ترس به نوعی خود یک جنگافزار است؛ یعنی اگر شما دشمنتان را خیلی خوب و به قدر کافی بترسانید، این امکان وجود دارد که بتوانید بدون جنگ و خونریزی و درگیری او را شکست بدهید. چنین منطقی در فضای رخدادی جنگ روانی نهفته است؛ یعنی جنگافزاری که ذهن را نشانهگیری میکند.
این چنین گفته میشود که ترس بهلحاظ روانشناختی نوعی از حالت هیجانی روحی – روانی است و بر اساس آن تعادل روحی انسان به هم میخورد و در نتیجه توان ارادی او کاهش یافته و حتی گاهی به صفر نیز میرسد و در نتیجه بهجای این که تصمیمی عاقلانه و ارادی بگیرد، به تسلیم اجباری روی میآورد.
در این روش از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، بهمنظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده میشود. متخصصان عملیات روانی ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان از راههای مختلف به آنان چنین القا میکنند که خطرها و صدمههای احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان کمین کرده است و از این طریق آیندهای مبهم و توأم با سختیها و مشکلات را برای افراد دشمن ترسیم میکنند.
پراتکانیس از کاربردهای دیگر این تکنیک سخن گفته و معتقد است، از تکنیک توسل به ترس گاهی برای بسیج جبهه در مقابل یک تهدید خارجی نیز استفاده میشود.
مصداق توسل به ترس
نمونه یک: رادیو المعلومان (رادیویی که آمریکاییها برای فروپاشی روحیه نظامیان عراق و تاثیر بر افکار عمومی عراق پیش از جنگ راه انداختند)، با کاربست «توسل به ترس» و اغراق در قدرت تخریبگری سلاحهای مورد استفاده آمریکا و انگلیس در جنگ علیه عراق، ترساندن فرماندهان عراقی بهخاطر همکاری با ارتش عراق و صدام و استفاده از موسیقی تند و خشن، میکوشید تا با القای هیجان منفی به مخاطبان خویش روحیه آنان را در هم شکند. از جمله دلایل مقابله ضعیف ارتش عراق با حمله آمریکا نیز همین مسئله بود.
نمونه دوم: گروه تکفیری داعش پس از آغاز فعالیت جنایتآمیز خود در سوریه و عراق برای برهم زدن روحیه نیروهای نظامی مقابلش و هراس افکندن بر دل مردم حامی هر دو نظام سیاسی، اقدام به کشتارهای گسترده کردند. آنان در تلاش هستند با بهروزرسانی نحوه کشتار افراد مانند بریدن سر، غرق افراد در رودخانه، آتش زدن اسرا مانند خلبان اردنی و… با کاربست «توسل به ترس» هرگونه مقابله با آنان را مساوی با مرگ، بازنمایی کنند. در نتیجه همین رفتار داعش مشاهده شد که برخی روستاها و شهرهای کوچک عراق بدون درگیری و مقاومت تسلیم داعش شدند، در حالی که بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک توانستند به خوبی در برابر داعش مقاومت کنند.
نمونه سوم: فرقه و تشکیلات های فرقه ای مثل بهائیت می باشند. این فرقه ها در جذب افراد با روی گشاده برخورد کرده و با اقدامات مختلف روانی و مادی و … فرد را جذب فرقه می کنند، ولی زمانی که فرد عضو رسمی فرقه شد، طوری عضو جدید را از تبعات جدا شدن می ترسانند که فرد جرأت جدا شدن و عقب گرد را نداشته باشد، مثلا بهائیت شگرد ایجاد ترس برای جدا نشدن از فرقه را تحت عناوین مثل طرد اداری و طرد روحانی پیگیری می نماید.
همه بهائیان تسجیل شده عضو رسمی جامعه بهائی محسوب می شوند مگر آنکه مورد طرد قرار گیرند.
طرد در بهائیت بر دو نوع است
۱- طرد اداری
۲- طرد روحانی
طرد اداری شامل افرادی می شود که بنا به تشخیص تشکیلات هرمی بهائیت از اصول عقیدتی و تشکیلاتی بهائیت مثل عدم حضور جدی در ضیافات و یا انتخابات و یا الزام به احکام بهائی تخطی نموده و مورد طرد اداری قرار گرفته و به تبع آن حق حضور در هیچیک از جلسات رسمی تشکیلات و انتخابات را ندارند.
طرد روحانی هم شامل افرادی می گردد که بنا به گزارشات واصله از محافل محلی و ملی و تایید آن گزارشات توسط بیت العدل مشمول این نوع طرد قرار می گیرند. این نوع طرد شامل متبریان از بهائیت و یا افرادی می گردد که با اصول اساسی و مسلم و نصوص قطعی بهائی به طور علنی مخالفت نمایند. در این نوع طرد علاوه بر محدودیتهای طرد اداری افراد خانواده شخص مطرود و دوستانش حتی حق سلام و کلام و هرگونه ارتباطات انسانی و اجتماعی با وی را ندارند.
و بدینوسیله طوری مجازات جدا شدن از فرقه با ترس عنوان می شود که فرد احساس می کند اگر واقعا از فرقه جدا شود از هست و نیستش ساقط می شود. البته اگر فرد موفق به خروج از بهائیت شود، تیم های تروریستی این فرقه طوری با این فرد برخورد می کنند که الگوی دیگران شود. این تیم های تروریستی از قتل و کتک کاری گرفته تا سلب ارثیه پدری را نصیب متبریان می نمایند و نمونه تاریخی زیادی در این رابطه وجود دارد. افرادی مثل مهناز رئوفی، جهانگیری، عهدیه محمد حسینی، مهشید ضیایی و دهها افراد دیگر شاهد مثال این موضوع می باشند.
ارتباط با ما: [email protected]