- بهائیت در ایران - https://bahaismiran.com -

مطالعات بهائیت نیاز به بازنگری و آسیب‌شناسی دارد

– به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، آئین رونمایی از کتاب «شیراز تا حیفا» با حضور اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری موعود عصر و حمیدرضا اسماعیلی، پژوهشگر تاریخ معاصر برگزار گردید که در ادامه صحبت های آقای دکتر حمید رضا اسماعیلی ارائه می گردد.

حمیدرضا اسماعیلی بیان کرد: بابیت موضوع دامنه‌داری است. ۱۸۰ سال از بابیت [1]و حدود ۱۵۰ سال هم از تحولات جریان بهائیت می‌گذرد. امروز مطالعات مربوط این پدیده پیچیده که دارای ابعاد مختلفی است، نیاز به بازنگری و آسیب‌شناسی دارد. شاید تصور بسیاری بر این باشد که بهائیت یک موضوع تاریخی مربوط به زمان قاجار و پهلوی بوده و امروز شناخت آن خیلی اهمیتی ندارد. یا مثلاً نهایتاً چند ده هزار نفر هستند که فرقه‌ای دارند و مشغول عقاید و مناسک فرقه‌ای خود هستند. بخشی از این باورهای اشتباه درباره بهائیت [2] ریشه در حوزه بهائی‌پژوهی دارد.

در این نشست، حمیدرضا اسماعیلی درباره موضوع و پرسش «نسبت طاهره قره‌العین با بهائیت» گفت: به رغم آنکه بهایی‌ها تلاش دارند به دلایل مختلفی وی را مصادره کنند، اما میان او و بهاییت (خوب یا بد) هیچ رابطه‌ای وجود ندارد. زیرا طاهره قره‌العین لااقل ده سال پیش از پیدایش بهاییت و ادعای حسینعلی نوری در این زمینه، به دلیل نقش‌آفرینی در ترور شهید ثالث (محمدتقی برغانی) و بعد از آنکه هم‌مسلکان طاهره قره‌العین، ناصرالدین شاه را ترور کردند، در سال ۱۲۶۸ قمری اعدام شده بود.

طاهره قره‌العین در خاندان فقاهت به دنیا آمده بود و در میان سران بابی در تراز بالایی بود و با ملاحسین بشرویه‌ای در دعوت از محمدشاه همراه بود. درحالی که در آن زمان برادران نوری از جمله حسینعلی نوری، که بعدها خود را بهاالله نامید، در شمار بزرگان بابی نبودند. مؤسسان ازلیه و بهاییت بعد از آنکه بزرگان درجه اول و دوم بابی در جنگ‌ها کشته شدند، یا توسط حکومت اعدام شدند و یا حتی به دست دیگر بابی‌ها ترور شدند، فرصت رهبری بقایای بابی را پیدا کردند.

اسماعیلی با بیان اینکه بابیت موضوع دامنه‌داری است، گفت: ۱۸۰ سال از بابیت و حدود ۱۵۰ سال هم از تحولات جریان بهائیت می‌گذرد. امروز مطالعات مربوط به این پدیده پیچیده که دارای ابعاد مختلفی است، نیاز به بازنگری و آسیب‌شناسی دارد. شاید تصور بسیاری بر این باشد که بهاییت یک موضوع تاریخی مربوط به زمان قاجار و پهلوی بوده و امروز شناخت آن خیلی اهمیتی ندارد. یا مثلاً نهایتاً چند ده هزار نفر هستند که فرقه‌ای دارند و مشغول عقاید و مناسک فرقه‌ای خود هستند. بخشی از این باورهای اشتباه درباره بهاییت ریشه در حوزه بهائی‌پژوهی دارد.

اسماعیلی در ادامه به چند خطای شناختی در این حوزه اشاره کرد و گفت: بهائیت بعد از انقلاب اسلامی به دلیل ضربه‌ای که خورد به طور بنیادی نابود شده است. همچنین بهائیت پدیده‌ای محلی، ایرانی، فرقه‌ای و آیینی مستقل از یهود است. جریان سکولار و لائیک بهایی، بهایی نیستند. بهائیت نه یک پدیده تاریخی مانده در اعصار قاجار و پهلوی و نه یک فرقه کوچک است. «سازمان سیاسی بهائیت»، سازمانی جهانی با حدود ۱۸۰ شعبه در کشورهای مختلف است که در اتصال به شبکه جهانی گلوبالیست‌ها، فعالیت‌های رو به گسترشی در تمام جهان دارد.

این پیوند از اواخر قرن ۱۹ تا امروز وجود داشته است. مسئله امروز جهان مسئله دولت آمریکا و دولت‌های غربی نیستند؛ مسئله گلوبالیست‌ها هستند که هم دولت‌های غربی و غرب‌گرا و نظام سرمایه‌داری را تأسیس کرده‌اند و هم موضوعاتی مانند فرقه‌ها را دربرمی‌گیرد. موضوع بهائیت موضوع زنده و در ارتباط با گلوبالیست‌ها است.

وی در ادامه گفت: دولت‌های غربی و سرمایه‌دار جدای از یهود بین‌الملل وجود ندارد. همان‌ها که بهائیت را ایجاد کردند، گلوبالیسم را به جلو می‌برند. لذا برای فهم این مسائل باید آسیب‌شناسی در حوزه بهائیت‌پژوهی را جدی گرفت. جالب است که روسا و رهبران قدیم و جدید بهائیت مانند پیتر خان و جواهری تاکید دارند که ما سازمان هستیم و از یک نظم اداری محکم برخورداریم، اما هنوز در ایران بیشتر واژه فرقه به آنها اطلاق می‌شود.

اگر با اطلاعات کامل هشتاد سال اخیر به نحوه توسعه بهائیت در بسیاری از کشورهای جهان نگاه کنیم که مطابق برنامه‌های چندین ساله سازمانی صورت گرفته در می‌یابیم که با یک سازمان بزرگ جهانی مواجهیم که در حدود ۱۸۰ کشور شعبه دارد و مرکز جهانی آن در شهر حیفا در فلسطین اشغالی (اسرائیل) است. حال که این جلسه به میمنت رونمایی از کتاب «از شیراز تا حیفا» برگزار شده، خوب است تا فتح بابی شود تا روندی که بهائیت از شیراز تا حیفا طی کرد را به صورت دقیق بازشناسی کنیم.

اسماعیلی بیان کرد: وقتی در مورد بهائیت صحبت می‌کنیم ضروری است تا درباره تاریخ آن هم صحبت کنیم، اما نه تنها درباره مسائل روز بهائیت کم سخن گفته شده، بلکه درباره تاریخ بهائیت هم آن‌گونه که مطابق مسئله‌ها و اپیستمه عصر حاضر باشد، هم صحبت نشده است. جامعه بشر و انسان در حال تحول است. امروز جامعه شبکه‌ای و اطلاعاتی شکل گرفته است و دنیا و افکار امروز با صد سال پیش بسیار فرق کرده است.

باید متناسب با جامعه امروز سخن گفت و تحقیق کرد نه انسان‌های صد سال پیش. سیر تحولات بالاست و پژوهش‌ها نمی‌تواند همان پژوهشی باشد که برای صد سال قبل بوده است. نظام معرفتی امروز بشر تغییر کرده است. اگر بازخوانی می‌کنیم باید بسیاری از کتاب‌های قدیم را معرفی کنیم، آن هم به شیوه‌ای که به کار امروز بیاید. در این زمینه کتاب‌های خوب فراوان است که تعدادی از آنها هنوز در حد نسخه خطی هستند و به نسخه چاپی نرسیده‌اند. نمونه آنها کتاب «لسان الصدق» نوشته سیدمحمد زنجانی، معروف به «سیدمجتهد» است که در ذیل تفسیر برخی آیات قرآن اشاره‌ای هم به ماجرای شورش زنجان داشته است.

وی در ادامه گفت: با بررسی همین متون معلوم می‌شود که مثلاً آیا علی‌محمد باب آن‌طور که برخی مدعی شده‌اند ادعای پیامبری کرد یا نه؟ زیرا آن‌گونه که من در این متون و منابع اولیه مطالعه کردم ادعای امام زمانی مشهود است اما اثر روشنی از ادعای پیامبری مشاهده نمی‌شود. لذا این پرسش مهم است که این ادعا از کجا آمده است؟ چرا در جامعه بهائی‌پژوهی این ادعا تکرار شده است که مراحل ادعای علی محمد شیرازی ابتدا بابیت بوده، سپس امام زمانی و در نهایت پیامبری؟ از سوی دیگر این ادعا را در متون مأموران غربی چون آلفونس نیکلا معلم مدرسه آلیانس اسرائیل می‌بینیم.

لذا ما در جریان تاریخ قدیم باید خیلی کار کنیم. باید مشخص کنیم که بسیاری از کتاب‌ها در چه دوره‌ای نوشته شده است و بر این اساس، باید کتاب‌های جدید بنویسیم. کتاب‌هایی که مسئله امروز جامعه را شرح می‌دهد و بر اساس آن تاریخ گذشته را نیز می‌گوید.

وی بیان کرد: اگر این چنین سراغ تاریخ برویم معلوم می‌شود که آیا باید از ترور ناصرالدین شاه به عنوان یک حادثه خوب تاریخی یاد کرد یا برعکس؟ در مرگ ناصرالدین شاه عده‌ای خوشحالی می‌کنند و می‌گویند شاگرد سیدجمال‌الدین، میرزا رضای کرمانی شاه ظالم را ترور کرد! آنها نقش بابی‌ها و دولت عثمانی و مأموران انگلیس را در ترور تنها شاه شیعه درنظر نمی‌گیرند. این گروه با محوریت سیدجمال جلساتی در استانبول تشکیل می‌دهند و تصمیم می‌گیرند شاه شیعه کشور را ترور کنند؛ شاهی که در برابر بابی‌ها و بهایی‌ها ایستاده بود و پس از ترور وی زمینه برای رشد و نفوذ آنها فراهم شد.

لذا وقتی مسئله را بشناسیم مواجهه ما با تاریخ فرق می‌کند. یک عده اساس نظام پادشاهی در طول چند هزار سال گذشته را زیر سوال می‌برند و بدین‌وسیله از چنین اقداماتی استقبال می‌کنند. مگر تا پیش از دنیای جدید، در تجربه بشری به جز نظام سیاسی مونارشیم و پادشاهی حکومت و نظام سیاسی دیگری سراغ داشت؟! یهود و گلوبالیست‌ها همین را می‌خواهند که ما تاریخ خود را به کناری بگذاریم. وقتی ملتی تاریخ خود را به کنار بگذارد، بی‌هویت می‌شود.

اسماعیلی در پایان درباره اینکه چگونه باید امروز به بهاییت پرداخت، به یک مثال از روزها و ماه‌های اخیر اشاره کرد و گفت: در ماه‌های گذشته که اسرائیل به صورت عجیبی به نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت به معنای واقعی آن دست می‌زند، جنبش‌های دانشجویی در جهان و از جمله در کانادا، آمریکا و اروپا خیزشی را علیه اسرائیل با تحصن و اطلاع‌رسانی آغاز کرده‌اند.

نکته طنز تلخ تاریخ اینجاست که صد نهاد به اصطلاح حقوق بشری که بهائیان هم در میان آنها هستند در بیانیه مشترکی نسبت به پدیده «یهودستیری» در محیط‌های دانشگاهی غرب هشدار داده‌اند!

مسئله امروز بشریت که بهائیت نیز با آن در پیوند است همینجا و همین‌هاست. امروز، باید از بهائیت امروز و در اتصال با شبکه جهانی – صهیونیستی گلوبالیست‌ها و آثار منفی آن برای بشریت امروز و فردا سخن گفت. پرداختن به تاریخ بهائیت هم باید در ذیل همین‌ها باشد.

منبع:

https://ketab.ir/News/30564