طنزی بنام احکام بهائی ( بخش ششم )

شنبه, 27 ارديبهشت 1399 06:38 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

سیاست عدم مداخله در امور سیاسی

بهائیت در ایران : «ميزان بهائي بودن و نبودن اين است که هر کس در امور سياسيه مداخله کند و خارج از وظيفه خويش حرفي زند و يا حرکتي نمايد همين برهان کافي است که بهائي نيست. دليل ديگر نميخواهد»

مجله اخبار امري ارگان رسمي تشکيلات بهائيت در ايران در راستاي اجراي فرامين رهبران خود با ذکر جمله اي از عبد البهاء به تحذير بهائيان از مداخله در سياست مي پردازد و مي نويسد :
«ميزان بهائي بودن و نبودن اين است که هر کس در امور سياسيه مداخله کند و خارج از وظيفه خويش حرفي زند و يا حرکتي نمايد همين برهان کافي است که بهائي نيست. دليل ديگر نميخواهد» (1)

اهل بهاء به نصوص قاطعه الهيه از مداخله به امور سياسيه ولو به شق شقه ممنوعند و از دخول به احزاب متخاصمه به صريح بيان مبارک معذور ، ... بر کل واضح و مبرهن گشته است که بهائيان از منازعات و مشاجرات احزاب سياسيه دور و بر کنارند و به هيچ وجه من الوجوه در امري که از آن رائحهي سياست استشمام شود مداخلتي ندارند ( 2)

احمد يزداني، در کتاب »نظر اجمالي در ديانت بهائي« مينويسد :
اهل بهاء... در امور سياسيه که مخصوص مقامات رسمي مملکتي است، و نيز در امور احزاب و فرق سياسي به هيچ وجه ادني مداخلهاي ننمايند... حضرت ولي امر الله ميفرمايد: از امور سياسيه و مخاصمات احزاب و دول بايد کل قلباً و ظاهراً و لساناً و باطناً بکلي در کنار و از اين گونه افکار فارغ و آزاد باشي (3)

با نگاهی به تمامی دستوراتی که بهائيان را از دخالت در امور سياسي بازمی دارد ميتوان به نکته ظريفي در اين آموزه دست يافت وآن اين است که در حقيقت اين يک دستور کاملاً سياسي از سوي تشکيلات رهبري فرقه است و در واقع امر نه يک آموزه ديني که تاکتيکي سياسي است براي جلب نظر و استفاده از حاکمان و دولتمردان ديکتاتور ،که از مداخله توده هاي مردم در سياست بيم داشته و آن را تهديدي براي حاکميت خود تلقي ميکنند و ميدانيم که اکثر رژيم هاي معاصر دوره شکل گيري بهائيت از اين قبيل بوده اند و البته امروزه هم شاهد انواع حکومتهاي استبدادي هستيم که از اين گونه دستور العملهاي ظالم پرور استقبال ميکنند(4)

محقق ارزشمند سيد محمد باقر نجفي تحليل خود رادر باره اين تعليم چنين ارائه ميکند:
 اگر به حسن نظر و بر اساس ظواهر تصريحات مذکور بنگريم، بهائيان طبق دستورهاي مکرر زعمايشان، در هر کشوري که سکونت گزيدند و يا از اهل هر مملکتي که باشند، بي تفاوت ترين مردم نسبت به سرنوشت و مصالح ملي آن کشورند.زيرا با توجه به مسائل مورد بررسي تحت عنوان: «عدم مداخله در امور سياسي»، و اين بيان خاص عباس افندي بهائيان نه با اهل سياست همراز و نه با «حريت طلبان» دمساز. نه در فکر حکومت، نه مشغول به ذم احدي از ملت... ياران بايد بر مسلک خويش (بهائيت) بر قرار باشند. و از علو و استکبار بيگانگان تغيير و تبديل در روش و سلوک ندهند. و در هيچ امري مداخله نکنند. و به هيچ مسئلهاي از مسائل سياسيه نپردازند... اين است روش و تکليف بهائيان... (5)

بي تفاوتي و بيعلاقگي آشکار بهائيان را به مصالح و استقلال و تماميت ارضي مملکت نشان داده، طبق دستور زعمايشان حاضر به هيچ نوع مساعدت و مشارکت با ملت ايران و ديگر ملتها در راه مبارزه با بيگانگان و متجاوزان و جنبشهاي استقلال طلب و آزاديخواه و ضد استعماري نيستند.
تأکيدهاي مکرر محفل ملي بهائيان ايران در طول سالهاي 1324 ـ 1325 مندرج در نشريات «اخبار امري» و در «نشريه هفتگي محفل روحاني بهائيان تهران ( 6) ارگان رسمي بهائيان، مبني بر عدم مداخله در امور سياسي، مستقيماً در شرايطي از اوضاع سياسي ايران تصريح ميگرديد، که از يک سوي ايران در برابر حساسترين لحظات سياسي خود در جدائي آذربايجان از خاک ايران و حکومت متفقين قرار گرفته بود و از سوي ديگر خاک و استقلال مملکت زيرضربات بيگانگان، خون وطن خواهان ايراني را به جوش آورده بود. محفل بهائيان ايران، در چنين ايامي، که طوايف انگليس و امريکا و روس به قلمروي اين مملکت دست انداخته بودند، جمله برگزيده نشريه «اخبار امري» را در قسمت فوقاني «نام نشريه»، به اين بيان عباس افندي اختصاص داده بود که: بهائيان به امور سياسيه تعلقي ندارند. و در حق کلّ طوائف و آراء مختلفه دعا نمايند. و خيرخواهند» (7)

ثانياً: به عقيده نگارنده، ملاحظه چنين تصريحاتي از زعماي بهائيت، بيش از يک پوشش حفاظتي، جهت تلاشهاي ضد ملي محسوب نميشود.
بهائيان بنا به تصريحات مسلم زعمايشان به کوششهائي مبادرت ميورزند، که به هيچ وجه من الوجوه نميتواند، همساز و منطبق با تصريحات مذکور در خصوص اطاعت از اوامر و نواهي حکومت تلقي شود:

1 ـ در بهائيت و بنا به نص و صاياي عباس افندي :
 «بيت عدل الذي جعله الله مصدر کل خير و مصونا من کل خطا... مجمع کل امور است. و مؤسس قوانين و احکامي که در نصوص الهي موجود نه. و جميع مسائل مشکله در اين مجلس حل گردد...اين بيت عدل مصدر تشريع است و حکومت قوه تنفيذ تشريع بايد مؤيد تنفيذگردد...مرجع کل، کتاب اقدس و هر مسئله غير منصوصه راجع به بيت عدل عمومي به بيت عدل آنچه بالاتفاق و يا به اکثريت آراء تحقق يابد همان حق و مراد الله است (8)چنين سازماني که اساس حکومت بهائي است، نميتواند بهائيان را اجازه دهد «به پادشاهان در نهايت صداقت و امانت خدمت نمايند و مطيع و خيرخواه باشند (9)

انتظار بهائيت، انقراض حکومتها و به قدرت رسيدن اياديان خود در کشورهاي مختلف است...شوقي افندي در تلگراف مورخ 10 آوريل 1951 به بهائيان امريکا و ايران، از اجراي برنامهي احداث تأسيسات بهائي در کوه کرمل خبر داده است، با تمام غرور و تکبر مينويسد : اکمال اين مشروع شايان تهنيت است، زيرا به فرمودهي حضرت عبد البهاء در آينده سلاطين عالم براي زيارت و اظهار خضوع به مقام حضرت باب مبشر شهيد حضرت بهاء الله اين راه را خواهند پيمود ـ شوقي (10) ( 11)

تشکيل دادگاه  بين‌المللي یکی دیگر از اصصول تغالیم بهایی است
«تشکيل مجمعي از نمايندگان سراسر دنيا به منظور حل مسائل جهاني» اگر مقصود جناب بها از اين دادگاه چيزي شبيه سازمان ملل کنوني است که الزاماً نمي تواند براي ملتها باشد؛ چرا که نمايندگان آن از سوي دولت ها برگزيده مي شوند پس اين سازمان و نظاير آن با هر عنوان ، بيشتر براي حل مناقشات دولت ها با يکديگر است آنهم
  با چربش کفه به سود دولتهائي که قدرت بيشتري دارند. واين با رسالت  اديان که بايد متکفل امورملت ها باشند  سازگار نيست و اگر مقصود غير از اين است که از پيروان و رهبران اين فرقه  جز شعار هيچ راه کار مناسبي ديده وشنيده نشده است 

ونهايت کلام  به اينجا ميرسد که مقصود نهائي عبدالبهاست  «در تشكيل اتحاديه آينده ملل يك نوع حكومت ما فوق حكومت ها بايد تدريجاً به وجود آيد كه داراي تأسيسات و تشكيلات وسيعه است»( 12) وحتماً آن يک حکومت بهائي است ؟؟؟

پی نوشت :

1-مجله: «اخبار امري»، ارگان رسمي بهائيان، ايران شماره 5، دي 1325هـ .ش..
2-مجله: «اخبار امري»، ارگان رسمي بهائيان، ايران شماره 9، دي 1324هـ .ش..
3-احمد يزداني نظر اجمالي در ديانت بهائي ص49
4-ر.ک مقاله کاش همه بهائي ميشدند ويژه نامه ايام (جام جم)، تابستان 1386، ص 40. نقل از اخبار امري، ارديبهشت 1347، شماره 2، صص 111-115.
5-مجله «اخبار امري»، شماره 9، دي 1328 هـ .ش.
6-مخصوصاً در شماره 9 = دي در 1324 ـ 4 و 5 و 11 مرداد و شهريور و اسفند 1325.
7-مجله اخبار امري ـ شماره 9، دي 1324 هـ .ش.
8-بهاء الله و عصر جديد»، ص300
9.بهاء الله و عصر جديد ، ص302
9-مجله: «اخبار امري»، ارگان رسمي بهائيان، ايران، شماره 1 ـ 2، ارديبهشت ـ خرداد 1330
11-دور بهائي نشريه لجنه ملي نشر آثار امري، 1322 هـ .ش صفحه 84 به نقل از کتاب بهائيان ص 742

12-جامعه عمومي دنيا، از انتشارات لجنه جوانان بهايي طهران، 1338 شمسي، ص .18

 

خواندن 38 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی