دکتر عبدالکریم ایادی، فرزند محمدتقی متولد ۱۲۸۶ش در تهران بود. پدرش از رهبران برجسته بهائی در ایران و از نزدیکان عباس افندی به شمار میرفت. او نزدیک ۲۵ سال پزشک مخصوص محمدرضا بود و هر روز و تقریباً در تمام ساعات در کنار شاه و مطلعترین فرد از زندگی خصوصی وی بود. فردوست از او با عنوان مرموزترین و مؤثرترین چهره پشت پرده دربار ایران یاد میکند.
بدون تردید میتوان گفت او از آغاز توسط سرویسهای جاسوسی انگلیس نشان شده و واجد شرایط یک جاسوس طراز اول بود. لذا او را به دربار معرفی کردند و نقشی را که ایادی تا انقلاب اسلامی برای غرب داشت، مجموع مهرههای غرب روی هم نداشتند.
او متجاوز از هشتاد شغل داشت که به گفته فردوست همه مهم و پولساز بودند. در دوران نخستوزیری هویدا، ایادی تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد و این وزرا بدون اجازه او حق هیچ کاری نداشتند. وی در ادامه می گوید:
«من یک هزارم کارهای ایادی را نمیدانم و بر این اساس میتوان کتابی نوشت که آیا ایادی بهائی بر ایران سلطنت میکرد یا محمدرضا پهلوی؟»[۱] در دوران او بهائی بیکار وجود نداشت و تعداد بهائیان به سه برابر رسید.
طبق گفته فردوست:
«ایادی جاسوس بزرگ غرب و مطلعترین منبع اطلاعاتی سرویسهای آمریکا و انگلیس در دربار و کشور بود و نفود او با نفوذ محمدرضا مساوی بود. نخستوزیران بهخصوص هویدا، رؤسای ستاد ارتش و کلیه مقامات مهم مملکتی اعم از وزیر و نماینده مجلس و امثالهم دستورات او را که نخست به فرم خواهش بود و اگر اجرا نمیشد، به فرم امر، اجرا میکردند.»[۲]
وجود این شخص بهائی در نزدیکترین درجه به شاه باعث نفوذ بهائیان در تمام ارکان کشور شد که حجت الاسلام فلسفی نیز در ۱۳۳۵ ش به وجود این دکتر بهائی اعتراض کرد.
در مورد شخصیت ایادی و فساد و شاهکاریهای او صحبت زیاد است که فصلی از کارنامه وی، همکاری با صهیونیسم است. او که همکار اطلاعاتی و مامور ویژه سرویسهای جاسوسی در کشور بود، کلیه اخبار دربار را جزء به جزء در اختیار آنها قرار میداد و با نفوذی که در ایران داشت، علاوه بر همکاری اطلاعاتی در زمینه سیاسی و اقتصادی نیز از حامیان صهیونیسم بود.
ایادی به یهودیان مهری ناگسستنی داشت و آنها را مردمی درددیده و شایسته بیپیرایهترین یاریها میدانست. افزون بر آن، والاترین نیایش گاههای بهائیان در سرزمینهای اشغالی بود و ایادی این موضوع را نمیتوانست نادیده بگیرد.
مئیر عزری – نماینده فعال اسرائیل در ایران عصر پهلوی – ضمن اینکه ایادی را دوست خوب خود میشمرد مینویسد:
«در نوامبر ١٩٦٠ با همه پرخاشجوییهای تندی که از سوی کشورهای عربی بر ضد اسرائیل به نمایش درآمده بود، نمایندگان پزشکی اسرائیل توانستند با یاری سپهبد ایادی پزشک ویژه شاه و سرپرست یگان بهداری ارتش، در کنگره پزشکی ارتشهای جهان در تهران شرکت جویند.»
عزری میافزاید: «گو اینکه در میان نزدیکان سپهبد ایادی از دوستان خوبم بود کسانی بودند که از دعوت پزشکان ارتش اسرائیل برای شرکت در کنفرانس روی خوش نشان نمیدادند ولی من از ایادی خواستم آن را با شاه در میان نهد و موافقت او را به چنگ آورد» که همین طور هم شد.[۳]
عزری در جای دیگری مینویسد:
«پروانه ورود داروهای خریداری شده از کشورهای بیگانه که باید به بازارهای ایران میرسید، در کمیتهای در وزارت بهداری که از گروهی پزشکان و سرشناسان کارکشته برپا شده بود، ارزیابی میشد.
دکتر ایادی یکی از کارشناسان کمیته بود. روزی به دیدارش رفتم تا در زمینه برگزاری کنگره داروسازان ارتشها که باید روز ۲۵ آوریل ١٩٦٠م در تهران انجام میشد، درباره سرهنگ دوم اسرائیل ماهاریک که فرماندهی گروه اسرائیلی را داشت با وی گفتگو کنم.
گو اینکه ایادی از برخی موشدوانیهای نمایندگان کشورهای تازی [عربی] در واکنش به بودن نماینده اسرائیل در کنگره آگاه بود ولی دلاورانه و با خوشرویی سرهنگ ماهاریک را در این کنگره پذیرفت.»[۴]
او کارشناسان اسرائیلی را به ایران فراخواند و با آنها پیمان بست تا میوه، مرغ و تخممرغ ارتش را فراهم کنند و برای ارتش مرغداری و دهکدههای نمونه ی کشاورزی بسازند. این خریدها و قراردادهای اقتصادی کمک بسیار بزرگی به اقتصاد رژیم صهیونیستی و وابستگی ایران به آنها بود.
ایادی همچنین حامی فرقه بهائیت و حلال مشکلات آنها بود؛ جلوگیری از اخراج کارمندان بهائی از شرکت نفت در سال ١٣٤٥ش، جلب موافقت دولت اسرائیل با صدور روادید عمومی برای بهائیان مسافر به فلسطین اشغالی، رساندن بهائیان به مقامات مهم و حساس مملکتی، حمایت از تجاوز هژبر یزدانی و همکیشان وی به مراتع چوپانهای سنگسر و حتی نجات درخت نارنج خانه مسکونی علیمحمد باب از خشک شدن، گوشه کوچکی از خدمات وی به بهائیان میباشد.
منبع:زینب سادات انوری، پیوند بهائیت و صهیونسیم، صص ۱۹۹- ۲۰۲
[۱]. حسین فردوست ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج ۱، ص ۲۰۲
[۲]. همان، ۲۰۳
[۳]. همایون کشتگر، ماهعسل رژیم پهلوی و بهائیان، صص ۳۹۱ و ۳۹۲ به نقل از مئیر عزری، کیست از شما از تمامی قوم او، دفتر اول یادنامه مثیر عزری، ترجمه ابراهام خاخامی، ویرایش بزرگ امید، ص ۱۳۲
[۴]. پیشین، ص ۳۹۲ به نقل از یادنامه مثیر عزری، ص ۳۳۲





