بهائیت آئین تناقضها

سه شنبه, 12 دی 1396 ساعت 09:01 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

کوتاه خواندنی

بهائیت در ایران : پیامبرخوانده‌ی بهائیان در توجیه ناتوانی خود از توان پاسخ به درخواست معجزه‌ی مردم، اساساً حجیت معجزه را منکر می‌شود و تنها کلمات انبیاء را بزرگ‌ترین نشانه‌ی مظهریت آنان معرفی می‌کند. این در حالیست که وی از یک‌سو حجیت عامه‌ی کلام الهی را منکر شده و آن را قابل تأویل می‌داند و از سویی دیگر دلیلیت معجزه را منکر می‌شود!

 

مدعی پیامبری بهائیت که بر خلاف پیامبران الهی گذشته، ناتوان از پاسخ به درخواست معجزه‌ی مردم بوده؛ اساساً معجزه را دلیلی بر حقانیت پیامبران الهی ندانسته و مدعی می‌شود: «معجزات انبیاء دلیل قاطع بر حقانیت و اعتبار تعالیم آن برگزیدگان الهی نیست، بلکه کلمات ربانی که از قلم یا لسان انبیای الهی در هر دوری از ادواری صادر شده، بزرگ‌ترین و آشکارترین نشانه مظهریت آنان بوده است».[1]
در پاسخ به این ادعای پیشوای بهائیان می‌بایست گفت:
اولاً: از نگاه اسلام، معجزه برهان و دلیل بر اثبات مدعی نبوت است نه دلیل بر صحت تعالیم و معارف وی، زیرا
 صحت معارف و تعالیم از راه عقل ثابت می‌شود. چرا که مردم چون مدعی نبوت را مانند خود یک بشر می‌پندارند، برای اثبات ادعای او با عالم غیب، احتیاج به معجزه دارند تا گواهی بر صداقت او بیابند: «... قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ [ابراهیم/10]؛ گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد مى‏‌خواهيد ما را از آن‌چه پدرانمان مى‌پرستيدند باز داريد پس براى ما حجتى آشكار بياوريد».
ثانیاً: پیامبرخوانده‌ی بهائیان که کلمات صادره از زبان
 پیامبران را آشکارترین نشانه‌ی مظهریت آنان می‌داند، چگونه اعجاز قرآن مجید و فصاحت آن را کافی نمی‌داند و معتقد است حجیت عامه ندارد و قابل تأویل است: «کلام الهی فصیح است ولی این معنا کافی نیست، برای این‌که حجیت عامه ندارد و از طرف دیگران قابل تأویل است».[2]
اما به راستی چگونه حسینعلی بهاء،
 متون الهی را که قابل تأویل می‌داند، بزرگ‌ترین نشانه‌ی حقانیت پیامبران معرفی می‌کند و در عین حال برای معجزه (که نزد همه دلیلی قاطع بر صحت ادعای رسالت است)، اعتباری قائل نیست؟! در این صورت این تناقض آشکار در گفتار حسینعلی نوری، چگونه قابل توجیه است؟! با این حال نمی‌توان نتیجه گرفت که انکار حجیت معجزه از سوی پیامبرخوانده‌ی بهائیان، صرفاً به خاطر ناتوانی او بوده است!

 

پی‌نوشت:
[1]. حمید فلاحتی، مهدی مهدی فاطمی‌نیا،
 دیدار با تاریکی، تهران: عابد، 1390، ص 182.
[2]. علی‌مراد داودی،
 الوهیت و مظهریت، کانادا: مؤسسه‌ی معارف بهائی، 1996 م، ص 268.

خواندن : 34 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی