بیت العدل، کلام خدا یا اشاعه و تبدیل عبودیت خدا به غیرخدا(2)

سه شنبه, 12 تیر 1397 08:55 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

نویسنده مطلب : رضا

بهائیت در ایران : به بهانه انتخابات اردیبهشت سالجاری شورای بیت العدل در اسرائیل به مطلبی در فضای اینترنت برخوردم که بیت العدل بهائیان را از نگاهی دیگر به نقد کشیده بود عینا مطلب جهت  بهره برداری کاربران گرامی بازنشر داده میشود :

در ادامه گفتگو با دوستان بهایی این بار جناب فرهاد  پس از انتقادهای فراوان از نحوه نگرش بنده جمله ای را فرمودند که لازم دیدم  کمی بهتر باز شود , فرمودند:

" از عدالت و انصاف و انسانیت علی و آزادگی حسین و رافت رسول چقدر در قوم شیعه امروز سراغ دارید؟"

 همگی ما خوب مطلعیم که اقلیت مسلمانان  مکتب اصیل اسلام یعنی شیعیان با خلافت  امام علی (ع) آغاز و باخون او و با خون امام حسین(ع) و ائمه  علیهم السلام  آبیاری شد و پس از صدها سال در مظلومیت کامل  به حول قوه الهی شروع به قوت گرفتن کرد  و ریشه خود را دواند  از آن زمان پستی و بلندی های بسیاری را که شروعش در زمان امامان  علیهم السلام و  بعد از ایشان در زمان غیبت کبرا پشت سر گذارده وهمواره این کنشها و واکنشها  ادامه داشته تا کنون و تا بوده همین بوده و همین خواهد بود و نه غیر , و این طریقت لازمه جاری شدن کلام حق و جدا شدن و پیشی گرفتن حق از باطل است "جاء الحق زهق الباطل,"کلام حق مانند مذابی رونده میماند که سطح پوسته خارج آن بر اثر برخورد با هوا در مدتی کوتاه به سختی میگراید و باز بعد از مدتی این سطح سخت میترکد و مذاب به بیرون میرزد و به راه خود ادامه میدهد

کلام حق شاید در مرور زمان در پوسته سطحی کمی سختی بوجود اید اما این پوسته با انقلابها و حرکت پیوسته آزاد مردان و زنان زمان شکسته میشود ,

این است که خدا میفرماید: "بر شما كارزار واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است و بسا چيزى را خوش نمى‏داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى‏داريد و آن براى شما بد است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد "(۲۱۶)

با باطل باید کار زار شود و جنگید در غیر این صورت جامعه می میرد.

برای حق باید خونها ریخته شود سرهای حسینها و یحیی ها به بالای نیزه رود, شما کجا دیدید برای باطل اینچنین کنند و اگر سر حلاج که باطل میگفت به دار رفت دینی در پی او روانه نشد و به غیر از اسمی مابقی به فراموشی سپرده شد. آنکه بر سریر و کجاوه این کاروان  سوار میشود تکان تکانهای پهلو به پهلو را هم باید تحمل کند و قیمت این سواری را هم باید بپردازد. دور نشستن و دیگران را به سمت تیغ روانه کردن راه مردان نبوده و نیست حق با وعده و ارزوهای واهی صلح و وحدت وشعارهای توخالی و قشنگ و دستورات راه دور  قابل تحصیل نیست و همچنین قابل اغماض  و چشم پوشی هم نیست که یا برای فلان قوم و حکومت  و کشور جاری شود و برای فلان قوم و کشور دیگری نه, اگر ادعایی است که کلام حقی امده  اگر برای همه امده مثال سونامی است که همه را باید ببلعد.  تبعیضی برای اسراییل و نازی المان و فلانی ها  وو و...  قائل نمیشود .

اما در این میان هر ظالمی با پوشش و رنگ دین جدید یزید وار به اراء و راه حسین بتازند  و ساده لوحانی را هم دور خود جمع کرده و انها را بفریبند و ادعای کنند که حسینیند را باید چگونه مواجه شد؟ طبیعیست و عقلانیست که قبل از قبول باید به ان محک  زد,و گول ظاهر را نخورد چه هر زر نمایی زر نیست .امام حسین(ع) برای احیای اسلام و امر به معروف و نهی از منکر علیه تحریفها و بدعتهای معاویه و یزید و احیای اسلام سر مبارک خود را به نیزه سپرد,

حال ما برعکس شاهد همین نوع بدعتها و تحریفها به نوع زرورق پیچیده اش در میان گل ریحانش هستیم

اما از راه دور دستور میدهند جان و مال تسلیم کنند!!! .

کلام خدارا که منسوخ شدنی نیست و خدا میفرماید " إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون " را به تصور خود منسوخ کردند و دستورات برداشته شده از ما قبل از میلادی که در تنظیماتش آنچه که نفع زورگویان و چپاولگران و ظالمان برای سلطه  بر این جهان در آن دیده شده را به نام کلام خدا در حلقوم خلق الله کنند این که نمیشود ,  و این بشود حق و این حق را مختص بدانند به جماعت مسلمان شیعه ایران به علاوه دنیا منهای کشورهای اسلامی سنی و اسراییل .

 امام حسین(ع) باطل و تحریف را دید وحماسه ای به پا  کرد شنیدید و خواندید , ازایشان سوال میشود "آیا شما میتوانید چنین کنید یعنی حق و باطل را خود ببینید و خود تشخیص دهید و از هم انها را تفکیک کنید ؟"و یا اینکه به شما هر چه دیکته میکنند چه بکنید چه نکنید و آیا از خود اختیاری دارید؟ جواب میرسد پیروی(بخوانید تقلید) میکنیم چون" حرف این 9 نفر مساویست با حرف خدا" ! خب , این یعنی بی چون و چرا هر چه آنها گفتند باید قبول کرد؟ پس بنابر این لازم به فکر کردن نیست؟,خب این انتخاب احسن کجا رفت؟؟   شما از خود چرا سوال نمیکنید فراعنه مصر حرف خود را حرف چه کسی میخواندند ؟ شاهان طاغوت خود را سایه چه کسی میدانستند ؟ پس فرق ایشان با انان چه هست؟

جناب فرهاد : این تبعیت شما  که اصولا به خواست خدا باید بر اساس" شنیدن حرفها  و انتخاب احسن" باشد ایا واقعا خواسته خداست و یا بنددگان زیرک و سلطه جوی خداست؟, اگر تقلید کورکورانه این نیست پس شما از تقلید کورکورانه چه معنی را متصورید؟

التزام مسلمانان به بدینشان است یک مسلمان و بنده واقعی خدا کلام خدا  را در خود حفظ میکند و حال اگر کسی برای تخریب این کلام و جایگزینی این کلام با کلام غیر خدا آمد چه کند ؟ قرآن میفرماید بشتابد و آن را از هر کافری هست هم بشنوید و آن را بسنجید و خود را ملزم به کلام حق بدانید و بس, چرا که خداوند به انسان چراغ عقل را داده , حال شاید این التزام به حق(هرچه باشد) ترد ها در پی داشته باشد او را نباید باکی باشد چرا که حق با اوست . و چه کسی میتواند بر کسی که حق با اوست مقابله کند ؟؟؟

البته فریبکارانی هستند که باطل خود را بزک کرده  زیبا کرده و با گل و ریحان ومنظره مخلوط ساخته , یعنی درواقع  گیسوان حق را بریده و بر کله کچل باطل خود میچسبانند باطل را حق جلوه میدهند و در این صورت ظاهری حق به جانب به خود میگیرند که در این صورت تشخیص حق از باطل برای کسانی که عقلشان درچشمانشان است سختتر شود که متاسفانه سخت هم میشود . این فریبکاران چه بسا خود اع اعتراف میکنند که  این ساختمانهای زیبا با هزینه خارج شده از جیب مبارک فریب خوردگان خود به تنهایی مبلغند و حکم تبلیغی دارند,  اما دوستان میدانند در طبیعیت میوه های قشنگ زیادند نباید گول هر میوه زیبایی را خورد و آن را خورد ، چه که این میوهایی زیبا که در طبیعت وجود دارند بسیاری از آنها میتواند سمی باشد  , خداوند متعال میفرماید شیطان از طریق زیبایی وارد میشود و عمل شما را هم به قشنگی در نظرتان می آراید, !  صورت زیبای طبیعی خدا داده که بزک کردن و سرخاب و ماتیک نمی خواهد .آنکه ، با باغ و گل ریحان و ساختمانهای قشنگ رخی را میخواهد زیبا سازد حتما چین و چروکی پنهان دارد باید به آن رخ شک کرد و به آن دقیقتر خیره شد, دینی که از خدا باشد که به تزیینات و مخلفات نیاز ندارد!عقلمان را بیاوریم جلو,  اینجاست که حضرت مسیح میفرماید مواظب گرگهای تیز دندان با چهره های کریه باشید که پوستین نرم و لطیف و سفید میشان را پوشیده اند .

خواندن 97 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی