در این نوشتار به ارائه اسنادی در ارتباط با هدف آرمانی بهائیت برای تشکیل و تأسیس حکومت جهانی بهائی خواهیم پرداخت.
سند اول
توقیعات مبارکه خطاب به احبای شرق، صفحه ۵۰۰ الی ۵۰۲
«دوره مجهولیت که اولین مرحله در نشو و نمای جامعه اهل بهاست و مرحله ثانیه مظلومیت و مقهوریت که در وقت حاضر در کشور ایران امر مبارک جمال ابهی آن را طی مینماید، هر دو مقتضی گردد و دوره ثالث که مرحله انفصال شریعتالله از ادیان منسوخه عتیقه است، چهره بگشاید و این استقلال ممهد سبیل از برای رسمیت آئین الهی و ظهور نصرتی عظیم شبیه و نظیر فتح و فیروزی که در قرن رابع از میلاد حضرت روح در عهد قسطنطين كبير نصيب امت مسیحیه گشت و این رسمیت به مرور ایام مبدل و منجر به تأسیس سلطنت الهیه و ظهور سلطه زمینیه شارع این امر عظیم گردد.»
توضیحات:
شوقی در این سند از عهد” قسطنطین کبیر سخن گفته و آرزو نموده است، بهائیت به حکومت مذهبی همچون مسیحیت در روم زمان کنستانتین در نائل شود. او در این باب دقیقا از تأسیس سلطنت الهیه و ظهور سلطه زمینیه شارع این امر عظیم (بهائیت) سخن میگوید.
در این سند او استقرار حکومت منطقهای شرعی بهائی به مدل حکومت قسطنطین را مقدمهای برای استقرار حکومت جهانی بهائی دانسته و در نهایت حکومت جهانی بهائی را مراد و مقصود بهائیت میداند. او در ادامه میگوید:
«و این سلطنت الهیه مالا به تأسیس و استقرار سلطنت جهانی و جلوه سیطره محیطه ظاهری و روحانی مؤسس آئین بهائی و تشکیل محکمه کبری و اعلان صلح عمومی که مرحله سابع و اخیر است، منتهی گردد.»
عنایت خدا سفید دوش، در صفحه ۱۷۴ و ۱۷۵ کتاب حکومت جهانی از دیدگاه دیانت بهائی متن سند مذکور را از شوقی عیناً نقل کرده و سپس چنین توضیح داده است:
«با امعان نظر در بیانات مبارکه فوق مراحل هفتگانه تحولات جامعه بهائی را به شرح زیر میتوان استنتاج نمود:
۱- مجهولیت
۲- مظلومیت و مقهوریت
۳- انفصال شریعت الله از ادیان عتیقه
۴- استقلال دین الله و مساوات آن با سایر ادیان
۵- رسمیت آئین بهائی و شناسایی آن بهعنوان دیانت رسمی کشور
٦- ظهور سلطه زمینیه امرالهی و ادغام سازمان کشوری با نظام بهائی
۷- و در سطح بینالمللی استقرار سلطنت جهانی و جلوه سیطره ظاهری و روحانی امرالهی و تأسیس صلح اعظم و آغاز عصر ذهبی دور بهائی
سند دوم
دور بهائی، صفحه ۸۶ الی ۹۱
«این نظم بدیع عیناً همان مدنیت الهیهای ست که شریعت غرای حضرت بهاءالله باید در ارض مستقر سازد. البته چنین مقایسهای را جایز نشماریم. هیچ یک از انظمه مختلفه و دائم التغییر بشری چه در گذشته و چه در حال، چه شرقی و چه غربی علائم مشخصهای که به وسیله آن بتوان استحکام اساس و قدرت فضائل مکنونه در آنها را سنجید ارائه نمیدهند.
اعضای بیت عدل اعظم در تمشیت امور اداری امرالله و وضع قوانین لازمه مكمله كتاب اقدس مسئول منتخبین خود نیستند و نباید تحت تأثیر احساسات و آراء عمومیه و حتی عقاید جمهور مؤمنین و مؤمنات و یا نفوسی که مستقیماً ایشان را انتخاب نمودهاند قرار گیرند.»
توضیحات:
شوقی در این نوشتار سازوکار تشکیلات سازمانی بهائیت را توضیح داده و به وضوح از حکومت متحده آینده بهائی نام میبرد. این عبارت خود نشان از آن دارد که بهائیت در جستجو و استقرار حکومتی بر مبنای تعالیم بهائیت در آینده است.
شوقی بهائیت را با ادیان و مذاهب دیگر مقایسه نمیکند بلکه در این نوشتار بهائیت را بهعنوان یک نظم و سیستم حکومتی تجسم و ترسیم نموده و متعاقبا آن را با سیستمهای دیگر حکومتی مانند دموکراسیها، حکومتهای مطلقه استبدادی، حکومتهای دینی عبرانی، حکومت پاپها و امامت و خلافتهای اسلامی و سیستمهای حکومتی سابق بلوک شرق مقایسه کرده و سیستم حکومتی بهائیت را بر خلاف مابقی سیستمهای حکومتی بدیع و بینظیر میداند.
شوقی در این بیان آشکارا از سیستمهای سیاسی سخن میگوید. او علنا و بیپرده میگوید:
«حکومات متحده آینده بهائی که این نظم وسیع اداری یگانه حافظ آن است، نظراً و عملاً در تاریخ نظامات سیاسی بشری فرید و وحید است و در تشکیلات اديان معتبره عالم نیز بینظیر و مثيل.»
شوقی معتقد است که سیستم حکومتی تشکیلات بهائی نباید با سیستمهای دموکراسی یکی انگاشته شود. او واقعاً معتقد است که در تشکیلات بهائی و مدل حکومتی آن بنابر الواح بهاءالله و نصوص صريح کتاب اقدس، اعضای بیتالعدل بر خلاف سیستمهای دموکراسی پاسخگوی انتخابکنندگان نیستند بلکه میباید نصوص و امیال شریعت بهائی را و الهامات الهیه را برای اخذ تصمیمات مد نظر قرار دهند.
شوقی جایگاه وراثتی خود و وراث خود را بهعنوان ولی امرالله (اگر چه شوقی فرزندی از خود بر جای نگذاشت و در قاموس بهائیت بیت العدلی نهاد ولایت امرالله پس از او تعطیل و معدوم گردید) در مقام تبیین نصوص بهائی غیر از پادشاهان مشروطه است که فاقد قدرت هستند. شوقی ولی امرالله را منصوب شریعت دانسته و در متن مذکور عینا گفته است:
«به علاوه نفسی که در این ظهور اعظم بر حسب اصل توارث برکرسی ولایت جالس است، خود مبین کلمةالله است و بالنتيجه بر حسب سلطه واقعی که به وی تفویض گشته مانند هیچ یک از سلاطینی که در حکومات مشروطه معموله قدرتی نداشته جز مقام اسمی ندارند نیست.»
شوقى تقنين مقررات غیر منصوصه را در حکومت مختص بيتالعدل دانسته و معتقد است حتی ولی امرالله هم نمیتواند این حق را از بیتالعدل سلب نماید.
سند سوم
حکومت جهانی از دیدگاه دیانت بهائی، صفحه ۱۶۹
رابطه بیت العدل و حکومت
«درباره رابطه بیتالعدل و حکومت حضرت عبدالبهاء در الواح و وصایا میفرمایند:
… بیت عدل مصدر تشریع است و حکومت قوه تنفيذ تشریع باید مؤید تنفیذ گردد و تنفیذ باید ظهیر و معین تشریع شود تا از ارتباط و التیام این دو قوت بنیان عدل و انصاف متین و رزین گردد و اقاليم جنت النعيم و بهشت برین شود. بنابراین بیتالعدل، واضع کلیه قوانین و مصدر تشریع در حکومت جهانی بهائی است و کلیه امور سیاسیه و خط مشی سیاسی جهان آینده به عهده بیت العدل خواهد بود.
حضرت بهاءالله در آثار مبارکه میفرمایند: … امور سیاسیه کل راجع است به بیتالعدل و عبادات بما انزله الله في الكتاب …»
توضیحات:
عنایت خدا سفید دوش مطلب مذکور را ذیل عنوان «رابطة بيتالعدل اعظم و حکومت» طرح و تشریح نموده است. این خود گویای نقش محوری بیتالعدل در حکومت جهانی بهائی است که تفکر و تشکیلات بهائی میل به آن دارند.
قابل تأمل
اینکه تشکیلات بهائیت حضور اعضاء را در فعالیت های سیاسی ممنوع کرده، در حقیقت یک شگرد تشکیلاتی برای عدم ضربه پذیری است و الا تشکیلات صهیونیستی بهائیت به دنبال تشکیل حکومت است که اوج فعالیت سیاسی یک حزب و گروه و … می باشد.
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com





