کد خبر:17591
پ
Untitled
بهائیت در ایران:

فعالیت اقتصادی بهائیت ؛ ثابت پاسال

در دوران پهلوی دوم، حبیب ثابت به یکی از بزرگترین سرمایه‌داران ایران تبدیل شد؛ چنانکه برخی او را بزرگترین سرمایه‌دار ایران، بعد از شاه با مالکیت ده درصد همه‌چیز ایران می‌دانستند.[۱] مجله آمریکایی فورچون (fortune) در سال ۱۹۷۴ اعلام کرد ثابت عملاً صاحب ۱۰ درصد ثروت ایران است؛ از بانکداری و ساخت و ساز گرفته […]

در دوران پهلوی دوم، حبیب ثابت به یکی از بزرگترین سرمایه‌داران ایران تبدیل شد؛ چنانکه برخی او را بزرگترین سرمایه‌دار ایران، بعد از شاه با مالکیت ده درصد همه‌چیز ایران می‌دانستند.[۱]

مجله آمریکایی فورچون (fortune) در سال ۱۹۷۴ اعلام کرد ثابت عملاً صاحب ۱۰ درصد ثروت ایران است؛ از بانکداری و ساخت و ساز گرفته تا انرژی و شرکت‌های دارویی و تقریباً بسیاری از عرصه‌های تجارت و صنعت آن زمان ایران در دست وی بود. کاخ ثابت پاسال در تهران نماد تجمل آن روزگار بود.

 

 

مئیر عزری نماینده اسرائیل در حکومت پهلوی با اشاره به سابقه حبیب ثابت می‌نویسد:

«بهائیان در دهه‌های پیشین توانستند بسیاری از خانواده‌های یهودی را در همدان و کاشان به آیین خویش بخوانند. یکی از یهودیانی که با گرایش به بهائیت به آب و نامی رسید و نامی برای خود ساخت، ثابت پاسال همدانی بود که در کشاکش جنگ جهانی دوم راننده ساده‌ای بیش نبود و توانست در دوره کوتاهی یکی از توانگران کشور گردد.»[۲]

در سال ۱۹۷۵ نیوزویک از موفقیت او اظهار شگفتی کرد و نوشت این ایرانی توانمند و خودساخته یک فرد غیر عادی از یک خانواده فقیر بدون ارتباطات دولتی و از یک خانواده بهائی است.

حبیب ثابت در سایه حمایت‌های تشکیلات بهائی دربار و دولت پهلوی توانست در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ شمسی مالکیت بیش از ۷۰ شرکت بزرگ تجاری و حدود ۲۰ کارخانه عظیم مونتاژ و آماده‌سازی محصولات آمریکایی نظیر کارخانجات لاستیک‌سازی جنرال و کارخانجات تولید پپسی‌کولا در شهرهای مختلف ایران را به دست آورد.[۳] البته باید توجه داشت، منافع این فعالیت‌های اقتصادی در راستای آرمان‌های بهائیت، هزینه می‌شد.

حبیب ثابت از سودهای کلانی که به‌دست می‌آورد، در جهت گسترش افکار و عقاید فرقه بهائیت در ایران و سراسر دنیا استفاده می‌کرد. از جمله اقدامات او:

  • کمک‌های وسیع مالی برای احداث محفل ملی بهائیان پاکستان
  • ساخت ایوان مقام اعلی در جبل کرمل
  • ساخت حظیره القدس بهائیان در هندوستان
  • برپایی مشرق الاذکار معبدهای قاره‌ای بهائی در سانتیاگو (شیلی)
  • معابد بهائیان در مصر و استرالیا و اردن
  • خریداری املاک پیرامون حظیره القدس در تهران
  • دیوارکشی اطراف زمین‌های مشرق الاذکار در منطقه لویزان تهران
  • و صدها اقدام دیگر که به صورت مخفیانه انجام گرفته است.[۴]

اما طبيعتاً بخش عمده‌ای از این سرمایه‌ها نیز در انباشت و توسعه فعالیت‌های اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گرفت. برخی از شرکت‌ها و مؤسساتی که او مالک آن‌ها بود یا در آن‌ها سهام داشت عبارت‌اند از: بانک صنعتی ایران، بانک توسعه صنعت و معدن ایران، مؤسسات تولیدی و تجاری؛ پپسی کولا، سیمان مشهد، پلاسکوکار، جنرال تایر و رابر، ایران فارواگ، سیکاب و فرانس پیک.[۵]

او همچنین نمایندگی خودرو دوج، چند نوع تلویزیون و یخچال، کارخانه‌های بزرگ لاستیک‌سازی، جنرال تایر و چندین کارخانه قند را بر عهده داشت. او صاحب ۴۱ شرکت بازرگانی بود که حدود ده هزار نفر شاغل داشتند.[۶]

در کارنامه فعالیت‌های حبیب ثابت عضویت در هیئت مدیره بانک ایران و انگلیس، بانک ایران و خاورمیانه و بالاخره عضویت در لژهای فراماسونری و عضویت کلوپ‌های لاینز و روتاری تهران وجود دارد. هسته مرکزی کلوب‌های روتاری ایران در فروردین ۱۳۳۵ تشکیل شد و حبیب ثابت یکی از اعضای هیئت مؤسس آن بود.[۷]

سرمایه‌‌داران بهائی در دوره پهلوی دوم با استفاده از رانت نظام بانکی، ثروت خود را روز به روز افزایش می‌دادند. آن‌ها به منظور دسترسی آسان به سرمایه‌های دولتی و خارجی و بهره‌مندی از وام‌های اعطایی بانک‌هایی که خود از مهمترین سهامداران آن بودند، اقدام به تأسیس بانک می‌کردند.

در واقع با استفاده از این ابزار برای مصارف شخصی خود و شرکت‌های وابسته‌شان از رانت نظام بانکی بهره حداکثری را می‌بردند. ابوالحسن ابتهاج در خاطرات خود به این موضوع اشاره می‌کند. «برخی از افراد ثروتمند و متنفذی که در طول سال‌ها با حمایت و پشتیبانی حکومت پهلوی سرمایه سرشاری به دست آورده بودند، در این آرزو بودند که صاحب بانک شوند.»[۸]

سوادگر به خوبی به سرمایه‌دارانی اشاره می‌کند که در دوره پهلوی «به محض احساس کوچکترین خطری سرمایه‌های در گردش باقی مانده را از حساب‌ها و صندوق شرکت‌ها خارج کرده و شرکت را با وام‌های کلانی که از بانک‌ها دریافت کرده بودند و مقادیر زیادی از آن نیز به حساب‌های شخصی منظور شده بود، اداره می‌کردند.»[۹] قطعاً همان گونه که سوداگر نیز معتقد است ثابت از جمله این سرمایه داران بود.

حبیب ثابت نیز با نفوذ و سرمایه‌ای که در اختیار داشت، سهام چندین بانک را به دست آورد. او در سال ۱۳۳۸ با همکاری چند تن از سرمایه‌داران ایرانی مانند حبیب القانیان و ابتهاج بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران را تأسیس کردند که دوازده درصد از سهام این بانک متعلق به مؤسسات بانکی خارجی بود.

ظاهرا هدف از تشکیل این بانک توسعه صنایع ایران بود. شرکت‌های چند ملیتی به خصوص آمریکایی به منظور ایجاد شعبات نمایندگی و توسعه فعالیت‌های خود نیازمند مؤسسات اعتباری جهت ضمانت و پشتیبانی بودند، تأسیس این بانک نگرانی آن‌ها را برطرف می‌کرد.

با ضمانت‌های صادره از سوی این بانک، سرمایه‌داران ایرانی می‌توانستند به راحتی چندین برابر کل سرمایه خود کالا وارد کشور کنند. ثابت در مصاحبه با ماهنامه راه زندگی هدف از تشکیل این بانک را چنین بیان می‌کند:

«یکی از اقدامات مهم من که مهدی سمیعی شاهد و ناظر آن بوده تشکیل بانک توسعه صنعتی ایران بود. برای توسعه دادن صنایع ایران احتیاج بود که یک چنین بانکی تأسیس شود… عده زیادی برای سرمایه‌گذاری در این بانک تعهد کرده بودند اما پول کافی جمع نشده بود. بنده آنجا گفتم اگر لازم باشد، تمام دارایی‌ام را می‌فروشم و این بانک را تأسیس می‌کنم.

بالاخره بانک توسعه صنعتی تشکیل شد و صنایع ایران که به سمت توسعه رفت، تمامش را مدیون این بانک بود. وقتی این بانک ایجاد شد، دولت‌های خارجی و سایر ممالک به این بانک و بازرگانان قرض‌های مهمی دادند و اعتبارات فراوانی در اختیار ما گذاشتند و ما توانستیم صنایع بزرگی را در ایران ایجاد کنیم.»[۱۰]

در این میان، اما احمد خیامی واقعیت‌های ناشی از حضور ثابت در هیئت مدیره بانک‌های مختلف را به گونه‌ای دیگر باز می‌کند. احمد خیامی نیز در خاطرات خود به این نکته اشاره می‌کند که زمانی که او برای راه‌اندازی خط تولید پیکان از بانک توسعه صنعتی درخواست وامی ۱۸ میلیون تومانی نمود، این بانک ضمن رد این درخواست به اعطای وام به پروژه مونتاژ رامبلر پرداخت.

در این زمان حبیب ثابت از اعضای هیئت مدیره این بانک بود. او صریحاً به خیامی گفته بود که «هر کاری بکنی نمی‌توانی بازار فروش فولکس واگن را که نمایندگی آن را دارم، از دستم بگیری و این اتومبیل چنان در ایران طرفدار دارد که هیچ اتومبیلی نه در ایران بلکه در دنیا به پایش نمی‌رسد.»[۱۱]

در واقع تأسیس بانک و عضویت در هیئت مدیره آن، رانت بسیار زیادی برای او ایجاد می‌کرد؛ او می‌توانست رقبای خود را با استفاده از رانت حضور در بانک از صحنه خارج کند.

حبيب ثابت علاوه بر سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران، از سهامداران و عضو هیئت مدیره بانک ایران و خاورمیانه بود. وی در ۲۳ آبان ۱۳۵۰ از بانک ایران و خاورمیانه درخواست ضمانت‌نامه برای شرکت ایپاک (شرکت نفت ایران-پان امریکن) به نفع شرکت ملی نفت ایران به مبلغ هفتصد هزار ریال می‌کند.

شرکت نفت پان آمریکن شعبه استاندارد اویل ایندنیا و شرکت ملی نفت ایران با هدف اکتشاف و استخراج نفت در شمال خلیج فارس در مساحتی حدود ۱۶ هزار کیلومتر مربع و با سهام مساوی در ۱۰ خرداد ۱۳۳۷ تأسیس شد.

در قرارداد تصریح شده بود که پان آمریکن ۲۵ میلیون دلار به شرکت ملی نفت ایران پرداخته و متعهد می‌شود که طی ۱۲ سال، حداقل ۲۵ میلیون دلار برای تحقق طرح‌های مشترک هزینه کند. همچنین در قرارداد پیش‌بینی شده بود که ۷۵ درصد سود ناشی از فروش نفت خام توسط ایپاک به شرکت ملی نفت ایران و ۲۵ درصد به پان امریکن پرداخت شود.[۱۲]

 

منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی، صص ۱۹۷- ۲۰۳

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

 

پی‌نوشت

[۱]. خاطرات من و فرح پهلوی، اسکندر دلدم، ج سوم ،تهران: به آفرین ۱۳۷۷، ص ۱۳۰۷؛ اندرو دانکن، غارت ایران یورش به سوی پول، ترجمه فضل‌الله نیک‌آئین، تهران: امیر کبیر، ۱۳۵۸، ص ۸۳

[۲]. مئیر عزری، کیست از شما از تمامی قوم او، دفتر اول ص ۳۳۱

[۳]. معماران تباهی، ج ۱، ص ۳۴؛ فصلنامه مطالعات تاریخی، سال ۵، ش ۲۰، بهار ۱۳۸۷، ص ۲۳۲

[۴]. اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت، صص ۳۶۲-۳۶۳؛ خاطرات من و فرح پهلوی، ج ۳، ص ۱۳۳۳ – ۱۳۳۴؛ معماران تباهی سیمای کارگزاران کلوپ‌های روتاری در ایران، ج ۳، صص ۴۰-۴۱

[۵]. شاپور رواسانی، دولت و حکومت در ایران در دوره تسلط استعماری سرمایه‌داری، تهران: نشر شمع، بی‌تا صص ۱۸۱ – ۱۸۴

[۶]. مصطفى الموتی، ایران در عصر پهلوی، ۱۳۶۹-۱۳۷۳، ج ۱۱، ص ۳۷؛ اسکندر دلدم، خاطرات من و فرح پهلوی، ج ۳، ص ۱۳۱۶

[۷]. امیر عباس هویدا، به روایت اسناد ساواک، ج اول، ص ۱۶۱ ؛ فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران ۱۳۳۳-۱۳۵۷، ص ۱۸۷

[۸]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک ،کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، ص ۳۷۰

[۹]. محمدرضا سوداگر، رشد روابط سرمایه‌داری در ایران، تهران: شعله اندیشه، ۱۳۶۹، صص ۴۸۰-۴۸۱

[۱۰]. معماران تباهی: سیمای کارگزاران کلوپ‌های «روتاری» در ایران، ج ۳، ص ۳۹

[۱۱]. احمد خیامی سرنوشت پیکان ،ما ،تهران، نشر نی، ۱۳۹۸، صص ۱۲۵-۱۲۷

[۱۲]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک ،کتاب بیست و نهم، حبیب ثابت، صص ۳۰۱-۳۰۰

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید