از مطالبه اقتصادی تا موج سواری سیاسی اعتراضات صنفی بازاریان تهران در دیماه ۱۴۰۴، واکنشی طبیعی به نوسانات بازار بود؛ مطالباتی شفاف که در بستری مدنی مطرح شد.
اما نگاهی به لایههای پنهان رسانهای نشان میدهد جریانهائی خاص، نان خود را در تبدیل «مطالبه» به «تنش» و «آرامش» به «آشوب» میبینند.
در این میان، تشکیلات فرقه ضاله بهائیت [1] بار دیگر با همان الگوی قدیمیِ «فرصت طلبی از بحران» وارد میدان شد.
تحلیل رفتارشناسی: چرا آشوب و تنش، اکسیژن تشکیلات بهائی است؟
برخلاف شعارهای ظاهری مبنی بر «دوری از سیاست»، عملکرد میدانی این فرقه گمراه نشان میدهد بقای ساختاری آن به التهاب وابسته است. طوریکه در دی ماه ۴۰۴ عناصر این تشکیلات در سطح رسانه ای و میدانی حضوری جدی داشتند و عناصر مختلفی از آنها حتی به صورت تشکیلاتی در قالب ۳۵ نفره توسط نیروهای امنیتی کشور دستگیر شدند. اما چرا بقای ساختاری آن به التهاب وابسته است؟
سرپوش بر بحران هویت درونی
نسل جدید پیروان فرقه ضاله بهائیت، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشهای هویتی روبرو هستند. آنها میخواهند بخشی از جامعه ایران باشند، نه مهرهای در یک ساختار بسته و متحجر که اجازه کوچکترین تحرک فکری خارج از چهارچوب تشکیلات را به هیچ کس نمی دهد. نسل جدید پیرو این تشکیلات، خیلی اعتقادی به مبانی و نظریات سنتی آن را ندارند و به خوبی فهمیده اند که چهره بهائیت در ایران با دیگر کشورها بویژه کشورهای غربی متفاوت است.
تشکیلات برای جلوگیری از این «ریزش درونی» و «ادغام نخبگانش در بدنه ملی»، نیاز دارد فضای جامعه را دو قطبی و متشنج نگه دارد تا پیروانش همواره احساس ناامنی کرده و به آغوش فرقه [2] پناه ببرند. در حقیقت زندگی تشکیلاتی این سازمان صهیونیستی- آمریکایی شبیه انگل است و زندگی انگلی دارد و در فضای آلوده سیاسی، فرهنگی و امنیتی قادر به ادامه حیات است.