فرقه بهائیت دارای اصول، تعالیم و مقرراتی است که بسیار شبیه اصول و تعالیم فراماسونری [1][۱] [2] است. این ویژگیها و اهداف مشترک این نظریه را تقویت میکند که بهائیت و ماسونی هر دو ساخته دست استعمار و ابزاری جهت اهداف صهیونیسم بینالملل میباشند.
برخی وجوه مشترک آنها عبارتاند:
- از اعتقاد به خدای ترکیبی
- آزادی رعیت از قيد احکام و اخلاق
- جهانوطنی
- تقدس اراضی، اعداد و علایم یهودی
- ضدیت با اسلام و مسیحیت
- ادعای عدم مداخله در امور سیاسی
- تساوی حقوق زن و مرد
- وحدت زبان، ادیان و…..
به جهت همین وجوه مشترک است که بسیاری از بهائیان در لژهای ماسونی فعال بوده و در قالب سازمان فراماسونری به اجرای طرحهای مخفی یهود مشغولاند.
در اینجا در صدد بیان ردّ و نقد این اصول نیستیم بلکه فقط به ذکر چند نمونه بهطور مختصر اکتفا میکنیم.
آنچه در ادامه می خوانید
تشکیلات بیتالعدل بهائیت
بیتالعدل [9] اعظم سازمان اداری تشکیلات اداره کننده بهائیت است که حق تشریع احکام و اداره امور بهائیان در سراسر دنیا را بر عهده دارد و در شهر حیفای اسرائیل مستقر میباشد. این سازمان اداری و تشکیلات آن شباهت زیادی با سازمان و تشکیلات آیین مسیحیت دارد و درجات روحانی آن هم شباهت بسیار نزدیکی به درجات «فراماسونری» و «اسماعیلیه» دارد.
«فن هامر» نویسنده کتاب تاریخ اسماعیلیه مینویسد: «مراتب دعا، رفقا و فدائیان در جمعيت اسماعيليه عيناً مراتب سه گانه در سازمان بنایان آزاد و مشتمل است بر اساتید بنایان و شاگردان این حرفه و جوانان مبتدی.»[۲] [10]
یوسف فضایی میگوید:
«سازمان اداری و تشکیلات مذهبی آیین بهاء، مانندگی سختی به سازمان و تشکیلات دین مسیح و درجات روحانی آن نیز شباهت بسیار نزدیکی به درجات روحانی مذهب اسماعیلیه دارد. همچنان که پاپ در رأس قرار دارد و درجات کشیشان پایینتر از پاپ و تشکیلات و کلیساهای شهرستانها به ترتیب اهمیت از بالا به پایین قرار دارند.
تشکیلات داعیان و مبلغان و محافل آیین بهاء نیز دارای چنان نظامی میباشند. درجات داعیان و وظایف هر کدام آنها در بهائیت نیز مانندگی به درجات اسماعیلیه دارد و هر کدام آنها تا حدی مجاز هستند، دعوت و تبلیغ کنند و باید درجات پایینتر از درجات بالاتر از خود فرمان برند… .
آرزوی بهائیان این است که روزی برسد که بیتالعدل اعظم آنها بر همه ملل و دول حکومت کند و ضامن اجرای زندگی مسالمتآمیز باشد و وحدت فرهنگ، سیاست، مذهب و زبان را جامه عمل پوشاند… .»[۳] [11]
با مقایسه این دو مطلب پیمیبریم که تشکیلات بهائیت به عنوان یک تشکیلات سیاسی همانند تشکیلات فراماسونری میباشد و اسلوب و روشهای اداره آن مثل جمعیتهای صهیونی میباشد که اسرار آن حتی برای پیروانشان مخفی است.
در حقیقت سازمان جهانی بهائیت همچون سازمان جهانی فراماسونری بر پایه تعالیم و سنتها و سمبلهای قوم یهود پایهگذاری شده و در سازماندهی و تشکیلات محلی، کشوری، منطقهای و جهانی از تشکیلات ماسونی تبعیت کرده است.
آرم در بهائیت و فراماسونری
علامت ستاره که از سمبلهای یهود و فراماسونها میباشد، در در نزد بهائیان و بابیان مقدس است. بهائیان ستاره داوود را اسم اعظم میدانند و برای تبرک به گردن و بازو میبندند.
همچنین علامت خاص بهائیان یک ستاره نه پر میباشد که از ترکیب سه مثلث تشکیل یافته و شباهت عجیبی به ستاره نه پر (Ars Brevis) موجود در نقاشیهای یک سبک کابالیستی به نام «لولیسم» دارد. همچنین علامت مخصوص درجه ۳۳ در فراماسونری که بالاترین درجه لژ میباشد، حاوی نماد ستاره نه پر است.
ترک هر نوع تعصب در بهائیت و فراماسونری
یکی از اصول دوازده گانه بهائیت ترک انواع تعصبات میباشد که منظور از آن ترک تعصبات اعم از نژادی، مذهبی، ملی، سیاسی و… است.
عباس افندی [12] کراراً در سخنرانیهایش در سفر آمریکا اعلام میکند که هر نوع تعصب دینی، سیاسی و حتی تعصب وطنی، هادم بنیان انسانی است و با وجود آن ممکن نیست عالم انسان ترقی نماید و لذا باید این تعصبات را ترک نمود.
این رهبر بهائی در وصف به اصطلاح کمالات پیروان بهاء میگوید :
«[آنها] تعصباتی ندارند، تعصب مذهبی ندارند، تعصب جنسی ندارند، تعصب وطنی ندارند، تعصب سیاسی ندارند، تعصب لسانی ندارند، از جمیع این تعصبات آزادند. روی زمین را یک وطن میدانند و جمیع بشر را یک ملت میدانند… لهذا آنان با جميع بشر مهرباناند…»
عبدالبهاء در جای دیگر در پاسخ به یکی از افراد میگوید: «ملکوت، مخصوص جمعیت خاصی نیست ممکن است که تو یک بهائی مسیحی باشی یا بهائی ماسونی یا بهائی یهودی یا بھائی مسلمان» و با این پاسخ بر ترک تعصب دینی تأکید می کند.
ماسونها نیز به نوعی تسامح و تساهل نسبت به ادیان داشته و فقط اعتقاد به خداوند در نظر آنها مهم است و پایبند هیچ مذهب خاصی نمیباشند.
همچنین بنابر عقیده آنها اشخاص در سیاست آزاد هستند و برای پذیرش اعضا در لژهای ماسونی اعتقاد آنها به سیاست آزاد را مورد توجه قرار میدهند و قید میکنند که تعصب جاهلانه ندارند.
نه تنها در مورد مذهب و سیاست بلکه در تمام امور تساهل و تسامح در فراماسونری وجود دارد و طبق این تفکر انسان باید در اعتقاداتش آسان گیر و اهل مسامحه باشد و از تعصب دوری گزیند.
وحدت ادیان در بهائیت و فراماسونری
یکی دیگر از اصول ،بهائیت وحدت ادیان است اما این شعار طبق قراین و گفتارهای بهائیان معنیاش جمع شدن ادیان و وحدت بین آنان نیست بلکه هدف آنها کنار گذاشتن و محو همه ادیان و اقامه یک دین جدید جایگزین ادیان سابق میباشد که آن دین واحد هم «بهائیت» است.
عبدالبهاء میگوید همه ادیان اساسش آسمانی است حتی مجوسی و به همین دلیل مسلمانان به مسیح و موسی اعتراف میکنند و نصاری هم به موسی اقرار میکنند. پس اتحاد و اتفاق بین آنها امری آسان است و میتوان با حفظ دین اصلی به بهائیت روی آورد.
ماسونهای یهودی نیز شعار وحدت ادیان سر میدهند و آنچه برای آنها است همان «ایمان» به وجود خداوند و مهندس اعظم «جهان است نه شکل و نوع دین يا مكتب.
وحدت زبان در بهائیت و فراماسونری
یکی از اصول بهائیت، انتخاب خط و زبان بینالمللی است.
عبدالبهاء میگوید: «تنوع زبانها از مهمترین اسباب اختلاف در بین ملتهای اروپاست و با اینکه همگی به ملت واحدی نسبت داده میشود ولی اختلاف زبانها از بزرگترین موانع اتحاد بین آنهاست… و اگر یک زبان واحد داشته باشند، متحد میگردند.»
و این زبان عمومی در نظر بهائیان «زبان انگلیسی» میباشد.
ماسونها هم قائل به یک زبان عمومی در بین زبانهای مختلف هستند و نکته جالب اینجاست که انگلیسی زبان رسمی ماسون هاست.
عدم مداخله در امور سیاسی در بهائیت و فراماسونها
یکی دیگر از اصول مورد قبول بهائیت عدم دخالت در سیاست و اطاعت از حکومت میباشد که در کتب بهائیان بسیار زیاد به آن اشاره شده است.
میرزا حسینعلی نوری در کتاب اقدس مینویسد: کسی حق اعتراض بر کسانی که بر مردم حکومت میکنند، ندارد آنان را با آنچه نزدشان است، رها کنید و به قلبها توجه کنید.»
«میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کس در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند و یا حرکتی نماید همین برهان کافی است که بهائی نیست و دلیل دیگر نمیخواهد».
عبدالبهاء میگوید: «امر روحانی را مناسبتی با امور سیاسیه نه و یاران باید در هر مملکتی که ساکن اند مطیع قوانین آن مملکت باشند و به قدر شق شقهای دخالت در امور سیاسیه ننمایند.»
فراماسونها در صحنه اجتماع به شدت بر سکولاریسم تأکید دارند و هر نوع دخالت دین در سیاست را مردود میشمارند. آنها حتی خود را از هر نوع جهتگیری سیاسی و یا فعالیت در این زمینه یکسره مبرا میدانند و مرام فراماسونری را مرامی كاملاً غیر سیاسی اعلام میکنند.
در ماده چهارم قانون فراماسونی: آمده طریقه فراماسونری ایدئالی، همه قانونها و آیینها و مقامات حاکمه موجوده را محترم میشمارد و از آلوده شدن به کشاکشهای سیاسی و حزبی اجتناب میورزد و همیشه به نفع کشورهایی که در آن اقامت دارد میکوشد.
علی رغم این ادعا، بررسی مختصر در تاریخ این دو فرقه نشان میدهد هر دو گروه اهداف و عملکردهای کاملاً سیاسی دارند و هر دو فعالیتهایشان در جهت حمایت از استعمار و صهیونیسم میباشد.
منبع: زینبسادات انوری، پیوند بهائیت و صهیونیسم، صص ۹۹- ۱۰۶
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com [13]
پینوشت:
[۱] [14] – فراماسونری نام لژها و انجمنهای مخفی است که در کشورهای مختلف توسط دولتهای غربی شکل گرفتند. اعضای این لژها در حوزههای مأموریت خود با فعالیتهای سری در جهت منافع آن دولتها و قدرتها گام برمیدارند. اکثر لژهایی که تا پیش از انقلاب در ایران فعال بودند، تحت فرمان سازمانهای فراماسونری انگلیس آمریکا و فرانسه کار میکردند. در ایران بیشتر نمایندگان مجالس شورای ملی، سنا، موسسان، وزیران و نخستوزیران، کارگزاران بخشهای دولتی و غیردولتی، دارندگان کارخانهها، سرمایهگذاران پرنفوذ و بنگاه داران مهم اقتصادی در این لژها عضو بودند و همه امور سیاسی و اقتصادی کشور را در دست داشتند. فراماسونها به هیچ یک از اصول اعتقادی و مذهبی در زندگی خویش پایبند نبودند.
[۲] [15]. اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج۱، ص۲۴۱
[۳] [16]. یوسف فضایی، تحقیق در تاریخ و فلسفه بابیگری، بهائیگری و کسرویگری، صص ۲۷۳- ۲۷۶