کد خبر:19222
پ
نقد گفتمان الهیاتی تشکیلات بهائیت
بهائیت در ایران:

نقد گفتمان الهیاتی تشکیلات بهائیت

بهائیت پیوسته در تلاش است تا خویشتن را به‌عنوان یک گفتمان دینی در ردیف ادیان الهی معرفی نماید. این در حالی است که بهائیت هم در حوزه اعتقادات و هم در حوزه احکام و شرعیات تمایز آشکار و غیر قابل اغماضی با ادیان الهی به ویژه اسلام دارد. بزرگترین مشخصه ادیان الهی تأکید بر وجود […]

بهائیت پیوسته در تلاش است تا خویشتن را به‌عنوان یک گفتمان دینی در ردیف ادیان الهی معرفی نماید. این در حالی است که بهائیت هم در حوزه اعتقادات و هم در حوزه احکام و شرعیات تمایز آشکار و غیر قابل اغماضی با ادیان الهی به ویژه اسلام دارد.

بزرگترین مشخصه ادیان الهی تأکید بر وجود خدا، امکان شناخت و عبودیت او، نبوت و معاد است. این در حالی است که هر سه اصل فوق در گفتمان دینی بهائی دستخوش تغییرات جدی و وارونگی مفهومی شده است.

در حالی که ادیان الهی، به‌ویژه اسلام بر شناخت، کسب رضا، پرهیز از غضب خدا تأکید و در تعالیم خود به معرفی اوصاف جمال و جلال الهی پرداخته‌اند، در بهائیت بر عدم امکان شناخت خدا تأکید و در عوض توصیه به شناخت لقاء، کسب رضا و پرهیز از غضب مظهر امر یعنی بهاءالله می‌شود.

طرح نظریه «مظهر امر» و جایگزینی آن با آنچه اسلام و ادیان الهی به‌عنوان خدا توصیف می‌کنند، نبوت را نیز دستخوش تغییر معنایی می‌کند. برخلاف دیانت اسلام که در آن نبی بنده خدا و دریافت کننده وحی الهی است، در بهائیت مظهر امر در دو طرف رابطه ارسال وحی قرار می‌گیرد و شخصاً هم نازل‌کننده پیام است و هم دریافت کننده آن.

معاد، بهشت و جهنم و مفاهیم مرتبط دیگر که در ادیان الهی مورد گفتگو است، در تعالیم بهائی دستخوش تغییرات جدی واقع شده و همه در رابطه با مظهر امر معنا یافته‌اند. دست آخر، خاتمیت که از مفاهیم مهم در اعتقادات اسلامی است مورد انکار واقع می‌شود.

این‌ها همه به غیر از اختلافاتی است که احکام بهائی با شرعیات اسلامی دارد.

از دید بهائیان مظهر امر الهی، نقش نیابت و تجلی همه صفات و اسماء الهی اعم از فعلی و ذاتی را بر عهده دارد. صفات ذاتی شامل اوصافی چون احدیت، عدم نزاییدن و زائیده نشدن از غیر سرمدیت، ابدیت هستند.

بهاءالله و هوادارانش هیچ‌گاه پاسخ قانع‌کنندهای به این سؤال ندادند که چگونه فردی که ممکن الوجود و حادث بود، تاریخ تولد و زمان وفات مشخصی داشت و در طول زندگی خود دارای فرزندانی شد، می‌توانست مظهر صفات ذاتی باری باشد.

اینکه جنبه روحی او مظهر صفات ذاتی حق تعالی باشد و جنبه جسمانی او مانند سایر افراد بشر باشد، نیز مشکل را حل نمی‌کند؛ زیرا صرف حضور جنبه الهی در بدن یا همراهی با جسم و نفس انسانی باعث خروج ذات الهی از بساطت و آلودگی به شوائب امکانی است. این موضوع با اطلاق و بساطتی که بر طبق تعالیم علوم عقلی برای چنین حقیقت یگانه‌ای مدنظر است، تعارض دارد.

قرآن نهایت سیر معنوی انسان را معرفت الله و لقاء ذات حق می‌داند و هرگز وصول و عرفان به ولی یا مظهر امر را یا هر شخص دیگر را به عنوان نهایت سیر معنوی معرفی نکرده است، این در حالی است که در بهائیت تمام موارد بالا در رابطه با مظهر امر معنی می‌شود.

علاوه بر اینها این سؤال مطرح می‌شود که آیا مظهر امر خود توانایی لقاء و معرفت ذات الهی را دارد یا نه؟

اگر پاسخ مثبت است، معلوم می‌شود که برخلاف ادعای بهائیان مبنی بر لاحد ولارسم بودن ذات الهی، ذات الهی دارای حد و رسم و اسماء و صفات است و معرفت و وصول و لقاء الهی امری است ممکن

اگر پاسخ سؤال منفی باشد؛ جا دارد، پرسیده شود که مظهر امر که خود هیچ دسترسی به ذات الهی ندارد، چگونه نیابت ذات الهی در هستی وعده‌دار تجلی اسماء و صفات او خواهد بود و چگونه چیزی که خود فاقد آن است (لقاء الهى و….) را برای دیگران فراهم می‌سازد؟

نکته آخر اینکه، فنا و لقاء الهی در وجود مظهر امر محقق می‌شود، مستلزم این است که برای مظهر امر از آن جهت که مظهر امر است، وجود استقلالی قائل باشیم تا فنای موجودات که دارای اسم و رسم هستند، در آن تحقق گیرد و لازمه این نگاه شرک و ثنویت است.

 

منبع: حسین رهنمایی، جریان بهائیت، صص ۱۶۸- ۱۷۰

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید