کد خبر:19453
پ
Untitled-1.jpgق
بهائیت در ایران:

سم‌پاشی‌های تشکیلات بهائیت در حوزه تربیتی برای کودکان

شناسایی نمایندگان ماسونیست[۱] جهانی، مصونیت بخشی به جامعه به ویژه جوانان و کودکان و بازدارندگی از رشد و توسعه فعالیت بیگانگان به ویژه ماسونیست جهانی و حامیان و نمایندگان آنها وظیفه عموم مردم و مدیران و دست اندرکاران امور فرهنگی جامعه اسلامی ماست. مطالعه در اوضاع و احوال عموم جریان های اجتماعی، سیاسی، بنیادهای اخلاقی […]

شناسایی نمایندگان ماسونیست[۱] جهانی، مصونیت بخشی به جامعه به ویژه جوانان و کودکان و بازدارندگی از رشد و توسعه فعالیت بیگانگان به ویژه ماسونیست جهانی و حامیان و نمایندگان آنها وظیفه عموم مردم و مدیران و دست اندرکاران امور فرهنگی جامعه اسلامی ماست.

مطالعه در اوضاع و احوال عموم جریان های اجتماعی، سیاسی، بنیادهای اخلاقی و تربیتی و حتی مکاتب آموزشی نشان می دهد جملگی آنها، آنگاه که برای تربیت نیرو و جریان سازی دراز مدت و تحول ژرف عزم خود را جزم می­کردند، به سراغ گروه سنی “کودک و نوجوان” می­رفتند؛ اما آن زمان که بنا را بر مسئله سازی و بحران آفرینی می گذاشتند، راه میانه را در پیش می گرفتند و به سراغ جوانان می­رفتند.

حکمت این کار طبیعتاً روشن است؛ زیرا نشاط و هیجان جوانی، استعداد جریان سازی فعال و پررنگ را در هر شکل و وجهی فراهم می آورد؛ ضمن آنکه بلند پروازی نفس آدمی در این مقطع به گونه ای است که وقتی مقصد و مطلوبی را فراروی خود ببیند، در انتظار نمی نشیند، خود اقدام می­کند، حتی با کمترین امکان آن­ها برخلاف میانسالان کمتر به محافظه کاری مبتلایند؛ از این رو امکان گذشتن از جان و مال و حیثیت برایشان سهل و ساده است. به برنامه ها و عملکرد گروهک ها بنگرید.

عموم گروهک های جریان ساز و بحران آفرین به سراغ دختران و پسران جوان می روند؛ نیرویی بالقوه که چون سیل وقتی سرازیر شود، همه چیز را در فراروی خود در هم می­کوبد و پیش می­رود.

در زمان حکومت پهلوی دوم، کمونیستها و حزب توده در ایران برای تربیت افراد معتقد از کودکان و نوجوانان شروع می­کردند. زیر ساخت اولیه انقلاب اسلامی هم توسط بسیاری از علما و روحانیون حوزه های علمیه با تربیت نوجوانان و جوانان آماده شد.

گروه های اپوزیسیون اعم از مهاجمان فرهنگی، فمینیست­ها، سلطنت طلبان و…. در دهه اول انقلاب اسلامی وقتی زمینه های حرکت براندازانه را فراهم می­کردند، در گام نخست به سراغ جوانان رفتند. آنها حوصله و صبوری برای کار بلند مدت نداشتند و نتیجه سریع می­خواستند؛ از این رو با هر لطایفی از جوانان، اعم از دختر و پسر، مسئله ساختند.

رسانه های فراوان مددرسان غربی و استکباری، جریان­های روشنفکر سکولار و دیگران، در تلاشی پیوسته، ابتدا به جعل مسئله در ذهن­ها و زبان­ها مشغول شدند و سپس جوانان مسئله دار شده را فراخواندند تا با تشکل های مختلف سیاسی اجتماعی به کیان انقلاب اسلامی ضربه بزنند.

تلاش رسانه ای بهائیت برای تربیت کودکان و سعی در جریان سازی

این فرقه در تلاش به منظور به ثمر نشستن منویات استعمار و ماسونیست های جهانی دو حرکت موازی یعنی تلاش برای تربیت کودکان و سعی در جریان سازی اجتماعی در راستای تربیت و پرورش کودکان را از طریق رسانه ها در پیش گرفتند؛ این موضوع نشان می­دهد فرقه­ی بهائیت متأخر برای دو مقطع درازمدت و کوتاه مدت برنامه ریزی کرده بوده است.[۲]

باید اشاره کرد که تبلیغ در احکام بهایی و همچنین ایدئولوژی تشکیلات بهائیت، جزء جدانشدنی این فرقه ضاله محسوب می شود؛ از این رو رهبران بهایی به ویژه عباس افندی ضمن منع اختلاط کودکان بهایی با دانش آموزان غیر بهایی[۳] بر تبلیغ بهائیت توسط کودکان بهایی نیز تأکید بسیاری دارند:

“باید با محبت و پافشاری اطفال را راهنمایی نمود تا مطابق اصول و موازین اَمری (بهایی) زندگی کنند و امر بهایی را فراگیرند و آن را به نحوی که با شرایط آنان سازگار باشد، تبلیغ نمایند.“[۴]

بنابراین تشکیلات بهائیت با فهم تأثیر بازدهی زیاد تبلیغ کودکان، سرمایه گذاری روی این قشر را به مثابه یکی از اهداف مهم تبلیغی در دستور کار قرار داده است. این شیوه­ی تشکیلات بهائیت که در سالهای اخیر برای استحاله فرهنگی و همچنین بهایی کردن کودکان مسلمان در ایران رنگ علنی به خود گرفته اقداماتی را به دنبال داشته است؛ نظیر نفوذ به مهدهای کودک و مراکز آموزشی[۵]، تشکیل کلاس هایی به بهانه رفع اشکالات درسی[۶] و همچنین تبلیغ از مدرسه تا خانه.

تشکیلات بهائیت به جای پیروی از قانون با ارسال پیام هایی از رسانه های وابسته­ی خود، با فهم این

اثر گذاری، سرمایه گذاری روی کودکان را به عنوان یکی از اهداف مهم تبلیغی در دستور کار خود قرار داده است. همچنان که عبدالبهاء درباره­ی لزوم تربیت بهایی و تبلیغ این فرقه ضاله برای کودکان گفته است:

“تعلیم و تهذیب بعد از بلوغ بسیار دشوار شود. تجربه شده است که نهایت سعی و کوشش را می نمایند تا خلقی از اخلاق نفسی را تبدیل کنند تغییر دهند نمی شود؛ اگر الیوم (امروز) اندکی متنبه گردد بعد از ایامی معدود فراموش کند و بر حالتی که معتاد و خوی نموده راجع شود. پس باید از طفولیت این اساس متین را بنهند؛ زیرا تا شاخ تازه و تر است به کمال سهولت و آسانی مستقیم و راست گردد.[۷]“

به بیانی تشکیلات بهائیت با این پیام از اسرائیل تلاش کرد تا بهائیان ایران را به جذب دوستان مسلمان خود وادار کند و به این ترتیب آنها را به تقابل با جامعه اسلامی بکشاند؛ در واقع با این کار با نقض تعلیم اطاعت از حاکمان بهائیت حتی کودکان بهایی را قربانی زیاده خواهی خود می­کند. تشکیلات فرقه­ی ضاله بهائیت نشان داده است بر خلاف تعالیم خود به قوانین کشوری در ایران پایبند نیست؛ در نگاه آنان قوانین بین المللی نیز حائز کمترین ارزشی نیست.

در اینجا این پرسش مطرح می­شود که چرا بیت العدل به جای پیروی از پیشوایان این فرقه، دستور به کتمان عقیده­ی پیروانش در کشور نمی­دهد و به جای آن با دستور به تبلیغ گسترده و تقابل با جامعه­ی اسلامی، کودکان بهایی را قربانی زیاده خواهی خود می­کند؛ مگر رهبران فرقه بهایی اعتراف نمی کنند پیشوای آنان، عبدالبهاء، حتی تا آخرین روزهای عمرش خود را مسلمان نشان می داد تا با کمترین محدودیتی مواجه نشود.

پاسخ این پرسش را می­توان در رفتار توأم با تزویر و دورویی عبدالبهاء جست و جو کرد؛ چرا که وی در فلسطین و در حضور علمای مسلمان این شهر خود را زاهدی مسلمان جلوه می داد؛ چنانکه در نماز جماعت مسلمانان شرکت می­کرد و گاهی نیز در مقام امام جماعت مسلمین حاضر می­شد. مبلغ مشهور بهایی در کتاب خود به این موضوع اعتراف کرده و مینویسد:

“… حضرت غصن اعظم یعنی عبدالبهاء، برای امامت صلوه حاضر شده و عده ای از اصحاب به آن حضرت اقتدا می­کنند…”[۸]

کار تا جایی پیش میرود که به اعتراف شوقی افندی، عبدالبهاء حتی در آخرین جمعه عمرش از اقامه نماز جمعه صرف نظر نمی­کند؛ چنانکه میخوانیم:

“… و در آخرین جمعه توقف مبارکش در جهان ناسوت، با وجود خستگی و ضعف فراوان جهت ادای صلوه ظهر در جامع مدینه (مسجد جامع شهر) حضور به هم رسانید.”[۹]

این رفتار سرشار از ریا و تزویر پیشوای بهائیان، در حالی است که اولاً نه تنها شکل نماز از قبیل قبله و سایر شرایط آن تغییر یافته بود، بلکه اساساً نماز جماعت در این آیین حرام اعلام شده بود.[۱۰] ثانیاً بر اساس آموزه های فرقه بهائیت تقیه یا همان کتمان عقیده حرام و ممنوع اعلام شده بود.[۱۱]

با این تفاسیر تنها علت حضور علمای مسلمان در تشییع جنازه­ی این پیشوای بهائیت را می­توان در ویژگی سرشار از ریا و تزویر وی جست وجو کرد.

[۱] ر.ک: حسین مکی، نقش فراماسون­ها در تاریخ معاصر ایران، پیشگفتار، ص ۱۶

 

[۲] مقاله­ی اسماعیل شفیعی سروستانی، دارالانشاء، این مطلب قابل رؤیت است در سایت بهایی پژوهی؛ منبع: موعود. نوشته شده در یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹ توسط بهایی پژوه.

[۳] عباس افندی، مکاتیب نسخه الکترونیکی، ج ۵، ص ۱۷۰ پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب بهائیان و   مسئله­ی حق تحصیل در دانشگاه ها

تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۰۸ – ۱۴:۱۰https://www.adyannet.com/fa

[۴] نهاد رهبری بهائیت موسوم به بیت العدل، قسمتی از پیام رضوان ۲۰۰۰م، خطاب به بهائیان عالم، نیز: شوقی افندی، قرن بدیع، انتاریو کانادا: مؤسسه معارف بهایی بلسان فارسی، ج ۲، ج ۳، ص ۳۱۸

[۵] برای مطالعه بیشتر بنگرید به: مقاله­ی تبلیغ پیدا و پنهان بهائیت در کلاسهای آموزشی

[۶] پیام مورخ ۲ آبان ۱۳۹۸ نهاد رهبری بهائیت، موسوم به بیت العدل

[۷] عباس افندی ،مکاتیب، مصر: کردستان العلمیه، ۱۹۱۰م، ج ۱، صص ۴۰۵ – ۴۰۶

 

[۸] ر.ک: عبدالحمید اشراق خاوری، رحیق مختوم، مؤسسه ملی مطبوعات امری، ۱۳۱ بدیع، ج ۲، ص ۱۷۱

[۹] شوقی افندی، قرن بدیع، انتاریو کانادا: مؤسسه معارف بهایی بلسان فارسی، چاپ دوم با تجدید نظر، ۱۹۹۲ م، ج ۳، ص ۳۱۸

[۱۰] ر.ک: حسینعلی نوری ،اقدس، بی­جا: بی­تا، (۱۸۰ صفحه ای با ملحقات)، ص ۱۲

[۱۱] عبد الحمید اشراق خاوری، گنجینه­ی حدود و احکام، تهران: مؤسسه­ی ملی مطبوعات امری، چاپ سوم، ۱۲۸ بدیع، ص ۲۰

 

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید