- بهائیت در ایران - https://bahaismiran.com -

نقش گسترده بهائیت در دوره پهلوی دوم- نظام غارت

فرقه بهائیت [1] دارای ماهیتی چندلایه بوده و در اکثر قریب به اتفاق تحولات سیاسی و اقتصادی تاریخ معاصر ایران به‌ویژه دوران پهلوی نقش مهم و تأثیرگذاری داشته است. آن‌ها با وارد کردن سرمایه خارجی و تکنولوژی‌های دست چندم غربی، پایه‌های اقتصادی ایران را در مدار توسعه وابسته استحکام بخشیدند.

جدای از پیامدهای اقتصادی توسعه وابسته، با ورود شرکت‌های چندملیتی و دولت‌های خارجی زمینه‌های دخالت آن‌ها در عرصه سیاست کشور نیز فراهم شد.

در کنار شرکت‌های چندملیتی بخش مالی وابسته به سرمایه‌داری محلی نیز به‌تدریج تلاش می‌کرد تا بر تصمیم‌گیری‌های ملی اثر گذاشته و به عنوان بازوی اجرایی آنان عمل کند. یافته‌های به‌دست آمده در این‌باره به شرح ذیل است.

۱. هر چند رهبران بهائیت اظهار به عدم دخالت در سیاست می‌کردند، شواهد تاریخی خلاف این ادعا را اثبات می‌کنند. حضور فعال اعضای این فرقه در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بخشی از دخالت‌های آشکار آن‌ها در سپهر سیاسی ایران است.

با روی کار آمدن خاندان پهلوی، فصل تازه‌ای از سلطه بهائیت بر ایران آغاز شد. پس از جنگ اول جهانی، سیاست‌های انگلستان از شبه‌قاره هند به خلیج فارس و مناطق نفت‌خیز آن تغییر یافت. در همین راستا آن‌ها به دنبال ایجاد حکومتی مرکزی و قدرتمند بودند که منافع‌شان را در ایران تامین کند.

فرقه بهائیت برای تحقق این مهم، رضاخان را به عنوان ناجی آینده ایران معرفی کرد. به قدرت رسیدن رضاخان سبب شد، بهائیت با همکاری پدرخوانده خود انگلستان از رانت تغییرات سیاسی برخوردار شود.

این روند پس از کودتای ۲۸ مرداد روندی پرشتاب گرفت تا جایی که بهائیت و اعضای آن با تسلط بر ارکان رژیم پهلوی و به دست گرفتن مناسب سیاسی و اقتصادی به‌خصوص دوران نخست وزیری هویدا به یکی از نیروهای مسلط در بخش‌های مختلف رژیم تبدیل شدند.

سرمایه‌داران وابسته به این فرقه تحت حمایت عناصر داخلی و پشتیبانی عوامل خارجی ریشه‌های نفوذ خود را در ارکان حکومت پهلوی عمیق کردند. فرقه بهائیت با تکیه بر قدرت خود به تدریج سبک زندگی و فرهنگ مصرف گرایی را در جامعه ایران رواج داده و با واردات گسترده کالا، زمینه‌های شکل‌گیری سرمایه‌داری وابسته را مهیا کرد.

از جمله افراد شاخصی که پیش‌برنده این مهم بودند؛ عبدالکریم ایادی، حبیب ثابت پاسال و هژبر یزدانی بودند.

۲. بررسی نوع و شیوه فعالیت‌های اقتصادی بهائیان ایران در طول حکومت پهلوی به‌خصوص پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ [2] نشان از همکاری و تعامل اعضای این فرقه با رژیم پهلوی و عامل خارجی شرکت‌های چندملیتی دارد.

به گواهی اسناد ساواک در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی دو عامل سرمایه‌داری بین‌المللی و سرمایه‌داری محلی به ویژه بهائیت منافع عامه جامعه را به حاشیه راندند و حکومت پهلوی هر چه بیشتر از جامعه فاصله گرفت.

حفظ مثلث حکومت محلی، سرمایه‌داری محلی و سرمایه‌داری بین‌المللی به خودکامگی هر چه بیشتر رژیم پهلوی منجر شد. علی‌رغم افزایش درآمدهای نفتی، هیچ وقت این افزایش موتور محرک توسعه نشد و در نهایت به شکاف اقتصادی انجامید. فرایندی که از سال‌های پس از کودتای ۱۳۳۲ به وضوح مشهود بود.

با استناد به شواهد موجود درباره بهائیان و نخست‌وزیر ایران هویدا در دهه ۴۰ و ۵۰ نباید استبداد شاه را مخالف خواست هویدا و بهائیان کابینه‌اش دانست. ساخت قدرت و ساخت اقتصادی حاکم بر جامعه تفکیک‌ناپذیر بود.

بخشی‌نگری و نگاه محفلی بهائیان سبب می‌شد تا روابط اقتصادی ایران با جامعه جهانی مبتنی بر نیازها و منافع ملی کشور نباشد بلکه به سودبردن شرکت‌های بین‌المللی و هرچه بیشتر شدن وابستگی ایران بینجامد. در تحلیل انقلاب اسلامی از منظر اقتصاد سیاسی نقش‌آفرینی بهائیان در اقتصاد در کنار دیگر گروه‌های سرمایه‌داری محلی موجب ایجاد شکاف عمیق اجتماعی – اقتصادی در ایران شد و از دلایل خروش مردم ایران علیه حکومت پهلوی به شمار می‌آید.

۳. بهائیان ایران پس از به قدرت رسیدن رضاخان با تأسیس نهادها و مؤسسات اقتصادی نظیر شرکت نونهالان و امناء به یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین اقلیت‌ سرمایه‌دار در ایران تبدیل شدند. شیوه این مؤسسات اقتصادی بهائی در مأموریت‌های اقتصادی به شکل‌های مختلفی بود که این مسئله با ماهیت رازآلود فرقه بهائیت ارتباط دارد.

در این روش، رد پایی از آن‌ها در فعالیت‌های اقتصادی بر جا نمی‌ماند و سرمایه‌های آن‌ها در قالب افراد گوناگون برای تامین منافع مرکزیت فرقه بهائیت جریان داشت.

زیست اقتصادی حبیب ثابت پاسال به خوبی نشان دهنده مثلثی است که سرمایه‌داری داخلی، سرمایه‌داری بین‌المللی و دولت در کشورهای در حال توسعه چگونه یکدیگر را باز می‌یابند و به تامین منافع خود کمک می‌کنند.

حبیب ثابت به خوبی با سرمایه‌داری بین‌المللی در تعامل بود. این مسئله در تأسیس نمایندگی شرکت‌های مختلف آمریکایی و اروپایی به خوبی نمایان است. این نمایندگی‌ها استثمار جامعه ایران را تسهیل می کردند و ثابت پاسال و به تبع آن فرقه بهائیت در سود این کار شریک بودند.

می‌توان گفت، فرقه بهائیت یکی از بازوهای قدرتمند سرمایه‌داری بین‌المللی در ایران بود. برای درک بهتر روابط حکومت پهلوی و بهائیت فعالیت‌های حبیب ثابت، عبدالکریم ایادی و هژبر یزدانی مثال روشنی است، از استفاده رانت و نفوذ بهائیت در حکومت است.

حبیب ثابت زیر سایه حکومت پهلوی ره صد ساله را یک شبه طی کرد، به طوری که وضعیت سیاسی و اقتصادی او در دهه ۴۰ و ۵۰ تفاوت چشمگیری با دهه ۲۰ داشته است. در حقیقت پیشرفت شرکت‌های ثابت پاسال تمثیلی از وضعیت بهائیت در دوران پهلوی است.

ایادی نیز به‌مثابه یک کمپرادور محلی در مثلث دولت محلی، سرمایه‌دار محلی و عامل خارجی نقش فعالی را در رهبری تشکیلات بهائیت در جنبه‌های اقتصادی، نظامی، امنیتی و فرهنگی عهده‌دار بود. جایگاه ویژه او در دربار پهلوی به تکاپوهای اقتصادی او ماهیتی پیچیده و معماگونه می‌بخشید.

این کارگزار شاخص بهائیت در اجرای منویات بیت‌العدل تمام توان خود را برای وابسته‌سازی ایران به سرمایه‌داری بین‌المللی به کار می‌گرفت، شیوه مدیریتی او ترکیبی از فساد و ناکارآمدی بود.

شاید گزاف نباشد که گفته شود، یکی از عوامل تضعیف جایگاه سلطنت در بین اقشار مختلف مردم عملکرد ایادی و جایگاهش در دربار پهلوی بود.

هژبر یزدانی نیز از این قاعده مستثنی نبود. یزدانی به‌مثابه نماینده بهائیت و به عنوان یک سرمایه‌دار کمپرادور روابط بسیار خوبی با دو ضلع دیگر اقتصاد سرمایه‌داری وابسته یعنی دولت و سرمایه داری بین المللی داشت.

یزدانی با استفاده از شکاف موجود در نظام بانکی کشور در اوایل دهه ۵۰ و حمایت و پشتیبانی دربار پهلوی، دولت و دستگاه امنیتی ساواک صاحب ثروتی افسانه‌ای شد و در نهایت به یک قطب اقتصادی تبدیل گشت.

برای هژبر یزدانی نه منافع ملی بلکه سود شخصی و منافع فرقه بهائیت و تحکیم روابط مثلث سرمایه‌داری کمپرادور، دولت و سرمایه‌داری بین‌المللی اهمیت داشت. عملکرد او حساسیت‌های بسیاری را در نزد افکار عمومی برانگیخت و در نهایت یکی از کسانی که در سقوط رژیم پهلوی و به تبع آن سقوط فرقه بهائیت نقش‌آفرینی کرد، هژبر یزدانی بود.

۴. پیامد فعالیت‌های اقتصادی بهائیت در دوران حکومت پهلوی بروز بحران و مشکلاتی در ساختار اقتصادی و بعضاً غیر اقتصادی کشور بود. از جمله:

عناصر بهائی مانند ایادی، هژبر و ثابت پاسال نقش بسزایی در عمق بخشیدن به مشکلات اقتصادی و جلوگیری از پیشرفت ایران ایفا کردند. روابط تنگاتنگ فرقه بهائیت و حکومت پهلوی به شکلی بود که نامی جز نظام غارت سزاوار این حکومت نیست آثار زیان‌بار این اقدامات هنوز ادامه دارد.

 

منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی، صص ۳۰۷- ۳۱۲

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com [3]