×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 667

انتشار ويروس بهائيت در حوزه فرهنگ

یکشنبه, 17 آبان 1394 23:36 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

 انتشار ويروس بهائيت در حوزه فرهنگ

انتشار ويروس بهائيت در حوزه فرهنگ

بهائیت در ایران : برنامه هاي راديو به قدري وقيح بود كه كارشناسان ساواك را نسبت به تبعات اجتماعي آنها بيمناك مي ساخت. ساواك در گزارش مورخه 37.11.18 خود مي نويسد:

«به طوري كه شنيده شده غالباً در جشن ها و اعياد مذهبي و يا نمايشات تفريحي روز جمعه راديو تهران برنامه هايي گنجانده شده كه اصولاً ديانت و مذهب را به باد مسخره گرفته و به اين طريق كمك مؤثري به تضعيف معتقدات مردم ساده لوح و جواناني كه نسبت به مذهب و حق پرستي با نظر شك و ترديد مي نگرند، مي نمايند. . . »(20)

ساواك در ادامه گزارش خود مواردي از اين نوع برنامه هاي سبك و برخورد افراد جامعه - حتي كساني كه به اعتراف كارشناس ساواك شاه دوست بودند - را ذكر كرده و در پايان مي نويسد:

«توضيح اينكه در حال حاضر مشاغل حساس اداره انتشارات و تبليغات به وسيله افراد وابسته به فرقه بهايي اشغال شده و با اتحاد و اتفاق نظر خاصي يكديگر را تقويت و در واقع دستگاه هادي افكار عمومي را قبضه نموده اند. . . »(21)

ذكر اين نكته ضروري است كه مأمورين ساواك بنابه وظايف سازماني خود كه انتقال هرگونه خبر و تحرك و فعاليت گروههاي مختلف سياسي و ديني و فرقه اي بود، معمولاً گزارش هاي مرتبط با فعاليت بهائيان را به ادارات مربوطه ساواك، بويژه اداره كل سوم (اداره امنيت داخلي) گزارش مي كردند، اما به دليل اينكه مديران ارشد ساواك و عناصر تصميم گيرنده آن نظير پرويز ثابتي - رئيس اداره كل سوم - و از همه مهمتر هويدا و برخي از اعضأ كابينه اش از پيروان فرقه بهائيت بودند، معمولاً به اين گونه گزارش ها بهاي لازم داده نمي شد و از پيگيري آنها خودداري كرده و آنها را به بايگاني مي سپردند.

فرقه ضاله بهائيت براي تمام گروههاي سني، بويژه كودكان برنامه هاي مدون و خاصي داشت و از اواسط دهه چهل فعاليت مربوط به كودكان را به صورتي جداگانه كنترل و هدايت مي كرد. مسؤول امور برنامه هاي كودكان و نوجوانان و كارگزار فرقه بهائيت در اين عرصه هما احسان نام داشت. او يكي از بدنام ترين افراد در راديو بود كه همواره شايعات مختلفي پيرامون رفتار و كردار غيراخلاقي اش بر سر زبانها بود.

هما احسان در سال 1317 به دنيا آمده بود و ادعا مي كرد كه دوره روزنامه نگاري را در كالج فرانكفورت گذرانده استفعاليت مطبوعاتي اش را از سال 1334 با مجله نقش جهان آغاز كرد و سپس به توصيه محفل ملي بهائيان به راديو آمد و محمود جعفريان براساس همان توصيه و حمايت، مسؤوليت گروه كودك را به او سپرد. او سالها برنامه ريز و سمت و سو دهندأ افكار كودكان و نوجوانان بود.

وي مدتي هم به واحد اطلاعات و اخبار راديو تلويزيون رفت و به كار گويندگي پرداخت؛ اما پس از چندي، مجدداً دست هايي در حمايت از او فعال شد و يك گروه تحقيقاتي به نام گروه «مطالعات كودك» با بودجه دولتي و زيرنظر نخست وزيري آغاز به كار كرد. اين گروه وظيفه داشت، نتيجه مطالعاتش را به نخست وزير بدهد تا در صورتي كه صلاح تشخيص داده شد، براي اجرا به ساير نهادها منعكس شود.

هما احسان از نظر اخلاقي داراي سلامت نبود. با اينكه طلاق گرفتن در فرقه بهائيت داراي شرط و شروط و بسيار دشواراست، اما هما احسان كه عاشق برادرشوهرش شده بود، با هزار دردسر و بدبختي و بدنامي از شوهرش طلاق گرفت و با برادر شوهرش ازدواج كرد.

او به كشورهاي آمريكا، آلمان، فرانسه، كانادا و فلسطين اشغالي رفته و چندين نشان دريافت كرده بود. سفر او به اسرائيل يك مأموريت مطالعاتي بود و بيش از هشت ماه به طول انجاميد. پس از بازگشت از سفر اسرائيل بود كه دولت با تشكيل گروه تحقيقاتي زيرنظر وي پيرامون مسائل كودكان و نوجوانان موافقت كرد و بودجه و امكانات و نيرو در اختيارش گذاشت.

در سال 3138 هما احسان به همراهي شخصي به نام دكتر امير فروتن تشكيلاتي به نام «انجمن ايران فردا»ايجاد كرد و با اجاره يك برنامه چند ساعته تلويزيوني كه با كمك ماهواره به سراسر جهان فرستاده مي شود، مشغول عضوگيري براي اين انجمن شد. افزون بر اين، وي يك سايت اينترنتي نيز راه انداخته است و در آن براي اين انجمن عضوگيري مي كند و به بهانه كمك به هزينه مبارزات براندازي جمهوري اسلامي از هر يك از افراد، ماهانه مبلغي مي گيرد كه بي اغراق هر ماه بالغ بر 020 هزار دلار مي شود.

انجمن ايران فردا در حال حاضر مهم ترين هدفش تشويق مردم به مخالفت هاي مدني است و هما احسان طي چند ساعت برنامه اي كه هر روز از طريق يك تلويزيون ماهواره اي به ايران مي فرستد، از مردم دعوت مي كند تا شب هاي جمعه يك ساعت چراغ اتاق هايشان را ديرتر روشن كنند و جمعه ها به پارك محل يا خيابان ها بيايند. از ديگر طرح هاي هما احسان طرح جمع آوري «پشيز» نام داشت. وي مردم ايران را تشويق مي كرد تا پول هاي خرد و سكه ها را در خانه خود جمع آوري نمايند تا از اين طريق نظام اسلامي را با مشكل مواجه سازند!

از سوي ديگر، حوزه هاي هنري نمايشي نظير تئاتر و سينما نيز به دليل تأثيرگذاري بيش از حد آنها در مدار توجه فرقه بهائيت بود. تا آنجا كه من اطلاع دارم دو نفر دراين حوزه فعاليت داشتند و مسؤوليت هدايت امور به دست آنان سپرده شده بود. ايرج انور يكي از كارگرداناني بود كه تلويزيون ملي ايران به خاطر بهايي بودنش او را با سلام و صلوات و با بذل و بخشش و حقوق مكفي به كار دعوت كرد. اين شخص را ظاهراً بيژن صفاري در اروپا شكار كرده و به ايران آورده بود.

بيژن صفاري فرزند سرتيپ محمدعلي صفاري، رئيس شهرباني كل كشور بود. (22) سرتيپ صفاري از بستگان بسيار نزديك فريده ديبا مادر فرح پهلوي بود و به همين سبب بيژن صفاري كه از كودكي با فرح معاشر و دوست بود، همراه وي به فرانسه رفت و همراه فرح تحصيلاتش را در رشته معماري ادامه داد و به عنوان مهندس آرشيتكت فارغ التحصيل شد. زماني كه فرح با محمدرضا پهلوي ازدواج كرد، بيژن صفاري در حلقه دوستان خاص و در شمار مشاوران نزديك وي قرارگرفت.

بيژن صفاري از طراحان و معماران پارك وليعهد سابق در حوالي ميدان خراسان، بي سيم نجف آباد (شهيد طيب فعلي) بود و به عنوان يكي از اعضاي شوراي عالي جشن هنر شيراز در تهيه و تدارك برنامه هاي به اصطلاح «آوانگارد» اين فستيوال جهاني سهم و نقش بسزايي داشت. او افزون بر اين رئيس مركز تئاترتجربي ايران و مدير كارگاه نمايش Work shop ايران بود.

بيژن صفاري در شمار جوانان درباري «همجنس گرا» قرارداشت كه در اواسط دهه 0134 با يكي ديگر از مردان همجنس گرا به نام كيوان خسرواني ازدواج كرد. ازدواج اين دو موجب جنجال وسيعي در ميان مردم و كانونهاي خبري از جمله مطبوعات شد و سرانجام باعث توقيف و تعطيل دائمي هفته نامه فكاهي توفيق گرديد.

ايرج انور با معرفي و حمايت بيژن صفاري به تهران آمد. بودجه اي كلان در اختيارش قرارگرفت و قرارشد كه به تجربه در تئاتر بپردازد.

وي هرسال چند نمايشنامه را با شيوه هاي «سوپرمدرنيستي» برصحنه تئاتر كوچك تهران مي آورد و يك نمايش را هم به جشن هنر شيراز مي برد. معروف ترين كاري كه او اجرا كرد و با حمايت مطبوعات و مجامع هنري مواجه شد، نمايشنامه «نظارت عاليه» اثر ژان ژنه بود.

منوچهر انور، برادر «ايرج انور» بود و به اصطلاح در كلاس بالاتري از او قرارداشت. در تبليغاتي كه مسئولان تلويزيون ملي به هنگام جذب او و بازگشتش به ايران راه انداخته بودند، مي گفتند كه منوچهر انور در شمار بهترين «شكسپيرين»هاي دنياست.

متوليان امور فرهنگي از همان ابتداي ورود، او را خيلي تحويل گرفتند و زماني كه بنياد سينمائي فارابي تأسيس گرديد و قرار شد با بودجه عريض و طويل در عرصه توليد فيلم فعاليت كند، منوچهر انور را به عنوان مديرعامل آن منصوب كردند.

اولين كاري كه وي در سمت مسؤول امور سينمائي انجام داد، انعقاد قراردادهاي كلان با كارگردانان و هنرپيشه هاي مشهور جهاني بود.

اين سازمان ميليونها تومان از پول مملكت را سخاوتمندانه در دامن كمپاني هاي خارجي و كارگردانان بيگانه مي ريخت و تنها از آنان مي خواست كه مثلاً صحنه فيلمبرداري فلان اثر خود را در ايران انتخاب كنند.

منوچهر انور با بودجه دولت، داريوش مهرجويي را از فرانسه به ايران دعوت كرد و او هم به عنوان اولين اثر خود، فيلم «الماس33» را ساخت كه در شمار مبتذل ترين آثار فيلم فارسي بود.

انوريكي از كارگردانان بسيار معروف جهان را به ايران دعوت كرد و هزينه ميليونها تومان دستمزد او را تقبل نمود و قرارشد تا اين كارگردان در چند صحنه از فيلمش جلوه هايي از پيشرفت هاي ايران در پرتوانقلاب سفيد را نشان بدهد يا اينكه از قبر كورش و خرابه هاي تخت جمشيد به عنوان «لوكيشن» استفاده كند. از قضاي روزگار، اين كارگردان وقتي سوار بر هلي كوپتر مشغول فيلمبرداري از سدكرج بود، هلي كوپتر حامل او در درياچه اين سدّ سقوط كرد و او و تيم فيلمبرداري و كارگرداني آن جان سپردند.

منبع:bahaipahlavy  

پی نوشتها :

02- رجال عصر پهلوي به روايت اسناد ساواك، جلد 31، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، چاپ اول، تابستان 4138، ص 5.2

12- همان، ص 7.2

22- در سال 7132 در زمان تيراندازي به سوي محمدرضا پهلوي در دانشگاه تهران سرتيپ صفاري، ناصرفخرآرايي - ضارب شاه- را بلافاصله پس از تيراندازي، به ضرب چند گلوله درآمفي تئاتر دانشكده حقوق كشت. سرتيپ صفاري كه از قزاقان تحت فرمان رضاخان در كودتاي 9129 شمسي بود، به عنوان معاون اميرلشكر كريم آقاخان بوذرجمهري شهردارتهران منصوب شد. پس از آن به رياست اداره املاك رضاخان در شمال كشورانتخاب گرديد. او در زمان محمدرضا پهلوي دوبار به رياست شهرباني كل كشور رسيد و دومرتبه هم شهردارتهران شد و سه بار استاندار و سه دوره نماينده مجلس شوراي ملي و سه دوره هم سناتور انتصابي بود. برخي مورخين بر اين اعتقادند كه سرتيپ صفاري عمداً ضارب شاه را كشت تا اسرار اين ماجرا فاش نشود و با اين حربه بتوان نيروهاي ملي - مذهبي و آيت ا لله كاشاني را تحت فشار قرار داد.

 

 

 

خواندن 828 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی