- بهائیت در ایران - https://bahaismiran.com -

ابعاد فعالیت بهائیت علیه ایران

نگار ایرانی ابعاد این فعالیت ها را به شرح زیر بیان می کند.

چالش بهائیت [1] سه وجه دارد: 

وجه اول، کاملاً دینی و اعتقادی و علیه اسلام و تشیع و مبانی اعتقادی است.

وجه دوم، وجه ضد ایرانی قضیه است که به‌هرحال به نظر من بهائیت، نه تک‌تک بهائی‌ها،  با منافع ملی ایران معارض است. بعد از منافقین و سلطنت‌طلبان، سازمان بهائیت که با هر دوی این‌ها کار می‌کند، بزرگ‌ترین چالش امنیتی ایران و جمهوری اسلامی هستند. شما باید با شخصی که می‌گوید من مسلمان نیستم و با اسلام کار ندارم ولی ایران را می‌فهمم، از این طریق وارد شوید.

وجه سوم، سازمان بهائیت است که تشکیلات پیچیدۀ خطرناکی است که با اخلاق و مظاهر تمدن مدرن در مبارزه است. با کسی که نه ایرانی است و نه مسلمان، ولی بحث فرقه و بحث هزارتوی مافیایی برایش مهم است، برای او باید این را باز کرد. من این سه وجه «ضد دین بودن»، «ضد ایران بودن» و «فرقه‌ای بودن» برایم مهم است.

توضیح این سه وجه:

نکته‌ای را باید توجه بدهم که من در همه صحبت‌هایم و چندین مناظره‌ای که با سران بهائی داشته‌ام، همیشه گفته‌ام و می‌گویم که انتقادم و نگاه نقادانه‌ام به بهائیت است نه بهائیان. بسیاری از دوستان من بهائی هستند، من با بهائی‌ها مشکل ندارم. بحث من راجع به سازمان بهائیت، تاریخ بهائیت و ساختار شکلی این اندیشه و این تفکر است. اگر شما بهائی ستیز نباشید، هر‌کسی حرف شما را گوش می‌کند. در همه گفت‌وگوهایم گفته‌ام بنده با آزار همه‌ی آدم‌های دنیا ازجمله بهائی‌ها مخالفم و معتقدم آزار بهائیان نه اخلاقی و نه شرعی است.

وقتی این را می‌گویید زبانتان دراز است. ابزار بهائیان این است که نشان بدهند ما مظلومیم، پس برحقیم. می‌گویند در جمهوری اسلامی خانه‌هایمان را گرفته‌اند و…، مدام می‌نویسند و ثبت و ضبط می‌کنند. شاید ۶۰% نکوهش و قطعنامه‌های سازمان ملل در مسئله حقوق بشر در ایران، راجع به بهائیان است. بیشترین فعالیت در این زمینه می‌شود. بنابراین کار ما بهائی ستیزی نیست، مسئله ما بهائیت است.

در دنیای امروز من هر سه مورد را دارم. آنکه پژوهش من است و کنش‌های من و واقعیت است، این است که مسئله بهائیت یک انحراف دینی است، یک انحراف فکری و ایدئولوژیک از اسلام و از شیعۀ اثنی‌عشری است. من شیعه را از ارکان اصلی و رکن اول وحدت ملی ایران می‌دانم.

من دوستانی دارم که بی‌دین هستند، ولی به‌شدت معتقد به تشیع هستند، نحله‌ای هستند، شیعیان غالی بی‌دین. این را باید توجه کنید که چند عامل اساس وحدت ملی ایران هستند، ولی “تشیع” و “زبان فارسی” دو عامل اصلی وحدت ملی ایران است. ما باید این را در تبلیغ توجه کنیم، هم از جهت آیینی و حقانیت تشیع اثنی‌عشری و اسلام و هم به‌خاطر اهمیتش در وحدت ملی. از این جهت بُعد ایدئولوژیکی خیلی مهم است.

بهائیان در پروژۀ ایران‌ستیزی و ایران‌هراسی، نقش عمده‌ای دارند. آنها با منافقین و اخیراً گروه‌های سلطنت‌طلب باهم مشترک‌اند. مسئله چالش بهائیت یک دغدغه‌مندی امروز و فردای ایران است. ممکن است کسی بی‌دین باشد ولی از این منظر می‌تواند با شما هم‌صدا باشد.

در مورد سوم باید بدانیم سازمان بهائیت و تاریخ بهائیت آکنده از رفتارهای فرقه‌ای است. رفتارهای ضدقانونی و ضداخلاقی و ضدانسانی، چه در گذشته و چه در حال و به اشکال مختلف و بسته‌بندی‌های متفاوت. از جهت مطالعه فرقه‌ها و روان‌شناسی فرقه‌ها، سازمان بهائیت سازمانی است که به نظر من کاملاً می‌شود از منظر روان‌شناسی فرقه‌ها آن را نکوهید و به اصطلاح کژی‌ها را نشان داد.

خانمی امریکایی به نام مارگارت تالر سینگر [2]، (۱۹۲۱- ۲۰۰۳) بزرگ‌ترین روان‌شناس فرقه‌هاست، اندیشه‌هایش خیلی مشهور است. کتابی دارد به نام “فرقه‌ها در میان ما” این کتاب ترجمه و چاپ شد. آقای عرفان ثابتی و چند بهائی دیگر به مترجم  -که  آقای خدابنده است- به شدت اعتراض کردند که این ترجمه، بهانه‌اش منافقین است ولی دربارۀ ما نوشته‌است. شما در این کتاب‌ اسم فرقه‌های آمریکایی را بردارید و بگذارید بهائیت، هشتاد درصد منطبق است. یعنی انگار که این حرف‌ها برای آن‌هاست. آن خانم احتمالاً اسم بهائیت را نشنیده بوده ولی دسته‌بندی همان است.

به‌نظر من به بحث روان‌شناسی فرقه‌ها بیشتر باید پرداخته شود و این خیلی مهم است. من با خودم فکر می‌کردم اینکه می‌گویند بهائیت فرقه است، زشت است، آیا به‌عنوان بدوبیراه به آنهاست؟ می‌بینم این اعتقاد، کاملاً علمی است. چرا علمی است؟ ما بحثی داریم در روان‌شناسی دین که می‌گویند ادیان دو دسته هستند یا چرچ (church) هستند یا سکت (sect) هستند. یا کلیسا و معبد دارند یا فرقه هستند. در طبقه‌بندی، اسلام، مسیحیت و یهود چرچ هستند.

چرا چرچ؟ برای اینکه من و شما مسلمانیم، یا واقعاً اعتقاد داریم یا پدرانمان مسلمان بودند و اگر من و شما نماز نخوانیم یا هر روز مسجد نرویم، کسی ما را از اسلام بیرون نمی‌کند. نمی‌گوید تو مسلمان نیستی و دیگر نگو من مسلمان هستم یا از دین خارجی. می‌گویند خلاف شرع کردی و ملتزم اجراییات دین نیستی. ولی گروه‌هایی که خودشان را دین می‌دانند، افراد باید ثبت‌نام کنند و اگر فعال نباشند طرد می‌شوند، اینها حالت حزب پیدا می‌کنند، فرقه می‌شوند.

در سازمان بهائیت اگر کسی تسجیل نشود، در سن بلوغ بهائیت را انتخاب نکند و جزو منتقدین به بهائیت و بیت‌العدل باشد، او بهائی نیست. این سیستم را سکت می‌گویند یا کالت. کالت سیاسی‌تر است، سکت مذهبی‌تر است. این تقسیم‌بندی علمی است و اینکه بگوییم فرقه‌ی بهائیت، اصلاً فحش نیست. این موضوعی است که به نظر من، از منظر روان‌شناسی فرقه‌ها، هم در نوشته‌ها و هم در تولیدات رسانه‌ای باید استفاده‌شود.

منبع

دکتر مجید تفرشی (زاده ۱۷ مهر ۱۳۴۳) سندپژوه و تاریخ‌نگار است. ایشان سال‌هاست که در تهران و لندن به مطالعهٔ اسناد و مدارک تاریخی مشغول است.

 

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com [3]