وحدت اساس ادیان

یکشنبه, 11 خرداد 1399 17:42 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران : یکی از اصول 12 گانه بهائیان وحدت اساس ادیان است. یعنی اینکه هرکس هر دینی از ادیان الهی را که برای خود برگزیند صحیح است و می تواند سیر الی الله داشته باشد.

سوال : در دنیای امروز با این فضای جنگی در فضای داخل و خارجی کشورها که شاید در برخی موارد صد رصد ناشی از اعتقادات مذهبی میباشد میتوانتصور وحدت عالم را داشت !!!؟؟؟؟

در دنیای امروز اختلاف بین فرق وادیان و قوم وقبیله و نژادها و اصناف بسیار زیاد و سلیقه ها متفاوت است.یک روز بخاطر اختلافی که بین دو قبیله است جنگ صورت می گیرد،یک روز دو کشور بخاطر اختلاف نظر و اختلافات سیاسی به جان هم می افتند،زمانی بود که سفید پوستان سیاه پوستان را بخاطر اختلاف نژاد و پوست به بردگی می گرفتند و سیاهپوستان از آنها بیزار بودند،بین فرق و ادیان همیشه اختلاف بوده و هست و خواهد بود.حتی رؤسای یک کشور و یا یک فرقه و مذهب بخاطر انحراف سلیقه و فهم با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند.بخاطر بوجود آمدن همین اختلافات است که انسانها،مخصوصا انسانهای تابع و زیر دست در مذیقه و تنگنا هستند.
در اینصورت سخنی زیبا،فکری تازه و حرکتی نو که باعث حل شدن اختلافات دو گروه و رهایی آنها از سختی است؛طرفداران بسیار زیادی پیدا می کند.
آن سخن زیبا و فکر تازه مطرح کردن مسئله اتحاد است.این شیوه ظاهری بسیار زیبا دارد و گاهی اوقات باطنش هم زیباست.زیرا افراد دو گروه از اختلافات و درگیری ها خسته شده و حاضرند بخاطر رهایی از این درگیری ها بعضی از اعتقادات و،افکار و سلایق خود را کنار بگذارند.
همانطور که مشاهده می کنید کنار گذاشتن اختلافات ،ظاهری زیبا دارد،اما هر ظاهری باطنی هم دارد که اصل همان باطن است و باید دید باطن اینکار هم مثل ظاهرش زیباست یا نه.
یکی از چیزهایی که بهائیان به آن معتقد هستند وحدت اساس ادیان است و اینکه هر کدام از این ادیان الهی را برای خود برگزینی به خدای خود خواهی رسید.بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی می‌باشد پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل آن نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.

اگرچه ادیان و فرهنگ‌های مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگ‌ها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شده‌است. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمانها و مکان‌های شکل گرفته‌اند را از یک منبع می‌دانند. بر اساس تعالیم بهائی، هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمی‌توان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسان‌های کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی می‌دانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته‌ است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از پیامبران گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.
می بینیم که این فکر و عقیده ظاهری بسیار زیبا و فریبنده دارد و انسان اگر یک مقدار طعم وحدت را زیر زبانش مزه کرده باشد؛مست این فکر و عقیده می شود و وحدت اساس ادیان را شعار خودش قرار می دهد. ولی باید دید باطنش هم مانند ظاهرش درست است یا نه.
به نظر شما می شود هم قائل به جسمیت خدا شد(دین یهود)که حتی خداوند با پیامبرش کشتی بگیرد و هم قائل به غیر جسم و لامتناهی بودن خداوند شد(دین اسلام)؟بالاخره یا خداوند جسم دارد و یا نداردو نمی شود هم جسم داشته باشد و هم نداشته باشد.
آیا می شود به این صورت قائل شد که خداوند شبهای شنبه با خرش بر زمین فرود می آید و به مردم سر می زند(دین یهود)و صورت دیگر را هم قبول داشت که خداوند به همه چیز بصیر و عالم است و نیاز به حرکت کردن برای تحصیل علم ندارد(دین اسلام)؟
آیا انسان عاقلی میتواند بگوید هر کدام از این دو اعتقاد متضادی که بخواهم انتخاب میکنم و به آن عمل می کنم؟
آیا به یک انسانی که یک رنگ بیشتر ندارد می توان گفت هم سفید پوست است هم سیاه پوست؟
آیا می توان گفت خداوندی که حکیم و داناست و خالق جهانی به این بزرگی است به ما اجازه دهد که هم به جسمیت او اعتقاد پیدا کنیم و هم به غیر جسم بودن او؟
اگر می شود به هر دین الهی تمسک کرد پس چرا خداوند در قرآن ادیان ما قبل اسلام را باطل اعلام کرده است؟
چرا هیچکدام از پیامبران اولوالعزم نگفته اند که می توانید از دین پیامبر قبلی هم پیروی کنید؟بالعکس همه ی پیامبران اولوالعزم آیین پیامبران ماقبل خود را باطل اعلام کردند.
با این ادله می توان فهمید که این سخن و عقیده زیبا (وحدت اساس ادیان)فقط ظاهری زیبا دارد و باطنش صحیح نیست و نمی توانیم از هر دین الهی که بخواهیم پیروی کنیم،بلکه باید جستجو و تحقیق کنیم تا بتوانیم از آن دین و مذهبی که مارا به خدا میرساند پیروی کنیم.

 

 

 

خواندن 31 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی