کد خبر:17738
پ
«نقد بهائیت متأخر» مروری بر اثر پژوهش‌محور «غلامرضا میناگر»
بهائیت در ایران:

«نقد بهائیت متأخر» مروری بر اثر پژوهش‌محور «غلامرضا میناگر»

عزت ریحانی| یکی از مسائل مهم در بررسی جریان‌های فرقه‌ای و نحله‌های انحرافی، جریان‌شناسی سیر تطورات رفتاری و تحولات رویکرد شناختی آن‌هاست که از رهگذر این مطالعات می‌توان ماهیت اهداف و ابعاد و حوزه‌های هدف آنها را شناخت و در مقام مواجهه مؤثر برآمد. این مسئله در قبال برخی فرقه‌ها مانند بهائیت با عنایت به […]

عزت ریحانی| یکی از مسائل مهم در بررسی جریان‌های فرقه‌ای و نحله‌های انحرافی، جریان‌شناسی سیر تطورات رفتاری و تحولات رویکرد شناختی آن‌هاست که از رهگذر این مطالعات می‌توان ماهیت اهداف و ابعاد و حوزه‌های هدف آنها را شناخت و در مقام مواجهه مؤثر برآمد.

این مسئله در قبال برخی فرقه‌ها مانند بهائیت با عنایت به تحولات عملکردی و سیر حرکت به سمت تحزب‌گرایی اهمیتی دو چندان می‌یابد.

بهائیت در آغاز، یک انشعاب انحرافی از اسلام شناخته می‌شد، لیکن با مهاجرت رهبران بهائی به بغداد، استانبول و فلسطین، به عنوان مزدوران استعمار سمت و سوی این مسلک تغییر یافت و بهائیت متأخر با یک چرخش اعجاب‌آور از «آرمان گرایی» به «عمل گرایی» خود را در نقطه مقابل شریعت اسلام قرار داد.

شناخت این تحول و دگرگونی در مختصات بهائیت جدید از رهگذر بررسی نقادانه آموزه‌ها و عملکرد این فرقه امکان‌پذیر است که ضمن آشکارسازی و ترسیم بی‌ریشه بودن آموزه‌های بهائی با پاسخ‌دهی مناسب به شبهات اغواگرانه این فرقه بسترهای اندیشه‌ای را برای رویارویی مناسب با تحرکات و انحرافات این فرقه تشکیلاتی مهیا می‌سازد.

این مهم، در کتاب، نقد بهائیت متأخر، نوشته غلامرضا میناگر در ساختار یک اثر پژوهش‌بنیان ارائه شده و تبيين مناسب و نسبتاً جامعی از مجموعه مباحث محوری و حاشیه‌ای مرتبط با آن به دست می‌دهد. در یادداشت پیش رو مروری داریم، بر این کتاب و هدف اصلی آن یعنی:

جریان‌شناسی، سیر تطورات بهائیت و میل آن به سمت تحزب‌گرایی، زیست تشکیلاتی و در نهایت تمایلات عمل‌گرایانه متعارض با شریعت اسلام.

 

«نقد بهائیت متأخر» مروری بر اثر پژوهش‌محور «غلامرضا میناگر»

 

روش نقد بهائیت متأخر در کتاب

پیش از معرفی و پرداختن به جزئیات هر بخش از کتاب شایسته است، سیر شیوه و مدل نقد به کار گرفته شده در این اثر، بیان و محورهای ناظر بر آن مشخص شود.

روایت نویسنده کتاب در مقدمه گویاتر از هر توضیحی در این زمینه است. وی می‌نویسد:

«تمرکز این نوشتار بر بررسی و نقد مبانی معرفتی و اعتقادی بهائیت متأخر و جدید است که این اثر را از سایر آثار متمایز می‌سازد. این نگاشته علاوه بر توصیف وقایع و ماجراهای باب و بهاء و جانشینان آنان و اهتمام به تبیین بهائیت در گذر تاریخ و اثربخشی فرقه شیخیه بر این کیش و نیز بیان مدعیاتی که باب و بهاء و جانشینانشان در اطوار مختلف ابراز داشته‌اند و تحلیل و پاسخ عقلانی بدا‌ن‌ها به مقایسه‌ای میان بهائیت کلاسیک و بهائیت مدرن می‌پردازد.»[۱]

آنگاه در ادامه جزئیات آن را ذکر می‌کند:

«در این کتاب به رمزگشایی و پرده برداری از اسرار متحول شدن بهائیت متأخر همت گماشته شده به عناصر و عواملی نظیر گذر از «کتاب اقدس»، برتری‌طلبی بیت‌العدل و تشکیک در پیشوایی و رهبری و نیز برخی دیگر عوامل که باعث رخداد تطور و دگرگونی اعتقادی و سیاسی بهائیت متأخر نسبت به بهائیت کلاسیک شده اشاره رفته است. همچنین تحلیل علل تطور و تجدید‌نظرطلبی بهائیت متأخر در آموزه‌های خود، از دیگر نکات عرضه شده در آن است.»[۲]

بنابراین این کتاب علاوه بر روایت تبیینی تحولات بهائیت متأخر در قیاس با دوره کلاسیک، فرایند آسیب‌شناسی نقادانه را از رهگذر پاسخ به شبهات و افشای وجوه بطلان آموزه‌های بهائیت نیز لحاظ نموده است که در ادامه با مرور فصل‌های کتاب بیشتر با کیفیت آن آشنا می‌شویم.

گذری بر فصول کتاب نقد بهائیت متأخر

نقد بهائیت متأخر در شش فصل، سلسله مباحث – نسبتاً مبسوط – مدنظر را ذیل ۴۰۸ صفحه پیش می‌برد. البته این تفصیل با بخش‌بندی‌ها و تفکیک موضوعی مناسب ارائه شده، در هر فصل، مباحث و گفتارها تا حد زیادی تعدیل شده و روند فهم مباحث را تسهیل می‌سازد.

فصل نخست با عنوان «بهائیت درگذار تاریخ» ذیل سه مبحث، موضوعات «نگاهی اجمالی به نقش استعمار در ایجاد فرقه‌های مذهبی»، «نقش استعمار در شکل‌گیری فرقه بهائیت» و «تأثیر شیخیه بر فرقه بابیت و بهائیت» را به‌عنوان مبنای آغازین بحث مورد واکاوی قرار داده است.

در مبحث دوم این فصل، سه جریان روسیه تزاری، استعمار انگلیس و استعمار آمریکا مورد اشاره قرار گرفته و در نهایت به ریشه‌ها و اثرپذیری فرقه بهائیت از شیخیه می‌پردازد تا ریشه‌های تاریخی، اعتقادی و سیاسی این فرقه را به نوعی بازنمایی کند.

«مدعیات بهائیت متأخر و نقد آن»، عنوان فصل دوم کتاب است که در آن به ادعاهای بهائیت بعد از حسینعلی نوری پرداخته و از چگونگی تعامل و سلوکی که سران این دوره با اعتقادات و آموزه‌های خود داشته‌اند به صورت انتقادی در چهار مبحث تحت عناوین «مدعیات اعتقادی»، «مدعیات حقوقی و فقهی»، «مدعیات سیاسی و اجتماعی» و «مدعیات اخلاقی و تربیتی» سخن به میان آورده است.

در گفتارهای ارائه شده در هر مبحث مجموعه‌ای از دعاوی فقهی، حقوقی، اعتقادی، تشکیلاتی و اخلاقی بهائیت مورد نقد قرار گرفته و ضمن اشاره به مفاسد موجود در این ادعاها، شبهات ایجاد شده در این بسترها از سوی بهائیت نیز مطرح و پاسخ داده شده است.

یکی از نکات قابل تأمل در این بخش از کتاب اشاره به تمرکز بهائیت بر هویت‌سازی با محوریت کودکان از رهگذر فعالیت رسانه‌ای است که در این راستا به اقدامات و دستورالعمل‌های تشکیلاتی این فرقه در گذر زمان و همسو با تحولات رسانه‌ای در قبل و بعد از پیروزی انقلاب پرداخته می‌شود.

دو گفتار «بهائیان در رادیو تلویزیون» و «تلاش رسانه‌ای بیت العدل برای تربیت کودکان» به همین موضوع اختصاص دارد که با توجه به محوریت امر تبلیغ در این فرقه از مباحث مهم به شمار می‌رود.

در انتهای این فصل، نویسنده در خصوص دلایل طرح این‌گونه دعاوی در بهائیت جدید می‌نویسد: «عبدالبهاء در سفرهای خود به‌ویژه به غرب سعی داشت، تعالیم باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در غرب به خصوص تحت عناوین روشنگری و مدرنیسم و اومانیسم متداول بود، آشتی دهد… این مسلک انحرافی منفعت خود را ولو به صورت نمادین در این می‌دید که پذیرا و در عین حال مبلغ ارزش‌های مدرن در عصر جدید گردد.»[۳]

پس از آشنایی اولیه با مواضع و ابعاد فکری بهائیت در ادامه مسیر جریان‌شناسی علل دینی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تطور بهائیت متأخر در فصل سوم بررسی شده و انشعاب سه گانه آنان نیز مورد تفسیر قرار می‌گیرد.

تحول و تطور کتاب اقدس، برتری‌طلبی بیت‌العدل، منازعه و تشکیک در پیشوایی (ذیل دلایل دینی) و تأثیر تبعیدها و سفرها، شیفتگی عبدالبهاء به غرب، تبعید به عثمانی، حمایت انگلیس از بهائیت، ایجاد روابط متقابل با دولت‌های استعماری پیوند بهائیت با صهیونیسم، رابطه با انگلیس و امریکا ذیل علل تاریخی، اجتماعی و سیاسی از جمل گفتارهای ارائه شده در این فصل‌اند که با تبیین کیفیت انشعاب‌های ایجاد شده در این فرقه در انتها، شمایی از سیر تطورات بهائیت جدید ترسیم می‌گردد.

در واقع در این بخش از کتاب، نویسنده تبیین می‌کند که فرقه بهائیت از سال ۱۹۶۳ وارد فاز تازه‌ای از تحولات ماهیتی شد که عباس افندی در آن نقش محوری ایفا کرد:

«کلیسایی کردن و فرار از واقعیات، پیرامونی جامعه بهائیت به‌واسطه شخص عباس افندی صورت پذیرفت… این تغییر و دگرگونی به گونه‌ای بود که حتی تحریف‌هایی که لازم دیده می‌شد، نیز در خود کتاب اقدس سرایت کرد تا جایی که اکنون کتاب اصلی اقدس از دسترس عموم بهائیان خارج است و آن را مخفی نموده‌اند…

در پی این اقدام سران بهائیت ناگزیر به تأسیس سازمانی می‌شوند تا به‌صورت منسجم… اشراف بر سرنوشت و عواقب و جریان‌هایی که در جامعه بهائی اتفاق می‌افتد، ایجاد گردد. بدین سان، تشکیلات پرسرو صدای بیت‌العدل اعظم و مؤسسه ولایت امری شکل گرفت.»[۴]

پس از شناخت ابعاد مختلف سیر تحولات این فرقه، وجوه مشترک بهائیت کلاسیک و متأخر در فصل چهارم تشریح می‌گردد.

در این فصل که به مقایسه و مقارنه میان بهائیت کلاسیک و بهائیت متأخر با تأکید بر بیان وجوه مشترک آنان اختصاص دارد، ضمن اشاره به منابع دیدگاه‌های کلی و روش‌های تبلیغی، باب، بهاء، عبدالبهاء و شوقی افندی از مبانی مسائل و آموزه‌های اعتقادی مشترک میان بهائیت کلاسیک و جدید نیز یاد می‌شود.

برخی آموزه‌های بهائی که به طور ویژه در تبلیغات خود بر آن تأکید داشته و به منزله اهرمی برای جذب افراد بهره می‌جویند، مانند تحری حقیقت، ادعای تساوی حقوق زن و مرد، ادعای صلح عمومی، تعدیل و رفع مشکلات اقتصادی و… در این بخش از کتاب مورد بررسی نقادانه قرار گرفته و وجوه انحرافی آن آشکار می‌شود.

نویسنده در انتهای این بخش نتیجه می‌گیرد: «بهائیت متأخر به مرور زمان و به شهادت تاریخ به نوعی تغییرات و تطورات در مبانی و اصول اندیشه‌ها در قبال مسائل غیر مبانی و رویکردهایی که به اجتماع و سیاست و اطراف خود داشته‌اند مبتلا شده است. هر چند بهائیان به این اعتقاد خود را ملزم نمی‌دانند.

در حقیقت، این مسائل غیر مبانی… آموزه‌هایی که متشکل از مباحث سیاسی و اجتماعی و نوعی نگرش متجددمآبانه به برخی آموزه‌های دینی است را در برگرفته است.

رهبران جدید بهائیت ایمان و اعتقاد به بهائیت را دائر مدار التزام بهائیان به این آموزه‌ها می‌دانند، اگر چه اعتقادات آنان به اصول و مبانی دینی چندان پیشرفتی نکرده باشد.»[۵]

در تکمیل مبحث فوق‌الذکر و پس از بیان اشتراكات، وجوه متمایز بهائیت کلاسیک از بهائیت متأخر در فصل پنجم کتاب مورد بررسی قرار گرفته و تمایزها در مبانی و آموزه‌های اعتقادی، حقوقی، اخلاقی و تربیتی بهائیت کلاسیک با بهائیت متأخر مورد اشاره واقع می‌شود.

مختصات منابع و دیدگاه‌های کلی عبدالبهاء، روش‌های راهبردی – تبلیغی جدید و متمایز، تبلیغ نقشه صلح جهانی در خدمت نظام سلطه، آموزه‌های عمومی و جهان‌پسند از جمله ریزگفتارهای بیان شده در این فصل است که به منزله وجوه متفاوت بهائیت جدید مورد اشاره واقع شده.

آخرین گام از این مطالعه پژوهش‌محور، کسب شناخت پیرامون یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بهائیت یعنی «استراتژی تبلیغ، گسترش و بازیابی خود» است که در فصل ششم با همین عنوان تبیین می‌گردد.

این استراتژی در دو وجه دینی و سیاسی به ترتیب ذیل مباحثی همچون تقليل يا حذف احکام دینی، پلورالیسم دینی و جهان‌وطنی، اسلام‌گریزی، آموزه‌ها جایگزینی استدلال‌های جدید فرادینی، نزدیکی به قطب، حکومت‌ها و جهان‌خواران، موطن قوانین بهائیان متأخر در حیفا و عکا، نزدیکی مافیای بهائیت به شاه و دربار و فرح پهلوی مورد بررسی و تشریح قرار گرفته است.

در این قسمت از کتاب تبیین می‌شود که «شوقی افندی به عنوان رهبر ساختار و سازمان بهائیان جدید بسیاری از تعالیم و احکام سنتی – مذهبی بهائیت را حذف و با فرهنگ لائیک و سکولار غربی سازگار ساخت…

در ادامه این روش ساختارشکنانه شوقی افندی، سازمان بیت‌العدل با ملاحظه عدم کارایی اصول و آموزه‌های بهائی، ضمن تغییری تاکتیکی در اصول غیر قابل تغییر و تأویل بهائی همچون اصل عدم مداخله در سیاست، اقدام به تحریف آن می‌نماید و برای این اقدام خود توجیهات و تفاسیری اعلام می‌کند.

این در حالی است که بر اساس آموزه‌های بهائیت کلاسیک هرگونه تفسیر و تاویل در امور بھائی غیر مجاز بوده و این اقدام بیت‌العدل برخلاف فرامین رهبران پیشین بهائیت کلاسیک در این زمینه می‌باشد.»[۶]

کتاب نقد بهائیت متأخر با نتیجه‌گیری از مباحث ارائه شده به پایان می‌رسد. در این جمع‌بندی اهداف و نقشه‌های بهائیت در مبارزه با اسلام از گذشته تا امروز مورد اشاره قرار گرفته و ضمن بیان طرح‌های کلی و جزئی این فرقه برخی ایده‌ها و راهکارهای پیشنهادی به منظور مقابله با آن مطرح می‌شود.

بعضی از اهداف و نقشه‌های بهائیت عبارتند از:

  • اشاعه مداوم شبهات فکری و عقیدتی به ویژه در دو موضوع مهدویت و خاتمیت
  • به کارگیری کلیه اهرم‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… برای تبلیغ و ترویج بهائیت
  • ترویج فمینیسم
  • تلاش برای نفوذ خزنده در ادارات دولتی و غیر دولتی به‌واسطه اقدامات تشکیلاتی موسوم به یاران ایران که به مدیریت امور بهائیان ایرانی می‌پردازد.
  • تلاش برای بزرگ‌نمایی آمارهای جمعیتی بهائیان در ایران و تمرکز شعارهای بهائی در تعدد جمعیت
  • تلاش برای مهد جهانی و مرکزیت قرار دادن ایران برای بهائیت از طریق گردآوری به اصطلاح نخبگان و افراد فراری در ایران
  • جاسوسی برای سرویس‌های بیگانه به‌ویژه یهودیان صهیونیست

پاره‌ای از راهکارها نیز به شرح ذیل می‌باشد:

  • شفاف‌سازی از دسایس و حیله‌های فرقه‌های استعماری به‌ویژه بهائیت و تلاش دائمی برای خنثی‌سازی توطئه‌های بهائیان
  • ارتقای دانش و آگاهی عمومی به واسطه فعالیت تبلیغی- جهادی متصدیان فرهنگی و دینی جامعه اسلامی
  • پاسخگویی صحیح عقلانی و علمی به بهائیت
  • رصد و ممانعت از نفوذ و ورود این فرقه در دستگاه‌های دولتی و نیز تحرکات سری تشکیلات بهائی در شئون مختلف کشور
  • محکومیت و انزوای رهبران بهائی در جامعه جهانی توسط مسئولان ارشد کشور

***

کتاب نقد بهائیت متأخر با دستمایه قرار دادن سلسله مباحث بنیادین مربوط به فرقه بهائیت از گذشته تا امروز، سیر تحولات ماهیتی و ساختاری آن را به بوته نقد و بررسی نشسته و می‌کوشد تصویر جامعی از ابعاد، زوایا، آثار و تبعات و چشم‌انداز آتی این مقوله ارائه دهد تا با شفاف‌سازی از اهداف، برنامه‌ها و نقشه‌های این فرقه تشکیلاتی در تقابل با اسلام هویت حقیقی و وجوه بطلانش را هویدا سازد.

در عین حال تلاش کرده با تفکیک میان بهائیت کلاسیک و متأخر این سیر تطور را هر چه بهتر تبیین نموده چشم‌اندازی از برنامه‌های آتی این فرقه تشکیلاتی عرضه دارد. از این رو مطالعه این اثر علاوه بر محققان و علاقه‌مندان این حوزه می‌تواند برای عموم جامعه نیز مفید واقع شود.

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

 

پی‌نوشت

چه بسا تعدد و تنوع مباحث و کیفیت تبیین آن‌ها امر ادراک و برقراری تعامل با مفاهیم مورد نظر را تسهیل می‌سازد.

[۱]. میناگر، غلامرضا، نقد بهائیت متأخر، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چ اول، ۱۴۰۱، ص ۱۸

[۲]. همان، ص ۱۹

[۳]. همان، ص ۱۱۳

[۴]. همان، ص ۱۵۵

[۵]. همان، ص ۲۸۳

[۶]. همان، ص ۳۴۵

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید