تعامل و پیوند دوسویه سران صهیونیسم و بهائیان نشان از اهمیت روابط آنهاست. حال اگر این دیدار توسط رجال طراز اول اسرائیلی با سران بهائیت یا مرکز بهائیان یا شرکت در مراسم تشییع سران بهائیت باشد، بیش از پیش دلیلی بر وجود علایق مشترک و روابط صمیمانه بین این دو فرقه و اهمیت بهائیت برای صهیونیستها میباشد. در حقیقت کیفیت تعامل رجال سیاسی صهیونیسم و بهائیت، میزان اهمیت روابط و وابستگی آنها را نشان می دهد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا پناهگاه رسمی و جولانگاه آشکار این فرقه شد. همچنین هر یک از رؤسای جمهور آمریکا به فراخور خود در مناسبتهای مختلف به حمایت از بهائیان پرداختهاند. به عنوان مثال «لیندن جانسون» رئیسجمهور صهیونیستی آمریکا در پیامی به محفل ملی آمریکا به مناسبت جشن صدمین سال اعلان عمومی امر پس از تبریک آنها را مورد تفقد و مهربانی قرار داده و میگوید: «هدف شما با هدف آمریکا یکی است.» یا «جرج بوش» در سال ۱۳۷۱ به مناسبت صدمین سالگرد مرگ بهاء در پیامی مبنی بر حمایت از بهائیان به دومین کنگره جهانی بهائیت نام ایران را در فهرست سیاه لطمه زدن به حقوق بهائیان قرار میدهد.
رؤسای جمهور اسرائیل و رجال مهم سیاسی نیز در مصاحبهها و بازدیدهای مختلفی که از مراکز و مراسم بهائیان داشتهاند بارها حمایت خود را از بهائیان اعلام کرده اند.
به گزارش جراید رئیس مجلس اسرائیل (۱۴/۴/۱۳۷۷) از مرکز بهائیت در حیفا دیدار و ضمن حمایت از فعالیتهای فرقه، خواستار آزادی عمل بیشتر آنها در ایران شد. شایان ذکر است، در قسمتی از نامه هیئت بینالمللی حیفا، خطاب به محفل روحانی ملی بهائیان ایران در تاریخ اول ژانویه ١٩٥٢م چنین آمده:
«… این مسئله بسیار جالب توجه و مهم است که هر قدر اشخاص در دوایر دولتی مقامشان بالاتر است حس ادب و احترام و اطاعت ایشان نسبت به امر بیشتر است. به همین طریق مقامات عالیه در انجام امور نظر مساعدتری داشته و در موارد لازم از کمک مضایقه نمینمایند.»[۱]
کمکهای دولتمردان صهیونیستی برای بسط و گسترش اماکن و تشکیلات بهائیت و پذیرفتن آنها بهعنوان یک دیانت آسمانی نمونهای دیگر از حمایتهای مستقیم از بهائیان میباشد.
آنچه در ادامه می خوانید
الف) ملاقات رجال طراز اول صهیونیسم با بهائیان
طبق اسناد خود بهائیان، سالها قبل از تشکیل دولت اسرائیل یکی از بزرگان صهیونی ارادت خود را در ملاقاتهایی با بهاءالله و عبدالبهاء نشان داده تا آنجا که به گفته آن منبع به حقانیت بهائیت پیبرده و بهائی میشود.
محمدعلی فیضی – نویسنده بهائی – چنین میگوید:
«از جمله نفوس مهمهای که به شرف زیارت «هیکل مبارک»، در این شهر [عکا] نایل گردید و این تشرف مبدأ محبت و ارادت او نسبت به «امر مبارک» واقع شد، «پروفسور آرمینوس وامبری» بود که اصلاً از نژاد اسرائیل و در اکثر زبانهای شرقی مانند فارسی و عربی و ترکی ماهر و استاد بود و به بسیاری از ممالک شرق در لباس جهانگردی مسافرت نمود و در ایام سجن در «عکا»، حضرت بهاءالله را از دور زیارت کرده و با همه طبقات و رؤسای مذاهب معاشرت داشته و بسیاری از عقاید و ادیان را مورد مطالعه و دقت قرار داده بود.
