کد خبر:3284
پ
Imam-Khomeini
بهائیت در ایران

دلیل برخورد امام(ره) با جریاناتی مانند انجمن حجتیه

دبیر اتحادیه بین‌المللی امت واحده گفت: حضرت امام(ره) برخلاف تفسیرهای سنتی، از جریانات سنی فلسطینی یا سایر جریانات اهل سنت در نقاط مختلف جهان حمایت کرده‌اند و از سوی دیگر با برخی از جریانات همانند شیعه انگلیسی برخورد کرده که از جمله آنها انجمن حجتیه است. نشست «تمایز دوگانه‌های امام با جریان سنتی» روز گذشته […]

دبیر اتحادیه بین‌المللی امت واحده گفت: حضرت امام(ره) برخلاف تفسیرهای سنتی، از جریانات سنی فلسطینی یا سایر جریانات اهل سنت در نقاط مختلف جهان حمایت کرده‌اند و از سوی دیگر با برخی از جریانات همانند شیعه انگلیسی برخورد کرده که از جمله آنها انجمن حجتیه است.

نشست «تمایز دوگانه‌های امام با جریان سنتی» روز گذشته سه‌شنبه ۴ آبان‌ از سوی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، با سخنرانی علیرضا کمیلی، دبیر اتحادیه بین‌المللی امت واحده برگزار شد.

 

در ادامه متن سخنان او را می‌خوانید:

 

پیش از این در نگاه جمهورِ علمای شیعه و در جریان سنتی، وحدت را از منظر «تقیه خوفی» بررسی می‌‌کردند. تقیه خوفی بدین معناست که مجبوریم همدیگر را تحمل کنیم. برداشت شیخ انصاری در «مکاسب» از سخنان اهل بیت(ع) درباره وحدت این است که به صورت مبنایی احتیاجی به وحدت نداریم، بلکه از این باب که درگیری، مفسده‌هایی دارد و ممکن است منجر به قتل شیعه و امثالهم شود، اهل بیت(ع) به همراهی با اهل سنت و دیدار با مریض‌های آنان و شرکت در نماز و تشییع جنازه آنها تأکید کرده‌اند که در راستای تقیه خوفی است.

 

دیدگاه فقهای سنتی درباره وحدت

فقهای سنتی معتقدند که درگیری برای ما تبعاتی دارد، لذا خودتان را از این باب حفظ کنید. این حکم اضطرار در هر شرایطی می‌تواند مطرح باشد و حتی برای غیرمسلمان هم صدق می‌کند. البته حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری حتی در شهرهایی که اهل سنت در اقلیت هستند، اگر به تألیف قلوب مسلمین کمک کند، اجازه می‌دهند که نماز پشت سر اهل سنت خوانده شود. این موضوع در فقهِ تعاملات اجتماعی، آثار زیادی داشته است، چراکه هیچ‌گاه در میان علمای بزرگ شیعه چنین توصیه‌هایی را نداشته‌ایم و وحدت از منظر آنها مسئله‌ای حداقلی بوده است که تبعات آن هم در رفتارهای بعدی دیده می‌شود.

 

به نظر می‌رسد یکی از تغییرات اساسی که حضرت امام خمینی(ره) ایجاد کرد این است که ایشان درگیری را از ساحت عقل نظری به عقل عملی و از ساحت شیعه و سنی به دوگانه‌های مستضعف و مستکبر آوردند و تعبیر اسلام آمریکایی از سوی ایشان در همین راستاست. حضرت امام(ره) معتقد بودند که دعوای ما دعوای شیعه و سنی نیست، بلکه مسئله این است که با کدام شیعه و کدام سنی رابطه داشته یا نداشته باشیم. لذا می‌گفتند آن شاه شیعه هم که اتفاقاً تنها شاه شیعه در جهان است اگر ظالم باشد، باید با او مبارزه کرد، در حالی‌که بسیاری معتقد بودند که نباید علیه چنین کسی انقلاب کرد، ولی حضرت امام(ره) معتقد بودند که این شاه شیعه از خط اصیل تشیع و امیرالمؤمنین(ع) عدول کرد و در ساحت آمریکایی قرار گرفت.

 

دیدگاه امام خمینی(ره) درباره وحدت

از سوی دیگر امام خمینی(ره) معتقد بودند ما با آن سنی که در خط اسلام آمریکایی و در حال همکاری با یهود و … است ولو اینکه نگاه همدلانه‌ای با ما داشته باشد درگیری داریم. به نظر می‌رسد چنین نگاهی، تفاوت ماهویِ جدی از پیشینیانِ امام خمینی(ره) ایجاد می‌کند، چراکه قبلاً دعواها بین شیعه و سنی بود. لذا ایشان برخلاف تفسیرهای سنتی، از جریانات سنی فلسطینی یا سایر جریانات اهل سنت در نقاط مختلف جهان حمایت کرده‌اند و از سوی دیگر با برخی از جریانات شیعی همانند شیعه انگلیسی برخورد می‌کنند که از جمله آنها انجمن حجتیه است. در واقع برای حضرت امام(ره) مهم این است که آیا فلان جریان شیعه یا سنی، در مسیر تحقق عزت اسلامی و قرآن و آموزه‌های پیامبر(ص) هست یا خیر؟ این رویکردی جدید در میان علمای شیعه است.

 

البته شاید اتفاقاتی همانند حمله ایتالیا به لیبی یا جنگ عثمانی با اروپایی‌ها هم رخ داد که شیعه و سنی به صورت مشترک احساس خطر کردند. در اواخر قرن نوزدهم امثال سید‌جمال‌الدین اسدآبادی، این ابراز نگرانی شدید را کردند و معتقد بودند که نشانه‌های ضعف و عقب ماندگی شدید در میان ما مسلمانان دیده می‌شود و بعد از جنگ جهانی اول این پدیده به سکه رایجی در میان مسلمانان تبدیل شد. این شرایط سیاسی و اجتماعی و نگاهی تقریبی جدید امام خمینی(ره) از ارزش‌های دینی و بیان تفاوت اسلام ناب و اسلام آمریکایی نگاهی است که متأسفانه هنوز در حوزه‌های علمیه ما به خوبی به آن توجه نشده است، چراکه در بسیاری از حوزه‌ها هنوز، دیگری، همان اهل سنت است، در حالی که دیگری، از منظر امام(ره)، موضوعی کاملاً متفاوت است.

 

با چنین نگاهی که امام و رهبری دارند نوع تعاملات و اولویت‌های سیاست خارجی یک کشور و نوع رفتار متفاوت می‌شود و شرایط کاملاً به سمت همکاری پیش می‌رود. در نگاه تقیه خوفی، شما باید طرف مقابل را تحمل کنید نه اینکه وی را تقویت کنید اما مقام معظم رهبری تأکید کردند که شیعه و سنی باید یکدیگر را تقویت کنند. حضرت امام هم بر مسائلی نظیر بازار مشترک اسلامی یا تبادلات علمی میان مسلمانان تأکید کردند و فرمودند که اولویت ما همکاری با کشورهای اسلامی است؛ هرچند منتقد برخی از دولت‌ها بودند و فرمودند که انقلاب اسلامی هیچ‌گاه از سوی دولت‌ها حمایت نشده است و ملت‌ها از این انقلاب حمایت می‌کنند.

 

تأکید امام خمینی(ره) بر همکاری جریانات اسلام‌گرا

در اولویت‌های فکری امام خمینی(ره) ذیل تشکیل تمدن نوین اسلامی، همکاری با جریانات اسلام‌گرا اهمیت بالایی دارد و اتفاقا این جریانات می‌توانند با همکاری همدیگر به سمت تحقق عدالت و استقلال حرکت کنند. امام خمینی(ره) تأکید کردند که صدور انقلاب لزوماً به معنای ارسال نیرو به سایر کشورها نیست، بلکه تقویت گروه‌های اسلام‌گرا در آن کشورها اهمیت بیشتری دارد. حتی مسئله همکاری با غیرمسلمانان را مطرح می‌‌کنند و در این لایه بر جنبه‌های انسانی تأکید کردند. ایشان خطاب به پاپ و کلیساها می‌فرمودند انشاءالله روزی برسد که از کلیساها صدای ناقوس مبارزه با طاغوت به گوش برسد. لذا مبنایی که امام خمینی(ره) برای وحدت انتخاب کردند شاخصه‌هایی دارد که می‌تواند تعامل و وحدت با غیرمسلمانان را هم ایجاد کند.

 

به نظرم این دیدگاه هنوز به درستی تبیین نشده و شاید مهم‌ترین شاخصه در اندیشه امام همین تأکید بر اسلام آمریکایی است. البته کارهای انجام‌شده ضعف‌های علمی دارد و یکی از دلایلی که هنوز در حوزه‌ها، نگاه سنتی حاکم است این است که صرفاً بر تقویت تشیع تأکید دارند و اگر مثلا در کشوری ده درصد شیعه وجود دارد همه دستگاه‌های ما با آن ده درصد کار می‌کنند، در حالی که از آفریقا تا مالزی در شرق آسیا میلیون‌ها مسلمان وجود دارد که می‌توان با آنها تعامل و همکاری داشت ولی برخی معتقدند پروژه ما صرفاً شیعه‌سازی است.

 

وجود چنین وضعیتی، نتیجه حاکمیت عملی جریان سنتی در بدنه دستگاه‌های اجرایی ما بوده است؛ در حالی که دغدغه حضرت امام خمینی(ره) احیای قدرت و عزت همه مسلمانان است ولی در تبیین چنین نگاهی کم‌کاری زیادی صورت گرفته و این وظیفه پژوهشکده‌ها، اندیشکده‌ها و رسانه‌هاست که چنین نگاهی را برای جامعه به خوبی تبیین و تحلیل کنند.

 

خطرات مدرنیسم برای جهان اسلام

درباره چشم‌انداز وحدت میان مسلمانان هم باید گفت که چند سناریو درباره آینده مطرح است که از بدبینانه تا خوش‌بینانه را شامل می‌شود و موضوعی مفصل است. بعد از ماجرای سوریه و عراق، در جهان اسلام نگاهی شکل گرفت مبنی بر اینکه ما دروغ گفتیم و مدافع مردم مسلمان نیستیم، چراکه با دولت سکولاری همانند بشار اسد همکاری کردیم به جای اینکه در کنار اکثریت اهل سنت در آن کشور باشیم، اما از سوی دیگر ایران از فلسطین که تماماً سنی هستند حمایت می‌کند و این هم نشانه‌ای از اثبات برادری است.

 

شیعه در جهان اسلام یک اقلیت است و قطعاً باید از عزت خود دفاع کنیم، اما این دفاع باید به شکل فکری باشد و بزرگانی همانند ابن عربی، حافظ و ملاصدرا را برجسته کنیم تا ارتباطات و تعاملات فکری ما بیشتر شود؛ موضوعی که در حال حاضر در آن ضعف فکری داریم. امیدوارم نسل جدید در میان طلاب و دانشجویان جسورانه‌تر به بازخوانی افکار امام خمینی(ره) و تأکیدات مقام معظم رهبری در زمینه وحدت بپردازند. خطری که جهان اسلام را تهدید می‌کند مدرنیسم و بی‌دینی است و به جای تفرقه در میان مسلمانان باید با چنین خطری مبارزه کنیم.

 

 

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاهYour Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید Active This Button Please