در دهه ۱۳۳۰ عبدالکریم ایادی، به یکی از نزدیکترین افراد مورد اعتماد محمدرضا پهلوی و به یکی از پرنفوذترین افراد کشور تبدیل شد. او در خط مقدم صف به هم فشرده آن فرقه فعالیتهای متنوعی از جهات مختلف میکرد.
او از این طریق در محقق شدن اهداف کلان این فرقه به خصوص در حوزه اقتصادی، نقش تعیینکنندهای را بازی میکرد. ایادی دهها پست مهم و پولساز را در اختیار خود داشت و از این طریق همه ساله مبالغ هنگفتی پورسانت از شرکتهای چند ملیتی دریافت میکرد.
او دارای مناصب و مشاغل مختلفی در امور دولتی مانند سازمان اتکا، بهداری کل ارتش، سازمان دارویی کشور و شرکت شیلات جنوب بود.
ایادی مالکیت چندین شرکت خصوصی از جمله شرکت معدنی «سنبل»[۱] و شرکت معدنی «چشمه گل»[۲] را بر عهده داشت. علاوه بر موارد ذکر شده ایادی سهامدار چندین شرکت از جمله شرکت نفت پارس بود.
محمدرضا پهلوی حق امتیاز انحصار صید میگو در جنوب ایران را به او واگذار کرده بود. تعداد مشاغل او در سطح کشور به قدری زیاد بود که به مرد هشتاد شغله معروف شده بود. فردوست درباره تنوع مشاغل و پستهای مهم ایادی در خاطرات خود مینویسد:
«ایادی برای خود حدود ۸۰ شغل در سطح کشور درست کرده بود؛ مشاغلی که همه مهم و پولساز بود! رئیس بهداری کل ارتش بود و در این پست ساختمان بیمارستانهای ارتش به امر او بود. وارد کردن وسایل این بیمارستانها به امر او بود و وارد کردن داروهای لازم به امر او بود. دادن درجات پرسنل بهداری ارتش از گروهبان تا سپهبد به امر او بود و هیچ پزشک سرهنگی بدون امر ایادی سرتیپ نمیشد و هرگونه تخطی از اوامر او همراه با برکناری و مجازات بود.
ایادی رئیس اتکای ارتش و نیروهای انتظامی بود و در این پست کلیه نیازمندیها باید به دستور او تهیه میشد. هر چه اراده میکرد ولو در کشور موجود بود، برای ارتش از خارج بهویژه انگلیس و آمریکا، وارد میشد. تعیین سهمیه و صدها کار دیگر و حتی تعیین رؤسای اتکاها و پرسنل آن با او بود.
سازمان دارویی کشور نیز تماماً تحت امر ایادی بود. چه داروهایی و به کدام مقدار باید تهیه شود، از کجا خریداری و به کدام فروشنده و به چه میزان داده شود، چه داروهایی باید و چه داروهایی نباید وارد شود؟ همه و همه بنا بر مصالح بهائیگری دائماً در تغییر بود.
شیلات جنوب در اختیار ایادی بود و تعیین اینکه به کدام کشورها و شرکتها اجازه صیادی داده شود و به کدام داده نشود، در اختیار ایادی بود. در نتیجه سیاستهای او تا انقلاب، صید ایران با بدویترین وسایل انجام میشد. تعیین رئیس و پرسنل شیلات نیز با ایادی بود.
من یک بار مشاغل او را کنترل کردم و به ۸۰ رسید. به محمدرضا گزارش کردم، محمدرضا در حضور من به او ایراد گرفت که ۸۰ شغل را برای چه میخواهی؟ ایادی به شوخی جواب داد و گفت: میخواهم مشاغلم را به ۱۰۰ برسانم!»[۳]
علاوه بر مشاغل بالا به عضویت در هیئت امنای دانشگاه صنعتی آریا مهر،[۴] عضو هیئت رئیسه بانک سپه، بانک کشاورزی و بازرس مخصوص محمدرضا شاه در شیلات شمال میتوان اشاره کرد.[۵]
ایادی با استفاده از فرصت نزدیکی با شاه از تمامی ظرفیت پستهای پولساز و درآمدزایش در سطح کشور برای خود و سایر افراد وابسته به تشکیلات بهائیت به خوبی استفاده میکرد.[۶]
تکاپوهای اقتصادی ایادی پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد. واردات دارو و خرید تجهیزات لابراتوار از بلژیک در سال ۱۹۴۶،[۷] اقدام جهت کسب گرفتن نمایندگی دارو و پنیسیلین از آمریکا ۱۹۴۹،[۸] واردات سنگهای قیمتی و سرب ۱۳۳۵،[۹] اقدام جهت کسب نمایندگی کمپانی شرابفروشی شامپانی،[۱۰] در اسناد لانه جاسوسی آمریکا از ایادی به عنوان مجرای اصلی مداخله شاه در امور بازرگانی یاد شده است:
«حلقه داخلی شاه بیشترین نفوذ را بر وی دارد و طرق ارتباط با بخشهای مهم جمعیت را فراهم میکند. دکتر عبدالکریم ایادی پزشک مخصوص شاه، ظاهرا مجری اصلی مداخله شاه در امور بازرگانی است.
گفته میشود؛ ایادی حتی در سفر ماهعسل شاه با ثریا او را همراهی میکرد.
گزارش دیگر این است که وی نیابت شاه را در شیلات جنوب بر عهده دارد. ناظران مطلع فعالیت شیلات را ترکیبی از ناکارایی و فساد وصف کردهاند که هیئت مدیره آن مملو از تیمسارهای بازنشسته وابسته به ایادی بود.
افتضاح این فعالیت ظاهراً آنقدر عظیم بود که تمام شرکت دوباره سازماندهی شد و تحت مدیریت دیگری باز هم تحت امر ایادی قرار گرفت.
ایادی بهائی است. یک ناظر، وی را از کسانی خواند که این فرقه را از تعقیب مسلمانان متعصب حفظ خواهد کرد.»[۱۱]
ایادی در ایام حکومت محمدرضا پهلوی، رهبری تشکیلات بهائیت ایران را بر عهده داشت. او با استفاده از قدرتی که در دربار داشت، زمینههای بهرهگیری بازرگانان بهائی از امکانات دولتی و تسهیلات کم بهره بانکی و تبصرههای بودجه را فراهم میکرد و روزبهروز بر دامنه قدرت و سلطه اقتصادی آنها میافزود.[۱۲] یکی از اقدامات ایادی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ انجام فعالیت در حوزه اکتشاف معادن در اطراف تربت جام بود.[۱۳]
منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی، ۱۴۷- ۱۵۱
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com
پینوشت
[۱]. سند شماره ۷۹/۱-۳۰۰۵-۹۵۵ – الف، پژوهشکده تاریخ معاصر
[۲]. سند شماره ۷۸-۳۰۰۵-۹۵۵ – الف، پژوهشکده تاریخ معاصر
[۳]. حسین فردوست، ظهور و سقوط پهلوی، ج اول، ص ۲۰۲
[۴]. سند شماره ۲۶۲ پ پژوهشکده تاریخ معاصر.
[۵]. علی شهبازی، جستارهایی در تاریخ بهائیگری در ایران، ص ۲۰۰
[۶]. میلانی، معمای هویدا، ج ۲، ص ۱۰۵۸
[۷]. سند شماره ۵۶ تا ۴۹-۳۰۰۳-۹۵۵- الف، پژوهشکده تاریخ معاصر
[۸]. سند شماره ۶۲-۳۰۰۳-۹۵۵ – الف، پژوهشکده تاریخ معاصر.
[۹]. سند شماره ۳۰ تا ۲۹-۳۰۰۳-۹۵۵ – الف، پژوهشکده تاریخ معاصر
[۱۰]. سند شماره ۵۹ تا ۵۸-۳۰۰۳-۹۵۵- الف، پژوهشکده تاریخ معاصر
[۱۱]. اسناد لانه جاسوسی آمریکا، کتاب چهارم، هشتم، نهم، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۶، ص ۲۴۸
[۱۲]. احمد اللهیاری، بهائیان در عصر پهلوی، نیمه پنهان ۳۱، ص ۱۴۳
[۱۳]. سند شماره ۸۴-۳۰۰۶-۹۵۵ – الف، پژوهشکده تاریخ معاصر





