سوال : سکوت امام علی(ع) در برابر قاتلین حضرت زهرا (س) چه حکمتی داشت ؟

دوشنبه, 30 دی 1398 06:58 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران : به بهانه ایام فاطمیه سالروز شهادت بانوی مهربانی .

یکی از سؤالاتی که درباره ماجرای شهادت صدیقه طاهره حضرت زهرا (سلام الله علیها) وجود دارد، حکمت سکوت امام علی (علیه السلام) در برابر قاتلین حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. البته در واقع سؤال را باید کلیتر مطرح کرد. اصلاً چرا خداوند جلوی آسیبهایی که به اولیائش میرسد را نمیگیرد؟

چرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که میدانستند ،چه افرادی دختر و فرزندانش را به شهادت خواهند رساند،‌ جلوی آنها را نگرفتند؟ و در آخر هم چرا مولا علی (علیه السلام) با قاتلین زهرا (سلام الله علیها) نجنگیدند و حقّ خلافت الهیشان را مؤاخذه نکردند؟

پاسخ این است که آیات و روایات و تاریخ نشان میدهد که بنای خداوند بر این نبوده است که همیشه جلوی کفار و مشرکین و منافقین را بگیرد و اولیائش همیشه پیروز باشند، بلکه دنیا محل امتحان است و امکان گناه و فساد برای همه وجود دارد. فلذا در طول تاریخ انبیاء و اولیاء بزرگی هزاران سختی و آزار را تحمل نموده و حتی به قتل رسیدهاند. خداوند میفرماید: « وَتِلْكَ الأَيّامُ نُدَاوِلُها بَيْنَ النّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللهُ الَّذِيْنَ آمَنُوْا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءً (آل عمران/140)و ما اين روزهاى (شكست و پيروزى‏) را ميان مردم به نوبت مى‏‌گردانيم تا آنان پند گيرند و خداوند كسانى را كه (واقعاً)ايمان آورده‏‌اند معلوم بدارد، و از ميان شما گواهانى بگيرد.»

و اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز نمیخواستند قبل از وقوع جرم، مجرم را مؤاخذه نمایند همانطور که با آنکه منافقینی که قصد ترور ایشان را داشتند را میشناخت ولی مجازاتشان نکرد و فرمود: «أَكْرَهُ أَنْ تَقُولَ الْعَرَبُ لَمَّا ظَفِرَ بِأَصْحَابِهِ أَقْبَلَ يَقْتُلُهُمْ.(1) نمیخواهم عرب بگوید، هنگامی که (پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به اصحابش دست مییابد آنان را میکشد.» به علاوه ایشان از جانب خداوند دستور به قتل آنان نداشت.

عوامل زیادی نیز سبب شد که مولا علی (علیه السلام) سکوت نمایند. از جمله اینکه افرادی که حاضر به جانفشانی در این راه بودند کم بودند. چنانکه ایشان در خطبهای در مدینه فرمودند: «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ‏ لِي‏ عِدَّةُ أَصْحَابِ‏ طَالُوتَ أَوْ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَعْدَاؤُكُمْ لَضَرَبْتُكُمْ بِالسَّيْفِ حَتَّى تَئُولُوا إِلَى الْحَقِّ.(2) بخدا قسم اگر به تعداد اصحاب طالوت یا اصحاب بدر یاورانی داشتم که دشمن شما بودند، با شمشیر به شما حمله مینمودم تا اینکه به حق بازگردید.»

دلیل دیگر نهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از قیام بود، چراکه اگر حضرت با آن کمی یاور، قیام مینمودند،‌ قبل از آنکه پایههای اسلام مستحکم شود، زمینه نابودی دین آماده میشد و حضرت به قتل میرسید. این مطلب در روایات متعددی آمده است. برای نمونه از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) در ضمن وصیت مفصلی فرمودند: «... وَ عَلَيْكَ‏ بِالصَّبْرِ عَلَى‏ مَا يَنْزِلُ‏ بِكَ‏ مِنْهُمْ حَتَّى تَقْدَمَ عَلَي‏ّ.(3)... و باید بر مصیبت‌هایی بر تو نازل میشود، صبر نمایی تا زمانی که به من ملحق گردی.»

نکته دیگر خوف حضرت از ارتداد مسلمین خصوصا تازه مسلمان شدگان بود که در صورت رویداد جنگ بین مسلمین در آن زمان، نمیتوانستند اعتقاد خود را به اسلام نگه دارند. چنانکه مولا علی (علیه السلام) علت سکوتشان را اینچنین برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) توضیح دادند که: «أ تحبين‏ أن‏ تزول‏ هذه الدعوة من الدنيا؟!(4) آیا میپسندی که این دعوت(شهادت به رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از دنیا محو شود؟!» سیوطی نیز کلام حضرت علی (علیه السلام) در روز شوری نقل نموده تا اینجا که حضرت فرمودند: «بايع الناس أبا بكر و أنا و الله أولى بالأمر منه و أحق به منه، فسمعت وأطعت مخافة أن يرجع الناس كفّاراً يضرب بعضهم رقاب بعض بالسيف.(5) مردم با ابوبکر بیعت نمودند درحالیکه بخدا قسم من بر ولایت امور بر او اولویت داشته و بیشتر حق داشتم، ولی گوش فرا دادم و اطاعت نمودم بخاطر ترس از اینکه مبادا مردم کافر شده گردن یکدیگر را با شمشیر بزنند.»

بنابراین سکوت مولا علی (علیه السلام) در برابر جنایات منافقین و قاتلین حضرت زهرا (سلام الله علیها) و غاصبین خلافتشان، حکمتهای فراوانی دارد و با این شبهات نمیتوان ماجراهای اسفباری که در تاریخ اسلام رخ داده است را انکار کرد.

پی‌نوشت:

1- مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار: ج21، ص196، بيروت: دار إحياء التراث العربي، چاپ: دوم، 1403 ه.ق.
2- كلينى، الكافي: ج‏8، ص31، تهران: دار الكتب الإسلامية، چاپ: چهارم، 1407 ه.ق.
3- شريف الرضى، خصائص الأئمة عليهم السلام (خصائص أمير المؤمنين عليه السلام): ص73، مشهد: آستان قدس رضوى، چاپ: اول، 1406 ه.ق.
4- ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة: ج20، ص326، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏.
5- سیوطی، مسند فاطمة الزهراء: ص21، حیدر آباد دکن: انوار المعارف، چاپ اول،
۱۴۰۶ ه.ق. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

 

 

خواندن 29 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی