کد خبر:17926
پ
روزبهانی-۸۰۰×۶۰۰
بهائیت در ایران:

تبیین حجت‌السلام و المسلمین روزبهانی از نحوه عملکرد بهائیت در اغشاشات ۱۴۰۴

الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد و آل طاهرین. در ارائه‌ای که در خدمتتون هستم، رفتار رسانه‌ای و شبکه‌ای فرقه بهائیت در جریان ناآرامی‌هایی که در دی ماه یک هزار و چهارصد و چهار به وقوع پیوست، مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. البته تلاش می‌کنم که داوری سیاسی یا امنیتی نداشته […]

الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد و آل طاهرین.

در ارائه‌ای که در خدمتتون هستم، رفتار رسانه‌ای و شبکه‌ای فرقه بهائیت در جریان ناآرامی‌هایی که در دی ماه یک هزار و چهارصد و چهار به وقوع پیوست، مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.

البته تلاش می‌کنم که داوری سیاسی یا امنیتی نداشته باشیم و در واقع تمرکز اصلی من بر یک مفهومی است که در ادبیات جامعه‌شناسی از آن تحت عنوان فرقه‌گرایی سیاسی یاد شده است. مفهومی که توضیح می‌دهد، چگونه برخی گروه‌های دینی یا فرقه‌ای در شرایط بحران اجتماعی از سرمایه هویتی و شبکه‌ای خودشان برای کنش سیاسی بهره می‌گیرند، بدون اینکه مسئولیت رسمی آن را بپذیرند.

برای نشان دادن عینیت این الگو، یافته‌های مستند یک گزارش رصدی از فعالیت کاربران بهائی در شبکه‌های اجتماعی طی ده روز اولیه اغتشاشات مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

طبیعی است که این گزارشی که تهیه شده بر اساس دسترسی‌هایی بوده که به فضای مجازی موجود بوده و بعد از قطع شبکه اینترنتی، دسترسی‌ها محدود شد (که در صورت دسترسی)، شاید  گزارش می‌توانست غنی‌تر باشد. البته من این را خدمت شما عرض کنم که سیر اصلی در واقع گزارش همین هست و تنها ممکن بود، مقداری می‌توانست داده‌های بیشتری را تقویت کند، الا اینکه موضوع اصلی تغییر محسوسی نخواهد داشت.

در همان بازه‌ای که در واقع می‌شود گفت، مرحله ابتدایی کار هم بود، اما خب طبیعتا در همان بازه محدود هم نشانه‌های جدی از هماهنگی تشکیلات و کنش هدفمند شبکه‌ای کاملا آشکار هست و قابل رویته علتش هم اینکه این اتفاق ناگهانی نبود.

در واقع، یک فعالیت برنامه‌ریزی شده بود و این‌ها یک کنشی را می‌خواستند تعقیب بکنند که برخورد هوشمندانه نظام هم با این مسئله یک مقدار آن‌ها را در آمال و آرزوهاشون ناکام گذاشت والا این‌ها یک کنشی را شروع کرده بودند و در واقع داشتند بر اساس الگویی که از پیش طراحی شده بود، حرکت می کردند.

در بخش اول بحث، فرقه را به‌مثابه یک ساختار اجتماعی می‌خواهم خدمت شما عرض کنم. یکی از به اصطلاح محققین غربی در تمایز معروف بین کلیسا و فرقه می‌گوید که فرقه‌ها دارای انسجام درون‌گروهی بالا، وفاداری هویتی شدید و فاصله‌گذاری از نظم اجتماعی مسلط هستند.

این ویژگی دو تا پیامد در پی دارد؛ یکی ظرفیت بالا برای کنش جمعی سریع و هماهنگ در زمان بحران و دوم توانایی در بازتولید معنا و نظم مستقل از دولت یا جامعه اکثریت. در داده‌های مورد بررسی ما هم همین منطق دیده می‌شود.

تاکید مستمر رسانه‌های فرقه‌‌ای و اصطلاحاتی چون وحدت امر الهی، هوشیاری دائمی احبا (که حالا امر الهی مقصودشان همان بهائیت است)  و هوشیاری دائمی احبا[۱] دارند و رفتار واحد کاربران بهائی بازتابی از همین انسجام فرقه‌ای‌ است که دارد اتفاق می‌افتد.

این انسجام به خودی خودش سیاسی نیست، البته خب طبیعتا ما نمی‌خواهیم بگوییم که این انسجام یک بحث سیاسی است، اما زمینه را برای سیاسی‌شدن فراهم می‌کند و موجب آن می‌شود.

اما در بخش دیگر اطاعت غیر رسمی و سکوت معناداری که در درون این فرقه وجود دارد، می‌بینیم که در گزارش‌هایی که از این فرقه می‌رسد، مدیریت فرقه یعنی تشکیلات بیت‌العدل تشکیلات بی آی سی و رسانه‌های بهائی، رسانه‌های رسمی بهائی که وابسته به تشکیلات اصلی هستند، این‌ها هیچ کدام، فعالیت آشکاری را در این زمینه انجام نمی‌دهند، اما به صورت ضمنی آن را تایید می‌کنند.

ماکس وبر در تحلیل اقتدار کاریزماتیک می‌گوید که در فرقه‌ها اطاعت از بالا همیشه آشکار نیست، سکوت رهبر یا اشاره غیر مستقیم هم می‌تواند مانند یک دستور عمل کند.

در دی ماه یک هزار و چهارصد و چهار هم دقیقا این الگو را ما از نهاد رسمی فرقه می‌بینیم. یعنی نهادهای رسمی بهائی و اینترنشنال کامیونتی و بی آی سی ظاهرا سکوت اختیار کردند؛ یعنی تشکیلات بهائیت چیزی نمی‌گوید و سکوت می‌کند و حرفی نمی‌زند.

اما در تاریخ هفتم دی ماه یعنی یک روز قبل از اینکه به اصطلاح اعتراضات بازاریان شروع بشود، یک دستورالعملی از سایت ضیافت نوزده روزه منتشر می‌شود که تاکید دارد، بر حفظ وحدت امر الهی؛ یعنی بهائیان باید وحدت خودشان را با همدیگر حفظ کنند. یکپارچگی فرقه‌ای خودشان را حفظ کنند و هوشیاری دائمی دوستان باید وجود داشته باشد.

این همزمانی از نظر جامعه‌شناسی دین، یک نمونه از اطاعت غیر رسمی و انکارپذیری تشکیلاتی است؛ یعنی بدنه فرقه مجاز به اقدام می‌شود، اما راس تشکیلات خودش رو قابل مواخذه نمی‌داند و سعی می‌کند، از این قضیه بگریزد.

یکی دیگر از به اصطلاح نظریاتی که وجود دارد، در رابطه با فرقه‌ها و نظریه‌پرداز‌هایی که در موضوع جامعه‌شناسی دین مثل برایان ویلسون و دیگران در این زمینه نظریه‌پردازی کردند، می‌گویند این است که  فرقه‌ها در شرایط تنش اجتماعی یا به انزوا پناه می‌برند یا به اعتراض فعال روی می‌آورند.

بر پایه گزارشی که ما تهیه کردیم، بهائیت، در دی ماه چهارصد و چهار مسیر دوم را برمی‌گزیند و در فضای اجتماعی، فضای شبکه‌های اجتماعی و داخل برنامه‌های مختلف از جمله در برنامه ایکس (توییتر سابق)، اینستاگرام، تلگرام و… کاربران بهائی از حد ابراز نظر مذهبی به شدت فراتر رفتند؛ یعنی دیگر اینجا ما شاهد نیستیم که بهائیان بیان گزاره‌های اعتقادی خودشان را مطرح کنند و بحث‌های مذهبی خودشان را مطرح کنند.

اینجا عمدتا در مقام کنشگران سیاسی و رسانه‌ای فعال دیده می‌شوند. رفتار آن‌ها نشان می‌دهد که تشکیلات بهائی تلاش می‌کند، اعتراضات صنفی محدود بازاریان را یک بحران سیاسی اجتماعی نشان دهد و بعد وارد میدان می‌شوند و اقدام می‌کنند، به ساخت معنا و مهندسی روایت.

جنبش‌های این‌چنینی برای بسیج موثر بین تجارب پراکنده‌ای که بین مردم وجود دارد، وارد می‌شوند  و یک روایت کلان و معنادار می‌سازند و در داده‌های رصد شده‌ای هم که ما داریم، دقیقا همین پدیده قابل ارائه است.

کاربران بهائی و رسانه‌های همسوی با بهائیت به طور منظم، اعتراضات چهارصد و چهار را با دی ماه نود و شش و ناآرامی‌های چهارصد و یک پیوند می‌زنند و تلاش می‌کنند که این مسئله را و این ناآرامی‌ها را بخشی از یک روند تاریخی مبارزه با جمهوری اسلامی ایران نشان بدهند و جلوه بیشتر دهند. به بیان دیگر، با استفاده از ابزار رسانه‌ای یک تداوم بحران تاریخی ساخته می‌شود، نه انعکاس واقعیت.

در بخش دیگر، این‌ها می‌آیند و به اصطلاح این کنش سیاسی خود را تقدس‌بخشی یا در واقع این کنش سیاسی رو قدسی می‌کنند.

وقتی که این کنش سیاسی، قدسی می‌شود، کار یک خرده متفاوت خواهد شد. این نوع معنویت‌گرایی سیاسی که فرقه از خودش نشان می‌دهد، اعتراض را از مطالبه اجتماعی به سطح تکلیف دینی ارتقا می‌دهد و طبیعتا این وقتی تکلیف دینی می‌شود، زمینه هم برای رادیکال شدن رفتار فراهم خواهد شد.

اینجا مثلا شما نگاه کنید به نهایت که می‌آیند و مدعی می‌شوند، ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم و اصل اولیه در تشکیلات بهائی این است که در کشورهای مختلف اطاعت از دولت را به عنوان اصل بپذیرند و تابع دستورات دولت باشند. حتی در یک متنی از عبدالبها هست که حکومت‌های ستمگر رو هم شما بایستی اطاعت کنید.

اینجا ناگهان کاملا موضع تغییر می‌کند و یعنی اطاعت از حکومت‌ها که یک امر قدسی بود قبلا، این نافرمانی جای آن را می‌گیرد و این تضاد و تناقض نشان‌دهنده ناراست‌کرداری این جریان است.

در بخش پایانی بحث ما که یافته‌های تجربی و رفتارشناسی کاربران بهائی را مورد مطالعه قرار می‌دهد، داده‌های استخراج شده از گزارش‌های میدانی بنیان عینی بحث ما هستن که خدمتتان عرض می‌کنم.

در نهادهای رسمی بهائیت، ما می‌بینیم که یک سکوت رسمی داریم و یک تحرک غیررسمی؛ یعنی نهادهای رسمی سکوت کردند و چیزی نمی‌گویند و کاربران بهائی در شبکه‌ها فعال شدند و در روز هفدهم دی ماه پیام‌هایی از منابع غیر رسمی فرقه با مضامینی مثل اجازه شرکت در آشوب‌ها منتشر می‌شود.

این در واقع همان الگوی سکوت برای انکار و تحرک برای اثرگذاری است؛ یعنی اون جایی که می‌تواند متهم بشود، ساکت است اما بخش‌های غیر پاسخگو شروع می‌کنند، به ارائه داده‌هایی که مخاطب بهائی از آن‌ها تحرک و ورود به میدان را دریافت می‌کند.

[۱]. بهائیان خودشان را در جامعه فرقه‌ای خود با عنوان «احبا» می‌شناسند.

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید