کد خبر:19266
پ
اسرائیل، بهائیان و اقتصاد سیاسی ایران

پیوندهای بهائیان با اسرائیل

پادشاهان عثمانی، به‌خصوص سلطان عبدالحمید که آرزوی خلافت مسلمانان را در سر می‌پروراند، همواره از افراد و گروه‌هایی که علیه کشور و مردم شیعه ایران و پادشاهان قاجار قیام می‌کردند، حمایت و جانبداری می‌کرد، بدین جهت، زمانی که عبدالبهاء به خاک عثمانی رفت، با او ارتباط برقرار کردند و او نیز لوحی در تأیید دولت […]

پادشاهان عثمانی، به‌خصوص سلطان عبدالحمید که آرزوی خلافت مسلمانان را در سر می‌پروراند، همواره از افراد و گروه‌هایی که علیه کشور و مردم شیعه ایران و پادشاهان قاجار قیام می‌کردند، حمایت و جانبداری می‌کرد، بدین جهت، زمانی که عبدالبهاء به خاک عثمانی رفت، با او ارتباط برقرار کردند و او نیز لوحی در تأیید دولت عثمانی بدین شرح نوشت:

«خدایا! پروردگارا! تأییدات غیبی و توفیقات یکتایی و رحمت رحیمانه تو را درباره دولت بلندپایه عثمانی و خلافت نبوی آرزومندم و مسئلت می‌دارم که قدرتش بر بسط زمین مستقر شود و بر کیان عظمت پایدار گردد.»

اما این دوستی پایدار نبود؛ چراکه ترک‌ها خیلی زود به ارتباط عبدالبهاء با انگلستان پی‌بردند و حتی تصمیم به نابودی همه بهائیان مقیم عثمانی و متصرفات آن گرفتند.

عبدالبهاء به اتهام همکاری با انگلیسی‌ها علیه ترک‌ها مظنون واقع شد. پس از تحقیق و تأیید هیئت بازرسی سرانجام به آنجا رسید که تصور می‌رفت ترک‌ها او را تبعید یا حتی اعدام کنند. تبعید بهاء به عکا بهترین اتفاق بود که می‌توانست برای بهائیان و او بیفتد.

توافق براون و بهاء، حمایت همه جانبه انگلستان از آن‌ها را در حوزه عثمانی به دنبال داشت. از طرفی بهائیان نیز کمر خدمت به انگلیسی‌ها را بستند.

همکاری بهائیان با قوای انگلستان که در قلمرو امپراتوری عثمانی درصدد تصرف فلسطین و حمایت از یهودیان بودند، پس از توافق با ادوارد براون به آنجا رسید که عبدالبهاء برای آن‌ها گندم و آذوقه ذخیره کرد تا در اختیار آنها قرار دهد.

به خاطر همین نوع همکاری بود که جمال پاشا، تصمیم به نابودی عبدالبهاء گرفت. در واقع عباس افندی مشهور به عبدالبها، در ادامه راه بهاء به سرسپردگی بریتانیا درآمده بود.

جمال پاشا (فرمانده کل قوای عثمانی) تهدید کرد، عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام خواهد کرد. ولی سازمان اطلاعات و جاسوسی انگلستان از این تصمیم اطلاع یافت و درصدد حفظ جان او برامد.

شوقی افندی آخرین باقیمانده سران بهائی می‌نویسد:

«ضمناً سازمان اطلاعات و جاسوسی فرمانده (انگلیسی) جبهه حیفا را مامور ساخت، تصمیمات لازم برای حفظ جان مبارک اتخاذ و از اجرای نقشه پلید جمال پاشا که طبق اخبار واصله به دایره اطلاعات انگلستان بر آن تصمیم بوده که در صورت تخلیه شهر و عقب‌نشینی قوای ترک حضرت عبدالبها، و عائله مبارکه را در کوه کرمل مصلوب سازد جلوگیری نماید.»

یکی از مهم‌ترین کارهایی که بهائیان در راستای اشغال فلسطین برای یهودیان و البته انگلیسی‌ها گرفتند، خریدن زمین‌های اشغالی و تحویل آن به یهودیان بود که بعدتر منجر به بیرون راندن فلسطینی‌ها و اشغال این سرزمین شد.

جنیس رایت در شرح این ماجرا می‌نویسد:

«در اوایل سال ۱۹۱۸ م با تصرف بندر حیفا توسط نیروهای انگلیسی و بعد سپرده شدن قیمومیت فلسطین به دست انگلستان، توسط جامعه ملل در پایان جنگ جهانی اول، بهائی‌ها نفس راحتی کشیدند.

عبدالبهاء در اندک زمانی به خاطر نحوه رهبری خود و رفتار پیروانش احترام مقامات بریتانیایی مسئول اداره فلسطین را به خود جلب کرد و در ژوئیه ۱۹۱۹ مقامات اخیر به لندن توصیه کردند که نشان جدید امپراتوری بریتانیا و لقب آن به وی اعطاء گردد.»

بهائیان عمل او را این گونه توجیه می‌کنند:

«عبدالبهاء از زمان اشغال فلسطین مستمراً به‌نحو صادقانه‌ای به آرمان بریتانیا خدمت کرده است. در مشورت نظرات او برای فرمانده نظامی و افسران دستگاه اداری مستقر در حیفا بسیار با ارزش بوده و از نفوذ خود در این شهر تماماً در راستای خیر و صلاح استفاده کرده است. عبدالبهاء چندین سال در عکا زندانی ترک‌ها بوده است.»

از سال ۱۸۶۸ میلادی که میرزا حسینعلی نوری (بهاء) و همراهانش به بندر عکا منتقل شدند، بهائیان با کانونهای مقتدر یهودی غرب پیوند خورده بودند و مرکز بهائی‌گری در عکا به ابزاری مهم برای عملیات بغرنج ایشان و شرکای‌شان در دستگاه استعماری بریتانیا تبدیل شد.

این پیوند در دوران ریاست عباس افندی فرزند بهاء که خود را عبدالبهاء خوانده بود، تداوم یافت. در این زمان بهائیان در تحقق راهبرد تأسیس دولت یهود در فلسطین که از دهه‌های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ میلادی آغاز شده بود، با جدیت شرکت کردند و این تعلق در اسناد ایشان بازتاب پیدا کرد.[۱]

روحی ماکسول (بیوه شرقی افندی) پس از تأسیس اسرائیل گفته است: «من ترجیح می‌دهم که جوان‌ترین ادیان (بهائیت) از تازه‌ترین کشورهای جهان (اسرائیل) نشو و نما نماید و در حقیقت باید گفت که آینده ما (بهائیت) و (اسرائیل) چون حلقه‌های زنجیر به هم پیوسته است.»[۲]

اگر بدانیم که تشکیل دولت اسرائیل از آرمان‌های یهودیان انگلیسی بود و انگلیس‌ها نخستین کسانی بودند که در کوچ یهودیان از سراسر دنیا به سمت سرزمین‌های اشغالی تلاش کردند و سرمایه‌گذاری هنگفتی نمودند، به راحتی درمی‌یابیم که در واقع صهیونیسم و بهائیت از همان ابتدا از یکدیگر جدا نبوده‌اند.

نمونه‌های فراوانی از گرایش یهودیان جدید الاسلام به فرقه بها‌ئی‌گری و بابی‌گری از همان آغاز وجود دارد. آن‌ها از این راه نه‌تنها خود به گسترش بهائیت کمک کردند، بلکه در این رهگذر از چتر حمایتی انگلستان برخوردار شده و به اهداف سیاسی خود دست یافته‌اند.

به عنوان مثال، اولین کسانی که در خراسان بابی شدند، یهودیان جدید الاسلام مشهد بودند که تعداد آن‌ها در آن زمان حدود دوهزار نفر گزارش شده است. این جمعیت کمی پیش از آغاز ادعای علی‌محمد شیرازی، بی‌آنکه هیچ فشاری بر آن‌ها باشد، دسته جمعی مسلمان شدند و کدخدای آن‌ها که نامش ملامشایخ بود، به ملامهدی و حاخام این گروه ملابنیامین یزدی بود، به ملاامین تغییر نام دادند.

تعداد زیادی از آنها به فاصله کمی پس از فتنه بابی‌گری به این فرقه پیوستند و بعدها نیز نقش فعالانه‌ای را در گسترش بهائی‌گری به عهده گرفتند.[۳]

اما آنها در واقع یهودیان مخفی بودند و به قول والتر فیشل محقق یهودی «در طول دوران طولانی ۱۱۰ ساله‌ای (۱۸۳۹ – ۱۹۴۹) که از مسلمان شدن این یهودیان می‌گذشت آن‌ها همچنان در خفا یهودی بودند.»[۴]

این افراد وظیفه داشتند تا وظایف سیاسی متعددی را انجام دهند. به عنوان مثال، در میان یهودیان مشهد به نام ملاابراهیم ناتان برمی‌خوریم که رهبری یک شبکه فعال اطلاعاتی انگلیس را در منطقه به عهده داشت و در سال ۱۸۴۴، سال آغازین ادعای علی‌محمد شیرازی به بمبئی مهاجرت کرد. دایرة‌المعارف یهود از ملاابراهیم ناتان به صراحت به عنوان مأمور اطلاعاتی بریتانیا یاد کرده است.[۵]

بهائیان بسیاری را می‌توان نام برد که از جمله خانواده‌های با نفوذ و سرشناس یهودی بودند که نه‌تنها در دوران قاجار، بلکه در سال‌های بعد در دوران پهلوی در سیاست و اقتصاد ایران نقش داشتند. از جمله خاندان حکیم در دوران قاجار و پهلوی، از نسل یک یهودی مهاجر به نام حکیم سلیمان بودند که در زمان فتحعلی شاه قاجار به ایران کوچ کرده بودند.

چرا یهودیان به عنوان مردمی که درباره دین خود بسیار متعصب هستند تا جایی که حضرت عیسی (ع) را که در کتاب تورات به آن‌ها وعده شده و از مادری یهودی زاده شده بود، با آن همه نشانه و معجزه نپذیرفتند، به راحتی به فرقه‌ای که رهبر آن از ابتدا متهم به دروغگویی و فریب بوده است به گونه‌ای که برای فرار از اعدام توبه کرده و ادعاهایش را انکار می‌کند ایمان می‌آورند؟

ملاقات اسحاق بن زوی از سران صهیونیسم به همراه همسرش با عبدالبهاء یعنی عباس افندی در قصر بهجی در طی سال‌های ۱۹۰۹ – ۱۹۱۰ حدود چهل سال پیش از تأسیس اسرائیل، نشان از عمق روابط میان بهائیان با صهیونیسم دارد.

به پاس همین روابط است که بهائیان در قبال کمک به تشکیل دولت اسرائیل از امتیازات ویژه‌ای مانند معافیت املاک و موقوفات و متعلقات بهائیان در سرزمین اشغالی از مالیات و عوارض دولتی، به رسمیت شناختن شعبه‌های محافل بهائیان، ایام متبرکه و عقدنامه بهائیان و از همه مهمتر به رسمیت شناختن بهائیت در شمار سه دین اسلام، مسیحیت یهودیت برخوردار شدند.

در مقابل، بهائیان نیز به طور معمول به اسرائیل و فادار مانده‌اند. آنها در رژیم پهلوی به مدد شخص هویدا تا بالاترین رده‌های حکومتی صعود کرده بودند، نه‌تنها از سرمایه خود بلکه از اعتبار مقام و جایگاهی که داشتند به نفع صهیونیست‌ها خرج کردند.

ژوئن ۱۹۶۷ یعنی در خرداد سال ۱۳۴۶ ، سومین جنگ میان اعراب و اسرائیل درگرفت و به شکست ارتش‌های عربی منجر شد. بهائیان در خلال این جنگ برخلاف شعارشان مبنی بر صلح جهانی به‌جای محکوم کردن صهیونیست‌ها به‌عنوان آغازگر جنگ و متجاوز در عمل همه گونه حمایتی را از آنها کردند. گزارش ساواک در تاریخ ۱۰/۵/۱۳۴۶ نشان می‌دهد که در این تاریخ، مبلغی در حدود ۱۲۰ میلیون تومان که آن زمان مبلغ بسیار هنگفتی بود، به‌وسیله بهائیان ایران جمع‌آوری شد که به ظاهر برای بیت‌العدل در حیفا ارسال شود، ولی منظور اصلی آنها از ارسال این مبلغ کمک به ارتش اسرائیل بود.

در مجموع می توان این طور گفت که انگلستان از همان ابتدا می‌دانست که چگونه اهدافش را در رابطه با این فرقه هدایت کند و با تزریق آرمان‌های صهیونیست به کالبد بهائیت از آن به نحو احسن استفاده کند.

 

[۱]. جستارهایی از تاریخ بهایی گری در ایران تاریخ معاصر ایران ش ۴۷ پاییز ۱۳۸۲

[۲]. اخبار امری، سال ۱۳۴۰ ش ۱۰ دی‌ماه، شماره صفحه مسلسل ۶۰۱

[۳]. فصلنامه تاریخ معاصر ایران، ش ۴۷، پاییز ۱۳۸۲، ص ۲۲

[۴]. همان

[۵]. همان، ص ۲۳

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید