زنان تاثیر گذارترین عامل در گسترش نفوذ بهائیت ( بخش دوم ) از طاهره تا روحیه و....

سه شنبه, 24 ارديبهشت 1398 06:14 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران : با توجه به نقش كليدي و مؤثر زنان در تمام اركان جامعه و حركت هاي اجتماعي، سران فرقه ضاله و استعماري بهائيت، از همان ابتداي تشكيل اين فرقه يعني زمان خروج سيدعلي محمد باب - با به كارگيري دستورات كانون هاي قدرت صهيونيستي - از زنان به عنوان عامل اصلي انحراف از حق و جذب افراد به اين كيش استعماري استفاده كرده و مي كنند در ادامه بخش پایانی این مطلب تقدیم میگردد



00000

اين نحوه تبليغ در امريكا مرسوم گرديد و باعث شد كه امربهائي در سانفراسيسكو و اطراف منتشر گردد(1)
او از كساني است كه در تصويب ساختمان مشرق الاذكار و جمع آوري اعانات نقش بسزايي داشت
* سارا فارمر: (آمريكايي) مؤسس «گرين ايكر»(2)
* مي ماكسول مادر روحيه ماكسول: مبلغ در آمريكا، كانادا، فرانسه
* روحيه ماكسول: زن شوقي افندي
* ميسيز كراپز ملقّب به مريم: اولين بهائي انگلستان
* ليدي بلامفيلد ملقب به ستاره: (لندن): در ژنو فعاليت تبليغي را به صورت غير مستقيم و تحت عنوان «نهضتي براي صلح اعظم جهاني» شروع كرد و بهائيت را در جامعه ملل كه در ژنو تشكيل مي شد و منظور اصلي او بود نفوذ داد
* ميس آلمانوبلاك آلماني الاصل ساكن آمريكا: مأمور اعزامي به آلمان در زمان جنگ جهاني اول - 1907 - بود
*دكتر سوزان مودي ملقب به امه الاعلي، آمريكايي است. مودي از طرف عبدالبهأ به ايران اعزام شد. او به بهانه مراقبت در امور طبي و بهداشتي و تعليم و تربيت زنان بهائي به ايران آمده بود

 


*دكتر مودي گرفتاري هاي زن هاي ايراني را از لحاظ بهداشت و فرهنگ و وجود حجاب و. . . با محافل آمريكا در ميان گذاشت. . . به تأسيس مدرسه تربيت همت گماشت. . . . و خانم هاي ديگري را نيز از آمريكا به ايران دعوت نمود. . . «اول ميس ليليان كيپس (1290 شمسي). . . و پس از آن ميس جنوير. . . سارا كلاك. . . اليزابت استوارت. . . ميس ادليد شارپ و. . . »(3)
* ميس ليليان كيپس: معلم مشهور مدرسه تربيت تهران
* ميسيز كلارا دان امريكايي الاصل مبلغه در قاره استراليا
تلقي روشنفكران از بابيگري 
چگونگي تكوين بهائيت بيش از هرچيز اين نكته را اثبات مي كند كه فرقه مذكور با هدفهاي استعماري شكل گرفته و در طول تاريخ حيات خود همواره از سوي كانونهاي قدرت بيگانه حمايت و هدايت شده است اما متأسفانه جريان روشنفكري ايران به دليل خصلت دوگانه سكولار و غرب زده بودن، هميشه سد و مانعي در راه بررسي و شناخت درست اين فرقه ايجاد كرده و مانع از درك و دريافت صحيح مردم از علل وعوامل واقعي پيدايش بهائيت و تأثيرات آن برتحولات اجتماعي ايران شده است. نگاهي گذرا به آثار روشنفكران پيرامون فرقه هاي ضاله بابيت و بهائيت اين نكته را به خوبي نشان مي دهد. متأسفانه عمده روشنفكران و مورخين معاصر اعم از چپ يا راست، سعي نموده اند فتنه و بلواي بابيگري و بهائيگري را به عنوان يك «جنبش» مورد بررسي قرارداده و از اين رهگذر خصلت مترقي به آن بخشيده اند
در ميان انبوه كتابهاي رنگارنگي كه از ابتدا درباره فتنه باب و بهأ به رشته تحرير درآمده است كمتر كتابي وجود دارد كه نگاهي واقع بينانه به اين مسأله داشته باشد. اين لغزش و خطا تنها منحصر و ويژه مورخين و نويسندگان و تحليلگران ماركسيست نيست. حتي برخي از نويسندگان كتابهاي مذهبي هم در اين مورد دچار لغزش و خطا هستند
محمدرضا فشاهي(4)كه اكنون به عنوان استاد دردانشگاه پاريس به تدريس فلسفه مشغول است در كتابي كه به نام «واپسين جنبش قرون وسطايي در دوران فئودال» منتشركرده از فتنه و بلواي استعماري بابيگري به عنوان «جنبش» ياد مي كند و آن را حامل شعارهاي «مساوات گرايانه» مي داند و مي نويسد
«
مخالفان انقلابي فئوداليسم درتمام دوران قرون وسطي وجود داشتند و مبارزات آنان به مقتضاي زمان، غالباً به شكل عرفان، الحاد آشكار و يا قيام هاي مسلحانه تجلي مي نمود. درمرز نيمه اول و نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي، تحولاتي در انديشه مذهبي و تفكر در ايران روي مي داد كه به نام «مكتب شيخيه» شهرت دارد. اين تحول كه در آغاز درانديشه مذهبي و عرفاني شكل گرفت سرانجام در سيرتكاملي، خود به «جنبش بابيان» يعني يك جنبش اجتماعي منجر شد. بنابريك تعريف جامع، اين جنبش درمرز بين جامعه كهن فئودالي و انحطاط و تجزيه سريع آن قراردارد و خود يكي از عوامل اين انحطاط و تجزيه سريع است. در اين جنبش به شكل بسيارمهمي، آن گذار عظيم تاريخي از جامعه سنتي به جامعه درحال پيدايش منعكس است كه «باب»(علي محمد شيرازي) ايدئولوگ ديني آن بود(5)
محمدرضا فشاهي در ادامه اين تعريف مي افزايد
«ويژگي اين جنبش در حالت مرزي آن است كه در عين شباهت كامل به جنبش هاي الحادآميز قرون وسطايي، برخي هسته هاي جنبش هاي غيرمذهبي سوداگري بعدها را نيز با خود دارد. به ديگرسخن، در جنبش بابيان هم شعارهاي قيام هاي مساوات گرايانه دهقانان قرون وسطايي و هم برخي شعارهاي موردپسند سوداگري انعكاس يافته است. بدين سان در اين جنبش، عناصر قرون وسطايي قيامهاي دهقاني و فقراي شهري و عناصر قيام هاي دموكراتيك و ليبرال دوران آغاز شونده، با هم درآميخته. . . » (6)فشاهي از نحوه برخورد با بابيگري اظهارتأسف مي كند و مي نويسد
«
تاكنون با مكتب شيخيه و بويژه با جنبش بابيان همچون يك حرامي رفتار شده است و چنين وانمودشده است كه گويا اين مكتب و سپس آن جنبش از بطن تاريخ و فرهنگ ايراني و اسلامي بيرون نيامده و دنباله و نتيجه منطقي تحولات اجتماعي و فكري ايرانيان نبوده است. . . (7)»
البته اين نگرش و تحليل تنها مختص محمدرضا فشاهي نيستباقر مؤمني(8) هم دركتاب "ايران در آستانه انقلاب مشروطيت" حركت استعماري و فتنه باب و دنباله آن، بهائيگري، را يك «جنبش» مي نامد و به طوركلي اكثر روشنفكران غرب زده و نويسندگان و عناصر ماركسيست، فرقه باب و بهائيت را يك جنبش و يك حركت مترقي ارزيابي مي كنند و منشأ آن را به طريقي با تضاد طبقاتي مبتني برمالكيت و ثروت توجيه مي نمايند كه اين امر نشانه فاصله داشتن از واقعيت هاي جامعه ايران است.

پی نوشتها :  

1- فروغ ارباب، اختران تابناك، مؤسسه ملي مطبوعاتي امري 122 بديع، ص .206 
2- مدرسه تابستانه بهائي كه توسط محفل ملي آمريكا و كانادا اداره مي شود. اختران تابناك، ص .218 
3- اسامي و سابقه افراد از كتاب اختران تابناك، نوشته فروغ ارباب، انتشارات مؤسسه ملي مطبوعاتي امري، 122 بديع برداشت شده است
4- محمدرضا فشاهي در سال 1324 در تهران به دنيا آمد. تحصيلات خود را در دبيرستان كشاورزي «مامازن» به پايان برد. فعاليت ادبي و مطبوعاتي را از سال 1347 از مجله فردوسي و با چاپ سفرهاي «موج نو» آغاز كرد و كم كم به چهره اي شناخته شده در ميان جوانان مبدل گرديد. در اواخر دهه 1340 با يك دختر ارمني ازدواج كرد و در اوايل دهه 1350 به همراه وي به فرانسه مهاجرت كرد. فشاهي در پاريس به تكميل تحصيلات خود دررشته فلسفه پرداخت و هم اكنون به عنوان استاد فلسفه در يكي از دانشگاه هاي پاريس به كار اشتغال دارد
5- محمدرضا فشاهي، واپسين جنبش قرون وسطايي در دوران فئودال، انتشارات جاويدان، چاپ اول، 1356، مقدمه
6- همان
7- محمدرضا فشاهي، همان
8- براي آشنايي با شرح حال و عملكرد باقر مؤمني به جلد هفتم از مجموعه كتاب هاي «نيمه پنهان»، دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان، مراجعه فرماييد

 

خواندن 13 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

آخرین ویرایش در چهارشنبه, 25 ارديبهشت 1398 05:43

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی