و اِلقای احساس همیشگی ترس و نداشتن اَمنیت به آن‌هاست».[6]
با توجه به سردرگمی و اختلافات مبنایی نقل خبر این دو منبع (که بهائیان بدان استناد می‌کنند)، نظیر؛ سِنّ مقتول (60 ساله؟ یا 75 ساله؟)، انگیزه‌ی قتل (احتمال دزدی؟ یا بهائی بودن؟)، قاتل (مشخص نیست؟/ دولت؟/ مسلمانان؟)، ، وضعیت جنازه (سردی جَسد هنگام کشف؟ یا تازگی و پیچیدن بو در فضا؟)؛ می‌توان به این نقطه مشترک رسید که انگیزه‌ی ناقلان این خبر، نه دلسوزی برای مقتول بوده و نه کشف حقیقت بوده است . 
با ملاحظه‌ی این تناقض‌گویی‌ها، می‌توان دریافت که انگیزه‌ی ناقلان این خبر، صرفاً ابراز دشمنی با نظام اسلامی و اتهام به مسلمانان ایران، می‌باشد. چرا که اصطلاحاً تشکیلات بهائی تلاش می‌نماید که از ماجرای قتل این شهروند، پله‌ای برای پیشبرد اهداف خود فراهم سازد. مهم‌تر از همه آن‌که تشکیلات بهائی در این ماجرا، صراحتاً و بی‌پرده، مردم مسلمان ایران را به اتهام جرم ثابت نشده، وحشی و بی‌رحم خوانده و به شعور آن‌ها توهین کرده است! البته توهین بهائیان کنونی به ایرانی و باورهایش، ریشه در گفتار
 و تعالیم رهبران بهائیت نسبت به این ملّت دارد.[7]

حال باید از انتشار دهندگان این گزارشات باید پرسید آیا اینگونه موارد قتل در جامعه دیگر و اقلیتهای ساکن ایران اتفاق نیفتاده ، چرا باید هر اتفاقی در جامعه بهائی را به نظام حاکم وصل کنیم . یک اتفاق در هر جای دنیا ممکن است روی دهد و برای پیگیری آن هم سازمان و نهاد مشخصی مسئول هستنند . بطور قطع بیان نسنجیده  مطالب میتواند بر نفرت احاد جامعه نسبت به فرقه ای با کارنامه سیاه در این سرزمین خواهد افزود .

پی‌نوشت:

[1]. جهت مطالعه‌ی بیشتر بنگرید به مقاله‌ی: فرقه‌ی جاسوس‌پرور بهائیت
[2]. در این سند، نهاد رهبری بیت‌العدل بهائی، رسماً مظلوم‌نمایی را ابزاری کارآمد برای تبلیغ خود می‌داند: ج. اسلمنت، بهاءالله و عصر جدید، ترجمه‌ی سلیمانی، بی‌جا: مؤسسه‌ی ملی مطبوعات امری، 133 بدیع، صص 101-100.
[3]. به نقل از شبکه‌ی خبری فضای مجازی تشکیلات بهائی، موسوم به اخبار و بشارات آیین بهایی.
[4]. همان.
[5]. پایگاه خبری تحلیلی نگام، عنوان مقاله: در هیاهوی پلاسکو، دامدار
۶۰ ساله بهایی را آتش زدند، تاریخ انتشار: 1395/11/14.
[6]. همان.
[7]. جهت مطالعه‌ی بیشتر بنگرید به مقاله‌ی:
 توهین به ایرانی و باورهایش توسط بهائیت!

 

 

 

خواندن : 1637 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی