کد خبر:18728
پ
آیا بهائیت مانند دیگر اقلیت‌هاست؟ – دخالت در قحطی بزرگ و کشتار میلیون ها انسان بی گناه در ایران
بهائیت در ایران:

آیا بهائیت مانند دیگر اقلیت‌هاست؟ – دخالت در قحطی بزرگ و کشتار میلیون ها انسان بی گناه در ایران

ممکن است خیلی‌ها بگویند که بهائیت هم یک اقلیت مذهبی در کنار بقیه اقلیت‌ها هستند و شما دارید، بر این‌ها سخت می‌گیرید و این‌ها بهانه‌ای‌ برای ضربه زدن به بهائی‌ها هستند و شما کینه‌های دیرینه دارید. در ایران غیر از اقلیت‌های مذهبی معروف در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یعنی اقلیت مسیحی، اقلیت زرتشتی و […]

ممکن است خیلی‌ها بگویند که بهائیت هم یک اقلیت مذهبی در کنار بقیه اقلیت‌ها هستند و شما دارید، بر این‌ها سخت می‌گیرید و این‌ها بهانه‌ای‌ برای ضربه زدن به بهائی‌ها هستند و شما کینه‌های دیرینه دارید.

در ایران غیر از اقلیت‌های مذهبی معروف در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یعنی اقلیت مسیحی، اقلیت زرتشتی و اقلیت یهودی یا کلیمی، اقلیت‌های مذهبی دیگری هم در ایران داریم که شاید شما اصلا نام آن‌ها را نشنیده باشید؛ ما در خوزستان؛ در اهواز، در خرمشهر و آبادان اقلیت مندایی را داریم.

اقلیت مندایی که در واقع تفکرات حرّانی دارند، کتاب مقدس جدا دارند و خودشان را پیروان حضرت یحیی (علیه‌السلام) می‌دانند، ولی در واقع، این‌ها تتمه تفکرات حرانی هستند که مدت‌ها قبل از حتی تولد مسیح (علیه‌السلام)، در مناطق سوریه میانی و شامات حضور داشتند و الان هم در اهواز معابد خودشان را دارند.

همه کارهای مندایی‌ها هم در آب انجام می‌شود، عبادات آن‌ها در آب انجام می‌شود و هیچ کس به این‌ها کاری ندارد، این‌ها زندگیشان را می‌کنند.

شهرداری اهواز همین چند سال قبل، شاید یک دوره قبل، به مندایی‌ها اجازه داد که از رود کارون یک شعبه به معبد خودشان ببرند. برای اینکه اعمالشان را انجام بدهند و کسی کار به کار این‌ها ندارد. این‌طور نیست که در ذیل سرزمین‌های اسلامی کسی می‌خواهد مزاحمت برای این‌ها ایجاد کند.

چرا ما با مندایی‌ها که یک اقلیت هستند، یک برخورد توام با مماشات داریم، رفت و آمد و معامله داریم ارتباط داریم مشکلی هم برامون پیش نمی‌آید اما وقتی به بها‌ئی‌ها می‌رسیم با این پیچیدگی‌های عجیب و غریب روبرو می‌شوم؟

ریشه اصلی در رویکردها و رفتارهای عجیب و غریب خود بهائیان است. ما در ایران با یک پدیده وحشتناکی روبرو هستیم که باید مورد مطالعه قرار گیرد.

مقارن با زمانی که عباس افندی (عبدالبهاء) دارد لقب «سر» در فلسطین دریافت می‌کند و در آن اتفاقا ژنرال ادموند آلن‌بی حضور دارد؛ یعنی عالی‌ترین مقام نظامی بریتانیا در خاورمیانه، در این شرایط ما در ایران با یک پدیده وحشتناکی روبرو هستیم.

در دهه یک هزار و دویست و نود قحطی بزرگ پیش می‌آید. من یک پژوهشی داشتم، درباره نقش بهائی‌ها در این قضیه، اسناد و اشارات تاریخی و شواهدی به دست آمد که بسیار تکان دهنده بود.

در این دوره بریتانیا از دو طریق ایران را دچار افلاس و ورشکستگی می‌کند و به دلیل اینکه نمی‌خواهد نفوذ عثمانی‌ها در داخل خاک ایران رقم بخورد و آلمان‌ها پیشروی نکنند، انبارهای قله را آتش زدند، راه‌ها را بستند و قحطی را حاکم کردند[۱].

قحطی بزرگ ایران در سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹، نتیجه ترکیبی از عوامل مختلف طبیعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی بود. در این میان، سهم عوامل خارجی و به‌ویژه تأثیرات مخرب حضور قدرت‌های استعماری در ایران، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اشغال و غارت منابع، ایجاد اختلال در تولید و توزیع، سیاست‌های استعماری انگلیس و بی‌توجهی به وضعیت مردم، از جمله عواملی بودند که باعث تشدید قحطی و افزایش تلفات انسانی شدند. این فاجعه، یکی از نقاط تاریک تاریخ ایران است که یادآوری آن، ضرورت توجه به استقلال و حاکمیت ملی و مقابله با هرگونه مداخله خارجی را یادآور می‌شود.

اما از آن طرف یک اتفاق دیگری هم می‌افتد؛ انگلیسی‌ها قبل از اینکه این اقدام را انجام بدهند، شروع می‌کنند به خارج کردن طلا از ایران ما.

در ایران همیشه با یک بحران روبرو هستیم، از دوره مغول به بعد یعنی شاید هفتصد، هشتصد سال است یک بحرانی داریم و آن کمبود سکه و طلا و در واقع پول نقد در داخل ایران بوده است. حتی بعضی از حاکمان ما مثل نادرشاه برای جبران این کمبود لشکر کشیدند و به هند رفتند و از آنجا طلا با خودشون آوردند؛ یعنی ما با بحران نقدینگی و افلاس روبرو هستیم.

حالا در دوره قاجاریه که وضعیت خیلی وخیم‌تر است، این‌ها آمدند شروع کردند به خارج کردن طلا از داخل ایران و چون خود انگلیسی‌ها امکان چنین ورودی نداشتند، عواملشان در داخل ایران دست به این اقدام می‌زدند که مهم‌ترین عوامل آن‌ها در قلمرو ممالک ایران، همین بهائی‌هایی بودند که در آن زمان در عکا  مورد حمایت انگلیس بودند.

سرکرده بهائی‌ها در عکا بود و آن‌ها در داخل ایران بودند، معاملات انجام می‌شد نقدینگی را دریافت می‌کردند و به این ترتیب، طلا را از سرزمین ایران خارج می‌کردند و به این ترتیب، ما بعد از شروع قحطی بزرگ علاوه بر فقدان محصولات کشاورزی توانایی خرید این محصول را هم تقریبا از دست داده بودیم.

در ایران هر وقت کمبود محصول بوده، واردات غله را از هند و از دره سند انجام می‌دادند. ما محصولات کشاورزی می‌آوردیم و در کشور توزیع می‌کردیم. در این زمان، هند هم دست انگلیسی‌ها بود و راه را بسته برای خرید غلات بسته بودند.

از مناطق دیگه هم برای تامین غلات به پول نیاز داشتیم که پولی در ایران وجود نداشت و تردیدی نمی‌توان کرد که یکی از بازوهای جدی انگلیسی‌ها برای اجرای این قضیه بهائیت بود و بهائیان در این دوره چنان پررو شده بودند و چنان جری شده بودند که با حمایت بریتانیایی‌ها عباس افندی به شخص اول جهان تشیع یعنی مرحوم آیت‌الله محمد کاظم خراسانی، مشهور به آخوند خراسانی، صاحب کفایت، نامه می‌نویسد و ایشان را تهدید می‌کند. یعنی تا اینجا بهائی ها گستاخ می‌شود.

نامه مشهور آیت‌الله شیخ عبدالله مازندرانی از مراجع سه‌گانه در نجف که حامی مشروطه بودند به مرحوم بادامچی تاجر مشهور تبریزی، خودش گویای وضعیت عجیبی است که وجود داشته واقعا باید مرثیه خواند.

می‌گوید که در این دوره ما علمای بزرگ شیعه در نجف از ترس این جریان بر جان خود خائف هستیم و می‌ترسیم مورد سو قصد قرار بگیریم و این خیلی نکته عجیبی است.

بنابراین ما فقط سابقه تکاپوهای جاسوسی در میان بهائیت و در ایران نداریم. جاهای دیگر (در کشورهای دیگر) هم بهائیان هستند و در هر جایی(کشوری) هم که بروند ذاتا نگاهی که به آنها می‌شود همان نگاهی است که ما بهائیان داریم یعنی جاسوس، عامل و مزدور بیگانگان و در صورت وجود شرایط تروریست.

به طور خلاصه اقدامات اصلی بهائیت با همکاری دولت خبیث انگلیس در دوره شوقی افندی و جنگ جهان اول در ایران در سه محور زیر خلاصه می شود:

  • کمک به دولت خبیث و جنایتکار انگلیس در ایجاد قحطی مصنوعی در ایران و کشتار میلیون ها نفر از مردم مظلوم ایران در طی این مدت
  • کمک به دولت خبیث و جانی انگلیس در خارج کردن سرمایه های اصلی کشور در قالب طلا و ایجاد کمبود نقدینگی در کشور و تحمیل فقر بر مردم و دولت های وقت
  • تهدید رسمی علمای طراز اول شیعه در ایران و نجف برای ایجاد انفعال آنها و پیگیری اهداف نامشروع و خیانت بار خود

[۱] – قحطی بزرگ ایران در بحبوحه جنگ جهانی اول، یکی از فاجعه‌بارترین وقایع تاریخ ایران به‌شمار می‌آید. بر اساس برخی روایت‌ها حتی حدود هشت تا ده میلیون نفر ایرانی، بر اثر گرسنگی و مرض‌های ناشی از آن و سوء‌تغذیه از میان رفتند. این در حالی است که شمار تلفات نظامی همه طرف‌های درگیر در جنگ جهانی اول حدود هشت تا نُه میلیون نفر بوده است.

تهیه آذوقه برای سربازان متجاوز و خشکسالی محصولات کشاورزی، به قحطی بزرگی تبدیل شد که بر اساس برخی روایت‌ها حتی «حدود هشت تا ده میلیون نفر، یعنی ۴۰ تا ۵۰ درصد کل جمعیت ایران، در اثر گرسنگی و مرض‌های ناشی از آن و سوء‌تغذیه از میان رفتند.

در جنگ جهانی اول، ایران به صحنه رقابت و کشمکش بین قدرت‌های بزرگ تبدیل شده بود. نیروهای روسیه و انگلیس بخش‌هایی از ایران را اشغال کرده و به غارت منابع این کشور می‌پرداختند. این حضور نظامی و سیاست‌های استعماری، تأثیرات مخربی بر اقتصاد و وضعیت غذایی ایران داشت.

 

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید