کد خبر:17904
پ
حمایت هژبر یزدانی سرمایه دار مورد حکومت پهلوی از بهائیان
بهائیت در ایران:

حمایت هژبر یزدانی سرمایه‌دار حکومت پهلوی از بهائیان

حمایت‌های گسترده تشکیلات بهائیت از هژبر یزدانی در مسیر فعالیت‌های اقتصادی و کسب ثروتی عظیم باعث شد، او کمک‌های زیاد و متعددی به مناسبت‌های گوناگون به تشکیلات مرکزی بهائیت در ایران و بیت‌العدل در اسرائیل کند. وی بارها به‌همین منظور مورد تقدیر و تشکر آن‌ها قرار گرفت. برای نمونه در آبان ۱۳۵۴، هژبر ۶ میلیون […]

حمایت‌های گسترده تشکیلات بهائیت از هژبر یزدانی در مسیر فعالیت‌های اقتصادی و کسب ثروتی عظیم باعث شد، او کمک‌های زیاد و متعددی به مناسبت‌های گوناگون به تشکیلات مرکزی بهائیت در ایران و بیت‌العدل در اسرائیل کند. وی بارها به‌همین منظور مورد تقدیر و تشکر آن‌ها قرار گرفت.

برای نمونه در آبان ۱۳۵۴، هژبر ۶ میلیون دلار به تشکیلات جهانی بهائیت کمک کرد. کمک‌های یزدانی برای بورا کاولین نماینده بیت‌العدل اعظم به قدری هیجان‌انگیز بود که درباره ملاقات با وی می‌گوید:

«حال درباره تبرّع آقای هژبر یزدانی که مورد بحث است، صحبت می‌کنم. در روز دوم ورود من هژبر به شرکت نونهالان آمد، برای ملاقات من. به ایشان گفتم که احبای ایران باید ۷ میلیون دلار دیگر تأمین کنند؛ علاوه بر کمک به مشرق الاذکار هند و تعمیر بیت عبدالله پاشا که درباره آن در جلسات سخن گفتم.

در همین جلسه وی دو میلیون دلار کمک کرد، برای خانه عبدالله پاشا و برای مشرق الاذکار هند که تفکیک آن با بيت‌العدل اعظم خواهد بود. خواهش کردم که درباره این تبرع با کسی سخن نگوید.

با مشورت محفل طهران جلسه‌ای غیر رسمی در منزل آقای هژبر یزدانی ترتیب یافت که بهترین جلسه‌ای بود که ما داشتیم؛ چه از لحاظ روحیه جلسه و چه نتایج. حدود ۴۰ نفر آنجا حاضر بودند که عده‌ای از سنگسری‌ها بودند. ۲۳۰۰۰ دلار در آن جلسه تبرع شد.

آقای هژبر یزدانی گفت، حاضر است بقیه ۷ میلیون دلار را تأمین کند.

به او گفتم که بهتر است این کار را نکند؛ چون عده‌ای از احبا مشتاق کمک هستند و باید به آنها فرصت داد. دو میلیون دلار در نتیجه وی تبرع نمود. قبلاً دو میلیون دلار تبرع برای همین منظور کرده بود که جمعاً ۶ میلیون دلار می‌شود…

کارخانه‌های چهارگانه [در] دست تأسیس خود را به ایشان نشان داده‌اند که ۱۵۰ میلیون دلار هزینه برداشته است. آقای هژبر یزدانی آمادگی خود را برای استخدام تعدادی کارمند و کارگر بهائی در آنجا بیان کرد.

آقای هژبر یزدانی فکر می‌کند که حاضر به فدا کردن جان خود در راه امر الله [بهائیت] است و آماده همه نوع خدمت برای امر مبارک هست. محرک او در اعمالش محبت الهی است ولو به علت کمبود تحصیلات گاه اعمال او درست نیست.

به نظر من شایستگی محبت شما و اعطای فرصت خدمت را دارد. به او گفتم گرچه قدرت و نفوذ بسیار دارد، ولی در کاربرد آن قدرت و نفوذ باید رعایت اعتدال و حکمت را نماید و در ارتباط با علمای اسلام محتاط باشد. او اظهار اطاعت نمود.

او گفت برای دو سال هزینه ۲۰۰ مربی بهائی را در هندوستان حاضر است، تبرع کند با آنکه فعلاً برای احداث کارخانه‌های خود مشکلاتی مالی دارد.»

در سال ۱۳۵۷ محفل ملی بهائیان ایران از هژبر به خاطر کمک ۲ میلیون تومانی به تشکیلات بهائیت تشکر و سپاسگزاری می‌کند.

همان‌طور که گفته شد، کمک‌های مالی هژبر به محافل بهائی به قدری زیاد بود که بارها مورد تقدیر و تشکر بیت‌العدل اعظم قرار گرفت و از وی برای زیارت از مراقد و مراکز فرقه بهائیت در اسرائیل فلسطین اشغالی دعوت شد.

همچنان که از او برای حضور در جلسات شور روحانی نیز دعوت به عمل می‌آمد. نکته قابل توجه اینکه هر چقدر عموم مردم و شیعیان کشور از نفوذ روز افزون هژبر خسته شده بودند، بهائیان از این مسئله خوشحال بودند.

ابراز خوشحالی محفل روحانی بهائیان شازند (اراک) از خرید کارخانه قند شازند توسط هژبر یزدانی از جمله نمونه‌های این واقعیت است.

درخواست محفل بهائیان تهران از هژبر یزدانی برای بازسازی حظيره القدس طهران در سال ۱۳۵۳ بیانگر اهمیت جایگاه هژبر در میان بهائیان است. پس فسادهای اقتصادی هژبر نباید ما را از جایگاه مذهبی او غافل کند.

او حتی در جاسوسی از بیت علمای تشیع نیز از هم‌قطاران خود پیش بود، امری که در راستای منافع بهائیان انجام می‌شد. وجود یک عنصر جاسوس در دفتر آیت‌الله یحیی نوری که برای منوچهر قائم مقامی از بهائی‌های شیراز جاسوسی می‌کرد و او نیز این گزارش را به هژبر یزدانی داد، از آن جمله است.

پایان هژبر

هژبر یزدانی در تابستان ۱۳۵۷ در دولت ارتشبد ازهاری به اتهام تصرف غیرقانونی اموال عمومی از جمله چهارصد هکتار زمین‌های دولتی در اردستان یزد، معاونت در ضرب به دسته‌جمعی منتهی به فوت جهانبخش انهاری و صدور چک بلامحل در بانک ملی شعبه حافظ بازداشت و در زندان قصر زندانی شد. (هژبر یزدانی به روایت اسناد ساواک، ص ۴۲۶) اما کدام گله‌دار می‌تواند بدون حمایت بی‌دریغ مقامات بلندپایه به چنین ثروت افسانه‌ای دست یابد؟

احسان نراقی (مشاور فرح) در تاریخ ۴/۶/۵۷ در خصوص هژبر می‌گوید:

« همه می‌دانند که چه کسی هژبر را بزرگ کرده، این نصیری و دیگران بودند، از کلمات قصار هژبر است که من یک پدر دارم به نام تیمسار ایادی [پزشک مخصوص شاه] و یک برادر دارم تیمسار نصیری [رئیس ساواک] و یک نوکر منصور روحانی»

هژبر یزدانی در غروب ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، در پی باز شدن درب زندان‌ها به همراه محرری رئیس وقت سازمان زندانها، از زندان قصر گریخت و پس از مدت‌ها آوارگی خود را به آمریکای لاتین رساند و در کاستاریکا به همراه سناتور علی رضایی، کلان سرمایه‌دار معروف و مالک کارخانه‌های نورد و لوله اهواز به کار دامپروری در سطح کلان مشغول شد.

اموالش بعد از انقلاب مصادره شد.

هژبر یزدانی تا زمان مرگ در شهر سن خوزه در کاستاریکا زندگی می‌کرد.

 

 

منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی،‌ صص ۲۹۵- ۲۹۷

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید