آنچه در ادامه می خوانید
یکی از جلوههای پیوند بهائیت و صهیونیسم [5] حمایت مالی بهائیان از صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس میباشد. وجود اماکن مقدس بهائیان در فلسطین اشغالی، همچنین وضع قوانین خاص برای زیارت این اماکن، وجود بیت العدل در آن سرزمین با توجه به پیوند تنگاتنگ آن با رژیم صهیونیستی، سرازیر شدن کمکهای مالی بهائیان به بیتالعدل و پرداخت نذورات، کفارات، جریمهها و موقوفات حتى خرید کالاهای صهیونیستی همه و همه در جهت خدمت به صهیونیسم و کمکی برای رونق اقتصاد این رژیم اشغالگر است.
اسماعیل رائین میگوید:
«بیهیچ تردیدی جلب سرمایهداران بزرگ که بهائیان و مخصوصاً رهبران این فرقه در رأس آنها قرار داشتند و طبعاً سرمایههای خود را در این سرزمین نوبنیاد به کار میانداختند، به سود حکومت جديدالتأسيس اسرائيل بود و چنین بود که این دولت جدید به بهائیان روی خوش نشان داد و آنان را به سوی خود و سرمایهگذاری در سرزمین خود جلب کرد.»
وی در ادامه میافزاید:
«اگر مجموعه این عوامل را به تدفین رهبران بهائی در این سرزمین بیفزاییم – که خود مرکز مقدسی برای بهائیان میشود و هر سال گروههای کثیر بهائی را با سرمایههای کلان و مخارج گزاف به سوی این سرزمین سرازیر میکند – به انگیزه تفاهم فوقالعاده بهائیان و اسرائیلیان بیشتر و بهتر واقف میشویم.»[۱] [6]
توریسم بهائی
بندر حيفا مهمترین شاهرگ اقتصادی اسرائیل و کوتاهترین مسیر به سوی خزانههای این رژیم است. این بندر که علاوه بر موقعیت جغرافیایی از لحاظ نظامی و اقتصادی نیز چهرهای جهانی یافته، وجود مکانهای گردشگری به خصوص معبد بهائیان در آن اهمیت خاصی دارد.
ساحل هلالی شکل حیفا به طول شانزده کیلومتر از طریق کوه کرمل به بندر عکا متصل میشود. «مشرق الأذكار» بهائیان در نقطه مرکزی شهر و باغهای ایرانی در بالاترین نقطه تپه از آن سوی ساحل هلالی شکل نمایان است. بنای نه ضلعی مرقد باب و گنبد طلایی و باغها با پلههای سنگی، مجسمهها و فوارهها، کلکسیون فرشهای ایرانی و… گردشگران بسیاری را به سوی خود میکشاند.
تشکیلات مرکزی بهائیان میکوشد تا با بیش از پیش زیبا جلوه دادن اماکن مقدسه بهائیان و تبلیغات فراوان، علاوه بر بهائیان، افراد غیر بهائی را نیز به این مناطق جذب کند.
رسانههای صهیونیستی نیز با تبلیغات بسیار گسترده این اماکن و نمایش آنها سعی در ایجاد جاذبههای توریستی برای رژیم اشغالگر دارند. از جمله در نشریه رسمی محفل بهائیان ایران میخوانیم که یک کمپانی معروف فیلمسازی در آمریکا فیلمی به نام «اسرائیل از دریا» ساخته که در آن مناظر مربوط به قبر باب و مركز بهائیت را به نمایش گذارده است. این گزارش میافزاید که فیلم مزبور چندی قبل در تلویزیون آمریکا در ایران – که پیش از انقلاب در کانال هشت فعال بود نیز به نمایش درآمده است.
همچنین دفتر نمایندگی توریسم اسرائیل در نیویورک که یکی از سازمانهای مهم صهیونیستی بهشمار میآید، متن مفصل و تبلیغی در خصوص بهائیت و مراکز مهم آنها در فلسطین اشغالی به زبان انگلیسی منتشر نموده و تاریخچه بهائیت و مراکز مقدس بهائیان را معرفی میکند.
مجلات و نشریات مختلف نیز در مقالات، خبرها و گزارشهای خود به تبلیغ بهائیت و مراکز بهائی در سرزمین اشغالی میپردازند؛ از جمله ماهنامه دفتر ملی اسرائیل در شماره جولای ١٩٦٣ (تیر ١٣٤٢) مقالهای با عنوان «مسافرت از طریق مدیترانه به سوی اسرائیل» به قلم فردی بهنام «ترود داب» درج کرد. نویسنده در این مقاله اولین منظرهای را که در سفر دریایی به حیفا به چشم میخورد چنین توصیف می نماید:
«به زودی کوه کرمل با تمام وقار و عظمتش با قبه ذهبی مقام اعلی که در پرتو آفتاب صبحگاهی میدرخشد، نمودار میگردد.»
حضور گسترده بهائیان سراسر جهان در اسرائیل نیز منبع درآمد خوبی برای رژیم صهیونیستی است. تشکیلات بهائیت به اشکال مختلف سعی در تشویق بهائیان برای سفر به سرزمینهای اشغالی با ایجاد و دیدار اماکن متعلق به خود را دارد و با بهانههایی همچون صدمین سال ورود بهاء به عکا بهائیان را به آنجا فرامیخواند، یا افرادی را که برای تبلیغ بهائیت به خارج وطن مهاجرت میکنند، به صورت تشویقی یک سفر چندروزه به فلسطین اشغالی میبرند؛ چون معمولاً افرادی که به این مسافرتها میروند، دارای تمکن مالی و از گروههای مرفه هستند، سفر آنها برای اسرائیل از نظر اقتصادی و توریستی سودمند میباشد.
در این زمینه روزنامه جروزالم پست در شماره ۲۸ اوت ۱۹۸۶ خبر میدهد که دستههای مختلف بهائیان از کنفرانس پالرموی ایتالیا به اسرائیل آمدهاند و متذکر شده که این عده بزرگترین اجتماع زائرین بهائی را که تاکنون به اراضی مقدسه مسافرت نمودهاند، تشکیل میدهد.
هیئت بینالمللی حیفا در نامهای خطاب به محفل روحانی ملی بهائیان ایران مورخ اول ژوئیه ۱۹۵۲م بعد از اینکه توضیحاتی راجع به ساختمان مقام اعلی و کوه کرمل میدهد، در قسمتی میگوید:
«چنان که در موقع عید فصح متجاوز از ۱۵۰۰ نفر مِن جمله پانصد نفر در یک روز از بهجی [عکا] دیدن کردند… .»
تبلیغات بهائیان برای دیدار از اماکن مقدسهشان بیشتر و بیشتر میشود و در نتیجه سفر بهائیان به اراضی اشغالی نیز رو به فزونی میگذارد تا آنجا که شوقی در تلگراف مورخ (هفتم اکتبر ۱۹۵۳) (۱۶/ ۷/ ۱۳۳۲) در پیامی به کنفرانس دهلی میگوید:
«تعداد نفوسی که از دور و نزدیک برای زیارت مقام اعلی میآیند، روز به روز در تزاید است و در چندین روز عده آنها از هزار نفر تجاوز مینمود.
با همکاری صهیونیستها به تدریج بر تعداد زائرین و سیاحان افزوده میشود؛ به طوری که شش سال بعد یعنی در سال ۱۳۳۸ش به گفته سران بهائیت در ظرف یک سال، عدد زائرین و سیاحین بازدیدکننده از اماکن بهائی به بیش از یکصد هزار بالغ گردیده است.»
این روند همچنان ادامه مییابد تا اینکه در فروردین ۱۳۸۸ (مارس ۲۰۰۹) آلبرت لينکن دبیرکل مرکز جهانی بهائی در ضیافتی که این فرقه در بیتالمقدس برپا کرده بود، اذعان داشت در طی سال گذشته بیش از ٦٥٠ هزار نفر توریست از «باغهای ایرانی» در حیفا دیدن کردهاند. او پیوستن اماکن مقدس بهائیان در اسرائیل به فهرست میراث فرهنگی جهانی را یک دستاورد بزرگ نامید که موجب اعتلای مقام بهائیان و نام کشور اسرائیل خواهد شد.
در این مراسم مئیر شیتریت – وزیر کشور رژیم صهیونیستی – در خلال سخنانش به تمجید از بهائیت پرداخت و گفت: شما حیفا را به یک مرکز مهم جهانگردی، مبدل کردهاید.[۲] [7]
به این ترتیب بهائیت در عرصه جذب توریست و کمک به اقتصاد اسرائیل نقش قابل توجهی دارد.
کمکهای مالی بهائیان از طریق محافلشان
بهائیان در هر کجا که باشند، با همه توان در خدمت صهیونیسم جهانی میباشند. کمکهای مالی بهائیان به صهیونیستها علاوه بر جمعآوری و ارسال کمک مالی که به طور مستقیم میباشد، به صورت غیرمستقیم و آن هم از طریق کمک به بیتالعدل صورت میگیرد.
از آنجایی که محافل بهائیان، مراکز جاسوسی و در خدمت صهیونیسم است، کمکهای بهائیان در ضیافتهایشان به این محافل و حتی پرداخت وجوه شرعی مثل کفاره، جریمه و… نیز یک نوع کمک غیرمستقیم به صهیونیستها میباشد.
سابقه کمکهای بهائیان به صهیونیستها به رهبرشان عباس افندی [8] در جریان جنگ جهانی اول برمیگردد؛ همان زمان که مخازن گندم خویش را به ارتش انگلیس تقدیم کرد. بعد از آن پیوند بهائیت و صهیونیسم قویتر شد و بهائیان از هیچ خدمتی در حق آنها فروگذار نمیکردند.
حمایتهای مالی بهائیان از صهونیستها فقط منحصر به ایران نیست، اما از آنجایی که اسناد و مدارک ساواک و خاطرات مستبصرین بهائی به این نوع حمایتها اشاره دارند و همچنین فعالیت بهائیان در ایران بیشتر است. لذا در اینجا فقط به ذکر گوشهای از این حمایتها در ایران، طبق اسناد و مدارک بسنده میکنیم.
یکی از نویسندگان معاصر مینویسد: «تلاش برای ایجاد دولت غاصب اسرائیل یکی از اهداف عالی حزب بهائیت بود و ارسال ثروتهای دزدیشده از کشورهای مسلمان به آن دیار از فعالیتهای اصلی آنان به شمار میرفت.»[۳] [9]
ایشان به یک نمونه از این موارد که توسط فرخرو پارسا (بهائی) در مدت اشتغالش در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته اشاره میکنند.
پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ١٣٤٦ بهائیان، علاوه بر تبلیغ به نفع اسرائيل، فعالیت زیادی برای جمعآوری پول و خرید مایحتاج و کمک به ارتش آن کشور کردند.
طبق سند ساواک:
«… مبلغی در حدود ۱۲۰ میلیون تومان بهوسیله بهائیان ایران جمعآوری گردید و تصمیم دارند، این مبلغ را در ظاهر به بیتالعدل در حیفا ارسال نمایند. ولی منظور اصلی آنها از ارسال این مبلغ کمک به ارتش اسرائیل میباشد. مقدار قابل ملاحظهای از این پول بهوسیله حبیب ثابت، کلان سرمایهدار مشهور بهائی – یهودی تعهد و پرداخت شده است… .»[۴] [10]
در سند دیگری از ساواک به تاریخ ٩/۹/۱۳۴۹ آمده است:
«شنیده شده است که چندی قبل بهائیان ایران نیز مبلغ هنگفتی که چندین میلیون تومان بوده به اسرائیل کمک کردهاند. البته تصور میرود کمک بهائیها از طریق آقای غفوری نماینده سیاسی اسرائیل در ایران و [به] وسیله حبیب القانیان که تماس مستقیم با حبیب ثابت که قبلاً یهودی و اهل کاشان بوده است انجام گردیده؛ زیرا از قرار معلوم سرمایه محفل و وجوه جمعآوری شده بهائیان ماهیانه به نام خیرالله در صندوقی نزد حبیب ثابت میباشد و… .»[۵] [11]
در گزارش شهربانی آذربایجان شرقی به ساواک در تاریخ ۲۸/۱۰/۱۳۴۸ چنین آمده است:
«… چند تن از فرقه بهائی در کشور اسرائیل سکونت داشته و چند نفر نیز از جمله شخصی به نام روحالله مشتاق، اهل قریه «سیسان» در اطراف تبریز به آن کشور تردد داشته و کمکهایی که از طرف فرقه مذکور به کشور اسرائیل میگردد، توسط آنها انجام میگیرد… .»[۶] [12]
بسیاری از افراد صاحب نفوذ و سرمایهدار بهائی در عصر پهلوی کمکهای کلانی به محافل ملی یا بیتالعدل اعظم نمودهاند کمکهای «هویدا»، «هژبر یزدانی» در دفعات متعدد با مبالغ کلان چند صد میلیونی و بسیاری دیگر در اسناد و مدارک تاریخ ثبت شده است.
صبحي، منشی و کاتب وحی عبدالبهاء که بعدها به دین اسلام ایمان آورد به یک مورد از نحوه جمعآوری پول و فرستادن برای شوقی اشاره میکند:
«دیگر از کارهای اینها این بود که چند سال پیش به هر نیرنگی بود، یک جهود هبایی[۷] [13] را به نام «عزیز نویدی» در دادگاه ارتش آوردند، آنگاه برای زمینهای قلعهمرغی که در دست هواپیمایی بود، دادمند تراشیدند و نیرنگها به کار بردند تا بیست میلیون از کیسه ارتش بیرون کشیدند و به دست چندتن بهائی دادند که برای شوقی بفرستد.»[۸] [14]
ما فقط به چند نمونه طبق اسناد اشاره کردیم و مطمئناً کمکهایی که توسط سرمایهداران بهائی صورت گرفته بسیار بسیار بیشتر از آن چیزی است که در مدارک و اسناد ذکر شده است.
اکنون نیز کمکهای مالی به محافل بهائیان در ضیافتهای مختلف بهائیان بهصورت جمعآوری اعانه صورت میگیرد. این مطلب در خاطرات یکی از مستبصرین به این صورت آمده:
… قبل از پایان جلسه هم طبق معمول سنواتی، گلدان گدایی را به میان جمع آوردند…. [که] پس از جمآوری و یک جاشدن این پول با پولهای جمعآوری شده از شهرهای دیگر به دلار تبدیل شود و یک راست به عکا در اسرائیل فرستاده شود. و این ارسال کمکهای مالی هنوز هم ادامه دارد.
حمایت بهائیان از اقتصاد رژیم صهیونیستی
انواع دیگر حمایتهای مالی بهائیان از صهیونیستها، خرید کالاهای صهیونیستی، قاچاق کالاهای اسرائیلی به داخل کشورها، رونق دادن اقتصاد رژیم صهیونیستی و همکاری با یهودیان در چپاول کشورها میباشد که نمود بارز آن را در ایران عصر پهلوی شاهد هستیم.
امام خمینی (ره) نیز که حقایق این گروه از دید ایشان مخفی نبود، چهره آنها را این گونه افشا مینماید:
«تأسف بالاتر تسلط اسرائیل و عمّال اسرائیل [بهائیت] است. بر بسیاری از شئون حساس مملکت و قبضه نمودن اقتصادیات آن به کمک دولت و عمل دستگاه جبار.»[۹] [15]
طبق گزارش ساواک در ۲۸/۱۰/ ۱۳۷۸بهائیان به نفع دول استعماری فعالیت میکنند… ضمناً بهائیهایی که در آذربایجان و در سایر شهرستانها دارای تأسیسات و کارخانههایی هستند، از وسایل و آلات ساخت اسرائیل استفاده و با خرید آن به اقتصاد کشور مورد بحث به طور غیرمستقیم کمک مینمایند.
در یکی از اسناد ساواک مورخ ۱۸/۲/۱۳۵۰ آمده که در یکی از جلسات بهائیان شیراز آقای لقمانی بعد از ایراد سخنانی گفت:
«آقایان بهائیان بهتر است، بیشتر مطالعه نمایند و از روی حقیقت قضاوت کنند که امروز آزادی بیشتری دارند یعنی چه؟ در زمان قدیم احبا (پیروان فرقه ضاله بهائیت) نمیتوانستند بگویند ما بهائی هستیم، اکنون از آمریکا و لندن صريحاً دستور داریم در این مملکت مد لباس و بیحجابی را رونق دهیم… .
در ایران و کشورهای مسلمان دیگر هر چه میتوانید با پیروی از مد و تبلیغات ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین (ع) فاتح دنیا بوده و علی (ع) غالب دنیا. البته بهائیان هم تصدیق دارند ولی نه برای قرن اتم، اتمی که به دست بهائیان درست میشود. اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته میشود، این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین میروند و دنیای حضرت بهاءالله رونق میگیرد!»[۱۰] [16]
همچنین در گزارش ساواک از جلسه بهائیان شیراز به تاریخ ۱۹/۵/۱۳۵۰ آمده است که جلسهای با حضور دوازده نفر از بهائیان شیراز در منزل آقای هوشمند تشکیل شد و درباره وضع اقتصادی بهائیان در ایران صحبت کردند.
فرهنگی یکی از افراد حاضر اظهار داشت:
«بهائیان در کشورهای اسلامی پیروز هستند و میتوانند امتیاز هر چیزی را که میخواهند بگیرند. تمام سرمایههای بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهائیان و کلیمیان میباشد. تمام آسمان خراشهای تهران، شیراز و اصفهان مال بهائیان است. چرخ اقتصاد این مملکت به دست بهائیان و کلیمیان میچرخد… .»[۱۱] [17]
بدین سان، اتحاد بین بهائیان و صهیونیسم در زمینه اقتصادی و چپاول ملت ایران صورت گرفت. هر یک از افراد بهائی که به مقامی میرسید زمینه نفوذ افراد دیگر را در مقامات مهم فراهم میکرد و بعد با نفوذ در کلیه ارکان دولت و همکاری سرمایهگذاران صهیونیستی ایران را به یک بازار مصرف کالاهای اسرائیلی تبدیل میکردند و اقتصاد کشور را بیش از پیش وابسته به صهیونیسم مینمودند.
برای مثال حبیب ثابت، بیش از ۹۹ درصد از اجناسی که شرکتهای متعلق به او به ایران وارد میکردند؛ از پیسی کولا تا تلویزیون (RCA) و کارخانجات لاستیک جنرال و انواع گوناگون لوازم آرایشی، همگی ساخت آمریکا و متعلق به کارتلها و تراستهایی بودند که سهام آنها متعلق به یهودیان صهیونیست بود.
بازار آزاد پول و ارز کشور را صهیونیستها و بهائیان در کنترل خود داشتند و نظام بانکی کشور نیز دربست در اختیار آنها بود. کارشناسان یهودی در رأس دستگاه پهلوی و مراکز حساس تصمیمگیری و ادارات و سازمانهای مهم مستقر شدند.
امام خمینی (ره) شجاعانه در مقابل اعمال صهیونیستها در ایران میایستادند و با هوشیاری دست آنها را رو میکردند. ایشان در نامهای که به نخستوزیر وقت (هویدا) مینویسند، نفوذ اقتصادی اسرائیل را هشدار میدهند:
«… با اسرائیل، دشمن اسلام و آوارهکننده بیش از یک میلیون مسلمان بیپناه پیمان برادری نبندید و عواطف مسلمین را جریحهدار نسازید. دست اسرائیل و عمال خائن بهائیت آن را به بازار مسلمین بیش از پیش باز نکنید. اقتصاد کشور را به خاطر اسرائیل و عمال آن به خطر نیندازید و فرهنگ را فدای هوس آنها نکنید.»[۱۲] [18]
هم اکنون نیز بهائیان در سراسر جهان با تمام توان در خدمت صهیونیسم هستند و علاوه بر جمعآوری و ارسال کمک مالی به حمایت از اقتصاد رژیم اشغالگر قدس میپردازند.
منبع: زینبسادات انوری، پیوند بهائیت و صهیونیسم، صص ۸۱- ۹۲
[۱] [19]. اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی، ص ۱۶۹
[۲] [20]. پویا شکیبا، بهائيت و اسرائیل؛ پیوند دیرین و فزاینده، ص۶۱۶
[۳] [21]. همایون کشتگر، ماهعسل رژیم پهلوی و بائیان، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، ش۵۰، ص ۴۶۰
[۴] [22]. جواد منصوری، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج۱، ص ۳۳۲
[۵] [23] . ثریا شهسواری، اسناد فعالیت بهائیان در دوره محمدرضاشاه، ص ۱۲۵
[۶] [24]. همان، ص ۱۴۹
[۷] [25]. پیروان شوقی که حرف او را بیچون و چرا پذیرفتند.
[۸] [26]. فضلالله مهتدی صبحی، خاطرات زندگی صبحی و تاریخ بابیگری و بهائیگر، ص ۴۳۱
[۹] [27]. امام خمینی (ره)، صحیفه، ج۱، ص۲۶۱
[۱۰] [28]. جواد منصوری، همان، ج۱، سند ۲/۸۷
[۱۱] [29]. فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، ص ۳۸۵
[۱۲] [30]. امام خمینی (ره)، همان، ج۲، صص ۱۲۶
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com [31]