از اقدامات حبیب ثابت [1] در دهه ۳۰ شمسی تأسیس و راهاندازی تلویزیون در ایران است. ایده اولیه آن توسط ایرج ثابت مطرح شد. او در سال ۱۳۳۶ شمسی پس از پایان تحصیلات خود به ایران بازمیگردد. او به وسیله یک دستگاه گیرنده و فرستنده اولین نمایش این دستگاه را در کاخ ملکه پهلوی با حضور محمدرضا و با اجرای برنامه موسیقی توسط خواننده معروف دربار گوگوش برگزار میکند و مورد توجه شاه قرار میگیرد.
شاه به حبیب ثابت میگوید: «تو شخصاً اقدام کن هر نوع کمک هم لازم باشد، دستور میدهم اجرا نمایند.»[۱] [2] با حمایت محمدرضا پهلوی و منوچهر اقبال رئيس شرکت ملی نفت ایران، ثابت توانست تلویزیون ایران را علیرغم هزینههای زیاد در سال ۱۳۳۷ راهاندازی کند.
شاه در مراسم افتتاح این تلویزیون اظهار کرد:
«تأسیس دستگاه تلویزیون موجب خرسندی است؛ زیرا به بسط معلومات و اطلاعات عمومی و تربیت کودکان کمک شایانی خواهد نمود. باید در تنظیم برنامهها کمال دقت به عمل آید تا از هر حیث کافی و شایسته باشد و هم باید هر چه زودتر این دستگاه در نقاط دیگر دایر شود تا اهالی کشور از آن بهرهمند گردند. از شرکت تلویزیون ایران که این خدمت پرزحمت را به عهده گرفته و در مدت کوتاهی انجام داده است، قدردانی می نمائیم.»[۲] [3]
حبیب ثابت در این مراسم ضمن تشکر از محمدرضا پهلوی میگوید: «تنها مشوق من اعلیحضرت شاهنشاه میباشند که مرا به این کار وادار نمودند و با اینکه کار مشکلی را بر عهده دارم ولی بر اثر تشویقهای اعلیحضرت همایونی با تمام توانایی در مقابل مشکلات استقامت خواهم نمود.»[۳] [4]
حبیب ثابت در اردیبهشت ۱۳۴۴ در نامهای که به محفل روحانی ملی بهائیان ایران ارسال داشت، هدف اصلی از تشکیل تلویزیون در ایران را ایجاد کار برای بهائیان، نشر افکار روحانی و معارف حكم الهی (افکار بھائی) اعلام و اظهار میکند که به هیچ وجه برخلاف نظریات امرالله دستورات بهائی اقدامی نخواهد کرد.[۴] [5]
مسعود بهنود از روزنامهنگاران وابسته به حکومت پهلوی معتقد است اکثر متخصصان سازمان تلویزیون ایران بهائی بودهاند.
از دیگر اهداف حبیب ثابت در راهاندازی تلویزیون در ایران، کمک به برنامههای فرهنگی رژیم پهلوی از طریق آموزش سمعی و بصری در تلویزیون بود. تبلیغ سازمانهای فراماسونری نیز از دیگر اقدامات حبیب ثابت در این تلویزیون بود.
آقای ABEU، رئیس کلوپ بینالمللی روتاری نیز در تاریخ ۱۵/ ۰۶/ ۱۳۴۰ در مصاحبهای که با شرکت آقای منتصر، عضو کلوپ روتاری در ایران، با تلویزیون ایران داشت، پیرامون وظائف این کلوپ و روشهای خدمت به جوامع بشری گفتگو کرد.[۵] [6]
امام (ره) از همان ابتدا نسبت به رویدادهایی که در سازمان تازهتأسیس تلویزیون در حال رخداد بود، آگاه بودند؛ «دستگاه تبلیغاتی تلویزیون متعلق به یک دسته اقلیت منفور است و گویا قرار است، در تمام کشور توسعه پیدا کند. صاحب آن، علاوه بر اینکه اقتصاد مملکت ما را در دست گرفته، کارخانه پپسیکولا یک کانون جاسوسی است، در تلویزیون قصد دارند، نمایش زنان سابق و امروزی را در ۱۷ دی بدهند.»[۶] [7]
تلویزیون ایران، بستر مناسبی را برای تبلیغ کالاهای شرکتهای تولیدی وابسته به ثابت و کمپانیهای چندملیتی فراهم کرد. پخش آگهیهای تبلیغاتی که در آن مقطع در انحصار ثابت بود، باعث افزایش درآمدهای او شد.
پخش فیلمها و سریالهای خارجی بهخصوص آمریکایی بهتدریج سبک زندگی مردم ایران را تغییر داد و مصرف کالاهای خارجی روز به روز افزایش یافت و تأثیر عکسی در مصرف تولیدات داخلی داشت.
وی از طریق این تلویزیون توانست، بخشی از جامعه هنری ایران را تحت مدیریت خود درآورد. او با نشستهای مختلف با سیاستمداران خارجی و داخلی در تلویزیون ایران روز به روز نفوذ خود را گسترش میداد. بازدید جانسون، رئیسجمهور آمریکا و ایوبخان رئیسجمهور پاکستان از این تلویزیون از جمله این موارد است.
حبیب ثابت با کمک طیف وسیعی از روانشناسان، جامعهشناسان و متخصصین و صاحبنظران علوم انسانی توانست، سیطره سیاسی و فرهنگی رژیم پهلوی و فرهنگ غربی را در ایران گسترش دهد.
بازدید محمدرضا پهلوی، فرح پهلوی، منوچهر اقبال، تیمور بختیار و تنی چند از مقامات کشوری در بهمن ۱۳۳۸ برای افتتاح فرستنده این تلویزیون در آبادان، نشان میدهد که پیوند سیاست و اقتصاد و رابطه حیاتی این دو بخش برای بقای خود چه اندازه ضروری است.
حبیب ثابت در کنار راهاندازی تلویزیون ایران از طریق شرکت فیروز نمایندگی تلویزیون آر سی ای را گرفت و با وارد کردن قطعات اولیه آن را در ایران مونتاژ کرد. در همین راستا لایحه معافیت پنجساله گیرندههای تلویزیونی توسط دو مجلس سنا و شورای ملی به تصویب رسید و بر اساس همین لایحه عوارض ۴۰ درصدی گمرکی برای دستگاههای مذکور بخشیده شد.[۷] [8]
شرکت فیروز، علاوه بر مونتاژ تلویزیون به صورت پنهانی با ارتش همکاری داشت. برای نمونه میتوان به تأمین قطعات یدکی موتورهای پاکسمن و رادارهای RCA نیروی دریایی ارتش توسط شرکت فیروز در آبان ۱۳۵۲ اشاره کرد.[۸] [9]
راهاندازی و ساخت نخستین فرستنده تلویزیون ایران را کمپانی آمریکایی (R.C.A) انجام داد و در مقابل انحصار واردات و فروش دستگاههای گیرنده تلویزیونی به این شرکت واگذار شد. شرکت (R.C.A) به مدت پنج سال از معافیت عوارض گمرکی و پرداخت مالیات برخوردار شد.
از آنجایی که قیمت هر دستگاه تلویزیون در آن زمان ۱۵۰۰ تومان تعیین شده بود، با توجه به معافیت ۴۰ درصدی این کمپانی، مبلغی معادل ۶۰۰ تومان بابت هر دستگاه تلویزیون به حساب (R.C.A) و نمایندهاش حبیب ثابت واریز میشد.
با انحصار یازدهساله حبیب ثابت بر تلویزیون ایران، وی صاحب میلیاردها تومان سود شد. (R.C.A) و حبیب ثابت برای اینکه از بیشترین سود در این تجارت بهرهمند شوند، کارخانه مونتاژ تلویزیون (R.T.A) را به راه میاندازند و چند سال دیگر از معافیت مالیاتی و عوارض گمرکی آن بهرهمند میشوند.
حبیب ثابت برای راهاندازی تلویزیون تهران ضمن مسافرت به انگلستان و مذاکره با مقامات انگلیسی، موافقت آنها را برای اعطای اعتبارات و همکاریهای فنی جلب میکند.[۹] [10]
در فروردین ۱۳۴۰، فردی به نام سیم سان، از کارمندان تلویزیون بی بی سی انگلیس، برای آموزش کارکنان تلویزیون ایران به ایران فراخوانده شد. با راهاندازی ایستگاه تلویزیونی مستشاران آمریکایی در تهران در دوم دی ماه سال ۱۳۳۸ و آغاز به کار فرستنده تلویزیون آبادان در نهم اسفند همان سال، زمینه نمایش فیلمهای شبکه تلویزیونی ارتش آمریکا در تلویزیون ایران در دستور کار ساواک قرار گرفت.
در جشن چهارمین سال تأسیس تلویزیون ایران در مهر ۱۳۴۱ ژنرال هایدن، رئیس مستشاری و سرگرد کالینز، رئیس ایستگاه تلویزیون ارتش آمریکا نیز جزو مدعوین بودند. در آن مراسم ژنرال هایدن در مصاحبه کوتاهی از همکاریهای تلویزیون ایران با تلویزیون ارتش آمریکا تشکر کرد.[۱۰] [11]
همچنین بازدید اورل هریمن سرپرست چهار هیئت مهم آمریکایی اعزامی به ایران طی سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۶۷ از تلویزیون ایران در ابتدای دههٔ ۴۰ شمسی نشان از پیوند عمیق حبیب ثابت با دولتمردان آمریکایی دارد.
حبیب ثابت برای تأمین منافع و جلب رضایت مقامات مملکتی در سخنان خود مطالب اغراقآمیزی درباره تلویزیون بهکار میبرد.
در گزارشی از ساواک در دی ماه ۱۳۳۹ در این خصوص آمده است: «پس از بازدیدی که در تاریخ ۱۷/ ۱۰/ ۱۳۳۹ توسط آقای آیرملو مدیر کل اداره پنجم از ایستگاه تلویزیون ایران (تهران) به عمل آمد، از طریق آن اداره کل گزارش شرف عرضی به پیشگاه ملوکانه تنظیم شده و در آن مطالب اغراقآمیزی که مؤسس تلویزیون (آقای حبیب ثابت) به کرات در گفتارهای خود به کار می برده و آن را وسیلهای برای تأمین منافع و جلب رضایت مقامات مملکتی در راه کمکهای بیشتر به خود میدانسته منعکس گردیده است.
با اینکه دولت تاکنون کمکهای فراوانی چه از نظر معافیت از پرداخت عوارض، گمرکی و اعتبارات ارزی و چه از لحاظ احداث دستگاههای فرستنده و ایجاد تسهیلات لازم در اجرای کلیه برنامههای تلویزیونی معمول داشته، مع الوصف نامبرده ادعاهای خلاف واقعی نموده و این مسئله را برای انتظارات بعدی خود از دولت از قبیل دریافت مبلغ قابل ملاحظهای از اداره کل انتشارات و رادیو فروش برنامهها به دستگاههای دولتی و بالاخره کمک پانصدهزار دلار جهت خرید وسائل تکمیلی تلویزیون باز گذاشته.
وی توقعات خود را متکی بر این موضوع قرار داده است که چون دایر شدن ایستگاه تلویزیون باعث افزایش قابل ملاحظه عایدات گمرک گشته، لذا چند درصدی از آن متعلق به تلویزیون ایران بوده و بدین ترتیب برای خود نتیجه میگیرد که رقمهای مذکور ظاهراً اگر کمک محسوب شود، ولی في الواقع و نفس الامر جزء حقوقی است که بایستی خود به خود در اختیار این دستگاه گذارده شود.
ضمناً پیشنهاد شد که مبلغ پانصد هزار دلار مذکور ممکن است، جزو بودجه سال ۴۰ سازمان اطلاعات و امنیت کشور یا هر وزارتخانهای منظور شود.»[۱۱] [12]
راهاندازی تلویزیون آبادان با رویکرد امنیتی و سیاسی برای مقابله با اقدامات دولت عراق انجام گرفت. حبیب ثابت در جریان فعالیتهای تلویزیون آبادان از کمکهای سالیانه شرکت ملی نفت به مبلغ ۳۵۰ هزار تومان برخوردار بود. او در شروع کار این تلویزیون، سالیانه مبلغ ۷۵ هزار تومان از کنسرسیوم نفت دریافت نمود.[۱۲] [13]
عبدالله والا، عضو حزب مردم، کلوپ روتاری، لژ فراماسونری کوروش و صاحب امتیاز و مدیر مجله تهران مصور طی گفتوگویی در سال ۱۳۴۶ با پرویز گرجی از اعضای هیئت تحریریه مجلهاش اظهار میکند، علیرغم مخالفت مقامات روحانی با حبیب ثابت پاسال، طبق نظر مقامات عالی کشور قرار شده مبلغ یک میلیون تومان از طرف شرکت ملی نفت برای اجرای برنامههای آموزشی در تلویزیون به او پرداخت شود.[۱۳] [14]
در همین زمینه، باید به نامه یکی از سران بهائیت به محفل ملی بھائیان ایران راجع به عملکرد مؤسسه تلویزیون اشاره کرد که نشان از پیوند حبیب ثابت با تشکیلات بهائی دارد. در این نامه که با امضای آیادی امرالله در آسیا خطاب به محفل مقدس روحانی ملی بهائیان ایران است، چنین آمده است:
«شهر الشرف ۱۲۰ بدیع از قرار اطلاعاتی که به این هیئت رسیده در شب نیمه شعبان از طرف مؤسسه تلویزیون تبریک به عموم شیعیان جهان گفته شده است. چون این دستگاه منتسب به امر الله بهائیت است، مایه کمال تأسف شد که چرا از طرف مؤسسه تلویزیون به چنین اقدامی مبادرت گردیده است.
متمنی است، از جناب آقای حبیب ثابت تحقیق شود که چگونه کارکنان آن مؤسسه به چنین عملی مبادرت ورزیدهاند و برای جلوگیری از این قبیل اقدامات چه رویهای را اتخاذ نمودهاند؟»
از این نامه چنین استنباط میشود که تشکیلات جهانی بهائیت، تلویزیون تحت مدیریت حبیب ثابت را صراحتاً منتسب به خود میداند و او را مسئول حفظ و رعایت اصول این مسلک در آن مؤسسه میشمارد.
همین تلقی عیناً در میان مردم مسلمان ایران نیز وجود داشت. زمانی که شاه با تأسیس رادیو تلویزیون ملی ایران موافقت کرد، دستور داد کلیه خسارت وارده را به او بپردازند و بهائیان شاغل در تلویزیون ثابت را در سازمان جدید به کار گمارند.
ترویج ابتذال به شکلهای مختلف و در قالبهای متنوع از اهداف اصلی تشکیلات بهائیت در راهاندازی تلویزیون بود. این اقدامات به حدی آشکار بود که با اعتراض مجلاتی چون روشنفکر که خود نیز از مروجان تصاویر مستهجن بود روبه رو شد.
در مجله روشنفکر در تاریخ خرداد ۱۳۳۹، مطلبی تحت عنوان «خشم و گله مردم تهران از ابتذال برنامههای تلویزیون ایران» منتشر شد.[۱۴] [15]
حبیب ثابت برای جلوگیری از انتقادات مدیران جراید از برنامههای تبلیغاتی تلویزیون ایران از اهرمهای اقتصادی استفاده میکرد. در سندی از ساواک در این خصوص آمده است:
«در چندی قبل، روزنامه پیغام امروز، مجله خواندنیها، روزنامه آژنگ، طی سلسله مقالاتی به تلویزیون ایران و برنامههای تبلیغاتی آن حملاتی مینمودند.
حبیب ثابت مدیر مؤسسه مذکور به منظور جلوگیری از ادامه این قبیل انتقادات، به مدیران جراید اطلاع داد که چنانچه مبادرت به درج مطالب انتقادی بنمایند، از دریافت آگهی ۹ کالای انحصاری دیگر مربوط به وی محروم خواهند شد.
از این رو صاحبان بزرگ مطبوعاتی از قبیل اطلاعات، کیهان و مجلات تهران مصور، اطلاعات هفتگی، سپید وسیاه و روشنفکر از ادامه این عمل خودداری ورزیدهاند.»[۱۵] [16]
در دوم دی ماه ۱۳۴۱ حجت الاسلام فلسفی، در یکی از سخنرانیهای خود ضمن اعتراض به حبیب ثابت اظهار میکند، علیرغم درخواست چهار صد نفر از تجار، دولت اجازه تأسیس تلویزیون و رادیو را به آنها نمیدهد. او می گوید:
«الان چند وقتی است که یک عده جاسوس ممالک دیگر درست شده به نام بهائی… [که] دولت هم به آنها پر و بال میدهد و دست و بال ما را میبندد. الآن چهارصد نفر از تجار محترم و متدین هستند که میخواهند تلویزیون و رادیو ملی درست کنند، دولت اجازه نمیدهد اما به یک جاسوس مزدور (حبیب ثابت) اجازه داده میشود، تلویزیون بیاورد و با بیآبرویی در این مملکت مشغول جاسوسی باشد.»[۱۶] [17]
انتقادات حجت الاسلام فلسفی از حبیب ثابت زمینههایی داشت. از جمله زمینههای آن، نامهای است که حدوداً سیزده سال پیش آیتالله بروجردی خطاب به وی نوشت:
«ایجاد نفوذ و تقویت این فرقه از روی عمد و قصد است، نه خطا و سهو و تظاهراتی که نادراً از سوی دولت میشود، بر علیه آنها فقط و فقط تظاهر و اغفال حقیقت است نه حقیقت.» پس از آن بود که حجت الاسلام فلسفی به مبارزات بیشتر با این فرقه پرداخت.[۱۷] [18]
جریانهای مذهبی به خوبی به تعامل اسرائیل و بهائیان آگاه بودند. البته گسترش روابط میان بهائیان و اسرائیل را باید در کنار گسترش روابط حکومت پهلوی و اسرائیل درک کرد.
به عنوان مثال در حوزه اقتصاد «واردات ایران از اسرائیل در سال ۱۳۵۰، یک و نیم برابر واردات ایران از دو کشور ترکیه و پاکستان بود. واردات ایران از اسرائیل نه تنها چند برابر تمامی واردات از کشورهای عربی بود، بلکه از واردات ایران از همه کشورهای مسلمان جهان در آسیا و آفریقا نیز بیشتر بود و این روند تا انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی ادامه یافت.»[۱۸] [19]
حال روابط اسرائیل و بهائیان را بر اساس همین زمینه باید درک کرد. حبیب ثابت، از زمان تشکیل رژیم اشغالگر قدس، کمکهای مستمری به این رژیم میکرد.
در سال ۱۹۷۳، کمیسیون اقتصادی مشترک عربی به علت حمایت او از اسرائیل در جنگ شش روزه اعراب، شرکتهای او را در فهرست تحریم داد و ستد با کشورهای عربی قرار داد. او در تابستان ۱۳۴۶، پس از شروع جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل کمک هنگفتی به بیتالعدل اعظم بهائیت در حیفا برای کمک به ارتش اسرائیل میکند.
در گزارش ساواک در تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۴۶ آمده است:
«مبلغی در حدود ۱۲۰ میلیون به وسیله بهائیان ایران جمعآوری گردید و تصمیم دارند، این مبلغ را در ظاهر به بیتالعدل [20] در حیفا ارسال نمایند، ولی منظور اصلی آنان از ارسال این مبلغ کمک به ارتش اسرائیل میباشد. مقدار قابل ملاحظهای از این پول به وسیله حبیب ثابت تعهد و پرداخت شده است.»
از برای درک انتقادات حجت الاسلام فلسفی درباره روابط ثابت و اسرائیل ذکر دو نکته کفایت میکند:
نکته اول اینکه رژیم اشغالگر قدس پس مرگ حبیب ثابت یکی از خیابانهای شهر تل آویو را به یاد او نام گذاری کرد و رادیو اسراییل در بخش خبری خود، مرگ او را ضایعه بزرگ نامید.[۱۹] [21]
نکته دوم اینکه روابط ثابت و اسرائیل در زمانهایی در حال گسترش بود که مئير عزری به عنوان سفیر اسرائیل در ایران فعالیت میکرد. او میدانست، اسرائیل با چه کسانی در ایران باید روابط حسنهای داشته باشد.
برای فهم شناخت عزری از ایران و ایرانی ذکر یک جمله از شیمون پرز درباره شناخت او از ایران کفایت میکند: «آنچه ما در آئینه میبینیم او در خشت خام میبیند.»[۲۰] [22]
در اوایل نخستوزیری هویدا یکی از درخواستها برای اصلاحات فوری و ضروری در کشور از سوی برخی روحانیون، ملی کردن تلویزیون و گرفتن آن از ثابت پاسال و اخراج بهائیان از آن بود.
در سال ۱۹۶۶ با کمال تعجب دولت ایران تصمیم گرفت، صنعت تلویزیون را ملی کند. او تلاش کرد، دولت
را متقاعد کند که یک ایستگاه شخصی داشته باشد… اما نهایتاً مجبور شد، سهمش را بفروشد.
در زمان واگذاری اداره تلویزیون ایران در محافل تشکیلاتی بهائیت، عنوان میشد حسین علاء، وزیر دربار قصد دارد، با گرفتن رشوهای معادل بیست درصد از کل قیمت واگذاری این تلویزیون توسط دولت خریداری شود.
«ثابت پاسال مدتی است که قصد داشته تلویزیون را که کهنه و قدیمی شده و هزینه نگاهداری زیادی دارد، به قیمت گزافی به دولتها بفروشد، ولی دولتها زیر بار نمیرفتند و اکنون قرار گذارده صدی بیست فروش را به آقای علاء وزیر دربار شاهنشاهی، بدهد و دولت به عنوان ملی کردن، تلویزیون را خریداری کند.»[۲۱] [23]
حمایتهای علاء از ثابت به اندازهای بود که در سال ۱۳۵۲ سناتور مهدی نمازی از اعضای کلوپ روتاری و لژ فراماسونری حافظ شیراز، اظهار میکند که «بعد از آنکه علاء، وزیر دربار، مُرد، ثابت پاسال بیپدر شد.»[۲۲] [24]
مسعود بهنود در رابطه با علت تغییرات مدیریتی در تلویزیون ایران توسط شاه میگوید:
«شاه که با گسترش دادن به سازمان تلویزیون ملی ایران ناگزیر شد. تلویزیون ایران – اولین فرستنده تلویزیونی کشور و متعلق به حبيب ثابت سرمایهدار معروف بهائی – را در اختیار رضا قطبی قرار دهد. برای جبران خسارت وارده به ثابت علاوه بر پرداخت غرامت چند میلیونی به او از بودجه دولت – دستور داد تا از متخصصان تلویزیونی آن سازمان که عموماً بهائی بودند، در سازمان تازه استفاده شود.
کامبیز محمودی مدیر تلویزیون ثابت به معاونت قطبی منصوب شد و بسیاری از دیگر هممسلکان او در پستهای مختلف قرار گرفتند.»[۲۳] [25]
در سندی که توسط سازمان امنیت در تیر ماه ۱۳۴۷ در کمیسیون نشر نفحات اله در حضيره القدس تهیه شده است عنوان شده:
در پی سخنرانی فلسفی در مسجد شاه تهران علیه بهائیت و فشار افکار عمومی، دولت به شکل ظاهری اقدام به بر برکناری تعدادی از کارمندان بهائی کرد. در مقابل حبيب ثابت تمامی کارمندان مسلمان در تلویزیون را اخراج و بهائیان اخراجی را در تلویزیون به مشغول به کار میکند.[۲۴] [26]
نامۀ قاسم اشراقی از وزرای بهائی حکومت پهلوی به دکتر منوچهر فرهنگمهر معاون وقت هویدا در وزارت
دارایی در شهریور ۱۳۴۳ که حاوی ابلاغ تأسف ثابت پارسال و سایر افراد فرقه بهائی از وقوع سانحه تصادف اتومبیل برای هویدا است، از حبیب ثابت به عنوان مدیر محترم تلویزیون ایران که بزرگترین خدمتگزار فرقه ما هستند یاد شده است.
منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی، صص ۲۱۸- ۲۳۱
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com [27]
پینوشت
[۱] [28]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، ص ۲۷
[۲] [29]. همان، ص ۱
[۳] [30]. تاریخ سینمای ایران، تهران، روزنه، ۱۳۷۴، ص ۱۰۰۷
[۴] [31]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک کتاب بیست و نهم حبیب ثابت، ص ۲۱۴
[۵] [32]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، ص ۱۲۷
[۶] [33]. صحیفه امام خمینی، ج۱، ص ۱۲۳
[۷] [34]. روزنامه کیهان ۱۸/ ۱۲/ ۱۳۳۵
[۸] [35]. رجال عصر پهلوی، به روایت اسناد ساواک، کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، ص۳۱۳
[۹] [36]. باید توجه داشت که ثابت همیشه منافع انگلستان در ایران را مورد توجه قرار میداد. در این زمینه از جمله میتوان به این سند توجه کرد: «حبیب ثابت از نظرات و افکار عبدالحسین نعیمی رئیس سابق کمیته مشترک محرمانه سفارت انگلیس در تهران استفاده میکرد. در مهرماه ۱۳۴۵ ساواک از ارتباط وی با عبدالحسین نعیمی گزارشی برای نعمتالله نصیری ریاست وقت ساواک ارسال میکند. در این گزارش آمده است:
نعیمی در حال حاضر یکی از مالکین بزرگ است و به شکل مخفیانه با دوستان انگلیسی خود در تهران ارتباط دارد و از سران و کارگردانان بهائیت در
تهران میباشد. ثابت پاسال در مواقع لزوم از نظرات و افکار نعیمی استفاده مینماید.» (میکاییل جواهری، بهائیت پاد جنبش تجدید حیات ملت ایران، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،۱۳۹۳، صص ۳۱۳).
[۱۰] [37]. رجال عصر پهلوی، به روایت اسناد ساواک، کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، صص ۳۰-۳۱
[۱۱] [38]. فصلنامه مطالعات تاریخی، سال ۵، ش ۲۰، بهار ۱۳۸۷، ص ۲۲۸
[۱۲] [39]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، صص ۳۱-۷۰
[۱۳] [40]. همان، ص ۲۲۱
[۱۴] [41]. رجال عصر پهلوی، به روایت اسناد ساواک، کتاب بیست و نهم حبیب ثابت، ص ۵۹
[۱۵] [42]. همان، ص ۱۶
[۱۶] [43]. یاران امام به روایت اسناد ساواک ،کتاب نهم حجت الاسلام محمد تقی فلسفی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۸، ص ۱۷۶
[۱۷] [44]. رسول جعفریان، جریانها و سازمانها مذهبی ایران، ص ۲۱۰
[۱۸] [45]. علیرضا از غندی، روابط خارجی ایران ۱۳۲۰-۱۳۵۷ چ چهارم، تهران، نشر قومس، ۱۳۸۳
[۱۹] [46]. معماران تباهی: سیمای کارگزاران کلوپهای «روتاری» در ایران، ج۳، صص ۲۸-۲۹
[۲۰] [47]. مئیر عزری، خاطرات مثیر عزری، ص ۱۰
[۲۱] [48]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، ص ۳۹
[۲۲] [49]. همان صص ۲۱۴-۲۱۵.
[۲۳] [50]. مسعود بهنود، از سیدضیا تا بختیار، ص ۵۳۱
[۲۴] [51]. مجتبی مجدآبادی، نفوذ بهائیان در حکومت پهلوی به روایت اسناد، ص ۵۰۰