تکاپوی پنهان فرقه بهائیت [1] به منظور نفوذ در ساختار حکومت پهلوی بهتدریج نمایان شد. اعضای این فرقه با ظهور شرایط جدید توانستند در عرصه تبلیغ افکار و عقاید دیانت بهائی [2] و بسط و تحکیم پایه اقتصادی خود اقدامات اساسی انجام دهند.
هر چه به سالهای پایانی حکومت پهلوی نزدیکتر میشویم، فعالیتهای اقتصادی بهائیان از ابتدای حکومت پهلوی به دلایل گوناگون به شکل پنهانی و غیرشفاف انجام میشد؛ از همین رو، سران بائیت اقدام به پنهانکاری درز فعالیتهای اقتصادی تحت عنوان شرکت امناء و بانک سرمایهگذاری نونهالان و مجموعههای وابسته به آن کردند.
از طرف دیگر، به منظور جلوگیری از حساس شدن جامعه مسلمان ایران، اقدام به سپردن فعالیتهای اقتصادی به اشخاص مورد وثوق کردند.
با توجه به ساختار تشکیلاتی بهائیت، میتوان اعضای این فرقه را به دو دسته نخبگانی و توده تقسیم کرد. نخبگان، اعضای درجه اولی هستند که از قدرت تشکیلاتی بالایی برخوردار بودند.
در مجموع، بهائیان یهودیتبار و اعضای خاندانهایی مانند نوری افنان و خانوادههای متعلق به نسلهای اولیه بهائیت، از قدرت سیاسی – اقتصادی بالایی برخوردار بودند.
وجود شخصیتها و خانپانهای نامبرده و استفاده از شخصیتهای مورد وثوق در فعالیتهای اقتصادی، به خوبی بیانگر آن است که فرقه بهائیت تا چه حد رابطه ساختار و کارگزار را درک کرده و کارگزار را در خدمت ساختار قرار داده است. البته «ساختار و کارگزار ممکن است از لحاظ تحلیلی جدا باشند اما از لحاظ هستیشناختی جدا نیستند.»[۱] [3]
یکی از اعضای تشکیلات بهائیت که در دوران حکومت پهلوی نقش بسیار مهمی در توسعه، تحکیم و نفوذ اقتصادی این فرقه داشت، حبیب ثابت پاسال است. یهودی بودن و وابستگی به خانوادههای ارجمند و باقراف، باعث شد تا او در زمره نخبگان عالی رتبه بهائیان قرار بگیرد.
ثابت پاسال از جمله بهائیانی بود که در آغاز سلطنت رضاخان، در سازماندهی تشکیلات اقتصادی بهائیت تلاش گستردهای داشت.
مسافرتهای مکرر او به حیفا و ملاقات با سران بهائیت در سرزمین اشغالی فلسطین و حضور دبر آمریکا و اروپا و ارتباط با کمپانیهای چندملیتی آمریکایی و اروپایی، او را بهعنوان یکی از سران اصلی بهائیت در ایران مطرح کرد. تا جایی که پس از مرگ شوقی افندی در سال ۱۳۳۶ ش و تبدیل رهبری فردی به رهبری شورایی تحت عنوان «بیتالعدل»، حبیب ثابت بهعنوان رئیس هیئت مدیره اجرایی شرکت «امناء ایران» منصوب شد.
آبراهامیان در دستهبندی طبقات شهری ایران در اواسط دهه ۱۳۵۰، حبیب ثابت را جزء آن دسته از سرمایهداران برجسته و قدیمی میداند که نخستین سودهای میلیونی خود را در دوران رونق تجاری زمان جنگ جهانی دوم و ثروتهای میلیونی بعدی را در دوران افزایش قیمیت نفت در دهههای ۴۰ و ۵۰ بهدست آورده است.[۲] [4]
در ادامه گزارشی کوتاه نفوذ وی در حکومت پهلوی خواهد آمد:
حبیب ثابت همزمان با تحصیل در مدرسه سنلویی، در مغازه دو برادر بهائی به نامهای محمدرضا و محمدتقی تام که در زمینهسازی اقتصادی او نقش موثر داشتند، مشغول به کار میشود. محمدتقی تام از دوستان نزدیک خاندان ابتهاجالملک بهائی بود و رابطه نزدیگی با ابوالحسن ابتهاج داشت.[۳] [5]
با پایان جنگ جهانی اول و خروج نیروهای خارجی از کشور، حبیب ثابت با حمایت و مشارک استاد خود، محمدتقی تام، در سال ۱۲۹۸ ش، در خیابان شمیران روبروی خیابان دولت، دکان دوچرخهسازی و کرایه اتومبیل و دوچرخه افتتاح میکند و از همین طریق موفق به یادگیری رانندگی میشود.
او پس از چندی از طریق محمدتقی تام به میرزا احمد قزوینی، مشاور و سرپرست املاک آصفالسلطنه، برای رانندگی خانواده آصفالسلطنه معرفی میشود.
میرزا احمد قزوینی از سران بهائی تهران بود که بعدها نام راسخ را برای خود برگزید. او پدر شاپور راسخ، معاون سازمان برنامه و رئیس مرکز آمار ایران در زمان حکومت محمدرضا پهلوی بود.[۴] [6] با توج به نقش موثر تشکیلات بهائیت در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ش، به نظر میرسد یکی از عوامل ترک تحصیل حبیب ثابت، همکاری در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ باشد.
باید توجه داشت که حیات سیاسی و اقتصادی بهائیان در ایران به شکل پیچیدهای با دو کودتایی که پهلویها را به سریر قدرت کشید و سپس قدرت آنها را تداوم بخشید، مرتبط است.
مسافرتهای مکرر ثابت به حیفا و ملاقات با سران بهائی در سرزمینهای اشغالی فلسطین باعث شد که او بعدها به یکی از سران اصلی بهائیت در ایران تبدیل شسود.
ایروانی، لز اعضای کمیسیون نشر نفحات الیه لجنه بهائیت تهران، در تیرماه ۱۳۴۷در حضور هرمز ثابت عنوان میکند که «ثابت پاسال روزی راننده یکی از بهائیان تهران بوده و در رکاب حضرت عبدالبهاء به عکا رفته و در عکا از حضرت بهاء درخواست نموده روزی در ردیف شخصیتهای ممتاز درآید و حال خوب میدانید که ایشان چه مقامی در ایران دارد.»
وی در سال ۱۹۲۵ برای دیدار با سران بهائیخصوصا شوقی افندی به عکا سفر میکند. پس از بازگشت به ایران، وی شرکتی به نام اتو طهران با مدیریت برادران کتانه راهانداری میکند.
حبیب ثابت به منظور گسترش فعالیتهای اقتصادی تشکیلات به فرانسه و ایتالیا سفر کرد و دو دستگاه کامیون برلیت و یک اتومبیل سواری هفت نفره فیات را به ایران آورد.
او با اجاره گورستان کلیمیهای تهران در خیابان سپه، دفتر اداره حمل و نقل ثابت را به راه میاندازد که اولین موسسه حمل و نقل با وسایل نقلیه موتوری در ایران بود.
حبیب ثابت با کمک میرزا رحیم ارجمند، دایی خود که در این دوره معاونت وزارت پست و تلگراف و تلفن را بر عهده داشت، پس از موافقت صوراسرافیل، وزیر وقت پست شخص رضاشاه امتیاز حمل و نقل محملههای پستی از تهران به مازندران را برای موسسه حمل و نقل ثابت به دست آورد. در راستای توسعه و گسترش فعالیت موسسه حمل و نقل ثابت، کامیونهای دُج آمریکایی را از بیروت وارد کرد.
بهطور کلی با توجه به ماهیت حکومت پهلوی و ارتباط آن با نظام بینالمللی، صنعت پست در دوره رضاشاه بسیار مورد توجه قرار گرفت و گسترش یافت.
بهعنوان مثال در سال ۱۳۰۷ ما شاهد تاسیس مدرذسه پست و تلگراف هستیم؛ طبیعتا بهائیان نیز که پشتوانه اجنماعی حکومت پهلوی بودند، در تاسیس شرکتهای خدماتی جدید پیشقدم میشدند. بهخصوص آنکه با استفاده از روابط بینالمللی خود، بیش از گروههای دیگر میتوانستند منافع حکومت پهلوی را در شرکتهای خدماتی همچون پست تامین کنند.
در ۲۳ مهر ۱۳۰۶ عملیات ساخت ساختمان سراسری راهآهن ایران توسط شرکت دانمارکی کامپساکس آغاز میشود. این شرکت موسسه حمل و نقل ثابت را جهت حمل مصالح ساختمانی انتخاب میکند.
بهدنبال بروز اختلاف بین ایران و شوروی، حمل ریلهای راهآهن دچار مشکل میشود. از این رو، مدیر اجرایی شرکت کامپساکس، آقای ساکسیلد، قرارداد انتقال ریل از درود به اراک را به شرکت حمل و نقل ثابت واگذار میکند که این واگذاری در توسعه فعالیتهای آتی شرکت نقش چشمگیری داشت.
در ساختار حکومت رضا خان، بهائیان دارای جایگاه رفیعی بودند و افرادی چون حبیب ثابت، بهعنوان بازوهای اقتصادی و قدرتمند بهائیان، مورد حمایتهای گونگون اعضای خاندان سلطنتی قرار داشتند.
واگذاری فعالیتهای اقتصادی در حال توسعه، مانند انحصار نقل و انتقال مرسولات پستی، از جمله این حمایتها در دوران رضاخان است.
در سال ۱۳۰۶، حبیب ثابت فکر تشکیل خانواده میافتد. او ابتدا قصد ازدواج با دختر رحیم ارجمند، دایی خود را داشت که به دلیل مشکلات اقتصادیاش سرانجام نیافت. پس از مدتی، محمد پرتوی ، داماد سید احمد باقراف، مقدمات آشنایی او را با خواهر همسر خود در گراندهتل لالهزار فراهم میکند. سرانجام در تابستان۱۳۰۸ با باهره، دختر سید داحمد باقراف ازدواج میکند.
پیوند خانوادگی با خاندان باقراف سرنوشت سیاسی و اقتصادی او در دوران حکومت پهلوی بسیار اثرگذار بود. برادران بهائی باقراف که بعدها نام خانوادگی خمسی را برای خود برگزیدند، از ثروتمندترین و با نفوذترین بهائیان گیلان و تهران به شمار میآمدند. برای نمونه، گراند هتل تهران که هتلی اروپایی محسوب میشد، متعلق به این خاندان بود.
یکی از اعضای متنفذ این خاندان به نام سید نصرالله، بخش زیادی از هزینه سفر عباس افندی به اروپا و آمریکا را پرداخت کرد. وی از اعضای متنفذ و بزرگ بهائیان و عضو محفل بهائی تهران در سال ۱۳۰۰ ش به بعد بود.
در مسافرت عباس افندی به اروپا و آمریکا سید احمد خمسی وی را همراهی میکرد. محمود زرقانی دستیا عباس افندی در سفر اروپا و آمریکا در یادداشت مربوط به ۲۷ ربیعالاول ۱۳۳۱ مینویسد:
عباس افندی آن روز مکرر به جناب آقا سید احمد باقراف که روز قبل مخصوصا جهت دیدار با عباس افندی از ایران به پاریس آمده بودند اظهار عنایت میفرمودند.»[۵] [7]
بعد از مرگ عباس افندی در سال ۱۳۰۱ ش، تشکیلات بهائیت در دوره زمامداری شوقی افندی دچار تحولات اساسی شد و شکل یک سازمان رسمی را به خود گرفت.
سران بهائی به منظور گسترش فعالیتها و اجرای برنامههای پنج و ده ساله خود، در اقصی نقاط دنیا به منافع مالی نیاز داشت، از این رو، فعالیت در بخشهای تجاری، صنعتی و کشاورزی مورد توجه قرار گرفتند.
سران بهائی برای توسعه فعالیتهای اقتصادی در جهان، شرکت سهامی امنا را با ماهیتی نیمهمخفی در شهر واشنگتن در سال ۱۳۰۸ش/ ۱۹۲۹ م تاسیس و تثبیت کردند. با تاسیس شرکت امنا، بهائیان رسما وارد عرصه تجارت و فعالیتهای کلان اقتصادی شدند. همه فعالیتهای اقتصادی حبیب ثابت نیز با هدایت و برنامهریزی این شرکت انجام میشد.
فرقه بهائیت و اعضای آن پس از چنگ جهانی دوم، مخصوصا پس از سال ۱۹۵۳ صاحب فرصتی استثنایی در ایران شدند. ارتباط با دولت و دسترسی به سرمایههای خارجی که از ویژگیهای برجسته توسعه سرمایهداری در این سالها بود، این فرصت را در اختیار آنان قرار داد تا بر اساس رابطه با دولت و دسترسی انحصاری به سرمایههای دولتی و همکاری نزدیک با سرمایههای خارجی، به یک گروه متنفذ سرمایهدار و صاحب صنایع تبدیل شوند.
با به سلطنت رسیدن رضاخان و رشد روزافزون تاسیسات اداری و شهرنشینی، توجه به مظاهر غربی بهخصوص در میان طبقه حاکم و اشراف روز به روز بیشتر میشد. ورود کالاهای خارجی و ترویج سبک زنگی غربی، باعث ایجاد رقابت در میان ثروتمندان میشد.
تشکیلات بهائیت بهعنوان عامل داخلی سرمایهداری وابسته ماموریت داشت، سبک زندگی غربی و مصرفگرایی را در جامعه اشاعه دهد. در همین راستا، حبیب ثابت در ۲۸ سالگی طی سفر به آلمان و بازدید از نمایشگاه لایپزیک، با شرکت آدلف آلدینگر برای واردات ماشین آلات مدرن نجاری قراردادی را امضا میکند.
او مساعدت عبدالحسین فرمانفرما در زمینی به مساحت شش هزار متر و با نظارت مهندس فتحالله مشیر اوبهی، کارخانجات مبل ثابت را به صورت صنعتی در اطراف تهران با کمک مهندسان خارجی شرکت آلیسون و آختر راهاندازی کرد.
رضاشاه و ملکه پهلوی هنگام بازدید از این کارخانه، سفارش انجام کار برای وزارتخانهها، بلدیه و کاخ سلطنتی را به شرکت ثابت میدهند.
رضاشاه قرارداد انحصاری تامین تمام لوازم اداری قوه قضائیه و وزارت شهرداری آن زمان را با شرکت حبیب ثابت منعقد میکند.
حبیب همراه خانواده چهار نفره خود در سال ۱۳۲۰ش در بحبوحه جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت میکند. او در هاوایی ابتدا به دیدار خانم اگنس الکساندر از ایادی امرالله میرود.
حبیب ثابت در مصاحبه با مجله راه زندگی در خصوص مهاجرت خود به آمریکا میگوید:
«جنگ جهانی دوم که پیش آمد، به نظرم رسید که با همسر و بچههایم به آمریکا بیایم و ساکن آمریکا شوم تا جنگ تمام شود.»
حبیب ثابت در سانفرانسیسکو با بهائیان ساکن آمریکا دیدار کرد. او همچنین در انجمن سالانه بهائیان ساکن آمریکا شرکت کرد. او با استفاده از موقعیت بهائیان ساکن آمریکا، فعالیتهای اقتصادی خود را با هدف آماده کردن بازار ایران برای محصولات امریکایی، در خیابان راکفلر پلازا به شماره ۳۰ آغاز کرد.
او با همکاری علیاصغر پناهی، امیل ابود، الکساندر صافیان و محسن لک صاحبان شرکت پاسال، به منظور واردات کالاهای آمریکایی به ایران شرکتی به نام ثابت پاسال تاسیس کردند و شعبهای از این شرکت را در امریکا ثبت نمودند.
منبع: کتاب زرسالاران بهائی
[۱] [8]. کالین های، درآمدی انتقادی بر تحلیل سیاسی، ترجمه احمد گلمحمدی، تهران، نشر نی، ۱۳۹۰، ص ۲۰۵
[۲] [9]. یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، صص ۵۳۱
[۳] [10]. سرگذشت حبیب ثابت به قلم خود ایشان، صص ۲۱- ۲۲
[۴] [11]. همان، صص ۵۵- ۵۸
[۵] [12]. بدیعالاثار، ج ۲/ ۱۶۹
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com [13]