شست‌وشوی مغزی راهبردی برای تسخیر پیروان

سه شنبه, 12 تیر 1397 09:02 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران  :یک اندیشکده آمریکایی در تحقیقی جامع از پدیده‌های شایع میان گروهک تروریستی منافقین و روش‌های این گروهک برای شست‌وشوی مغزی اعضا پرده برداشته است. گرچه این تحقیقات در متن در خصوص فرقه منافقین انجام گرفته لکن رفتارها را نمیتوان منحصر به این فرقه دانست و شاخصهای عنوان شده با شدت و ضعف در میان تمامی فرقه ها رایج است . دقت در مطالعه و مشابه سازی رفتارهای فرقه منافقین با دیگر فرقه ها خصوصا فرقه ضاله بهائیت و فرق متصوفه ما را به این نتیجه خواهد رساند ، که این رفتارها و شستشوی مغزی که خانم سینکلر از آن بعنوان انجماد ذهنی در مرحله اول و انتقال آنچه فرقه ها میخواهند به ذهن افراد در مرحله دوم نام میبرد . در فرقه ها آنچه رفتار مورد قبول رهبران است به افراد منتقل میگردد . این امر مهم در تمامی فرقه ها با هر نوع نگاهی به انسان و دین با روشهای متفاوت و البته عناوین متفاوت انجام میگیرد .

 

 

رهبری مستبدانه و کاریزماتیک

مسعود و مریم رجوی خودشان را رهبران ابدی سازمان اعلام کرده‌ و اعضا را به سردادن شعارهایی مانند «ایران ــ رجوی؛ رجوی ــ ایران» وادار می‌کنند. مسئله دیگری که اختیارات مطلق اعطاشده به رجوی را نشان می‌دهد، عنوان رسمی او «امامِ حال» است که اعضای این گروه از آن استفاده می‌کنند.

عکس‌های رجوی‌ها از تمام ساختمان‌ها آویزان شده و پرتره‌های آنها در سراسر خیابان‌های اردوگاه اشرف دیده می‌شوند. انتقاد از مدیریت رجوی مجاز نیست. در یکی از شماره‌های روزنامه داخلی سازمان به‌نام «مجاهد» آمده است: «درک این انقلاب عظیم... به‌معنی فهمیدن و کسب بینش عمیق درباره رهبران جدید، مسعود و مریم است. این به‌معنی باور داشتن به آنها و اطاعت ایدئولوژیک و انقلابی از آنها است».

بهره‌کشی شدید ایدئولوژیک و انزوا

رهبران «مجاهدین» (منافقین) اعضا را ملزم به مطالعه ایدئولوژی خودشان و شرکت در جلسات القائات ذهنی می‌کنند. محتوای این جلسات را ترکیبی از پروپاگاندا و فنون ایجاد ترس تشکیل می‌دهد. اعضای گروه وادار به تماشای فیلم‌های سخنرانی رجوی و فیلم‌های مربوط به تظاهرات‌های مختلف گروه در اروپا می‌شوند. مجاهدین (منافقین) اقدام به پخش برنامه از ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی خودشان می‌کنند. سران مجاهدین، به اعضای خود تنها اجازه گوش دادن به این برنامه‌ها را می‌دهند و آنها تنها می‌توانند بولتن‌های داخلی سازمان، مانند روزنامه «مجاهد» و سایر متون مورد تأیید خودشان را بخوانند، متخلفان تنبیه می‌شوند. آنها برای اینکه اسم شست‌وشوی مغزی را از این کار بردارند، نام این فعالیت‌ها را مخالفت با جمهوری اسلامی می‌گذارند.

رسانه‌های وابسته به منافقین، با ایجاد حس ترس و بدگمانی درباره دنیای بیرون، به‌ویژه ایران و جمهوری اسلامی ایران روی این انزوا سرمایه‌گذاری کرده‌اند. مطبوعات مجاهدین، اغلب از کسانی که از گروه حمایت کافی به‌عمل نمی‌آورند یا کسانی که گروه را ترک کرده‌اند انتقاد می‌کنند و آنها را دشمن، خائن یا مأمور ایران خطاب می‌کنند. آن دسته از اعضا که برای تماشای تلویزیون یا خواندن کتاب‌های غیرمجاز توسط سران گروه ابراز تمایل می‌کنند اغلب به‌عنوان آدم‌های «غیرمنعطف» توصیف می‌شوند. بازدیدی از کتابخانه مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف این را روشن می‌کند که هدف این گروه گسترش افکار نیست، با وجود این، آنها با نصب پرتره‌هایی از نویسندگان آمریکایی و اروپایی که مسیر جاده منتهی به کتابخانه را نشان می‌دهند قصد دارند بازدیدکنندگان را مجاب کنند از آزادی اندیشه استقبال می‌کنند.

کنترل جنسی

رجوی‌ها به‌عنوان بخشی از «انقلاب ایدئولوژیک» خود، دستور طلاق یا تجرد اعضایشان را داده‌اند. طلاق اجباری مستلزم آن بود که زوج‌ها حلقه‌های ازدواج خودشان را داخل کاسه قرار دهند و عواطفشان برای یکدیگر را باطل کنند.

مجاهدین،  این موضوع را انکار کرده و مدعی شده‌اند که این طلاق‌ها چیزی بیشتر از اقدامات داوطلبانه و دلبخواه نیستند. آنها ادعا می‌کنند: «واقعیت این است که مجاهدین (منافقین) در قلمرویی زندگی می‌کنند که زندگی خانوادگی در آن ناممکن است».

این انکار به‌ویژه با در نظر گرفتن محدودیت‌های شدیدی که منافقین برای تعاملات عادی اعضای دو جنس در نظر می‌گیرند، فاقد اعتبار است، علاوه بر این، خانواده‌های عراقی احتمالاً این ارزیابی مجاهدین (منافقین) را حتی در زمان جنگ نخواهند پذیرفت.

انزوای عاطفی

اعضای مجاهدین (منافقین) علاوه بر جدایی جغرافیایی و ایدئولوژیکی، از لحاظ اجتماعی و عاطفی هم در شرایط انزوا قرار داده می‌شوند. خویشاوندان و همسران سابق در عمارت‌های جدا نگاه داشته می‌شوند و مجاز به دیدن یکدیگر نیستند. دوستی‌های نزدیک، «روابط لیبرال» در نظر گرفته می‌شوند و شدیداً ممنوع هستند. اعضا می‌توانند با فرماندگان یگان خودشان آزادانه ارتباط برقرار کنند و اجازه فرمانده برای هر نوع ارتباط دیگر ضروری است. مخبران مکالمات میان اعضا را در نظر می‌گیرند. در بسیاری از موارد، به خانواده اعضای مجاهدین (منافقین) در ایران گفته شده که خویشاوندشان مرده‌اند یا کشته شده‌اند.

به‌خلاف ادعای مجاهدین (منافقین) درباره حمایت از برابری‌های جنسیتی و قرار دادن زنان در سمت‌های مدیریتی، مردان و زنان در اردوگاه‌ها به‌شدت دور از یکدیگر نگاه داشته‌ می‌شوند. اسکان در منازل به‌تفکیک جنسیت است و در سایر ساختمان‌ها بین کریدورها برای مردان و زنان خط‌کشی شده. مردان و زنان رده‌های غیرمدیریتی از تماس با یکدیگر برحذر داشته می‌شوند مگر آنکه به‌صورت موردی اجازه دریافت کرده باشند. در اردوگاه اشرف، حتی در ایستگاه‌های سوخت‌رسانی برای زنان و مردان ساعت‌های متفاوت در نظر گرفته شده است.

فشار همتایان

مجاهدین (منافقین) به‌صورت روزانه، هفتگی و ماهانه جلسات اعتراف‌گیری برگزار می‌کنند. هدف این جلسات استخراج افکار منحرف و رفتارهایی است که گمان می‌رود انسجام گروه را به‌هم می‌ریزند. اعضای مجاهدین (منافقین) ملزم به ثبت سوابق افکار و کابوس‌های شبانه و به‌ویژه تفکرات و امیال جنسی خودشان (که ممنوعند) هستند. آنها بایستی مشاهداتشان از رفتارهای دیگر اعضا را هم ثبت کرده و نوشته‌هایشان را به مافوقشان تحویل دهند. در گردهم‌آیی‌های بزرگ، اعضا وادار می‌شوند گزارش‌های خودشان را با صدای بلند قرائت و  از خودشان انتقاد کنند. اعضای مجاهدین (منافقین) لازم است به افکار جنسی‌شان اعتراف کنند. در صورتی که اعتراف نکنند ممکن است به دروغگویی متهم شوند، زیرا به آنها القاء می‌شود که این افکار اجتناب‌ناپذیر هستند.

عضوگیری با فریب

توانایی مجاهدین (منافقین) برای عضوگیری در نتیجه برخوردهای بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، اخراج این گروه از ایران و ائتلاف آن با صدام به‌شدت محدود شده است.

این گروه برای اضافه کردن به شمار اعضایش از فنون فریبکارانه برای عضوگیری و جذب نیرو از میان طیف‌های مختلف گروه‌های ایران استفاده می‌کند. با کمک دولت صدام، به اسرای جنگ ایران و عراق این حق انتخاب داده شد که در بازداشت‌گاه‌های عراق باقی بمانند یا اینکه به اردوگاه‌های مجاهدین (منافقین) برگردند که در این صورت امکان بازگشت به میهن برای آنها وجود داشت.

مجاهدین (منافقین) برای جذب عضو از میان کسانی که هنوز در ایران زندگی می‌کردند اعضای خانواده‌ها را به بیرون از این کشور قاچاق کرد تا خویشاوندانشان را در اردوگاه‌های عراق ملاقات کنند و بعد از خروج آنها جلوگیری کرد. برخی دیگر قربانی قاچاق انسان شدند: سازمان مجاهدین (منافقین) ترتیباتی فراهم کرد که ایرانی‌هایی که برای قاچاق شدن به بیرون از ایران پول پرداخت کرده بودند، به‌جای رفتن به مقصد اصلی‌شان از اردوگاه‌های این گروه در عراق سر درآوردند.

سازمان مجاهدین (منافقین) ایرانی‌های خارج از این کشور نظیر پناهندگان اقتصادی و خانواده‌های اعضای گروه خود را هم هدف قرار داد. بسیاری از آنها نه برای مبارزه با جمهوری اسلامی بلکه با وعده‌هایی نظیر اشتغال به‌عنوان مترجم به‌ازای دریافت پول، کمک در انجام امور مربوط به درخواست‌های پناهندگان، دیدار با اعضای خانواده و حتی ازدواج به عضویت این گروه درآمدند. تمامی این نفرات اصطلاحاً «جذب‌شده» به‌صورت غیرقانونی به عراق آورده شدند و بعد از گرفتن اسناد هویتی‌شان به‌بهانه «نگهداری امن»، در مجموعه‌های مجاهدین (منافقین) نگاهداری شدند.

یافته‌ها حاکی از آن هستند که بسیاری از اعضای جذب‌شده مجاهدین (منافقین) از سال 1986، داوطلبان حقیقی نبودند و با تهدید و ارعاب در اردوگاه‌های عراق نگاه داشته شده‌اند. برآورد می‌شود تا ژوئن 2004، از میان ساکنان اردوگاه اشرف تنها 5 درصد قبل از انقلاب اسلامی ایران و 25 درصد در زمان انقلاب به این گروه پیوسته بودند. 25 درصد اسرای جنگی بودند و 45 درصد بعد از انتقال گروه به عراق به اردوگاه اشرف آمده بودند، بنابراین، محتمل است که نزدیک به 70 درصد جمعیت  مجاهدین (منافقین) احتمالاً با فریب جذب شده و به‌خلاف میلشان در اردوگاه اشرف نگهداری شده‌اند.

کار اجباری و محرومیت از خواب

فرقه‌ها اغلب از ساعات کار طولانی و محرومیت از خواب به‌عنوان روش‌هایی برای خسته کردن اعضا و جلوگیری از هویت‌یابی آنها با هر چیزی دیگر غیر از گروه استفاده می‌کنند. اعضای مجاهدین (منافقین) اغلب بین 16 تا 17 ساعت در روز کار انجام می‌دهند و فقط چند ساعت محدود در شب و حدود یک ساعت خواب‌ بین‌روز وقت دارند.

سران مجاهدین (منافقین) برای پر کردن وقت پروژه‌های ساخت‌‌وساز و زیباسازی راه‌اندازی کرده و جلساتی برای آموزش‌های نظامی برگزار می‌کنند. نتایج آن در اردوگاه اشرف به‌چشم دیده می‌شود. این اردوگاه در دل بیابان، دارای خیابان‌هایی بزرگ است که با درخت‌هایی در کناره‌های آن و مجموعه‌ای بی‌نظیر از پارک، فواره، سالن‌های اجلاس و مجسمه‌های یادبود تزئین شده است.

سوءاستفاده جسمی، حبس و سلب امکان خروج

اعضای سابق مجاهدین (منافقین) گفته‌اند بابت جرائم زیر تنبیه بدنی شده‌اند:

  • ابراز مخالفت با راهبردهای سیاسی/نظامی مجاهدین (منافقین)
  • گوش دادن به رادیوهای بیگانه
  • در میان گذاشتن دیدگاه‌های سیاسی شخصی با سایر اعضا
  • شرکت نکردن در جلسات اجباری
  • برقراری تماس‌های تلفنی شخصی
  • شرکت نکردن در تمرین‌های نظامی
  • مخالفت با «طلاق‌های ایدئولوژیک»
  • داشتن افکار جنسی
  • برقراری ارتباط با دوستان یا خانواده
  • استعمال دخانیات
  • درخواست برای جدایی از مجاهدین (منافقین)

روایت‌های اخیر حاکی از آن است برای مخالفت با سیاست‌های مجاهدین (منافقین) تنبیه‌هایی از نوشتن اعتراف‌هایی با مضمون عدم وفاداری به گروه تا حبس در بازداشتگاه‌هایی در داخل اردوگاه در نظر گرفته می‌شد. اعضای سابق گفته‌اند برای جرم بی‌وفایی به گروه هم با مجازات‌هایی مانند شکنجه و ساعات طولانی حبس انفرادی روبه‌رو شده‌اند.

برای جلوگیری از خروج اعضا از اردوگاه، مجاهدین (منافقین) اسناد هویتی را از آنها تحویل گرفته و مدعی شده‌اند که آنها را نگهداری می‌کنند. مجاهدین (منافقین) اکنون ادعا می‌کنند که این اسناد در جریان بمباران‌ها از بین رفته‌اند.

الگوهای انتحار

مجاهدین (منافقین) حملات انتحاری را ستایش می‌کنند اما از سال 1981 از آن استفاده نکرده‌اند. قبل از دستگیری آنها در سال 2003، تمامی اعضای منافقین در نوارهای چرمی دور گردنشان، سیانور با خودشان حمل می‌کردند. به اعضا آموزش داده شده بود در صورت دستگیری در جریان مأموریت سیانورها را ببلعند. مسعود رجوی در نقل قولی مشهور تمامی اعضای  مجاهدین (منافقین) را «شهدای زنده» خوانده است و خودسوزی از روش‌های شایع خودکشی میان  مجاهدین (منافقین) است، به‌عنوان مثال، در سال 2003 در اعتراض به دستگیری مریم رجوی در پاریس، حدود ده مورد خودسوزی انجام شد که دو مورد از آنها منجر به فوت شد.

سازمان مجاهدین (منافقین) از تهدید به خودسوزی به‌عنوان ابزار مذاکره با طرف‌های انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی استفاده کرده است. اعضای سابق این گروه می‌گویند تعداد کمی از اعضای مجاهدین به‌دلیل آنکه از خروجشان از سازمان جلوگیری شد، دست به خودکشی زدند.

برداشت از تسنیم

 

خواندن 81 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی