کد خبر:18997
پ
حقانیت پوشالی بابیت زیر سایه مظلوم‌نمایی در بیان ادوارد براون
بهائیت در ایران:

حقانیت پوشالی بابیت زیر سایه مظلوم‌نمایی در بیان ادوارد براون

ادوارد گرَنْویل‌ (۱۲۷۹-۱۳۴۴ق‌/۱۸۶۲- ۱۹۲۶م‌)، شرق شناس‌ انگلیسی‌، پسر صاحب و رییس یک کارخانه کشتی‌سازی در نیوکاسل در شمال انگلیس بود که برای شناخت ایران راهی ایران شد که از جمله کسانی است که در مورد بهائیت قلم فرسایی کرده است. ادوارد براون می‌کوشد از رهگذر بیان حکایات مظلومیت بابی‌ها و بزرگ‌نمایی آن‌ها دو هدف را دنبال کند؛ اول اینکه […]

ادوارد گرَنْویل‌ (۱۲۷۹-۱۳۴۴ق‌/۱۸۶۲- ۱۹۲۶م‌)، شرق شناس‌ انگلیسی‌، پسر صاحب و رییس یک کارخانه کشتی‌سازی در نیوکاسل در شمال انگلیس بود که برای شناخت ایران راهی ایران شد که از جمله کسانی است که در مورد بهائیت قلم فرسایی کرده است.

ادوارد براون می‌کوشد از رهگذر بیان حکایات مظلومیت بابی‌ها و بزرگ‌نمایی آن‌ها دو هدف را دنبال کند؛ اول اینکه مقاومت آن‌ها را دلیل بر حقانیت جلوه دهد و دوم بابی دیگر را برای نشان دادن خشونت مسلمانان بگشاید که همواره مورد توجه انگلستان بوده است.

براون می‌نویسد: «این اعدام‌ها کاملاً اشتباه بود و به‌جای وحشت و هراس در میان بابیان موجب تشجیع و تحریک آنها شد.»

وی باوجود آگاهی از اینکه باب یک عقیده را ابراز نکرده بلکه با ادعای دروغین و نوشتن کتابی به‌عنوان «بیان»، باعث تحریف در عقاید شیعه و شورشی مرگبار در زنجان، مازندران و قزوین شده که خود به کشته شدن هزاران نفر انجامیده است، سعی در ایجاد چهره‌ای معصوم برای سید علی‌محمد شیرازی دارد و با علم به اینکه او در مقابل علمای قزوین محاکمه و محکوم شده است و حتی نسبت به ادعای دروغین خود توبه کرده و بار دیگر دست به این ادعا زده است، از گفتن این مسائل طفره رفته و اعدام او را بدون محاکمه می‌داند.

براون در همان چند سطر با کتمان واقعیت، باب مظلوم را در برابر ناصرالدین شاه بی‌رحم چنان به تصویر می‌کشد که هر خواننده نامطلعی را دچار همدردی می‌کند او که چندین و چندبار موضوع شجاعت بابی‌ها و علاقه‌مندی‌اش را به آنها ابراز می‌کند و می‌نویسد:

«هرچه بیشتر درباره بابی‌ها کسب اطلاع می‌کردم، علاقه من به دیدار آنها بیشتر می‌شد. من هم مانند بعضی از ایرانی‌ها از شجاعت و استقامت آن‌ها در برابر انواع شکنجه‌های مخوف حیرت کرده بودم و فکر می‌نمودم که لابد این اشخاص چیزی را فهمیده‌اند که این گونه استقامت به خرج می‌دهند.»

بروان می‌دانست که داستان مقاومت دلیرانه و ثبات قدم اعدام‌شدگان بهترین تبلیغاتی است که با روشی ماهرانه برای اثبات حقانیت مذهب از طرف رهبران آن‌ها به کار گرفته می‌شد.

او حتی برای رویارویی شیعیان و بابی‌ها به ادبیاتی مشابه ادبیات عاشورا روی می‌آورد و با بیان داستانی دروغین از زبان فردی عامی سعی می‌کند تا مخاطبانش را تحت تأثیر قرار دهد:

«… قشون دولتی پس از کشتن ۷۵۰ نفر از مردان بابی، زنان و بچه‌ها را به اسارت گرفتند و آن‌ها را برهنه بر شتر استر و الاغ نشانید و همراه سرهای کشتگان که شوهر و برادر و پدر یا پسرشان بودند، به سمت شیراز حرکت داد.»

براون داستان‌های شجاعت و مقاومت بابیان را به گونه‌ای با طول و تفصیل بیان می‌کند که حتی می‌توان گفت او متأثر از اثر كنت دوگوبینو بوده است.

بررسی نوشته‌های سیاحان خارجی که به ایران سفر کرده‌اند نشان می‌دهد که قریب به اتفاق غریبانی که با مأموریت خاصی به ایران می‌آمدند به نوعی در نوشته‌هایشان دست به تحقیر ایرانیان زده‌اند که یکی از اهداف اصلی و مقاصد استعمار غرب در ایران بود. براون درباره ایرانیان این گونه می‌نویسد: «خدمتکاران ایرانی معمولاً به‌عنوان حریص‌ترین و طمع‌کارترین مردم توصیف شده‌اند و به نظر من نیز همین طور است.»

در جایی دیگر می‌نویسد: «میهمانان به حالت دو زانو گرد سفره می‌نشینند، اشخاص عالی رتبه و محترم در بالای سفره روبه‌روی در ورودی و نوازندگان و خوانندگان در پایین سفره جای می‌گیرند و همگی پس از نشستن بی درنگ به غذاها حمله‌ور می‌شوند.»

به طور کلی در تحلیل سفرنامه براون ممکن است، در وهله نخست این تصور پیش بیاید که براون ایرانیان را دوست می‌داشت اما تصویری که او از اولین ایرانیان اطرافش توصیف می‌کند، شبیه اولین حضور کریستوف کلمب در بین قبایل وحشی آمریکا است. او می نویسد:

«طولی نکشید که یک عده از ایرانی‌ها اطراف من را گرفتند و از اینکه من با هیکل اروپایی خود فارسی صحبت می‌کنم حیرت می‌کردند و بعضی از آن‌ها با انگشت‌های خود لباسم را لمس می‌کردند که ببینند چگونه است و از چه قماشی است؟ ازدحام به تدریج اسباب زحمت من شد و برای اینکه فرار کنم به یک دکان سلمانی رفتم و به سلمانی گفتم که سر و صورتم را اصلاح کند، اما جمعیت مقابل دکان جمع شده بود و بعضی از آن‌ها تا نزدیک خانه مرا مشایعت کردند.»

در جایی دیگر می‌نویسد: «شبی که باید روز بعد از آن از طرابوزان حرکت کنیم یک معدن‌شناس بلژیکی در مهمان‌خانه با ما آشنا شد. او از ایران می‌آمد و صحبت‌هایی که راجع به ایران می‌کرد، تولید دلسردی می‌نمود؛ از جمله می‌گفت من در بسیاری از ممالک گردش کرده‌ام و در هر ملت معایبی یافتم ولی ملتی وجود نداشت که در قبال معایب دارای محاسنی نباشد لیکن در ملت ایران هیچ صفت نیکویی وجود نداشت.

 

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید