کد خبر:18878
پ
بنیاد تسلیمی؛ حلقه پنهان میان پول، دانشگاه و شبکه‌های ضدایرانی؟
بهائیت در ایران:

بنیاد تسلیمی؛ حلقه پنهان میان پول، دانشگاه و شبکه‌های ضدایرانی؟

سانتامونیکای کالیفرنیا، بنیادی فعالیت می‌کند که نام آن در سال‌های اخیر در کنار برخی پروژه‌های مرتبط با ایران، دانشگاه‌های آمریکایی و جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی مطرح شده است: «بنیاد تسلیمی». بررسی ارتباطات این بنیاد، پرسش‌های مهمی را درباره نقش مؤسسات مالی وابسته یا نزدیک به جوامع هویتی در شکل‌دهی به جریان‌های فکری و سیاسی ایجاد […]

سانتامونیکای کالیفرنیا، بنیادی فعالیت می‌کند که نام آن در سال‌های اخیر در کنار برخی پروژه‌های مرتبط با ایران، دانشگاه‌های آمریکایی و جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی مطرح شده است: «بنیاد تسلیمی».

بررسی ارتباطات این بنیاد، پرسش‌های مهمی را درباره نقش مؤسسات مالی وابسته یا نزدیک به جوامع هویتی در شکل‌دهی به جریان‌های فکری و سیاسی ایجاد می‌کند. اسنادی درباره حمایت مالی بنیاد تسلیمی از برخی پروژه‌های مرتبط با مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد و دیگر فعالیت‌های فکری منتشر شده که نشان می‌دهد این بنیاد صرفاً یک مجموعه خیریه معمولی نیست و در حوزه تولید گفتمان درباره ایران نیز حضور دارد.

اما پرسش اصلی اینجاست: پشت این حمایت‌های مالی چه ساختاری قرار دارد؟

نخستین نکته، جایگاه بنیاد تسلیمی در ساختار جامعه بهائی است. این بنیاد در زمره مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی معرفی می‌شود؛ مفهومی که در ساختار بهائی صرفاً یک عنوان ساده نیست. بهائیت برخلاف بسیاری از سنت‌های دینی، دارای یک نظام اداری جهانی و متمرکز است و اصل «عهد و میثاق» یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ انسجام تشکیلاتی آن به شمار می‌رود.

از همین رو، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین مؤسساتی را می‌توان صرفاً مجموعه‌هایی کاملاً مستقل و جدا از فضای تشکیلاتی بهائی دانست؟ یا باید آن‌ها را در چارچوب گسترده‌تر شبکه اجتماعی، فرهنگی و هویتی بهائیت تحلیل کرد؟

اگر جامعه بهائی همواره بر «عدم مداخله در سیاست» تأکید می‌کند، حمایت مالی از پروژه‌هایی که در حوزه ایران‌شناسی، رسانه و گفتمان سیاسی فعال‌اند، نیازمند بررسی دقیق‌تری است. مرز میان فعالیت فرهنگی، دانشگاهی و اثرگذاری سیاسی، در چنین مواردی موضوع اصلی بحث است.

در سوی دیگر این ماجرا، برنامه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد با مدیریت عباس میلانی قرار دارد؛ پروژه‌ای که به یکی از مراکز شناخته‌شده تولید روایت‌های فکری درباره ایران تبدیل شده است. حمایت مالی بنیادهایی مانند تسلیمی از چنین پروژه‌هایی، این سؤال را ایجاد می‌کند که چگونه منابع مالی خصوصی می‌توانند از مسیر دانشگاه، به سرمایه نمادین و اعتبار اجتماعی تبدیل شوند.

در همین میدان، نام برخی فعالان رسانه‌ای مخالف جمهوری اسلامی نیز دیده می‌شود؛ چهره‌هایی که با ادبیات تند سیاسی علیه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند و از همین فضای رسانه‌ای و دانشگاهی بهره می‌برند.

سؤال نهایی این است: چه وجه اشتراکی میان جریان‌هایی با پیشینه‌های کاملاً متفاوت وجود دارد؟ از چپ‌گرایان سابق و گروه‌های قومی-سیاسی گرفته تا فعالان سکولار، دانشگاهیان و جامعه بهائی؛ گروه‌هایی که از نظر فکری تفاوت‌های جدی دارند، اما در برخی موضوعات مربوط به ایران در یک میدان مشترک قرار می‌گیرند.

پاسخ این پرسش را باید در بررسی شبکه‌های ارتباطی، منابع مالی، منافع مشترک و سازوکارهای تولید گفتمان جست‌وجو کرد؛ زیرا در سیاست معاصر، همیشه اشتراک ایدئولوژیک نیست که ائتلاف ایجاد می‌کند، گاهی اشتراک در هدف یا میدان عمل، گروه‌های متفاوت را کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

 

منبع: فرقه نیوز

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید