دکتر سید محمد حسینی
آنچه در ادامه می خوانید
پیشدرآمد
فرقهگرایی مدرن خود بهمثابه سوژه مطالعاتی مستقلی است که معالاسف ادبیات علمی ناچیزی در مورد آن تولید شده و ابعاد پیچیده جامعهشناختی، ساختارشناختی و مواردی از این قبیل در مورد آن به کندی صورت میگیرد. هر چند هر کدام از مفاهیم یادشده به مجال مستقلی برای پژوهش نیازمند است، اما به طور اجمال میتوان ادعا کرد که روش پژوهش در فرقههای نوظهور با فرقهپژوهی سنتی کاملاً تفاوت دارد.
یکی از این فرقهها که فعالیتهای پیچیده و عمیقی انجام میدهد، تشکیلات بهائیت است. هر چند پژوهشگران در مورد فلسفه سیاسی بهائی قلم زدهاند اما عملکرد این تشکیلات حکایت از آن دارد که موضع سیاسی این مجموعه را نمیتوان به سادگی دستهبندی کرد و نیاز است، اقدامات سیاسی این تشکیلات در قالب یک پدیدار ارزیابی شود.
این مرقومه میکوشد تا با استفاده از مفاهیم نوین توصیفی از فعالیت سیاسی بهائیت ارائه دهد.
۱. حکومت موازی، دولت در سایه، دولت در درون دولت، شهر موازی
هر یک از واژگان یادشده در بردارنده مفهومی در اندیشه سیاسی است. میتوان میان این واژگان تفاوتهای ظریفی بیان کرد اما مجموع این اصطلاحات دلالت بر این معنا دارد که گاه میتوان حالتی را فرض کرد که در پشت صحنه دولت و حاکمیت رسمی یک کشور ساختار دیگری شکل گرفته باشد و بدون نام نشان و ادعای روشن، کنشگر عرصه سیاست باشد.
گاه قدرتهای سایه با قدرتهای موازی دارای چنان هژمونی هستند که عملاً دولت رسمی و اصلی یک کشور را کنترل میکنند و گاهی در مسیر براندازی دولت مستقر حرکت کرده و مشغول تهیه مقدمات نفوذ هستند.
هر چند ممکن است، اندیشوران از منظر مفهومی و اصطلاحی حاکمیت موازی یا دولت در درون دولت یا واژگان مشابه را متفاوت معنا کنند اما باید توجه داشت که این اصطلاحات انتزاعی نیست و با قطع نظر از معنای مشترک به شکلگیری نوع جدیدی از قدرت و حکمرانی در معادلات سیاسی و روابط بینالملل اشاره دارد.
«پکستون»، استاد علوم سیاسی دانشگاه «کلمبیای» آمریکا و فاشیسمپژوه سرشناس دهههای پایانی قرن بیستم، در سال ۱۹۹۸ در مقالهای با عنوان «The Five Stages of Fascism»، استدلال چشمگیری در مورد واژه «دولت موازی» به کار برده است.
از منظر او شبهدولتهایی وجود دارد که بهطور رسمی، بخشی از دولت قانونی و مستقر نیست، اما دارای مجموعه سازمانها و مؤسساتی است که شبیه دولت مدیریت میشود. هر چند ساختار این مجموعهها دولتی نیست و فقط شبیه دولت است.
او توضیح میدهد که گاهی دولت در درون یک دولت شکل میگیرد؛ بدین معنا که نهادهای دولتی و مستقر در درون یک دولت، در بسیاری از موارد پیرو ساختارها و قوانین ایجاد شده توسط دولت رسمی نیست و حتی ممکن است، خلاف منافع ملی رفتار کند.
وی تأکید میکند که کلیساها، انواع مؤسسات و تشکلهای مذهبی، اجتماعی و سیاسی هر نوع جمعیت و تشکل مخفی میتواند خطر شکلگیری دولت در درون دولت را به دنبال داشته باشد.
جامعه بهائیان از همان بدو پیدایش ایده سیاسی داشته و به دنبال تشکیل حکومت سیاسی بوده است. هر چند بهائیت از اینکه خود را یک حکومت سیاسی – دینی معرفی نماید وحشت دارد. از این رو میکوشد تا فعالیت سیاسی و نفوذی خویش را در قالب فعالیت اجتماعی معرفی نماید اما امروزه کمتر کسی باور میکند که این تشکیلات به دنبال اقدام سیاسی نباشد.
در یک کلام میتوان گفت بهائی بودن به معنای باورمندی به یک اعتقاد نیست، بلکه بهائیت یک سازمان منظم و تشکیلاتی است که:
اولاً: باورمندی به آن به معنای عضویت در این سازمان و اعتقاد به ایدئولوژی آن است.
ثانياً: سازمان بهائیت در حال حاضر خود را حکومت جهانی میپندارد و تمام اعضایش را در کلیه نقاط جهان «شهروند» حکومت خود تلقی میکند.
در این راستا سازمان بهائیت، حکومت بهائی تمام اعضای بهائی خود را تسجیل ثبت رسمی کرده و در حال توسعه منابع انسانی برای گسترش حکومت در حیطه حاکمیت سایر دولتها بهویژه جمهوری اسلامی ایران است تا در نهایت ابتدا دولتها را تصرف کرده و از این طریق حکومت جهانی بهائی بر مبنای احکام کتاب اقدس (کتاب مقدس بهائیت) را سامان دهد.
این تشکیلات دارای قانون اساسی و نهادهای قانونگذار است و کلیه اتباع خود را به پیروی از قوانین تشکیلات و نه قوانین دولتی که در خاک آن زندگی میکنند، ملزم میداند.
قانون اساسی بیتالعدل که به امضای رسمی اعضای این تشکیلات رسیده به صراحت برای خود شأن تقنینی قائل است و کلیه بهائیان را به پیروی از قوانین خود مکلف میداند.
بر این اساس، بهائیان ساکن در ایران و دیگر نقاط جهان به جای الزام به پیروی از قوانین کشور خود باید از قوانینی پیروی کنند که محل تصمیم آن در خاک رژیم صهیونیستی قرار دارد و منشأ و منبع قانونگذاری آن نیز مبهم است. این بدان معناست که شهروند بهائی با تابعیت حقوقی ایران به جای پیروی از قانون ملی باید از قانون موازی تشکیلات بیتالعدل پیروی کند.
۲. ایدئولوژی صریح سیاسی در سخنان رهبران نخستین بهائی
رهبران نخستین بهائی تمام اصول و قواعد به اصطلاح شریعت بهائی را ترسیم کرده و هیچ جایی برای اضافه یا کم کردن و حتی تفسیر آن برای آیندگان باقی نگذاشتند.
«شوقی» به عنوان آخرین رهبر بهائی که نسبت به «بهاءا…» و «عبدالبهاء» با صراحت بیشتری سخن گفته، ایدئولوژی بهائیت را از همان ابتدا در مسیر تشکیل حکومت ترسیم کرده است. او با دقت مراحل نیل به حکومت را در قالب مراحل تکامل سه گانه بهائیت در سه مرحله به قرار ذیل تشریح نموده است:
مرحله نخست: عصر رسولی؛ این دوره ناظر به حیات بهاءا… و عبدالبهاء است.
مرحله دوم: عصر تکوین؛ اشاره به دوران توسعه تشکیلات و نظم اداری و پدیدار شدن نهادگرایی در بهائیت است.
مرحله سوم: عصر ذهبی؛ اشاره به دوران استیلای سلطنت الهیه است.[۱] [11]
او توضیح میدهد، نفوذ مؤسسات و تشکیلات اداری بهائی که در زمان وی در حال گسترش بوده مقدمه استقرار سلطنت الهیه است.
شوقی برای دستیابی به سلطنت الهیه و حکومت جهانی بهائی هفت مرحله را به شرح ذیل برشمرده است:
- مرحله اول، دوره مجهولیت؛ اولین مرحله در نشو و نمای جامعه اهل بهاء.
- مرحله دوم، دوره مظلومیت و مقهوریت؛ شوقی این مرحله را دوره حال حاضر بهائیان در ایران معرفی کرده و بشارت داده که این دوران منقضی میگردد.
- مرحله سوم، دوره انفصال؛ در این مرحله شریعها… از ادیان عتیقه متمایز میشود.
- مرحله چهارم، دوره استقلال
- مرحله پنجم، دوره رسمیت؛ شوقی این مرحله را به گشایش امت مسیح در قرن رابع در عهد قسطنطین کبیر تشبیه کرده است. به تعبیر شوقی در این دوره بهائیت به مرور در مسیر سلطنت و تشکیل حکومت قرار میگیرد.
- مرحله ششم، سلطنت الهیه؛ پس از دوره رسمیت بهائیت، سلطنت الهیه بهائی تشکیل خواهد شد. این نوع سلطنت و حاکمیت ابتدا در سطح حاکمیت ملی خواهد بود.
- مرحله، هفتم سلطنت جهانی؛ پس از تشکیل حاکمیت در سطح ملی در گام نهایی حاکمیت جهانی بهائی رقم خواهد خورد.[۲] [12]
مراحل ترسیم شده به صورت پلکانی مبتنی بر یکدیگر بوده و عصر ذهبی به دورهای مربوط میشود که حکومت بهائی استقرار یافته است.
نکته قابل ملاحظه آن است که در عصر تکوین، لازم است، نظم تشکیلاتی و نهادهای اقماری تأسیس و توسعه یابد تا بازوی قدرتمند و زیر ساخت بنیادی برای حکومت و سلطنت بهائی باشد.
بر اساس اسناد معتبر بهائی در فلسفه سیاسی بهائیت باید آرمان تشکیل حکومت را به عنوان اصل ثابت در نظر گرفت و کلیه سیاستگذاریها و اقدامات این تشکیلات را بهمثابه متغیری در نظر آورد که بهصورت سازوار با تابع یادشده عمل میکند. بر این اساس کلیه نقشهها و فرامین ابلاغی از سوی بیتالعدل بهعنوان متغیری است که برای تشکیل حکومت به عنوان تابع ثابت طرحریزی شده است.
در حال حاضر و در دورهای که به تعبیر شوقی عصر تکوین است، سازمان بیتالعدل با ایجاد حاکمیت موازی و دولت در درون دولت و به تعبیر عرفان ثابتی (عنصر کنشگر بهائی) «شهر موازی»،[۳] [13] به دنبال تصاحب کامل حکومت است.
۳. مؤلفههای حکومت موازی بهائیان
تشکیل یک حکومت فراگیر بر اساس حاکمیت قانون در وهله اول به عنصر خاک و تعیین مرزهای جغرافیایی نیاز دارد، اما اگر بدون تعیین مرز جغرافیایی جمعیت متمرکزی برای پیروان خود، قانون مشخص کرد و آنان را از پیروی قوانین دولت متبوعشان منع نمود، پدیده دولت در درون دولت شکل میگیرد.
همانطور که اشاره شد، تشکیل حکومت یکی از ارکان بنیادی آموزههای بهائیت است. تشکیل حکومت سیاسی برای بهائیان نه صرفاً در حد یک آرمان، بلکه به مثابه یک استراتژی تجویزی است. همان گونه که از اسناد یاد شده استفاده میشود، بهائیت در عصر تکوین اشاره به دوره کنونی که بهائیت در آن قرار دارد باید از و طریق اقدامات مختلف اجتماعی و فرهنگی زمینه تشکیل حکومت را فراهم آورد.
به عبارت دیگر از طریق تبلیغ به شیوههای مختلف باید منابع انسانی مورد نیاز را تأمین و حوزه نفوذ اندیشه خود را از طریق فعالیتهای تشکیلاتی و مؤسسات اقماری تثبیت نماید.
پس از شوقی و مقارن با استقرار سازمان بیتالعدل که در متن سند مربوط به مؤسسه مشاورین قارهای[۴] [14] که از آن به هیئت حاکمه مرکزی تعبیر شده است، راهبردهای تشکیل حکومت بهائی در قالب پیامها، بیانیهها و دستورالعملها در سطوح مختلف اعم از ابلاغ به محافل ملی یا دیگر زیر مجموعهها، توسط بیت العدل مورد پیگیری جدی واقع شد.
این راهبرد با ترسیم برنامههای زمانبندی شده به مرحله اجرا درآمده است. بیتالعدل در پیام مورخ ۲۱/ ۰۴/ ۲۰۰۳ متنی به شرح ذیل صادر کرد:
«در زمینه توسعه اجتماعی – اقتصادی سرعت و تحرکی حاصل شده که بر نتایج حاصله از مساعی فردی و تشکیلاتی هم در تقویت و تحکیم در داخل جامعه و هم در معاضدت جامعه با سایرین تأثیری هرچه عمیقتر میگذارد. دفتر توسعه اجتماعی و اقتصادی گزارش میدهد که در طی سال دوم نقشه، هشت مؤسسه خدمات عمرانی جدید که ملهم از تعالیم بهائی است، تأسیس شده که در زمینههای متنوعی چون ترقی زنان، بهداشت، کشاورزی، تعلیم و تربیت اطفال و پرورش اخلاقی جوانان فعالیت میکنند.»
بر این اساس تشکیلات بهائی از مصوبات نهادی قانونگذار، موسوم به بیتالعدل پیروی میکند که در تمام ابعاد زیست بشری اعم از فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی تربیت اطفال اقدامات تقنینی انجام میدهد.
شایان ذکر است، اقدام تشکیلات بهائی و پیروی اعضای آن از فرامین تشکیلاتی برخلاف اصل ۹ قانون اساسی و استقلال و تمامیت ارضی کشور ایران است و فعالیت اعضای این تشکیلات در داخل کشور به معنای «تشکیل حکومت در حکومت» و «حاکمیت موازی» در درون یک دولت و حاکمیت مستقل به شمار میرود.
۴. اقدامات عملی تشکیلات بهائی در راستای اجرای قوانین خود
۱-۴. دفتر توسعه اجتماعی و اقتصادی چیست؟
«دفتر توسعه اجتماعی و اقتصادی» (osed) به عنوان یکی از زیرمجموعههای بیتالعدل و تحت امر دارالتبلیغ بینالمللی بهائی است.[۵] [15]
osed در سال ۱۹۸۳ بر اساس نقشه هفت ساله (۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶) بیتالعدل تشکیل شد و تاکنون استمرار یافته است. این مجموعه موظف بود، فعالیتهای مرتبط با توسعه اقتصادی و اجتماعی بهائیت را در سراسر جهان در زمینه الگوهای توسعه و ایجاد توانمندی هماهنگ کند.
در پیام ۹ نوامبر ۲۰۱۸ بیتالعدل از ارتقای دفتر توسعه اجتماعی و اقتصادی به «سازمان توسعه بینالمللی» بهائی پرده برداشت. سطح ارتقا از رده «دفتر» به «سازمان» بیانگر اهمیت این مجموعه است.
نکته حائز اهمیت آن است که osed تحت امر دارالتبلیغ بهعنوان یکی از نهادهای مهم و ذینفوذ در تشکیلات بهائی است. توضیح بیشتر آنکه شوقی آخرین رهبری بود که مجوز انتخاب اعضای نهادی با عنوان ایادیان امر را داشت.[۶] [16]
پس از مرگ شوقی ۲۷ نفر از این مجموعه باقی ماندند که بهصورت مادامالعمر واجد این منصب بودند. بنابراین سازمان بیتالعدل اجازه نداشت با مرگ آنها ایادی امر جدیدی منصوب کند. بر این اساس در سال ۱۹۶۸ نهادی با عنوان «هیئت مشاورین قارهای» جایگزین مؤسسه ایادیان امرا… شد و برای نظارت و هدایت مشاورین «دارالتبلیغ بینالمللی» در سال ۱۹۷۳ تأسیس گردید؛ اعضای موسوم به «ایادی امرا…» از ابتدای تأسیس دارالتبلیغ بینالمللی از اعضای دائمی آن بودند.[۷] [17]
دارالتبلیغ دارای ۹ نفر عضو است که از سوی بیتالعدل انتخاب میشوند و به مدت پنج سال فعالیت میکنند. تشکیلات سازمانی بهائی از دو رکن تشکیل شده است: رکن اول را نهادها و مجموعههای به ظاهر انتخابی تشکیل میدهند و رکن دوم مشتمل بر مجموعههای انتصابی است. مجموعههای انتصابی خود دارای سازمانها و زیرشاخههایی است. در میان مجموعههای انتصابی نهاد دارالتبلیغ، وظیفه «حفظ و صیانت امرا..» را بر عهده دارد.
۲-۴. مؤسسه یا مؤسسات ملهم از تعالیم «بهائی به چه معناست؟
طبق پیام مورخ ۲۱/ ۰۴/ ۲۰۰۳ یکی از رسالتهای osed رسیدگی به وضعیت سازمانها، بنیادها، مؤسسات و مجموعههایی است که از آن به «مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی» تعبیر میشود. این مؤسسات موظف به فعالیت بر اساس برنامههای ابلاغ شده از سوی بيتالعدل هستند. بخشی از مؤسسات یاد شده وظیفه توسعه و تثبیت پروژه «اقدام اجتماعی» را به عهده دارند.
در مورد چیستی اقدام اجتماعی به زودی توضیحی بیان خواهد شد. لازم به ذکر است، مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی به صورت رسمی در چارت تشکیلاتی بیت العدل قرار ندارند. تفکیک این مؤسسات بر اساس این سیاست صورت گرفت که تأمین مالی آنها از غیر بهائیان امکانپذیر باشد.
به عبارت دیگر، برخی مؤسسات بهطور رسمی در چارت تشکیلاتی بیتالعدل قرار دارند و بودجهشان نیز از منابع مالی بهائی تأمین میشود.
بنابراین با محدودیت در بودجه و نوع هزینه مواجه هستند؛ زیرا باید میزان درآمد و هزینه آنان بر اساس قوانین موجود در شریعت بهائی باشد. اما بعضی مؤسسهها که از آنها با عنوان «مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی» یاد میشود، هر چند به طور مستقیم در چارت تشکیلاتی بیتالعدل قرار نمی گیرند، اما اولاً مالک و صاحب امتیاز آنها یک فرد بهائی است.
ثانیاً، علت قرار نگرفتن این مؤسسات در چارت بیتالعدل آن است که از منابع مالی غیر بهائی نیز بهره ببرند و در بودجه و صرف کردن هزینه محدودیت نداشته باشند، حتی دست آنان در استفاده از بودجههای عمومی و دولتی نیز باز باشد.[۸] [18]
در واقع، فلسفه اقدام بیتالعدل برای توسعه مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی آن بود که طبق قوانین برآمده از به اصطلاح شریعت بهائیت نهادهایی که به صورت مستقیم با تشکیلات بهائی در ارتباطند نمیتوانند از بودجه و اموال غیر بهائی استفاده کنند و این محدودیت باعث میشود تا میزان سرمایهگذاری و نوع هزینه کردنهای تشکیلات با محدودیت مواجه شود.
از این رو مؤسسات ملهم با این ایده توسعه پیدا کردند که بتوانند از منابع مالی غیر بهائی استفاده کنند و محدودیتی در بودجه نداشته باشند؛ هر چند این مؤسسات به لحاظ سیاستگذاری و ترسیم استراتژی استقلال ندارند و باید در مسیر سیاستگذاریهای تشکیلات بهائی حرکت کنند.
پیامهای ذکر شده از بیتالعدل نشان میدهد مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی به طور مستقیم زیر نظر (osed) اداره میشوند و در حقیقت با واسطه تحت امر دارالتبلیغ هستند.[۹] [19]
ثالثاً، عبارت «زمینههای متنوعی چون ترقی زنان، بهداشت، کشاورزی، تعلیم و تربیت اطفال و پرورش اخلاقی جوانان»، بیانگر جامعه هدف نقشههای بیتالعدل است. بهعبارت دیگر، عناوین یادشده نشان میدهد، مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی باید در این حوزهها فعالیت داشته باشند.
۳-۴. اقدام اجتماعی چیست؟
بيتالعدل مورخ ۲۷/ ۱۲/ ۲۰۰۵ در توضیح ماهیت اقدام اجتماعی مینویسد:
«اقدامات انفرادی هم باید در سایه تشکیلات و هماهنگی تشکیلات باشد. هیچ یک از دستاوردهای افراد و یا جامعه نمیتواند بدون تشویق و حمایت و هدایت سومین عامل نقشه یعنی تشکیلات امری استمرار یابد.
جای بسی دلگرمی است که تشکیلات تا چه حد ابتکارات شخصی را ترویج میدهند؛ قوا را در جهت تبلیغ هدایت میکنند، ارزش اقدام سیستماتیک را گوشزد مینمایند، حیات روحانی جامعه را رونق میدهند و در ایجاد محیطی پر روح و ریحان میکوشند، در عمل یاد میگیرند که برای کمک به جامعه در راه حفظ تمرکز خود بر هدف نقشه چطور وحدت نظر بین احبا را حفظ نمایند، مکانیسمهایی برای هماهنگ کردن مجهوداتشان به وجود آورند و منابع موجود را طبق اولویتهایی حکیمانه توزیع نمایند.
این اولویتها البته فعالیتهایی را که به مهارتهای تخصصی افراد محتاج است نیز شامل میشود. آنچه علی الخصوص در میان این قبیل فعالیتها شایان تذکر میباشد، ارتباط با اولیای امور است که محافل روحانی ملی با جدیت آن را دنبال میکنند و اقداماتی در زمینه توسعه اقتصادی و اجتماعی است؛ مثل آنچه به وسیله سازمانهای ملهم از تعالیم بهائی انجام میشود.
تشکیلات به این گونه نیازها رسیدگی میکند و کفایت خود را در هدایت مجهودات قاطبه احبا در جهت اجرای اقدامات اساسی نقشه افزایش میدهد.»
چنانکه ملاحظه میشود، در پیام فوق از کلیدواژه «سومین عامل نقشه، یعنی تشکیلات امری» استفاده شده است. این مهم از اقدام بیتالعدل برای انجام برنامهای تشکیلاتی حکایت دارد و اینکه تشکیلات هسته اصلی اجراسازی سیاستهای بهائی است.
همچنین در این پیام، به ارتباط محافل با اولیای امور برای اقدامات اجتماعی در راستای اقدام اساسی اشاره و دو مرتبه تأکید شده که اقدام اجتماعی باید به واسطه سازمانهای ملهم از تعالیم بهائی صورت گیرد.
در همین راستا در پیام مورخ ۲۱/ ۰۴/ ۲۰۱۰ نیز اقدام اجتماعی این گونه توضیح داده شده:
«اقدام اجتماعی به بهترین تعریف طیفی از مجهوداتی است که میتواند از یک سو مساعی نسبتاً غیر رسمی و کوتاه مدتی را که افراد یا گروههای کوچکی از احبا انجام میدهند، شامل شود و از سوی دیگر برنامههای پیچیده و پیشرفته توسعه اجتماعی و اقتصادی سازمانهای ملهم از تعالیم بهائی را در برگیرد.
هر نوع اقدام اجتماعی صرف نظر از دامنه و مقیاس آن کوششی برای به کارگیری تعالیم و اصول امر الهی به منظور اصلاح یک و یا بعضی از جنبههای حیات اجتماعی یا اقتصادی گروهی از مردم میباشد.
به این ترتیب شاخص این گونه مجهودات هدف صریح ترویج رفاه مادی مردم و در عین حال سعادت معنوی آنهاست. از جمله تعالیم اساسی دیانت بهائی آن است که تمدن جهانی که اکنون در افق حیات بشری نمایان گردیده باید انسجامی پویا بین نیازهای مادی و معنوی زندگی برقرار سازد.»
بيت العدل در پیام فوق بهصورت کاملتر و با صراحت بیشتر در مورد کلید واژههایی همچون «جامعهسازی امر مبارک»، «سازمانهای ملهم از تعالیم بهائی»، «اقدام اجتماعی» و «گفتمان هدفمند» توضیح داده و مینویسد
«با شدت یافتن فعالیتهای جامعهسازی، دوستان قابلیتهای نویافته خود را که برای بهبود شرایط اجتماع اطراف خویش پرورش دادهاند، به کار میگیرند و اشتیاقشان با مطالعه تعالیم الهی شعلهور میشود. تعداد پروژههای کوتاهمدت افزایش بسیاری یافته، برنامههای منظم گسترش پیدا کرده و اکنون تعداد بیشتری از سازمانهای توسعه ملهم از تعالیم بهائی به فعالیت در زمینههای آموزش، بهداشت، کشاورزی و غیره مشغولند.
از تقلیب مشهود در حیات فردی و جمعی میتوان نشانههای اولیه قدرت غیرقابل تردید اجتماعسازی امر حضرت بها الله را ملاحظه نمود. پس جای تعجب نیست که دفاتر جامعه بینالمللی بهائی در کوششهای خود برای مشارکت در گفتمانهای متداول در اجتماع از چنین موارد اقدام اجتماعی، اعم از ساده یا پیشرفته و کوتاهمدت یا درازمدت الهام میگیرند.
این میدان دیگری از مجهودات امر مبارک میباشد که پیشرفت قابل توجهی نموده است. در سطح ملی، مشارکت در گفتمانهای هدفمند اجتماع از جمله تساوی زن و مرد، مهاجرت و ائتلاف، نقش جوانان در تقلیب اجتماعی، همزیستی بین ادیان و غیره با اطمینان کارآیی و بینشی روزافزون انجام میگیرد.
به علاوه احبا از هر سن و پیشینه هر جا که ساکن میباشند، کار میکنند و یا درس میخوانند، کمکهای ارزشمندی به گفتمانهای خاص نموده توجه اطرافیانشان را به دیدگاه والایی جلب مینمایند که بر اصول و تعالیم ظهور وسیع ….. بهاا… استوار است.»
شواهدی از دخالت در سیاست در زمان رهبران نخستین بهائی
هر چند بهائیان با استناد به فرامین بهاءا… و عبدالبهاء، خویش را مبری از سیاست میدانند و میکوشند، چهرهای غیر سیاستزده و بیحاشیه از خود به نمایش بگذارند، اما امروزه این ادعا با چالش جدی مواجه است.
چالش از آنجا آغاز میشود که شوقی به عنوان سومین رهبر با نفوذ بهائی به صراحت از لزوم رسمیت بخشی به بهائیت در کشورهای مختلف و آرمان تشکیل حکومت بهائی سخن گفته و برای آن پروتکلی منسجم نیز ارائه داده است.
پیرو سخنان شوقی، سازمان بیتالعدل [20] هم برای اجرای پروتکلهای شوقی نقشه ترسیم کرده است. پس از شوقی و مقارن با تشکیل سازمان بيتالعدل، هدف پنهانی این تشکیلات برای تأسیس حکومت آرامآرام از پس پرده آشکار شد و به خصوص از دهه ۹۰ میلادی، رنگ و بوی تازه و پرشتابی به خود گرفت.
توضیح بیشتر آنکه بهاء ا… به ظاهر دخالت در امور سیاسی را مجاز نمیدانست و به پیروانش فرمان میداد، از حکومتها اطاعت کنند، حتی به صراحت میگفت:
«هیچ کس حق اعتراض به حکام و دولتمردان را ندارد.»[۱۰] [21] در منطق وی باید حکومت را به حکام واگذار کرد و در پی تصاحب قلوب مردم بود. پس از بهاءا…، عبدالبهاء و شوقی نیز از سویی با صراحت کامل هرگونه مداخله عملی و حتی اندیشهورزی ذهنی در امور سیاسی را به طور کامل منع کردند.[۱۱] [22]
با این وجود واقعیت آن است که گفتار رهبران بهائی در موضوع دخالت در سیاست صادقانه نیست. آنان از یک سو دیگران را از مداخله در سیاست منع میکنند، اما از سوی دیگر خود از دخالت در سیاست هیچ ابایی نداشتند.
عبدالبهاء [23] پس از تأسیس مجلس سوم ایران در سال ۱۳۳۳ ه. ش در سیاست طمع کرده و به بهائیان دستور داد تا در مجلس شورای ملی عضو شوند. او همچنین ابتدا با مشروطه به مخالفت پرداخت، از محمدعلیمیرزا جانبداری و بهائیان را به حمایت از او دعوت کرد، اما پس از سرنگونی محمدعلیمیرزا به سرعت تغییر رنگ داد و خود را طرفدار مشروطه به عنوان یکی از بزرگترین رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر ایران معرفی کرد.[۱۲] [24]
شوقی نیز سودای تشکیل حکومت جهانی را در هفت مرحله برای پیروانش ترسیم نمود که سند آن پیش از این بیان شد.[۱۳] [25]
احکام دادگاهها در برخی کشورها نیز نشان از آن است که بهائیان علیرغم باور خود، نه تنها به سیاست بیمیل نیستند، بلکه در سیاستهای تفرقهافکنانه غوطهورند و این حجم از دخالت در سیاست مستند به فرامین پیدا و پنهان سازمان بیتالعدل است.
ناسازگاری یادشده در متون مقدس بهائیان که از یک سو از دخالت در سیاست منع میکند، با رفتار آغشته به سیاست رهبران بهائی سبب شده تا اساساً نتوان رویه مشخصی را در مورد دخالت در سیاست به بهائیت نسبت داد؛ این مشکل زمانی مضاعف میشود که نظرات رهبران بهائی در مورد عدم دخالت در سیاست با تفسیر و تغییرهای متعددی از سوی سازمان بیتالعدل نیز همراه شده است.
این ناسازواری برای عموم بهائیانی که در جریان مستقیم اقدامات تشکیلات بهائی نیستند، چنان تناقضی ایجاد کرده که از یک سو آنان به ظاهر از سوی بیتالعدل از دخالت در سیاست منع میگردند، اما از سوی دیگر به واسطه نقشههای تبلیغی و برنامههای راهبردی سازمان بیتالعدل به سمت اقدام سیاسی کشانده میشوند.
یکی از مصادیق بسیار مهم دخالت این تشکیلات صهیونیستی در سیاست را می توان در ایران شناسایی کرد طوریکه در طی عمر ۴۷ ساله انقلاب اسلامی در ایران، تقریبا هیچ ناآرامی سیاسی نبوده جز این که تشکیلات بهائیت در ابعاد مختلف سیاسی، میدانی حضور داشته و افراد زیادی از این تشکیلات دستگیر شده اند. مثلا در اغتشاشات دی ماه ۴۰۴ ایران، یک باند ۳۵ نفره از این تشکیلات شناسایی ودستگیر شدند که در انواع اقدامات آشوبگران دخالت داشتند.
باید گفت تشکیلات بهائیت یک سازمان نیمه مخفی بوده که سیاست اعمالی و اعلامی آن با هم فرقه دارند و دارای نفاق در فعالیت تشکیلاتی در جامعه است.
پینوشت
[۱] [26]. شوقی دور بهائی، ص ۳
[۲] [27]. شوقی، توقیعات مبارکه ۱۹۵۷-۱۹۵۲، صص ۱۱۱ – ۱۱۲
[۳] [28]. بنگرید به سخنان عرفان ثابتی از مبلغان پرکار بهائی در برنامه «فردا» در شبکه ایران اینترنشنال با عنوان «خیزش و خفقان در ایران؛ چگونه باید مقاومت کرد؟» در این برنامه «فرح دوستدار» «کامران متین» و «فهیمه خضر حیدری» به همراه عرفان ثابتی به بیان دیدگاه خود پرداختند. لازم به ذکر است، عرفان ثابتی از نویسندگان ثابت و پرکار رسانه «آسو» است. او چند کار مشترک با «موژان مومن» بهائی سرشناس در آسو انجام داده که یکی از آنها کتاب آئین بهائی است.
این کتاب در سال ۱۳۹۹ در مجموعه کتابهای «آسو» توسط انتشارات «بنیاد تسلیمی» در «سانتامونیکای امریکا» منتشر شد. در همین راستا مقالهای نیز با عنوان عبدالبهاء و جهانی شدن به قلم موژان مومن و تلاش عرفان ثابتی در سال ۱۳۹۶ در رسانه آسو منتشر گردید. در این مقاله مدل جهانیسازی بر اساس الگوی «یان آرت شورلت» با سخنان عبدالبهاء منطبق شده است. این پژوهش، الگوهای حکومت جهانی را مورد مطالعه قرار میدهد. به عبارت دیگر، پژوهش مزبور را میتوان تلاشی برای مدلسازی آخرین مرحله از پروتکل هفتگانه شوقی ارزیابی کرد.
[۴] [29]. مؤسسه مشاورین بیت العدل اعظم، مرکز جهانی بهائی (ژانویه ۲۰۰۱)، ص ۵
[۵] [30]. توسعه اجتماعی و اقتصادی گذری، بر پیامهای معهد اعلی و بیانیههای دفتر توسعه اجتماعی و اقتصادی (OSED)، (۱۹۸۳ میلادی الی رضوان ۲۰۱۰)
[۶] [31]. در سند بیتالعدل در مورد ایادیان امر نوشته شده که مؤسسه ایادی امرا… توسط بهاء ا… تأسیس گردید، سپس شوقی هیئتهای معاونت صیانت و ترویج امرا…. را ایجاد نمود تا به وظایف حضرات ایادی کمک کنند. (مؤسسه مشاورین بیت العدل اعظم، مرکز جهانی بهائی ژانویه ۲۰۰۱، ص ۵)
[۷] [32]. همان، ص ۸
[۸] [33]. نگارنده در مقاله مستقلی به این موضوع اشاره کرده که پروژه «مدیریت علم» («فرزام ارباب») و محصول آن یعنی برنامه مؤسسه روحی از همین قبیل بودجهها تغذیه شده است. به عبارت دیگر دست در جیب اموال عمومی برای توسعه سازمان بهائیت. ر.ک:
بهائیت و مبنای توسعه مدرن امر تحلیلی از پروژه بورس تحصیلی و مطالعات بهائی (قسمت دوم) حسینی محمد، نشریه بهائیشناسی، شماره بهار، ۱۴۰۱، ص ۲۲۳
[۹] [34]. طبق سند بیت العدل، دار التبلیغ باید از وضعیت امرا… در جمیع نقاط عالم اطلاع داشته باشد و نسبت به امکانات موجود برای توسعه امرا… تحکیم و تقویت مؤسسات امری و پیشرفت حیات جامعه بهائی، کاملاً هوشیار و آگاه باشد. مؤسسه مشاورین، بیت العدل اعظم مرکز جهانی بهائی (ژانویه ۲۰۰۱)، ص ۹
[۱۰] [35]. خاوری، اشراق، گنجینه حدود و احکام، صص ۳۳۳-۳۳۴؛ بهاء الله (۱۳۵۹)، مجموعهای از الواح جمال اقدس ابهی، ص ۱۷۵؛ اقدس، بی تا، ص ۹۳
[۱۱] [36]. عبدالبهاء، مکاتیب، ۱۳۹۰، ج ۴، ص ۳۱؛ آهنگ بدیع (۱۳۲۸)، ش ۱۲ ص ؛۱۳ هورنبی (بی تا)، انوار هدایت، ص ۵۵۵
[۱۲] [37]. حاجی قربانی، عدم دخالت در سیاست از واقعیت تا ادعا، ۱۳۹۹، صص ۱۸۹ – ۱۸۷
[۱۳] [38]. شوقی، توقیعات مبارکه، ۱۳۴۷، صص ۱۱۲-۱۱۱
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com [39]