تروریسم سیاسی در تاریخ معاصر ایران از اواسط دهه ۱۸۴۰م / ۱۲۶۰ق. با بابیگری آغاز شد و چنان با بابیگری پیوند خورد که در دوران متاخر قاجار نام «بابی» و «تروریست» مترادف بود.
میدانیم که بابیها ترور امیرکبیر را طراحی کردند و در ۲۸ شوال ۱۲۶۸ق / ۱۵ اوت ۱۸۵۲م به ترور نافرجام ناصرالدین شاه دست زدند که به دستگیری گروهی از ایشان انجامید. از آن پس این رویه در ایران تداوم یافت و بهویژه در دوران انقلاب مشروطه و پس از آن اوج گرفت.
فعالیتهاتی تروریستی دوران انقلاب مشروطه و پس از آن با نام سردار محیی (عبدالحسین خان معزالسلطان)، احسانالله خان دوستدار، اسدالله خان ابوالفتح زاده، ابراهیمخان منشیزاده، محمدنظرخان مشکاتالممالک پیوند دارد.
ابوالفتحزاده و منشیزاده و مشکاتالممالک عضو فرقه بهائی بودند. ابوالحسن علوی، پدر «بزرگ علوی»، مینویسد:
«ابوالفتح زاده در حدود سال ۱۳۲۸ ش. سفر کوتاهی به اروپا کرد و بعد از مراجعت در سال ۱۳۲۹ش، که مسیو مرنارد بلژیکی، رئیس خزانهداری گردید، او مامور مالیت ساوجبلاغ و شهریار گردید و بعد از مدت کمی بهواسطه بدرفتاری با رعايا معزول شد و در همین موقع بود که معلوم شد که او جزو بهائیها شده است و شب و روز را برای پیشرفت آن دسته کار میکند.»[۱]
این سه نفر با حیدر عمو اوغلی تروریست معروف قفقازی رابطه و همکاری نزدیک داشتند. به نظر من دیدگاه کسانی که حیدر عمو اوغلی را به عنوان رهبر تروریسم دوران مشروطه معرفی کردهاند به کلی نادرست است. به عکس، حیدر عمو اوغلی در زیر نظر ابوالفتحزاده و منشیزاده و مشکات الممالک، با هدایت و دستور ایشان کار میکرد.
فعالیتهای مخفی اسدالله خان ابوالفتح زاده، سرتیپ فوج قزاق و ابراهیمخان منشیزاده، سرتیپ فوج قزاق و محمدنظرخان مشكات الممالک از سال ۱۳۲۳ق و با عضویت در انجمن مخفی معروف به بینالطلوعین آغاز شد که جلسات آن در خانه ابراهیم حکیمی (حکیم الملک)، نخستوزیر بعدی دوران پهلوی برگزار میشد و بسیاری از اعضای آن بابی ازلی و تعدادی بهائی بودند. این همان نکتهای است که آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی بسیار دیر (۵ سال بعد) متوجه شدند و مازندرانی در نامه ۲۹ جمادی الثانی ۱۳۲۸ ق به حاجی محمدعلی بادامچی به آن اشاره کرد.
عضویت در این انجمن و فعالیتهای بعدی ابوالفتحزاده و منشیزاده و مشکات الممالک (بهائی) و ازلیهایی که عضو انجمن بینالطلوعین بودند را باید بخشی از عملکرد شبکه توطئهگر وابسته به اردشیر ریپورتر ارزیابی کرد و به این دلیل حضور اعضای دو فرقه متعارض ازلی و بهائی در آن کمیته قابل توضیح است.
باید اضافه کنم که اعضای این انجمن اعم از ازلی و بهائی، پس از تاسیس سازمان ماسونی از بیداری ایران (۱۳۲۵ق / ۱۹۰۷م) به آن پیوستند. برای مثال، مشکات الممالک صندوقدار لژ بیداری ایران بود.
از ذیقعده سال ۱۳۲۳ ق این فعالیتها با عضویت اسدالله خان ابوالفتحزاده و برادرش سيفالله خان و ابراهیمخان منشیزاده در انجمن مخفی دوم تداوم یافت. در این انجمن سید محمد صادق طباطبایی (پسر آیت الله سیدمحمد طباطبایی)، شیخ مهدی (پسر آیتالله شیخ فضلالله نوری) عضویت داشتند .
در همین زمان گرایشهای تروریستی برخی از اعضای این انجمن کاملاً مشهود بود. برای مثال در یکی از جلسات انجمن مسئله قتل آیتالله سید عبدالله بهبهانی مطرح شد که با مخالفت سید محمدصادق طباطبایی مواجه گردید. اندکی بعد، جمشید جمشیدیان (دوست صمیمی و محرم اردشیر ریپورتر) به عضویت این انجمن درآمدند.
گروه تروریستی فوق سرانجام شکل نهایی خود را یافت و به عملیات آشوبگرانه و تفرقهافکنانهای چون ترور نافرجام شیخ فضل الله نوری (۱۶ ذیحجه ۱۳۲۶ق) دست زد. عامل این ترور «کریم دواتگر» بود که دستگیر شد. در این رابطه افراد دیگری نیز دستگیر شدند؛ یکی از ایشان میرزا محمد نجات خراسانی، عضو فرقه بهائی بود که به ارتباط با سفارت انگلیس به عنوان شخصیتی فاسد شهرت داشت داشت. «نجات» نیز عضو کمیته بین الطلوعین بود.
به گفته تقیزاده، «اسمارت» نماینده سفارت انگلیس در جلسات بازجویی از محمد نجات شرکت میکرد و مواظب بود که نتوانند به میرزا محمد زور بگویند.
طبق گزارش ۱۵ ژانویه «سر ادوارد گری» وزیر خارجه انگلیس در جریان این بازجوئیها، کریم دواتگر تلویحا حسینقلی خان نواب، برادر عباس قلیخان ،کارمند سفارت انگلیس را به ترور مربوط کرد. حسینقلی خان نواب نیز از نزدیکان و محارم اردشیر ریپورتر، رئیس شبکه اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در ایران بود.
ابوالفتحزاده و برادرانش و سایر اعضای این گروه تروریست و آشوبگر از جمله کریم دواتگر در روستای قلهک مستقر شدند که در آن زمان در ملکیت سفارت انگلیس بود و دولت ایران بر آن نظارت نداشت. در اول جمادی الثاني ۱۳۲۷ق. ابوالفتحزاده و منشیزاده بههمراه زینالعابدین خان مستعانالملک گروه تروریستی جدیدی تشکیل دادند؛ موسوم به کمیته «جهانگیر». ابوالفتحزاده و مستعان الملک و میرزا محمد نجات از جمله اعضای محکمه انقلابی بودند که حکم مرگ شیخ فضلالله نوری را صادر کردند. دادستان این محکمه شیخ ابراهیم زنجانی بود که تحت تاثیر میرزامهدی خان غفاری کاشی (وزیر همایون) عضو فرقه بهائی قرار داشت.
در رجب سال ۱۳۲۸ ق. حادثه قتل سید عبدالله بهبهانی رخ داد که عاملین آن وابستگان شبکه تروریستی ابوالفتحزاده و منشیزاده بودند. یکی از ضاربین بهبهانی فردی بهنام حسینالله بود که بعدها با ابوالفتحزاده و منشیزاده و مشكات الممالک در کمیته مجازات همکاری کرد. پس از این واقعه ابوالفتحزاده به اروپا گریخت، مدتی بعد به ایران بازگشت و به عنوان متصدی گردآوری مالیات منطقه ساوجبلاغ و شهریار منصوب و اندکی بعد معزول شد. چنانکه گفتیم ابوالحسن علوی این عزل را به دلیل تبلیغات بهائیگری ابوالفتحزاده میداند.
منبع: مجید مهدوی، سرزمین تاریکی؛ نقدی بر عملکرد بهائیت، صص ۱۳۵- ۱۳۹
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com
[۱]. ابوالحسن علوی، رجال عصر مشروطیت، تهران: اساطیر، ۱۳۶۳، ص۱۶





