مقدمه
در جامعه بهائی که برخلاف جوامع دینی الهی، جامعهای بسته، سازمانی و تشکیلاتی است. افراد از آزادی اندیشه و عمل کمتری برخوردارند و باید طبق برنامه و نظارت تشکیلات عمل نمایند. از ابتدای تأسیس بهائیت، تاکنون به منظور شناسایی افراد ناراضی و یا عوامل منتقد عملکرد اعضاء از طریق نهادهایی چون ایادیان امرالله، شوالیههای بهاءالله [1] (در کشورهای غربی) و… کمیته (هیئت) صیانت کنترل میشود.
این نهادها با هدف رصد عملکرد بهائیان و جلوگیری از هرگونه تخطی و نقض چارچوبها بر جنبههای مختلف زندگی آنان از امور شخصی تا تعاملات اجتماعی نظارت میکنند.
بدیهی است افرادی که از ابتدا تاکنون در این مناصب در خدمت ریاست امر بهائی بودهاند، اشخاصی خدوم و وفادار به ریاست گروه، بسیار مخالف و متنفر از منتقدین بهائی و دارای ویژگی پردهپوشی، کتمان و پنهان کاری در همه حوادث و رویدادها و مواجهه با منتقدین هستند.
این نهادها در دوران مختلف بهائیت با اسامی مختلفی حضور فعال داشتهاند، مانند: هیئتهای مشاورین قارهای، هیئتهای معاونت، مساعدين، لجنههای عهد و میثاق، لجنههای صیانت که به اقدامات رصد و جاسوسی در جوامع بهائی مشغولند.
گزارشهای این نهادها در سرنوشت بهائیان موثر است و نوعاً باعث تذكر، تنبيه و یا طرد و اخراج فرد از جامعه و انجام اقدامات ایذایی علیه آنان میشود. بنابراین، آن دسته از بهائیان که وارد امور حزبی و سیاسی شوند، طبق ترتیبات و احکام بهائی ازدواج نکنند، نسبت به عملکرد رهبری بهائی انتقاد نمایند و… همواره زیر ذرهبین نهاد صیانت بوده و در معرض خطر تنبیه و مجازات هستند.
در دوران زندگی بهاءالله و عبدالبهاء با وجود تنفر و انزجار و دشمنی شدیدی که بهائیان نسبت به روحانیت شیعه و روحانیون جهان اسلام به طور عام داشتند، به منظور ناشناس ماندن تشکیلات امنیتی – صیانتی بهائی آنها معمولاً مثل خود بهاء و عباس افندی از پوشش روحانیون اسلامی استفاده میکردند و برای نام هم از پیشوند آخوند یا ملا استفاده میکردند تا نامشان کمتر جلب توجه کند و راحت تر به مأموریتهای اطلاعاتی – امنیتی خود بپردازند.
تشکیلات امنیتی – صیانتی بهائی با علم و آگاهی نسبت به حساسیت و مخالفت مقامات کشوری و حاکمیتی در ایران و کشورهای عربی درباره فعالیت تبلیغی و تشکیلاتی بهائیان مخفیانه و مزورانه به فعالیت خود ادامه میدادند.
با نگاهی دقیقتر به نهاد صیانت و امنیت در تشکیلات بهائی در مییابیم روسای جامعه بهائی که از زمان شوقی افندی به فکر گسترش تشکیلات آهنین افتادند، گرچه به ظاهر ادعا داشتند که در بهائیت طبقه روحانی ندارند، ولی عملا و در موارد زیادی به طور پنهانی اقدام به تشکیل طبقه جدید حقوق بگیر یا پول توجیبی بگیر صیانتی – امنیتی کردند که وظیفه اصلیاش تملقگویی و چاپلوسی و ستایش مقامات بهائی شناسایی و طرد منتقدین بهائی و تخریب شخصیت منتقدین غیر بهائی است.
این موسسات انتصابی ابتدا با عنوان ایادیان امر الله و در ادامه با نام هیئت مشاورین قارهای و در زیرمجموعه آنها، «هیئت معاونت» و «مساعدین» در دو شاخه تبلیغ و صیانت فعالیت دارند.
نحوه عملکرد سری این موسسات هدفگذاری و راهبری آنان توسط مرکز جهانی بهائی مستقر در حیفا و نحوه تأمین مالی هزینههای نسبتاً قابل توجه این موسسات همواره برای دولتها و موسسات اطلاعاتی در ایران، کشورهای عربی -اسلامی و کشورهای آمریکای لاتین سؤال برانگیز است.
در این مقاله ابتدا معرفی کامل عباس از زبان دختر او آورده شده است، سپس بخش صیانت در تشکیلات بهائی و وظایف آن و لزوم اطاعت از آن برای بهائیان توضیح داده شده است.
آنچه در ادامه می خوانید
بیوگرافی کامل عباس رضا (۱۹۱۱-۱۹۸۰) از زبان دخترش
پدرم از جوانی خدمت به بهائیت را هدف اصلی خود قرار داد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه، خدمات بهائی خود را به عنوان عضوی از لجنه (کمیته جوانان( بغداد آغاز کرد. او به فراگیری زبانهای فارسی، انگلیسی و آلمانی پرداخت و در این زبانها پیشرفت نمود.
او مستمراً با شوقی افندی مکاتبه داشت. در جوانی به عضویت محفل محلی بغداد درآمد و سپس به عضویت محفل ملی عراق انتخاب شد.
در سال ۱۹۵۳ در آغاز نقشه تبلیغی – تشکیلاتی جهاد کبیر ده ساله، او به عنوان مهاجر در جزایر سیشل در اقیانوس هند مقیم شد و به همین دلیل توسط شوقی افندی به عنوان شوالیه بهاءالله معرفی شد.
او تقریباً سه ماه در آنجا ماند، ولی بهدلیل ناتوانی در دریافت اجازه اقامت به عراق بازگشت!
در عراق او با استواری به بهائیت خدمت کرد. به دستور گاردین عزیز (شوقی افندی [4]) به چندین مأموریت به کشورهای عربی همسایه، به ویژه لبنان که چندین بار به آنجا سفر کرد، اعزام شد. او نماینده محفل ملی عراق در تعدادی کنفرانس بین قارهای بهائی بود.
همچنین در چند کنفرانس غیر سیاسی که توسط سازمان ملل برگزار شد، نمایندگی تشکیلات بهائی را به عهده داشت. او در جامعه بهائی فردی صبور و نمونه بود و از بهائیت دفاع میکرد و در میان دوستانش تبلیغ میکرد.
در سال ۱۹۵۷ او به عنوان هیئت معاونت برای حفاظت و صیانت از آیین بهائی منصوب شد. در چند مورد اهداف تبلیغی و صیانتی بهائی او را به هند و پاکستان برد. در سال ۱۹۶۶ مدتی را در ایران گذراند و به آقای محمدحسین روحانی در مأموریت حساس انتقال جسد میرزا بزرگ (پدر بهاء الله)، به قبرستان بهائیان کمک کرد.
وی همچنین به دستور شوقی افندی وظایف مختلفی را در رابطه با اماکن تاریخی بهائیان در بغداد انجام داد. او همزمان با اشتغال در عصبه انتصابی صیانت نزدیک بیست سال به عنوان دبیرکل (منشی) محفل ملی عراق فعالیت کرد.
پس از بازگشت از تهران در سال ۱۳۲۶، به علت ممنوعیت سفر فعالین بهائی به خارج از عراق، در بغداد ماند. او یکی از بهائیانی است که در آذرماه ۱۳۵۲ دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. او در امر بهائی چنان سخت و استوار بود که مسئولان زندان پدرم را با دقت زیر نظر داشتند.
گاهی او را تهدید و سعی کردند، او را متقاعد کنند که دست از فعالیت تبلیغی بردارد، اما فایدهای نداشت؟ راه پدرم این بود که در خدمت به بهاءالله ثابت قدم باشد و نسبت به بیتالعدل اطاعت و وفاداری کند. چند ماه پس از خروج از زندان به تدریج بنيه او ضعیف شد و در ۵ ژوئن ۱۹۸ روحش به ملکوت ابهی صعود کرد و از دنیا رفت.
آرزوی پدرم در سالهای آخر عمر این بود که کتابی درباره آیین بهائی بنویسد. مطمئنم که فقط زندانی شدن او را از انجام نیتش بازداشته است. بیت العدل با اطلاع از درگذشت پدرم در ۱۹۸۰ تلگرام زیر را برای ما ارسال کرد:
از مرگ کامل عباس، شوالیه بهاء الله بسیار اندوهگین شدیم، او مروج استوار بهائیت و مدافع توانای عهد و میثاق بود که خدمات متعدد او در زمینههای مهاجرت و تبلیغ به یادگار مانده است. دعاگوی او (هستیم).
شرح وظایف بخش صیانت در تشکیلات بهائی
کامل عباس در جهت ایفای وظایف تبلیغی و اطلاعاتی – صیانتی در جامعه بینالمللی بهائی بنا به خواست رهبری بهائیت، سفرهای مکرر و متعددی به کشورهای عربی (سوریه)، لبنان، اردن، کویت، عربستان، یمن و قطر و کشورهای هند و پاکستان و ایران داشت و به تنظیم گزارشهای صیانتی از کشورهای فوق و نیز اوضاع بحرانی عراق در دهه های ۱۹۶۰ و ۷۰ و ارسال آنها برای شوقی افندی هیئت ایادیان مقیم حیفا و سپس بیتالعدل جهانی مبادرت میکرد.
در ادامه ابتدا نگاهی به شرح وظایف کارکنان بخش صیانت در سازمان و تشکیلات بهائی میاندازیم و سپس گزارشهای تهیه شده توسط کامل عباس به رؤسای بهائی را مرور خواهیم کرد.
منتخبی از بیانات ولی امر الله و دستخطهای بیتالعدل در مورد لزوم اطاعت از تشکیلات و صیانت – هر چند تزیید معلومات احبا درباره عهد و میثاق و افزایش محبت و وفاداری ایشان نسبت به آن اهمیت اساسی دارد، اما وظایف اعضای هیئت معاونت شاخه صیانت منحصر به این نیست.
اعضای هیئت معاونت باید پیوسته هشیار باشند و اعمال کسانی را که تحت تأثیر نفس اماره میکوشند تا در اذهان احبا (بهائیان) ایجاد شک و شبهه نموده به تضعیف امر مبارک بپردازند، زیر نظر داشته باشند.
به طور کلی هر وقت احبا از وجود چنین مشکلی آگاه شوند، باید فوراً مسئله را به مؤسسات امری اعم از مشاورین یا عضو هیئت معاونت محفل ملی یا محفل محلی گزارش دهند.
سپس وظیفه آن مؤسسه خواهد بود که اطلاعات واصله در مجرای صحیح قرار گیرد و تمام مؤسسات ذي صلاح دیگر فورا در جریان قرار گیرند. غالباً این مسئولیت به یک عضو هیئت معاونت محول میشود تا با هماهنگی با محفل مربوطه اقدامی در رابطه با موقعیت موجود به عمل آورد.
این اقدام شامل این نکات است: پند و اندرز به فرد مورد بحث در صورت لزوم اخطار دادن به او راجع به عواقب اعمالش، جلب توجه مشاورین به وخامت اوضاع که ممکن است، مستلزم مداخله ایشان باشد. بالطبع عضو هیئت معاونت باید هر کوششی را به کار برد تا توطئه ها را خنثی کند و از گسترش نفوذ نفوس معدودی که با وجود مساعی مبذوله مالاً عهد و میثاق را نقض میکنند، جلوگیری نماید.
ممکن است، احبا اهمیت لزوم صیانت امر بهائی در مقابل هجوم دشمنان را به خصوص در نقاطی که حملات به ندرت رخ داده است، به خوبی درک نکنند اما تردیدی نیست که این قبیل مخالفتها افزایش خواهد یافت، هماهنگ خواهد شد و نهایتاً عمومیت پیدا خواهد کرد.
آثار مبارکه نه تنها شدت توطئههای اعدای داخلی را به وضوح پیشبینی میکند، بلکه ازدیاد عداوت و مخالفت دشمنان خارجی اعم از مذهبی و غیرمذهبی را نیز در حینی که امر مبارک به سوی فتح و ظفر نهایی خود پیش میرود، خبر میدهد.
لذا با توجه به انذارات شوقی افندی اعضای هیئت معاونت مسئول صیانت باید پیوسته مراقب کسانی که دشمنان امر بهائی شناخته شده و یا از جامعه اخراج شدهاند، باشند.
محتاطانه درباره آنها تحقیق کنند با هوشمندی احباء الهی را از مخالفتهای قطعی آینده با خبر سازند…» (صیانت امر الله منتخباتی از ترجمهای از سند «مؤسسه مشاورین» صادره از بیت العدل، ژانویه ۲۰۰۱ )
بنابراین بر اساس عملکرد شوقی افندی و راهبرد تعیین شده در پیام بیت العدل، به هنگام اعلام تأسیس هیئتهای مشاورین قارهای از جمله وظایف اعضای بخش صیانت هیئتهای معاونت عبارت است از:
– تهیه پرونده برای تمام افراد بهائی که به دلیل عدم اطاعت از تشکیلات بهائی طرد شدهاند.
– تهیه پرونده برای تمام افراد بهائی که به دلیل اعمال خلاف تشکیلات، طرد اداری شدهاند.
– تهیه پرونده ویژه برای تمام افراد بهائی که به خاطر نافرمانی و فقدان وفاداری تحت نظر هستند.
– مراقبت و تحت نظر گرفتن افراد طرد شده در محل اقامت آنان حتی در صورت تغییر محل.
– تنظیم فهرست اقداماتی که باید از سوی بخش صیانت هیئت معاونت برای تقویت روحیه جامعه امری (بهائی) و جلوگیری و پیشگیری از اشاعه عدم وفاداری در میان بهائیان صورت گیرد.
در دستورالعمل بیتالعدل به هیئتهای مشاورین و محافل ملی بهائی بر ضرورت دریافت اطلاعات از محافل محلی و افراد بهائی تأکید شده است:
«هر چند هر یک از اعضاء هیئت معاونت میتواند و باید از محافل و لجنات ملی اطلاعات دریافت نمایند منبع اصلی اطلاعات ایشان در خصوص جامعه باید تماس مستقیم با محافل محلی و جمعیتها و افراد جامعه بهائی باشد.»
همچنین بهائیان تشویق میشوند، در صورت مشاهده تخلفات دیگر اعضای بهائی آن را به کمیته صیانت یا سایر نهادهای تشکیلاتی گزارش دهند. به طور کلی هر وقت احبا از وجود چنین مشکلی آگاه شوند، باید فوراً مسئله را به هر مؤسسه امری که مایلند اعم از مشاورین یا هیئت معاونت محفل روحانی ملی یا محفل محلی گزارش دهند.
در پیام هیئت ایادیان امر الله مقیم حیفا به هیئتهای مشاورین نیز تأکید شده هرگاه یکی از احباء از موضوعی مطلع شود که مرتبط با صیانت امر الله است، باید فوراً آن را به مؤسسه بهائی مربوطه گزارش دهد.
این روند تجسس داخلی میتواند فضای ترس و عدم اعتماد میان اعضا ایجاد کند؛ زیرا هرگونه انتقاد میتواند توسط دیگران گزارش شود و به عواقب جدی مانند توبیخ یا طرد از جامعه منجر گردد.
این سیستم کنترل شدیدی بر رفتارهای فردی و گروهی اعمال میکند و در عين حال، باعث میشود، اعضا دائماً در ترس از نظارت دیگران و پیامدهای احتمالی قرار گیرند که به نوبه خود باعث تقویت قدرت تشکیلات و جلوگیری از هرگونه انتقاد سازنده میشود.
یکی از وظایف لجنه صیانت بهائی، ممانعت و جلوگیری از ارتباط بهائیان با منتقدین یا مطالعه آثار آنان است. این رویه بر روابط اجتماعی و دسترسی احباء به منابع آزاد اطلاعاتی تأثیر نامطلوب میگذارد، بهائیان از مطالعه کتب و مطالبی که به نقد آیین بهائی پرداخته منع شدهاند.
این محدودیت دسترسی به آثار با دیدگاههای متفاوت در جهت ایجاد تفکر یکسان قرون وسطايي جوامع بهائی و جلوگیری از تحری حقیقت درباره آموزههای این آیین عمل میکند.
این سیاست به تشکیلات کمک میکند تا بهائیان را از مواجهه با اطلاعات انتقادی کنار نگه دارد. بهائیان از برقراری ارتباط با منتقدین بیرونی این آیین و نیز بهائیان منتقد و معترض (ناقضين) منع شدهاند.
این رفتار کنترلی از ابتدای تأسیس بهائیت وجود داشته است. بهاء الله بر لزوم دوری از منتقدین خود تأکید داشت و برخلاف شعار تبلیغاتی وحدت عالم انسانی، آنان را نفوس خبیثه میدانست یا در جای دیگری معاشرت با ازلیان و منتقدین خود را ممنوع و آنها را به سم کشنده مار تشبیه شده است!
شوقی افندی نیز همواره تأکید داشت، معاشرت و هرگونه سلام و کلام با منتقدین و مطرودین به هیچ وجه من الوجوه جائز نیست.
در صورتی که فردی از این قانون تخطی کند، با مجازاتهایی مانند طرد از جامعه بهائی مواجه میشود که این مجازات به معنای قطع ارتباط کامل با جامعه بهائی و حتی با خانواده و دوستان نزدیک بهائی است. این قطع ارتباط اجباری، فشار روانی زیادی بر اعضاء اعمال میکند و از طریق تهدید به طرد، آنان را از برقراری هرگونه ارتباط با منتقدان یا مخالفان دور نگه میدارد.