این شخص چون مریض بود، خود «هیکل مبارک» به دیدن مشارالیه تشریف بردند و او تا آن وقت به هیچ یک از ادیان معتقد نشده بود و چون بیانات مبارک را درباره تعالیم عالیه امر و وحدت حقیقت و اصول شرایع الهیه شنید تغییر حالت داده و با نهایت خضوع و اعتقاد به ترویج تعالیم مبارک، قیام نمود و مکرر به زیارت هیکل مبارک و استماع بیانات مبارک نایل گشت و در هر دفعه به خلوص و اعتقاد او افزوده میشد و دفعه دیگر حضرت عبدالبهاء به منزل او تشریف برد و این فیلسوف دانشمند بیش از پیش مراتب خضوع و خشوع خود را ظاهر ساخته و در اهمیت تعالیم مبارکه ناطق بود.»[۲]
پس از اشغال نظامی فلسطین توسط ارتش انگلیس و دوران قیمومت آن کشور عناصر صهیونیستی با عباس افندی و خانواده وی دیدارهایی داشتند.
بن زوی – از فعالان صهیونیسم – به ملاقاتش با عباس افندی حدود ٤٠ سال قبل از تأسیس اسرائیل تصریح دارد که نشاندهنده عمق روابط میان سران بهائیت و صهیونیستهاست. او بعدها نیز دیداری با شوقی در مراکز بهائی داشته است.
شخص دیگری که ارتباطات نزدیکی با عبدالبهاء و پس از او با شوقی افندی داشته و ملاقاتهای زیادی بین آنها صورت گرفته «سر هربرت ساموئل» یهودی، نخستین کمیسر عالی فلسطین و از فعالان صهیونیسم میباشد که میان او و عباس افندی دوستی و همکاری نزدیکی وجود داشته و در اوایل حکومت وی در فلسطین بود که دربار بریتانیا عنوان «سر» را به عبدالبهاء اعطا کرد.
شوقی افندی نیز در جریان مخاصمه بین او و ناقضین نامهای از لندن به ساموئل مینویسد و از او کمک میخواهد در آخر نامه به او میگوید: «… هر وقت به بيتالمقدس تشریف فرما شدید، جای بسی خوشوقتی خواهد بود اگر به دیدار شما نائل شوم.» ساموئل نیز جواب نامه او را داده و بالاخره این غائله با وساطت و حمایت ساموئل به نفع شوقی تمام میشود.[۳]
یکی دیگر از عناصر صهیونیستی «سر رونالد استورز» میباشد که پیوند عمیقی با صهیونیست داشت. وی پس از اشغال قدس توسط انگلیسیها و یهود، در اواخر جنگ جهانی اول خود را یک صهیونیست معتقد میشمرد.
آن گونه که خود استورز در خاطراتش شرح داده سابقه آشنایی وی با عباس افندی به آغاز قرن بیستم بر میگردد. نخستین بار که با عباس افندی ملاقات کرد، سال ۱۹۰۰ بود که قصد عزیمت از سوریه به قاهره جهت تصدی مقام دبیر شرقی سفارت انگلیس در مصر را داشت.
در این دیدار که در عکا رخ داد، به قول خودش، ساعت خوشی را با عباس افندی که آن زمان در حصر قرار داشت گذراند و بعداً نزد «لرد کیچنر» از او تعریف کرد. حدود بیست سال بعد که ژنرال آلنبی بر شامات دست یافت و استورز را مأمور تأسیس حکومت حیفا و توابع آن نمود، مجدداً فرصت دیدار با پیشوای بهائیان را یافت و به نوشته خود همان روزی که وارد حیفا شد، نزد عباس افندی رفت و پس از آن هم هر موقع که به حیفا میرفت، از رفتن نزد وی دریغ نمیکرد.
عباس افندی یکی دو نمونه از خطوط خود را نیز همراه عکسی امضا شده از خویش و خطی از مشکینقلم، خطّاط بهائی به او داده بود که بعداً در حادثه حریقی در قبرس از بین رفت.[۴]
ملاقات «بن گورین»، رئیسجمهور اسرائیل با شوقی افندی، «موششارت» نخست وزیر اسرائیل، «زلمان شازار» رئیس جمهور اسرائیل و بسیاری از دولتمردان و رجال سیاسی صهیون از سران بهائیت جزء مدارک و اسناد خود بهائیان میباشد.
ب) بازدید از مراکز و شرکت در مراسمهای بهائیان
بسیاری از بزرگان صهیونیستی و دولتمردان رژیم اشغالگر قدس، در مناسبتهای مختلف از مراکز بهائیان دیدار کرده و یا در مراسم آنها شرکت نمودهاند که نشان از اهمیت بهائیت برای آنها و اتحاد با آنهاست.
در ژانویه ١٩٥٤م رئیس و نایب رئیس و منشی کل هیئت بینالمللی بهائی برای عرض تبریک تقاضای شرفیابی به حضور رئیسجمهور را نمودند. رئیسجمهور اسرائیل نیز در اول ماه فوریه اعضای عامله ی هیئت را به حضور پذیرفت. در ضمن این ملاقات رئیسجمهور اظهار تمایل نمود تا ضمن ملاقات با شوقی افندی از مرکز بهائیت نیز دیدار کند که شوقی صمیمانه از او دعوت کرد.[۵]
به این ترتیب زمینه دیدار رئیسجمهور رژیم صهیونیستی از اماکن بهائی فراهم آمد. به نوشته نشریه رسمی بهائیان ایران سرانجام در تحقق این وعده، روز دوشنبه ۲۶ آوریل ۱۹۵۴ بن زودی، رئیسجمهور اسرائیل و همسرش از مراکز و مراقد بهائیان در اسرائیل دیدار کردند.[۶]
دیدارهای سران رژیم صهیونیستی و بهائی که نقش مهمی در تسهیل و گسترش فعالیتهای فرقه دارد، به همین محدود نشده ده سال بعد در روز ۱۸/۱/١٣٤٣ زلمان شازار، رئیسجمهور بعدی اسرائیل نیز در رأس هیئتی از مراکز بهائیان در حیفا دیدار کرد.
مشروح این دیدار و تعابیری که بهائیان برای گزارش آن انتخاب کردهاند، میزان علایق طرفین به یکدیگر را نشان میدهد. شرح این ملاقات به نقل از نشریه رسمی بهائیان ایران خواندنی است:
«حضرت ژالمان شازار رئیسجمهور اسرائیل به اتفاق خانمشان و شهردار حيفا و خانمش و جمعی دیگر از اولیای امور کشور اسرائیل در تاریخ هفتم آوریل ١٩٦٤ از مرکز عالم بهائی به طور رسمی دیدن کردند.
حضرت رئیسجمهور و همراهان از طرف اعضای بیتالعدل استقبال شده… و به این مناسبت حضرت رئیس جمهور تحیات و ادعیه خالصانه خود را برای عموم احبا بهائیان در سراسر عالم ابلاغ نمودند و چندی بعد به یادبود این دیدار یک آلبوم عکس… به مشار إليه هدیه گردید… .
حضرت رئیسجمهور پس از دریافت این هدیه در ضمن نامهای تشکرات قلبی خود را اظهار و مجدداً پیام دوستی و حسن نیت خود را برای جامعه جهانی بهائی فرستادند.»[۷]
حضور رجال صهیونیستی در مراسمهای مختلف بهائیان نیز چشمگیر است. برای مثال در روز سهشنبه ۱/۳/۱۳۸۰ در سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص)، سران رژیم صهیونیستی به مناسبت افتتاح ساختمانی عظیم ۲۵۰ میلیون دلاری در ارتفاع «کرمل» به عنوان پایگاه جهانی بهائیت، جشن گرفتند.
ساخت این مجموعه ۲۵۰ میلیون دلاری با حمایت مستقیم اسحاق رابین نخستوزیر وقت اسرائیل از ۱۳۷۲ آغاز شده بود.
نکته قابل توجه دعوت گسترده از خبرگزاران رادیو تلویزیونهای جهان برای پوشش خبری این مراسم بود. ارکستر سمفونیک اسرائیل در این مراسم حاضران را که در میان آنها مسئولان سیاسی، اقتصادی و امنیتی صهیونیستها و حتی برخی چهرههای شناختهشده بهائیت در آمریکا و اروپا نیز دیده میشدند، جهت دعا و نیایش همراهی میکرد.
از جمله محورهایی که گردانندگان مراسم خواستار نشر آن از طریق خبرنگاران بودند، این مطلب بود: «دولت اسرائیل با نهایت افتخار میتواند میزبان همه بهائیان جهان، علىالخصوص بهائیان ساکن در کشورهای اسلامی باشد.»[۸]
همچنین یک ضیافت رسمی در اورشلیم از جانب مرکز روحانی جامعه بهائی و با حضور بیش از دویست تن از شخصیتهای اجتماعی، دینی، علمی و سیاسی اسرائیل، بلند پایگان ادیان شناختهشده در اسرائیل و شخصیتهای عربی در یکی از زیباترین هتلهای پایتخت اسرائیل برگزار گردید.
پرزیدنت پرس که همیشه در طول سالهای خدمات اجتماعی خود به نیازهای مرکز جهانی بهائیت در حیفا و اماکن دیگر توجه ویژه نشان داده بود، در پیامی که برای جشن نوروزی بهائیان فرستاد به این دوستی اشاره کرد و پیوستن اماکن مقدس بهائی به فهرست میراث فرهنگی جهانی را شادباش گفت.
«ایهود اولمرت» نخستوزیر، نیز پیامی برای این همایش نوروزی فرستاد و سال نو را به جامعه بهائیان سراسر جهان شادباش گفت و از مناسبات همکاری بین مرکز جهانی بهائی و کشور اسرائیل که بر اصول احترام متقابل استوار است، ابراز خشنودی کرد.
«مئیر شیتریت»، وزیر کشور که میهمان برجسته جشن نوروزی ۲۳ مارس ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) بود، در سخنرانی خود گفت: «اسرائیل متعهد است، آزادی همه ادیان را حفظ کند و بهائیان از این قاعده مستثنا نیستند و آنها نیز همانند دیگر ادیان و فرقههای مسیحی و اسلامی و ادیان دیگر از آزادی کامل برخوردارند و مورد حمایت قرار می گیرند.»[۹]
همچنین به گزارش نشریه رسمی بهائیان ایران، در ماه جولای ۱۹۶۰ تیرماه (۱۳۳۹ش) تعداد هفده هزار نفر از ساختمان بهائیان در آمریکا بازدید کردند. در این گزارش بهعنوان چهرههای سرشناس بازدیدکننده از «موشه انتریونی» ساکن اسرائیل و نماینده دولت اسرائیل برای شرکت در یک کمیته اداری نیز نامبرده میشود.
در شهریور ۱۳۸۲، شارون، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و قصاب صبرا و شتیلا، در سفرِ هند از مرکز بهائیان در دهلی نیلوفر آبی دیدار کرد.
بهائیان آمریکا برای غرس نوعی گل سرخ به نام «ماریان آندرسون» در محوطه ساختمان مرکزی خود در آن کشور مراسمی برگزار کردند. در این مراسم جمعی از شخصیتها از جمله جاکوب بارموره، ژنرال کنسول اسرائیل حضور داشت و به ایراد سخن پرداخت.
آقای بارمور در ضمن بیانات خود آرزو کرد که گل سرخ ماریان اندرسون به زودی در مقامات مقدسه بهائی در جبل کرمل نیز که شهرت جهانی یافتهاند، غرس شود.[۱۰]
در ابتدای سال ۱۳۹۰ ش نیز بازسازی معبد طلایی بهائیها در شهر حیفا در شمال اسرائیل با دهها میلیون دلار هزینه به اتمام رسید و سرانجام پس از سه سال افتتاح شد.
پایگاه خبری اسرائیلی ریاست گزارش کرد که مراسم افتتاح ساختمان «باب» در هتل کولونی در حیفا در خیابان بن گوریون و با حضور مقامهای رسمی، دینی و سیاسی و شماری از پیروان بهائیت که از نقاط مختلف وارد خاک فلسطین اشغالی شده بودند برگزار گردید.
این پایگاه خبری به نام و هویت مقامات سیاسی اسرائیلی که در این مراسم حضور پیدا کردند، اشارهای ننمود. «ایونا یاهف»، شهردار حیفا، با حضور در این مراسم، این مناسبت را به پیروان این فرقه ضاله تبریک گفت و افزود: «گنبد معبد از آثار مهم شهر حيفا و نماد این شهر خواهد بود.»
در بسیاری از مراسم بهائیان مأموران عالی رتبه و دولتمردان کشورهای دیگر مثل آمریکا، انگلیس، اوگاندا و کشورهای دیگر شرکت میکنند. ملکه انگلستان نیز در بسیاری از مراسمها نماینده ویژه خود را میفرستد.
ج) همدردی، تسلیت و شرکت در مراسم تشییع رهبران بهائیت
- عباس افندی
پس از مرگ عباس افندی (۱۳۰۰ش) مأموران سفارتخانهها و کنسولگریهای انگلستان در کشورهای خاورمیانه با بهائیان اظهار همدردی و خود را در عزای بهائیان شریک دانسته و با صدور تلگرافات و ارسال نامههایی تسلیت خویش را ابلاغ داشتند و نسبت به این مرگ اظهار تأسف و همدردی کردند.
شوقی افندی در کتاب «قرن بدیع» مینویسد:
وزیر مستعمرات حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان، «مستر وینستون چرچیل» به مجرد انتشار این خبر پیامی تلگرافی به مندوب سامی فلسطین «سر هربرت ساموئل» صادر و از معظمله تقاضا نمود، مراتب همدردی و تسلیت حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان را به جامعه بهائی ابلاغ نماید.
مندوب سامی مصر کمیسر عالی مصر و «ایکونت آلنبی» [همان کسی که از طرف دولت انگلستان مأمور اعطای لقب سر به عبدالبهاء بود.] نیز مراتب تعزیت و تسلیت خویش را به وسیله مندوب سامی فلسطین بدین مضمون اعلام نمود: به بازماندگان فقید سر عبدالبهاء عباس افندی و جامعه بهائی تسلیت صمیمانه مرا به مناسبت فقدان قائد جليلالقدرشان ابلاغ نمایید.»[۱۱]
آواره – مستبصر بهائی و آیتی بعدی – در كتاب كواكب الدرية في مآثر البهائية به شرکت ساموئل با اجزاء و حواشی خود و نیز حاکم مقاطعه فينيقيا حضرت مستر سایمس و قونسولهای دول و رؤسای روحانی از عموم طوایف اسلام و مسیحی و اسرائیلی در تشییع جنازه عباس افندی تصریح دارد.
به گزارش نشریه بهائیان اخبار امری، ساموئل، شب پیش از مراسم با اتومبیل از اورشلیم به حیفا آمده بود تا در تشییع جنازه شرکت کند.
دکتر فلوریان کروگ – پزشک بهائی آمریکایی – که در مراسم تشییع جنازه حضور داشته در نامه مورّخ هشتم ژانویه ی ۱۹۲۲ مینویسد:
«مراسم تشییع جنازه روز سهشنبه برگزار شد و بیش از پنج هزار از جمله کلیه رجال برجسته مانند سر هربرت ساموئل – کمیسر عالی فلسطین و حاکم اورشلیم – سر رونالد استورز و کارمندان ایشان که شب قبل با اتومبیل از اورشلیم به حیفا آمده بودند، حاکم حیفا و سایرین در تشییع جنازه شرکت کردند.»[۱۲]
اخبار امری ضمن نقل این مطلب میافزاید که پس از انتقال جنازه به آرامگاه نعش عباس افندی را بر روی میزی قرار دادند و رجال دینی حیفا (اعم از مسیحی، یهودی و مسلمان) به اظهار تسلیت پرداختند.
سپس ساموئل، قدم پیش نهاد و با نهایت احترام و تعظیم در حالی که رو به مرقد باب داشت، در کنار جنازه بایستاد و آخرین تودیع خویش را نسبت به هیکل اقدس به عمل آورد و سایر اجزاء حکومت نیز به همین قرار اظهار ادب و احترام نمودند… .»[۱۳]
سر رونالد استورز نیز به همراه ساموئل در تشییع جنازه ی عباس افندی شرکت جست. او در خاطره خود میگوید:
«آخرین مراتب خضوع و احترام خود را با قلبی محزون در پیشگاه آن حضرت در سال ۱۹۲۱ یعنی در موقعی که به اتفاق سر هربرت ساموئیل در تشییع جنازه ایشان شرکت داشتم تقدیم نمودم. ما در رأس مشایعین که جمعیتی مرکب از کلیه مذاهب و ادیان بود. سراشیبی کوه کرمل را با قدم آهسته بالا رفتیم و این درجه اظهار تأسف و احترام مشترک نفوس با رعایت سادگی فوقالعاده تشریفات در خاطر من کاملاً بیسابقه بود.»[۱۴]
هنگامی که شوقی افندی آخرین رهبر بهائیان در لندن از دنیا رفت و قرار شد؛ در همان شهر دفن شود، دولت اسرائیل به سفارت خود در انگلستان دستور داد، در این مراسم حضور فعالانه داشته باشد. لذا در غیاب سفیر کبیر اسرائیل در لندن، کاردار سفارت به نام گیرشون اونر در مراسم تشییع شرکت جست.
به نوشته منابع بهائی در طول مراسم تشییع و تدفین کاردار اسرائیل همچون یک صاحبعزا با قدم آهسته و گردنی خمیده پا به پای سران بهائیت حضور داشت و از چهرهاش غم و تأثر میبارید.[۱۵]
- روحيه ماكسول
روحيه ماكسول – بیوه شوقی افندی – در ۹۰ سالگی در ۱۹ ژانویه سال ۲۰۰۰ در خانهاش در شهر حیفای فلسطین اشغالی درگذشت و در همان جا دفن شد. نکته جالب، حضور نمایندگان ارشد دولت اسرائیل و سایر دول غربی در مراسم تشییع جنازه وی میباشد
افرادی همچون «آریل کنت» از وزارت خارجه اسرائیل، «دکتر رومن برونفمان» عضو پارلمان اسرائیل، «امرام میتزنا» شهردار حیفا، «شمرايا هوبیران» شهردار عکا، «نسیم دانا» نماینده وزارت امور مذهبی اسرائیل به نمایندگی از هیئت دولت اسرائیل، «خانم مارشا وون دورکهیم» کنسول جنرال سفارت آمریکا، «کریس گرین شیله» رایزن ارشد سفارت کانادا و دهها نفر از نمایندگان سفارتخانه دول غربی.
منبع: زینبسادات انوری، پیوند بهائیت و صهیپنیسم، صص۱۳۹- ۱۵۱
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com
پینوشت
[۱]. سیدمحمدباقر نجفی، بهائیان، ص۶۹۰ به نقل از مجله اخبار امری، ش۵، شهریور ۱۳۳۱
[۲]. دفتر پژوهشهای موسسه کیهان، سایهروشن بهائیت در ایران، ص۱۱۷ به نقل از حیات حضرت عبدالبهاء و حوادث دوره میثاق، ص۲۴۵
[۳]. علی احمدیخواه، دوستان «انگلو- صهیون» عباس افندی، صص ۴۲۷- ۴۲۹
[۴]. همان، ص ۴۳۱
[۵]. مجله امری، ش۳، سال ۱۳۳۳، صص ۸-۹
[۶]. همان، ش ۱و۲، س ۱۳۳۳، صفحات اولیه
[۷]. همان، ش۸، ۱۳۴۳، صص ۴۰۵- ۴۰۶
[۸]. حامد فرهادی، بهائیت در دامن صهیونیسم، سایت موعود آبان ۱۳۸۹
[۹]. دالیا کهن امین، گزارش دالیا کخن امین، اورشلیم، وبلاگ بهائی اسرائیل، خرداد ۱۳۸۹
[۱۰]. مجله اخبار امری، ش ۸ و ۹، ۱۳۴۲، ص ۵۰۵
[۱۱]. بهرام افراسیابی، تاریخ جامعه بهائیت، ص ۵۵۵
[۱۲]. مجله اخبار امری، ش۱۴، ۱۳۵۵، ص ۴۱۹
[۱۳]. مجله اخبار امری، ش۱۴، ۱۳۵۵، ص ۴۲۹
[۱۴]. سیدمحمدباقر نجفی، بهائیان، صص ۶۵۰- ۶۵۱
[۱۵]. آهنگ بدیع، ش ۸- ۱۰، ۱۳۳۹، ص ۲۶۸





