تکلیف رهبری در بهائیت آیا همان شد که جناب عبدالبهاء پیش بینی کرد ؟

دوشنبه, 18 دی 1396 ساعت 09:24 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران : بارها در اینخصوص مطلب درج نموده ایم اما به نظر میرسد تکرار این موضوع برای پیروان فرقه ضاله بهائیت مفید باشد . از آنجهت که تکلیف خود را بدانند . در الواح وصایای عبدالبهاء، دو رکن جدا نشدنی برای رهبری جامعه‌ی بهائیت، به نام‌های «بیت‌العدل و ولی‌امر» تعیین شده است. عبدالبهاء وظیفه‌ی بیت‌العدل را قانون‌گذاری در امور غیرمنصوص و وظیفه‌ی ولی‌امر را ریاست بر آن تعیین کرده است. اما اینک که تشکیلات بهائیت از وجود ولی‌امر تُهی است، بی‌تردید مشروعیت نهاد بیت‌العدل زیر سوال است .

 

همانطور که در اسناد  بجا مانده از عباس افندی تحت عنوان الواح وصایا آمده "  دو نهاد را به مثابه دو رکن و دو پایه‌ی اساسی برای رهبری جامعه‌ی بهائی پس از خود، به نام‌های «بیت‌العدل و ولی‌امر» تعیین می‌کند."
وی، وظیفه‌ی نهاد بیت‌العدل را قانون‌گذاری در امور غیرمنصوص (مسائلی که در آثار پیشوایان بهائی، حکم آن بیان نشده)[1] و ولی‌امر را رهبر و عضو جدانشدنی این نهاد معرفی و تمام بهائیان را به اطاعت بی‌قید و شرط از دستوراتش فرا می‌خواند: «حصن متین امرالله (پناهگاه استوار بهائیت) به اطاعت از مَن هو ولی امرالله (کسی است که ولی‌امر است) محفوظ و مصون ماند و اعضای بیت‌عدل و جمیع اغصان و افنان و ایادی امرالله، باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد (فرمان‌برداری) و توجه و خضوع و خشوع را به ولیّ امرالله داشته باشند».[2]
عباس افندی همچنین تشکیل جلسات نهاد بیت‌العدل را بدون حضور ولی‌امر یا نائب و وکیل او صحیح نمی‌داند: «ولیّ امرالله رییس مقدّس این مجلس و عضو أعظم ممتاز لاینعزل (عزل نشدنی). و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود، نائب و وکیلی تعیین فرماید...».[3] وی همچنین وجوه شرعی پرداختی بهائیان را مخصوص و متوجه ولی‌امر دانسته: «حقوق الله راجع به ولیّ امرالله است»[4] و تأکید می‌کند که ولی‌امر در زمان حیات خود، می‌بایست جانشینی تعیین کند تا میان بهائیان اختلاف ایجاد نگردد: «ای أحبّای الهی، باید ولیّ امرالله در زمان حیات خویش مِن هو بعده (جانشین خود) را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد».[5]
اما اینک که تشکیلات بهائیت از وجود ولی‌امر تُهی است، دو احتمال در خصوص پیش‌بینی نهاد رهبری پس از عبدالبهاء متصور است. اول اینکه عباس افندی (که بهائیان وی را پیشوایی الهی می‌پندارند) در خصوص آینده‌ی بهائیت جاهل بوده و تنها نظامی خیال‌بافانه، برای خود ترسیم کرده است. دوم اینکه ادعای مقام ولایت امری «میسن ریمی» صحیح بوده و اعضای بیت‌العدل بخاطر منافع خود، از وی اطاعت نکرده و او را آماج توهین‌های خود ساختند. اما در این بین، تردیدی نیست که بیت‌العدل کنونی حیفای اسرائیل، مشروعیت نداشته و این نهاد به صورت خودسر، مسئولیت‌های ولی امر را عهده‌دار شده و اموال اهدایی بهائیان را مصادره می‌کند.

پی‌نوشت:

[1]. ر.ک: عباس افندی، الواح وصایا، محفل ملّی بهائیان پاکستان: مطبعه‌ی استرلینگ گاردن رود، نوامبر 1960، ص 21.
[2]. همان، ص 12.
[3]. همان، ص 16.
[4]. همان، ص 16.
[5]. همان، ص 13.

 

 

خواندن : 152 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی