راههای شناخت مدّعیان دروغین نبوت و رسالت

یکشنبه, 10 تیر 1397 10:09 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

نویسنده: مینو هاشمی

 وجود مدّعیان دروغین از مسیلمه ی کذّاب در زمان پیامبر خاتم (ص) تا باب و بهاء و به نوعی هم کسروی در این دوران اخیر ، و حمایت گروهی از دنیاپرستان ، شکم پرستان و پیروان هوای نفس و تعدادی از مردم عوام و مستضعف از آنها و در مواردی حمایت سیاستمداران و حاکمان خود سر و مستبد ، به صورت یک واقعیت عینی تلخ در بستر تاریخ بشری خودنمایی می کند و روشن است که تن دادن به چنین دعوتهای دروغین که متٲسفانه در تاریخ سابقه ی زیادی هم داشته و هم اکنون نیز آثار آن گرایش های غلط در گوشه و کنار جامعه انسانی به چشم می خورد ، گام گذاردن در بیراهه و گمراهی و افتادن در دام شیطان و پیروی از اوست. لذا لازم است که انسان راههای شناخت مدّعیان دروغین نبوت و رسالت را بداند تا به گمراهی و بیراهه نیافتد.

در این بخش قصد داریم به صورت مختصر ، چند مورد از راههای شناخت مدّعیان دروغین نبوت و رسالت را خدمتتان ارائه دهیم ، انشاء الله که مفید واقع گردد:

1- مدعيان دروغين مردم را به پرستش خويش دعوت مى‏كردند:

پیامبران شیوه ای جز خداپرستی و دعوت به خدای تعالی نداشتند. اگر مردم به غلط و بر اساس باوری نادرست بخواهند پیامبری را در جایگاه الوهیّت قرار دهند، خداوند و همان پیامبر به میدان آمده و با این حرف و اعتقاد نادرست به شدت معارضه کرده ، آن را نفی خواهند کرد.

پیامبر اکرم پیشاپیش و به منظور پیشگیری از بروز پدیده غلو درباره خود فرمودند:

"لا ترفعونی فوق حقّی فانّ الله اتّخذنی عبداً قبل ٲن یتّخذنی نبیّاً "(بحارالانوار25/134)

ترجمه: مرا بالاتر از مقام و جایگاهی که دارم ، قرار ندهید ؛ که خدای تبارک و تعالی پیش از آنکه مرا به پیامبری بپذیرد ، مرا به بندگی خود پذیرفته است.

اما زمانیکه کتب بهائیان را مطالعه و  بررسی  می کنیم ، مشخص می گردد که  عباس افندی  بهائیان را به پرستش و بندگی و ستایش بهاء الله تشویق می کرد و عبودیت اغنام در برابر بهاء را می ستود و بهائیان را" بندگان صادق جمال قدم" خطاب می کرد.( گلزار تعاليم بهائی/ ٢١٠)

البته قبل از جناب بهاء الله نیز ، میرزا علی محمد باب خود را ذات الله می داند و بیان می کند:

"  اِنَّ علی قبل نَبیل ذاتُ اللهِ و کَینونیَّتِهِ "(بیان عربی ، بخش دوم به نام لوح هیکل الدین /5)

 ترجمه: بدرستی که علی قبل نبیل (علی محمد باب) ذات خدا و جوهر هستی اوست.

بنابراین می بینیم که مدعيان دروغين مردم را به پرستش خويش دعوت مى‏كردند ، اما همه ی پیامبران یک سخن داشته و آدمیان را به یک چیز فراخوانده اند: خدای را بپرستید !

(مائده /72، اعراف/59، عنکبوت /16)

 2- مدعيان دروغين دارای علم الهی نبوده اند:

یکی از نشانه های پیامبرحقیقی این است که صاحب علم فراوان است . این علم بدون شاگردی و تعلّم نزد معلمی از بشر، برای او حاصل شده است و صرفاً عطای خداوند متعال است.در آیات متعددی از قرآن کریم ، به این علم الهی انبیاء اشاره شده است ، به عنوان نمونه آمده:

"وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا"(بقره/31)

ترجمه: و (خداوند) به آدم (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) تمامی اسم ها را آموخت.

بنابراین منشٲ علم انبیای الهی و از جمله پیامبر خاتم (ص) به عنوان حجّت های خداوند در زمین و در میان مردم ، علم بی کران الهی است. اما در مورد باب و بهاء اینگونه نیست . اسنادی وجود دارد که نشان می دهد باب امّی نبوده است ، به عنوان نمونه می توان موارد زیر را ارائه نمود:

الف - علی محمد شیرازی در کودکی و در نوجوانی ، بنا به تصریح نبیل زرندی در کتاب (تلخیص تاریخ نبیل) و میرزا ابوالفضل گلپایگانی در کتاب ( کشف الغطاء) و اشراق خاوری در کتاب ( گنجینه حدود و احکام) و مقاله(نفحات مشکبار) و رساله (ایّام تسعه) و کتاب (رحیق مختوم) و کتاب ( قاموس توقیع منیع مبارک ) و عبدالحسین آواره در کتاب (کواکب الدریه) و فاضل مازندرانی در کتاب های( اسرار الآثار خصوصی) و ( ظهور الحق) و احمد یزدانی در کتاب (نظر  اجمالی به دیانت بهائی ) و علی اکبر فروتن در کتاب ( درس نهم اخلاق) و  ج.ای. اسلمنت در کتاب(بهاء الله و عصر جدید) ، به سفارش و خواسته دائی خود در سن 6 تا 8 سالگی در مدرسه (قهوه اولیاء) شیراز ، به مجلس درس شیخ عابد که از شاگردان شیخ احمد و شیخی مشرب بوده ، می رفته و  مدّت 5 سال به تحصیل قرائت و کتابت فارسی مشغول بوده است.

ب- فاضل مازندرانی در کتاب اسرار الآثار  آورده :

" در محضر سید رشتی مسائل عرفانی و تفسیر و تٲویل احادیث و آیات از طریق اثنی عشری و عرفانهای مربوط به شیخ احسائی را بسیار شنیدند و به   فقه امامی از روش آنان ورود نمودند. وچنانجه از آثارشان مستفاد می گردد در مطالب و مآرب شیخ و سید بیش از همه ی امور دیگر  وارد شدند و به آن مکتب نزدیک تر بودند.(اسرار الآثار 1/ 191)

ج- در جای دیگر خود سید علی محمد باب معترف است که:

" و لقد طالعت سنا برق جعفر العلوی و شاهدت بواطن آیاتها"

معنی : هر آینه کتاب سنابرق سید جعفر  علوی [مشهور به کشفی] را مطالعه نمودم و در عمق عباراتش نگریستم. (ظهور الحق 3/ 479)

د- باز هم در مورد سید باب در همان کتاب ظهور الحق آمده:

"درس مقدمات تا سیوطی و حاشیه ملا عبدالله بیشتر نخوانده بود..."(ظهور الحق  3/ 437)

 نتیجه آنکه بنا به آثار بهائی ، سید باب امّی نبوده ، بلکه همچون مردم عادی دانش خود را از این و آن آموخته و لذا سزاوار نام پیغمبر الهی نمی باشد.از اینها گذشته ، می بینیم که او به صراحت ادعا می کند فاقد چنان علمی است که مستوجب ادعایی باشد . وی در توبه نامه اش بیان کرده:

" این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعائی باشد استغفرالله ربّی و أتوب ٳلیه من أن ینسب إلی امر و بعضی مناجات و کلمات که از لسان جاری شده دلیلش بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجة الله (ع) را محض ادعای مبطل و این بنده را چنین ادعائی نبوده و نه ادعای دیگر. مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنان است که این دعاگو را به الطاف و عنایات بساط رٲفت و رحمت خود سرافرازفرمایند والسلام."( کشف الغطاء/205)

3- مدعيان دروغين دچار تناقض گویی می شوند:

فرد مدّعی از آنجا که به دروغ خود را به خدا نسبت می دهد ، نوعاً در جریان کار و گذران زمان دچار تناقض گویی می شود ؛ به طوری که یکی از ملاکهای شناخت اصالت قرآن و اثبات الهی بودن آن ، تناقض نداشتن آن بیان شده است. خداوند می فرماید:

"أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا"(نساء/82)

ترجمه: آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.

زمانيكه به آثار و بیانات بهاء الله رجوع مي نمائيم ، بعضاً تناقضاتي در آنها مي بينيم كه نمي توانیم به راحتي از كنار آنها بگذریم ، در این زمینه می توانید به لینکهای زیر رجوع کنید:

http://www.okaliptoos.blogfa.com/post-27.aspx

 http://www.okaliptoos.blogfa.com/post-28.aspx

4- مدعيان دروغين از آوردن معجزه ناتوان اند:

یکی از وسایل شناخت انبیای الهی ، برخورداری آنان از قدرت لایزال خدایی است که تحت عنوان "آیات " و "بیّنات"و "معجزات" نام برده  شده است.  معجزه نوعی ابزار قدرت الهی است که در لسان قرآن "آیه" یا "بیّنه " می گویند.

در قرآن کریم آمده:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ(الحدید/ 25)

ترجمه: ما رسولان  خویش را با نشانه های روشن فرستادیم و همراه آن ها کتاب و میزان را نازل کردیم.

تعبیر "معجزه"در قرآن به کار نرفته است ، زیرا "علم الهی "و "قدرت الهی" نشانه این است که این فرد با خدا تماس دارد ، از جانب خدا آمده و رسول خداوند متعال است. معجزه ، فعلی است که دیگران از آوردنش عاجز باشند . اما آیه و بیّنه هر گونه عمل و نشانه ای است  که ارتباط فرد را با خدا نشان بدهد. در واقع نشان دهد که او از جانب خدا آمده است . بنابراین هر چیزی که نشانه ارتباط او با خدا باشد ، می شود آیه و بیّنه ، لذا منظور را بهتر نشان می دهد. 

لازم به ذکر است که این قدرت ، موهبت الهی است و اکتسابی نیست. یعنی به وسیله ی ریاضت و ورزش و تمرین و ... واجد آن قدرت نشده اند ؛ بلکه از سوی خدای متعال به ایشان عطا می شود.

خلاصه کلام اینکه، مدعيان دروغين پيامبري از آوردن معجزه ناتوان اند.

در پایان به یک نمونه  از بیّنات می نگریم:

حضرت امیرالمؤمنین در خطبه ی قاصعه (نهج البلاغه- خطبه ی 234) می فرمایند:

"من با رسول خدا (ص) بودم که گروهی از قریش نزد آن حضرت آمدند و گفتند :...از تو درخواستی داریم؛ اگر آن را پاسخ مثبت دادی ، خواهیم دانست که تو پیامبر و فرستاده ی خدایی و اگر انجام ندادی ، خواهیم دانست که ساحر و دروغگویی . آن حضرت فرمودند: چه می خواهید ؟ گفتند: درخواست کن که این درخت با ریشه هایش از جا کنده شود و در پیش رویت پا بر جا بایستد...رسول خدا (ص) خطاب به درخت فرمودند: "ای درخت ، اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی که من رسول خدایم  ، با ریشه هایت از جا کنده شو و در مقابل من بایست."

آنگاه مولا (ع) در ادامه می فرماید: سوگند به آن کسی که رسولش را به حق فرستاد ، درخت با ریشه هایش از جا کنده شد و در حالی که صدایی از آن بیرون می آمد ، در مقابل رسول خدا (ص) ایستاد."

مورد بالا یک نمونه  از معجزات  پیامبر (ص) بود.

 

   

از توجه شما به این بحث سپاسگزاریم.

موفق و مؤید باشید

منابع:

1- قرآن کریم

2- نهج البلاغه

3- اسرارالآثار- جلد اول- فاضل مازندرانی

4- ظهور الحق  - جلد سوم- فاضل مازندرانی

5- گلزار تعاليم بهائی - رياض قديمی

6- کشف الغطاء ابوالفضل گلپایگانی

7- معرفت نبی، محمد بیابانی اسکوئی

 

خواندن 45 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی