اولین رویاروئی بابیه با حکومت ، فتنه قلعه شیخ طبرسی

شنبه, 15 تیر 1398 05:53 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران : اولین شورش‌ و جنگ‌ داخلی که به دست بابی‌ها در ایران شکل می‌گیرد، ماجرای فتنه‌ی قلعه‌ی شیخ طبرسی است. در این شورش که در قلعه‌ی «شیخ طبرسی» در مازندران اتفاق می‌افتد، پس از وقوع جنایات فجیع توسط بابی‌های یاغی، سرانجام با هلاکت ملاحسین بشرویه‌ای و محمدعلی بارفروشی، توسط قشون دولتی خاتمه می یابد .

بابی‌ها با حفر خندق اطراف قلعه، خود را برای شورش و جنگ با قوای دولتی آماده ساختند. از وقایع تأسف‌بار که ماهیت پلید پیروان باب را نشان می‌دهد، هجوم بر روستائیان و غیرنظامیانِ پیرامون قلعه است که هیچ توجیه قابل قبولی برای آن وجود ندارد. پیروان باب همانند راهزنان، با شقاوت و بی‌رحمی تمام به قتل و غارت مردم اطراف قلعه می‌پرداختند؛ میرزاجانی کاشانی (از مورخین بابیت) در کتاب خود، به نمونه‌ای از این جنایات اشاره کرده است: «حضرات نیز جمعی رفتند و در شب یورش برده، دِه را گرفتند و یکصدوسی نفر را به قتل رسانیدند، تَتمه فرار نموده؛ دِه را حضرات اصحاب حَق خراب نمودند و آذوقه ایشان را جمیعا به قلعه بردند».(1)

بر اساس گزارش نقطة الکاف، بابی‌ها به قدر آذوقه دو سال از آن دِه غذا جمع کرده و به قلعه بردند و البته اخبار این جنایت که به تهران رسید و ناصرالدین شاه که تازه به سلطنت نشسته بود، تصمیم به سرکوب آن‌ها می‌گیرد.(2)


هرچند جنایات بابی‌ها در مازندران بیش از آن است که منابع بابی بهائی به آن اشاره نمودند، اما هرکدام به نوبه‌ی خود، بخشی از آن جنایات را با افتخار تمام ذکر نموده‌اند؛ همچنان که صاحب مطالع الأنوار، به ذکر
 بخش دیگری از آن جنایات پرداخته است: «جناب باب الباب (ملاحسین بشرویه‌ای) که چنین دیدند، امر کردند تا درِ کاروانسرا را باز نمایند و جزای دشمنان را در کنارشان بنهند. خودشان بر اسب سوار شدند و با شمشیر به عده‌ی بسیاری از اهل شهر که در میدان جمع شده بودند، حمله‌ی شدیدی فرمودند. مردم چون شمشیر برهنه باب الباب را دیدند، با نهایت ترس و وحشت فرار نمودند. چند نفری به خاک و خون آغشته شدند. دیگران امان طلبیده تقاضای بخشش نمودند... بدن مقتولین همانطور توی میدان افتاده بود، منظره‌ی مهیبی داشت».(3)

سرانجام با رسیدن قشون دولتی، جنگ سختی در گرفت و بابی‌ها که حتی تصور شکست را هم نداشتند و برای پیروزی می‌جنگیدند: «حضرت قدوس می‌فرمودند که ما هستیم سلطان به حق و عالم در زیر نگین ما می‌باشد و کلّ سلاطین مشرق و مغرب به جهت ما خاضع خواهند گردید»(4)؛ شکست خوردند.

از این‌رو پس از جنگ سختی که میان بابی‌ها و نیروهای دولتی در گرفت، فتنه‌ی آنان با پیروزی قوای دولتی و کشته شدن محمدعلی بارفروشی و بشرویه‌ای در جمادی الثانی 1265 ق، پایان یافت.

پی‌نوشت:
1- میرزا کاشانی، نقطة الکاف، به سعی و اهتمام ادوارد براون، هلند: انتشارات مطبعه بریل در لیدن، 1910، ص 161، چاپ جدید ص 103.
2- همان، ص 162.
3-  اشراق خاوری، تلخیص تاریخ نبیل زرندی (مطالع الانوار)، ص 304.
4-
 میرزا کاشانی، نقطة الکاف، به سعی و اهتمام ادوارد براون، هلند: انتشارات مطبعه بریل در لیدن، 1910، ص 162.

 

خواندن 81 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی