- بهائیت در ایران - https://bahaismiran.com -

بهائیت تروریست

عبدالحسین آیتی نیز یکی از افرادی بود که به آیین بهائیت روی آورد و سالیان متمادی مورد اعتماد و علاقه‌ عبدالبهاء بود. با‌ این‌حال، پس از مرگ عبدالبهاء، تردید‌هایی درباره‌ مشروعیت آئین بهائیت برایش ایجاد شد و پس از گذشت چندی، این تردید‌ها رنگ یقین به خود گرفت و به‌کلی از بهائیت خارج و دوباره مسلمان شد.

«آیتی[۱] [1]» از متبریان اولیه بهائیت بوده که رابطه ویژه ای با عباس  سرکرده دوم بهائیت داشت. از نظر قساوت و شجاعت، بهائیان را مشابه با یزیدیان کردستان می‌داند و خلق‌و‌خوی ایشان را چنین توصیف می‌کند:

«بهائیان دارای اخلاقی خشن بوده، سخت‌دل، کینه‌جو و متظاهر به مهر و محبت و نیز در شجاعت ایشان گفتگو رفته، اغلب بر آنند که از این سجیه پسندیده به قسمی که تا مقاومت ندیده‌اند، نهایت پردلی را اظهار می‌دارند ولی به محض اینکه به مقاومتی برخوردند، میدان خالی کرده عقب نشینی می‌کنند.»[۲] [2]

این قساوت را از اولین روزهای بابی‌گری در میان اعضای این فرقه می‌توان دید. به نوشته فریدون آدمیت [3]، بابی‌ها در جریان شورش‌های خود در دوران ناصری با مردم و نیروهای دولتی رفتاری سعبانه داشتند و اسیران جنگی را دست و پا می‌بریدند و در آتش می‌سوزاندند.[۳] [4]

در ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ق، برابر با ۲۰ سپتامبر ۱۸۴۸م سلطنت ایران به ناصرالدین شاه رسید. در سه سال اول سلطنت ناصرالدین شاه حکومت ایران در دستان با کفایت و مقتدر «میرزا تقی خان امیرکبیر» قرار داشت که مورد پسند کانون‌های استعمارگر غربی نبود. در این دوران شورش‌های بزرگی در ایران بوجود آمد که مهمترین آن شورش «محمدحسین خان سالار» در خراسان و شورش «آقاخان محلاتی» در کرمان و شورش پیروان باب در شرق ایران بود.

درباره نقش استعمار انگلیس در شورش‌های سالار و آقاخان محلاتی مطالب فراوانی مطرح شده ولی در زمینه نقش کانون‌های دسیسه‌گر خارجی در شورش‌های بابیه تاکنون تحقیق جدی انجام نگرفته است.

شورش بابی‌ها در نخستین سال سلطنت ناصرالدین شاه و در سه منطقه مازندران، زنجان و یزد صورت گرفت و رهبری آن با کسانی بود که مدعی پیروی باب بودند، از جمله آخوند ملاحسین بشرویه و ملامحمدعلی بارفروش در مازندران، ملامحمدعلی زنجانی[۴] [5] در زنجان و سید یحیی دارابی در یزد.

امیر کبیر با قاطعیت به سرکوب این شورش‌ها دست زد و سران بابی شورش زنجان امیدوار بودند که قشون روسیه به یاری بابیان بشتابد زمانی که از این امر نومید شدند، خواستار وساطت روسیه و انگلستان برای نجات جان خود شدند که طبعاً امیرکبیر نمی‌پذیرفت.[۵] [6]

به‌دنبال این شورش‌ها بود که به دستور امیرکبیر باب نیز اعدام شد. قساوت و سبعیت، آن‌ها را در ماجرای قتل شهید ثالث [7] (حاج ملامحمدتقی برغانی) در تاریخ ۱۷ ذیقعده ۱۲۶۳ ق. – عمو و پدر همسر قره‌العین – نیز به روشنی می‌توان مشاهده کرد.

فریدون آدمیت بساط میرزا حسینعلی (بهاء) را از روز نخست مبتنی بر دستگاه میرغضبی و آدمکشی می‌داند. در واقع از نخستین روزهای فعالیت فرقه بهائی، مجموعه‌ای از قتل‌ها آغاز شد که اسرار برخی از آنها تاکنون روشن نشده و در برخی موارد نقش بهائیان در آن کاملا به اثبات رسیده است.

این قتل‌ها را به پنج گروه می‌توان تقسیم کرد:

اول؛ قتل‌های سیاسی مثل امیر کبیر، شهید طیب

دوم؛ قتل برخی شخصیت‌های مسلمان که تداوم حیات ایشان برای بهائیت مضر بود

سوم؛ قتل بابیان مخالف دستگاه میرزا حسینعلی نوری و به‌طور عمده ازلی‌ها

چهارم؛ قتل بهائیانی که از برخی اسرار مطلع بودند یا به دلایلی تداوم حیات ایشان مصلحت نبود

پنجم؛ قتل بنا به اغراض شخصی سران فرقه بهائی

 

منبع: مجید مهدوی، سرزمین تاریکی؛ نقدی بر عملکرد بهائیت، صص ۱۲۷- ۱۲۸

[۱] [8]پس از شکل‌گیری بهائیت، رهبران و پیروان این آئین سعی در جذب حداکثری اقشار مختلف مردم نمودند و از این میان توانستند عده‌ای را با تبلیغات و وعده‌های دروغین به‌سوی خود بکشانند. عبدالحسین آیتی نیز یکی از افرادی بود که به آیین بهائی روی آورد و سالیان متمادی مورد اعتماد و علاقه‌ عبدالبهاء بود. با‌ این‌حال، پس از مرگ عبدالبهاء، تردید‌هایی درباره‌ مشروعیت آئین بهائیت برایش ایجاد شد و پس از گذشت چندی، این تردید‌ها رنگ یقین به خود گرفت و به‌کلی از بهائیت خارج و دوباره مسلمان شد.

آیتی پس از ۱۸ سال به بطلان بهائیت پی برد و متوجه شد که بهائیت نتیجه‌ سیاست بیگانگان است.

آیتی پس از اسلام آوردن، کتابی به نام «کشف الحیل» نگاشت و دیده‌ها و شنیده‌های خود را بدون واسطه به تحریر درآورد. او این کتاب را به صورت پرسش و پاسخ بین «آیتی» و «آواره» نوشته است به این صورت که آیتی سوالاتی درباره‌ تاریخ بهائیت، الوهیت بهاءالله، احکام باب و بهاءالله، حکم حجاب، کتاب اقدس، توبه‌نامه باب و سایر مسائل می‌پرسد و آواره به این سوالات پاسخ می‌دهد. او همچنین در این کتاب چندین دلیل برای رد بهائیت و برگشت خود به دامان اسلام آورده است .

 

[۲] [9]. کشف‌‌ الحیل، ج۲۷، ص۷

[۳] [10]. امیرکبیر و ایران، ص۴۴۸

[۴] [11]. در میان بابیان، ملاحسین بشرویه به «باب‌الباب»، ملامحمدعلی بارفروش به «قدوس» و ملامحمدعلی زنجانی به «حجت» ملقب می‌باشند.

[۵] [12]. آدمیت، امیر کبیر و ایران، ص ۴۵۰

 

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com [13]