آنچه در ادامه می خوانید
بعد از مرگ عباس افندی [5] در سال ۱۳۰۱ش (۱۳۴۰ق)، تشکیلات بهائیت در دوره زمامداری شوقی افندی [6] دچار تحولات اساسی شد و شکل یک سازمان رسمی را به خود گرفت. سران بهائی به منظور بسط و توسعه فعالیتها و اجرای برنامههای پنج و ده ساله خود در اقصی نقاط دنیا به منابع مالی نیاز داشتند، به همین دلیل فعالیت در بخشهای تجاری، صنعتی و کشاورزی مورد توجه قرار گرفت.
در دوره زمامداری شوقی به مدد درآمدهای حاصل از فعالیتهای اقتصادی و کمکهای مالی بهائیان تحت عناوین مختلفی چون حقوقالله، تقبلی، تبرعات و… منابع مالی آنها توسعه پیدا کرد.
در موضوع وقف، ایجاد سازمان اقتصادی اوقاف برای تأمین ما يحتاج سازمان مورد توجه قرار گرفت. پس از واگذاری ماترک امین از بهائیان متمکن و معتقد به شوقی افندی که چیزی بالغ بر ۲۸۷ میلیون دلار بود، بهائیان با این سرمایه کلان و جمعآوری دیگر وجوهات و اموال و املاکی که در دست دیگر بهائیان بود و با تأسیس بنیاد امنا رسماً وارد عرصه تجارت و فعالیتهای کلان اقتصادی شدند.[۱] [7]
شناسایی و ثبت اموال بهائیت ابتدا از آمریکا آغاز شده بود و بهائیان آمریکایی موفق شدند، در مدت کوتاهی عوارض و مالیاتهای موقوفات بهائی را لغو کنند و حتی تسهیلات ویژهای برای مبلغانی که صرفاً به امور بھائی میپردازند به وجود آورند.[۲] [8] اما بهائیان ایران نمیتوانستند در ایران اراضی موقوفه و املاک وقفی خود را رسماً به ثبت برسانند.
به همین دلیل، با تأسیس شرکت هایی همچون امنا و بانک نونهالان توانستند سرمایههای مادی خود، شامل موقوفات املاک، داراییها، تأسیسات و سهام را منتقل نمایند.[۳] [9]
شرکت امناء
سران و رهبران بهائی به منظور بسط و توسعه فعالیتهای اقتصادی در اقصی نقاط جهان، اقدام به تأسیس و ثبت شرکت سهامی امنا با ماهیتی نیمهمخفی در شهر واشنگتن آمریکا در سال ۱۳۰۸ (۱۹۲۹) نمودند که بلافاصله توسط هنری. ل. استیون وزیر امور خارجه وقت آمریکا به رسمیت شناخته شد.
وظیفه این شرکت، عقد قراردادهای اقتصادی، قبول وصیتنامهها، پذیرفتن موقوفات، انجام معاملات تجاری، قبول موقوفه هدیه و ضبط ماترک بهائیان بدون اولاد و احفاد بود.
پس از تشکیل شرکت سهامی امناء در قاره آمریکا، سران بهائی، شرکتهای مشابهی تحت همین عنوان در قارههای آسیا (هند و برمه ۱۹۳۳)، آفریقا (مصر و سودان ۱۸۳۴)، اروپا (بریتانیا ۱۹۳۴) و اقیانوسیه (استرالیا و زلاندنو ۱۹۳۸) به ثبت رساندند.
به موجب آمار و ارقام منتشره در آمریکا جمع موقوفات بهائیت در این قاره تا سال ۱۹۵۰ در حدود ۲۶۶۴۶۶۹۷دلار برآورد شده است.[۴] [10]
رهبران تشکیلات فرقه بهائیت از زمان تأسیس، همواره ایران را به عنوان مهد امر الله معرفی میکردند. روحیه ماکسول، همسر کانادایی شوقی افندی و رهبر بهائیان، پس از او در کتاب خود تصریح میکند که از نظر وی و شوقی، ایران «مهد امر الله» ولی آمریکا «مهد نظم بدیع»، «مهد نظم اداری» و «مرکز ثقل اداره امر بهائیت در جهان» است.[۵] [11]
ارتشبد فردوست نیز در خاطرات خود به این نکته اشاره میکند که بهائیت جهانی این تصور را داشت که ایران همان ارض موعودی است که باید نصیب بهائیان شود.[۶] [12]
بهائیان که حضور پررنگی در انتخاب و معرفی رضاخان جهت کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ داشتند، در یک برنامهریزی گسترده ۵ ساله جهت تغییر سلسله قاجار و روی کار آمدن حکومت پهلوی نقش موثر و چشمگیری در کنار سایر عوامل داخلی و خارجی داشتند.
پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه اعضای فرقه بهائیت با کمک و مساعدت رضاشاه به تدریج توانستند در مناصب و مقامات حکومتی نفوذ کنند که نتیجه این همکاری برخورداری از رانت و رانتجویی در بخشهای حاکمیت جدید پهلوی توسط این فرقه شد.
مشتاق اچ خان از نظریه پردازان رانت در حوزه توسعه اقتصادی در تقسیمبندی رانت و رانتجویی، رانت ناشی از انتقالات سیاسی را به عنوان یکی از گونههای رانت نام میبرد. وی معتقد است این گونه از رانت پایه و مقدمهای جهت انباشت دارایی و در حقیقت ظهور سرمایهدارانی میشود که در نقل و انتقالات قانونی و غیرقانونی و تبدیل مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی نقش بسزایی دارند.[۷] [13]
هرچه از عمر رژیم پهلوی میگذشت، تشکیلات فرقه بهائیت از انسجام و قدرت بیشتری برخوردار میشد و در سایه رانت ناشی از نقل و انتقالات سیاسی بیشترین بهره را چه بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و یا بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میبرد که یکی از نتایج آن افزایش میزان موقوفات اموال، املاک و مؤسسات اقتصادی این فرقه و اعضای آن بود.
شوقی افندی رهبر بهائیان در خصوص اهمیت مؤسسات املاک و اموال بھائیان ایران در کتاب قرن بدیع می گوید:
«در ایران مهد امر الله متعلقات امریه که به صورت اراضی و ابنیه اداری و مدارس و سایر مؤسسات دیگر موجود است، به نحو قابل ملاحظهای بر وسعت و عظمت دایره موقوفات محلی بهائی در سراسر کره ارض افزوده و مایه مزید اعتبار و حیثیت آنها گردیده است…»[۸] [14]
تشکیلات بهائیت از روزی که میرزا حسینعلى بها، مؤسس بهائیت، اعلام من يظهر الهی کرد، هیچ گاه به عنوان یک اقلیت دینی در ایران به رسمیت شناخته نشد و در دوره پهلوی نیز چنین بود؛ از این رو امکان ثبت املاک بزرگ به نام شرکتها، مؤسسات و دو بانک امنا و ترانه نبود.
تنها راه موجود برای ثبت اموال این بود که اموال منقول و غیر منقول به نام شوقی و یا افرادی که مورد اطمینان وی بودند به ثبت برسد.
با مرگ شوقی افندی در سال ۱۳۳۶ بین سران بهائی برای تصاحب و سرپرستی اموال و املاک او اختلاف و شکاف ایجاد شد. آنها پس از مدتی، تصمیم به ثبت و تأسیس شرکت سهامی امنا تحت نظر لجنه ملی املاک و شخص امين صندوق گرفتند.
این شرکت در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۷، به شماره ۶۰۸۸ با هدف اجرای کارهای عمرانی با سرمایه ظاهری ۳۰ میلیون ریال با هیئت مدیرهای متشکل از سرلشگر بازنشسته شعاع الله علائی (رئیس هیئت مدیره)، هادی رحمانی شیرازی (مدیر عامل)، ذکرالله خادم و عباسقلی شاهقلی (عضو هیئت مدیره در اداره ثبت شرکتها) واقع در خیابان منوچهری کوچه ارباب جمشید به ثبت رسید.
بر اساس سندی از ساواک شرکت امنا، حبيب ثابت، هوشنگ هوشمند و امانتی را به عنوان اعضای هیأت اجرایی در تهران انتخاب کرد. همچنین در شهرستانها این وظیفه توسط یک هیات ۹ نفره انجام میشد.[۹] [15]
طبق گزارش ساواک این شرکت کلیه املاک و مستغلات بھائیان که به نام شوقی افندی به ثبت رسیده بود را برخلاف وصیتنامه او که جزو موقوفات عامه اعلام کرده بود، با اغفال کارکنان اداره ثبت و تبانی با کارشناسان و ممیزین اداره دارایی، به نفع خود تصاحب کرد.
این شرکت قبل از انجام تشریفات قانونی، مانند انجام حصر وراثت و پرداخت مالیات، بر ارث و مالیات بر صلح وراثت و مالیات بر صلح وراث و تعیین پلاک و مشخصات مورد صلح اقدام به تأسیس و ثبت شرکت میکند و در اساسنامه خود سرمایه ۲۸۷ میلیون دلاری را سی میلیون ریال اعلام میکند.
شرکت امنا برای جلوگیری از پرداخت حقوق قانونی به اداره دارایی که بالغ بر یکصد میلیون تومان میشد، اقدام به اختفای نقل و انتقال املاک و اراضی شوقی افندی و صدور سند مالکیت به نام خود میکند و بخشی از آن را به قطعات مختلف تفکیک و به اشخاص منتقل مینماید.[۱۰] [16]
بدین ترتیب محفل ملی بهائیان ایران بدون انجام تشریفات قانونی و با نفوذ در مقامات و سازمانهای دولتی به خصوص ثبت اسناد و دادگستری مندرج در پرونده شماره ۲۴۸۹۴، میلیاردها ریال از حقوق قانونی کشور را به شرکت امنا منتقل میکند.[۱۱] [17]
از آنجایی که در ایران قانونی برای معافیت مالیاتی این شرکت تصویب نشده بود، مسئولان شرکت، همهساله با حسابسازیهای دروغین و پرداخت رشوه به برخی مأموران و حسابرسان، مبالغی اندک به عنوان مالیات به دولت پرداخت میکردند و هر ممیز مالیاتی هم که به این وضع ایراد میگرفت و در صدد وصول مالیات واقعی این شرکت برمیآمد با اعمال نفوذ فوراً از کار برکنار میشد.[۱۲] [18]
برای فهم این میزان از فرار مالیاتی که طبیعتاً همهساله از سوی سران و وابستگان به فرقه بهائیت تکرار میشد، کافی است به کسر بودجه اقتصادی کشور در دوره پهلوی نگاهی دقیق بیندازیم.
مهمترین مشکل على امینی که به دنبال سقوط دولت جعفر شریف امامی به ریاست کابینه رسید، رو به راه کردن اقتصاد نابسامان کشور بود. وی در نهایت نتوانست بودجه متعادلی را تنظیم کند و در نتیجه سقوط کرد.
در ۱۹ تیر ۱۳۴۱ اندکی پیش از سقوط کابینه على امینی وی در گفتوگو با ارباب جراید از کسری بودجه سخن گفته و میزان آن را این گونه در پاسخ نماینده آسوشیتد پرس گزارش میدهد:
«شاید در حدود ۴۰۰، ۵۰۰ میلیون باشد. ولی البته قطعی نمیشود گفت، برای اینکه مشغول مذاکره هستیم ببینیم به کجا میرسیم.»[۱۳] [19]
بنابراین، همچنان که در پهلوی دوم، بهائیان به دنبال فرار مالیاتی بودند، کشور دچار کسری بودحه بود. آن هم در شرایطی که شرکتی چون امنا هر روز بزرگ و بزرگتر میشد.
شرکت سهامی نونهالان
یکی دیگر از مؤسسات اقتصادی بهائیان که در دوران حکومت پهلوی نقش پررنگ و موثری در حوزه اقتصاد ایران داشت، شرکت سهامی نونهالان است. این شرکت در واقع به عنوان بنگاه مادر و اصلی فعالیتهای اقتصادی بهائیان محسوب میشد.
قبل از تأسیس و ثبت شرکت امنا در زمان حکومت رضاشاه، شوقی افندی دستور به تأسیس و ثبت شرکت سهامی نونهالان در سال ۱۳۱۳ کرده بود. عباس افندی در سال ۱۲۹۸ش طی تلگرافی سه نفر از بهائیان برجسته ایران را جهت امر مهمی به عکا مرکز بهائیان در فلسطین فرامی خواند. او سپس دستور تأسیس شرکتی با هدف پیشرفت اقتصادی بهائیان و توسعه آن در جمیع ممالک تا مرحله ایجاد بانک جهانی متعلق به عموم بهائیان را میدهد.
به همین منظور او اولین اعضای هیئت مدیره این شرکت را که عبارت بودند از ۱. خانم مودی اهل آمریکا ۲. خانم میس كبس لیلیان اهل آمریکا و معلم و مشوق طرح تعلیم و تربیت بهائی ۳. خانم قدسیه اشرف ۴. نورالدین فتح اعظم خزانهدار قشون رضاخان انتخاب میکند.
این شرکت در نهایت در سال ۱۳۱۳ به دستور شوقی افندی به نام شرکت سهامی نونهالان با آرم مخصوص به شکل طاووس به ثبت رسید. این شرکت در واقع بنگاه مادر و اصلی فعالیتهای اقتصادی بهائیان محسوب میشد. بدین ترتیب، سنگ بنای اولیه شرکت نونهالان در اسرائیل گذاشته میشود.
در طول فعالیتهای شرکت نونهالان افراد مختلفی از بهائیان به عنوان سرپرست و مشاور در این شرکت مشغول به کار بودند از جمله:
- سرلشکر عطاءالله مقربی رئیس چندین دوره مجمع عمومی شرکت، عضو و خزانهدار محفل ملی بھائیان ایران
- منوچهر قائم مقامی وکیل حقوقی شرکت، عضو و منشی محفل ملی ایران وی در تبانی و هماهنگی با وزارت دادگستری و وزارت دارایی جهت فرار مالیاتی بھائیان نقش موثری داشت.
- حشمتالله علائی فرزند سرلشکر شعاعالله علائی رییس هیئت مدیره شرکت امنا
- يوسف خراسانی قدیمی عضو محفل ملی بھائیان ایران، صاحب شرکتهای نوداد و کاغذ حساس
- مسعود خمسی مشاور سابق غرب آسیا، رابط اطلاعاتی شرکت در خصوص تماس با اعضای بهائی در کشورهای مختلف و رابط مالی مخصوص جمعآوری حقوق امر الله
- موسی امانت، یهودی الاصل و پدر محمدحسین امانت طراح میدان آزادی (شهیاد سابق) و پاسارگاد در شیراز
- ایرج ثابت پسر حبیب ثابت پاسال که علاوه بر داشتن سهام قابل توجهی در شرکت نونهالان، مدیر شرکتهای متعدد پدرش از جمله شرکتهای فیروزه، پپسی کولا و… بود.
- شاپور راسخ رئيس مجمع عمومی شرکت نونهالان، نماینده محفل ملی، معاون سازمان برنامه و بودجه و سرپرست سازمان آمار.
نکته قابل توجه اینکه بودجه شرکت نونهالان سری بود و هیچ کس حق سؤال کردن در مورد مصارف پولهای دریافتی را نداشت و تنها هیئت مدیره بیتالعدل میدانستند که در چه راهی به مصرف میرسد.
با توجه به ماهیت وابسته این فرقه به قدرتهای خارجی، دیدگاه و نظر عباس افندی، رهبر بهائیان در رابطه با سرمایهگذاری خارجی و حضور شرکتهای چندملیتی در ایران میتواند استراتژی اقتصادی این فرقه را به خوبی روشن کند.
در مسافرت وی به اروپا و امریکا طی سالهای ۱۹۱۱- ۱۹۱۳ و ملاقات با شخصیتهای مهم سیاسی و اقتصادی او از آنان جهت سرمایه گذاریهای اقتصادی و صنعتی و تجاری در ایران دعوت میکند.
در همین رابطه وی خطاب به اعضای فرقه بهائیت میگوید:
«عن قریب برادرانتان از اروپا و امریکا به ایران خواهند آمد و تأسیس صنایع بدیعه و بنا و آثار مدنیت و انواع کارخانه كذا و ترویج تجارت و تکثیر فلاحت و تعمیم معارف خواهند آمد.»[۱۴] [20]
بنابراین، محورهای فعالیتهای اقتصادی تشکیلات بهائیت در همین راستا ترسیم میشود و این فرقه پس از کودتای ۲۸ مرداد بهویژه طی دهه چهل و پنجاه شمسی در بسط و توسعه سرمایهداری وابسته در ایران نقش بارز و موثری را ایفا میکند.
نتایج فعالیت اقتصادی شرکتهای امناء و نونهالان در ایران
با توجه به ماهیت نیمه مخفی شرکتهای امنا و نونهالان، اسناد و مکتوبات اداری اندکی درباره فعالیت آنها به جای مانده است.
نکته قابلتوجه آنکه حتی شرکتهای تابعه این دو شرکت نیز بهطور ناشناس فعالیت میکردند. این رویه نیمهمخفی مبتنی بر مقتضیات جامعه ایرانی بود که در آن بهائیت بهمثابه یک مذهب هیچگونه مشروعیتی نداشت و حتی روابط نیمهرسمی و مخفی آن با حکومت پهلوی نیز میتوانست مشروعیت آن را خدشهدار کند. به طوری که بیش از آنکه با نام شرکت امنا و نونهالان مواجه باشیم.
با اسامی چند چهره شاخص بهائی مانند حبیب ثابت پاسال، هژبر یزدانی، عبدالکریم ایادی، عبدالحسین تسلیمی (پدر منوچهر تسلیمی وزیر بازرگانی)، دولت هویدا، ایرج ثابت، مهدی ورقا، شعاعالله علایی، عزتالله عزیزی، ریاض قدیمی، روحالله فتح اعظم، جلال صحیحی، موسی مستقیم، مسعود خمسی، منوچهر قائممقامی، عطاالله مقربی، فتحالله فردوسی و عنایتالله عزیزی روبرو هستیم.
فرقه بهائیت و اعضای آن پس از جنگ دوم جهانی خصوصاً پس از سال ۱۹۵۳ صاحب فرصتی استثنایی در ایران شدند. ارتباط با دولت و دسترسی سرمایههای خارجی که از ویژگیهای برجسته توسعه سرمایهداری در این سالها بود، این فرصت را در اختیار آنان قرار داد تا بر اساس رابطه با دولت و دسترسی انحصاری به سرمایههای دولتی و همکاری نزدیک با سرمایههای خارجی به یک گروه متنفذ سرمایهدار و صاحب صنایع تبدیل شوند.
با فرصت به دست آمده بهائیان در چارچوب برنامههای اعلامی از سوی بیتالعدل اعظم به نفوذ خود در هیئت حاکمه حکومت پهلوی خصوصا در دوران سیزده ساله نخست وزیری هویدا افزودند و با به دست گرفتن نبض مالی و اقتصادی کشور روز به روز به دامنه حضور خود در بخشهای مختلف اقتصادی شامل امور بانکی، صنعتی، مونتاژ و کشاورزی افزودند.
آنها با استفاده از درآمدهای سرشار بدست آمده درصدد جذب افراد جدید و کمکهای مالی فراوان به مرکزیت بهائیت در شهر عکا واقع در اسرائیل برآمدند.
ابوالحسن ابتهاج در خاطرات میگوید: «تعدادی از افراد متنفذ و ثروتمندی که با حمایتهای حکومت پهلوی به ثروت و سرمایه هنگفتی رسیده بودند. به منظور دسترسی آسان به سرمایههای ارزان و کم بهره به سمت خرید و یا تأسیس بانک کشیده شدند.»[۱۵] [21]
حسنعلی مهران در خاطرات خود اظهار میکند که یکی از دلایل درگیری هژبر یزدانی با بانک مرکزی به همین مسئله اخذ مجوز تأسیس بانک برمیگشت؛ چون او نیز میخواست همانند بقیه بانک داشته باشد.[۱۶] [22]
توجیه هژبر یزدانی برای کسب امتیاز تأسیس بانک این بود که چون صاحب چندین کارخانه تولیدی و شرکتهای کشت و صنعت است، برای انجام امور بانکی به بانکهای متفرقه میرود و این مساله در کادر پرسنلی و امور حسابداری او مشکلات فراوانی ایجاد میکند.
در نتیجه ناگزیر به اتکا به یک واحد بانکی است و به همین دلیل تقاضا میکند ترتیبی اتخاذ شود تا سهام بانک ایران شهر به او واگذار شود.
سرویس اقتصادی خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارش خود پس از نطق یکی از سناتورهای ایرانی مبنی بر اینکه هژبر یزدانی مبلغ پنج میلیارد و دویست میلیون تومان بر سر بانکهای دولتی کلاه گذاشته و به این موضوع اشاره میکند که واگذاری اعتباری با این رقم به یک نفر تاکنون در دنیا سابقه نداشته است.[۱۷] [23]
کافی است، برای فهم اهمیت و بزرگی این رقم به بودجه سالهای ۵۶-۱۳۵۵ کشور نگاهی انداخت و فهمید که میزان سوءاستفاده و کلاهبرداری یک وابسته به فرقه بهائیت و نماینده شرکت امنا در حد بخشی از بودجه کلان کشور بوده است.
هژبر یزدانی با مساعدت و کمک نصیری رئیس سازمان امنیت کشور توانست به یکی از بزرگترین سهامداران بانک ایرانیان متعلق به ابوالحسن ابتهاج تبدیل شود. وی در کنار این اقدامات توانست بزرگترین واحد نگهداری گاو و گوسفند با ظرفیت ۶۵ هزار رأس را در اراضی ملکی خود در سمنان برپا کند.
از دیگر اشخاص ذی نفوذ و سر سرمایهدار بهائی که مدت طولانی نمایندگی جامعه بهائی و شرکت امنا را بر عهده داشت، حبیب ثابت پاسال بود.
وی در طول فعالیتهای اقتصادی خود از دوران پهلوی اول تا سالهای پایانی حکومت پهلوی از فعالان درجه یک در عرصههای اقتصادی بود. او پایهگذار شرکتهای متعددی از جمله شرکت فیروز ایران، فولکس، ایران گاز، ایران سیلندر، زمزم، جنرال تایر و دهها شرکت دیگر بود.
وی همچنین از سهامداران عمده بانکهای ایران و خاورمیانه، توسعه صنعتی و معدنی ایران، ایرانیان و ایران و انگلیس و نمایندگی دهها شرکت چندملیتی بود.
وی در سایه حمایت تشکیلات بهائیت توانست به یکی از ثروتمندترین افراد ایران تبدیل شود. حتی نام او در تیرماه ۱۳۵۸ جزء ۵۱ نفر از سرمایهداران بزرگ ایران بود که دارایی او طبق قانون حفاظت و توسعه صنایع که توسط شورای انقلاب به تصویب رسیده بود، ملی اعلام شد.
از دیگر افراد صاحب منصب بهائی که نقش بیبدیلی در نفوذ این فرقه خصوصا در حوزه اقتصادی ایفا کرد عبدالکریم آیادی پزشک مخصوص شاه معروف به مرد هزار پیشه بود که علاوه بر این سمت، صاحب پستهای متعددی در حکومت پهلوی بود. وی علاوه بر حمایت از نمایندگان شرکت امنا و نونهالان با سوءاستفاده از موقعیت خود اقدام به چپاول و غارت سرمایههای ملی کشور میکرد.
طبق اظهارت حسین فردوست سازمان دارویی کشور تماماً تحت امر ایادی بود. او بود که مشخص میکرد چه داروهایی به کدام مقدار باید تهیه شود، از کجا خریداری و به کدام فروشنده و به چه میزان داده شود، اینکه چه داروهایی باید و چه داروهایی نباید وارد شود، همه تحت امر او بود.
شیلات جنوب و تعیین اینکه به کدام کشورها و شرکتها اجازه صیادی داده شود، در اختیار او بود.
عملکرد این فرقه نشان میدهد، اعضای این فرقه هیچ علقهای به ایران نداشتند و علی رغم مشکلات مالی کشور، بخشی از درآمدهای به دست آمده را در بانکهای خارجی به صورت سپردهگذاری پسانداز میکردند.
گزارش اداره کل هشتم ساواک در تاریخ ۶/۸/۱۳۴۹ نشان میدهد، چگونه همزمان با اینکه دولت ایران جهت خرید تلفن مبلغ ۲۰ میلیون دلار وام از امریکا دریافت میکند، دو تن از اعضای فرقه بهائیت به نامهای شاهقلی و وهابزاده جمعاً به مبلغ ۷ میلیون دلار در بانکهای ژنو سپردهگذاری مینمایند.[۱۸] [24]
در بررسی بخشی از اسناد مالی به جای مانده از شرکت نونهالان که توسط سازمان امنیت کشور ساواک جمعآوری شده است، مشاهده میشود این شرکت به صورت یک بانک جهانی برای تشکیلات بھائیان عمل میکرد و بخش زیادی از درآمدهای حاصله از فعالیتهای اقتصادی، هدایا و تبرعات جامعه بهائی را در قالبهای مختلف از کشور خارج و به حساب بیت العدل اعظم در کشور اسرائیل جهت اجرای نقشههای خاص بیتالعدل بهویژه حمایت از گسترش بهائیت در دنیا واریز میکرد.
منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی، صص ۸۹- ۱۰۲
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com [25]
پینوشت
[۱] [26]. اسماعیل رائين، انشعابات بهائیت، ص ۲۶۴
[۲] [27]. همان، ص ۲۴۶
[۳] [28]. همان، ص ۲۶۳
[۴] [29]. همان، ص ۲۴۸
[۵] [30]. فرهادی فاضلی و احمد رهدار، امپریالیسم امریکا و بهائیت؛ پیوند دیرین و همهجانبه، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، سال سیزدهم، شماره ۵۰، ۱۳۸۸، ص ۱۵
[۶] [31]. حسین فردوست، ظهور و سقوط پهلوی، جلد اول، ص ۳۷۵
[۷] [32]. مشتاق اچ خان، رانتها، رانتجویی و توسعه اقتصادی، ترجمه محمد خضری، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۶، ص۶۱- ۶۲
[۸] [33]. شوقی، قرن بدیع، قسمت چهارم، ترجمه نصرالله مودت، موسسه ملی مطبوعات امری، ۱۲۳ بدیع/ ص ۵۴
[۹] [34]. جواد کامور بخشایش، «حبیب ثابت پاسال»، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش ۲۴، ۱۳۸۸، ص ۱۳۷
[۱۰] [35]. همان، ۱۳۸- ۱۳۹
[۱۱] [36]. اسماعیل رائین، همان، ص ۳۴۳
[۱۲] [37]. احمد اللهیاری، بهائیان در عصر پهلویها، تهران، کیهان، ۱۳۷۸، ص ۴۳
[۱۳] [38]. روزنامه اطلاعات، ش ۱۰۸۴۴، ۱۹ تیر ۱۳۴۱، صص ۱-۲
[۱۴] [39].کریم منفرد،بهائیت، پیشگامدر ترویج فرهنگ امریکایی در ایران، فصلنامه تاریخ معاصر ایران ش پنجاه، صص ۸۱- ۹۰
[۱۵] [40]. ابوالحسن ابتهاج، خاطرات ابوالحسن ابتهاج، به کوشش علیرضا عروضی، جلد دوم، انتشارات علمی، ۱۳۷۱، ص ۵۵۲
[۱۶] [41]. حسنعلی مهران، هدفها و سیاستهای بانک مرکزی ایران ۱۳۳۹ – ۱۳۵۷ تهران، نشر نی، ۱۳۹۴، ص ۱۸۵
[۱۷] [42]. مجله خواندنیها، سال ۳۹، شماره ۴، ۱۳۵۷، ص ۶
[۱۸] [43].بدون شرح به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ج۱، ۱۳۸۷، ص ۲۲۶