فرقه بدون پشتوانه اثباتی- مثل بهائیت
یوگا خود به مکاتب مختلفی تقسیم میشود؛ از جمله راجا یوگا، هاتا یوگا، کارما یوگا، بهاکتی یوگا، جنانا یوگا و غیره. هر یک از این مکاتب، دیدگاهها و روشهای خاص خود را دارد، اما همگی با هدف نهایی رسیدن به وحدت انسان با طبیعت و حقیقت عالم هستی و آگاهی معنوی مشترکند.
یوگا به طور سنتی دیدگاههای مختلف فلسفی و معنوی را میپذیرد. این به این معناست که یوگا الزاماً بر یک سیستم اعتقادی خاص تأکید ندارد و مثلاً درباره وجود یا نبود خدا دیدگاههای مختلف را قبول میکند.
پلورالیسم یک دیدگاه اشتباه است که میگوید تمام ادیان بخشی از حقیقت را دارند و همه افراد در نهایت به سعادت میرسند. این باور که به تکثرگرایی دینی معتقد است، تفاوتی بین ایمان به یک خدا، دو خدا یا سه خدا قائل نمیشود.
یوگا از یک سو میگوید رسیدن به کمال و رستگاری تنها از طریق بیداری کاندالینی[۱] امکانپذیر است و از سوی دیگر معتقد است، پیروان دیگر ادیان نیز میتوانند با انجام مناسک عبادی دین خود به بیداری کاندالینی برسند و این رستگاری با اجرای دستورهای خالصانه ادیان دیگر محقق میشود.
با این وصف چرا برای این هدف باید دستورات ساده ادیان الهی را کنار گذاشت و تمرینات و برنامههای بعضاً سخت چندین ساله و روزانه تا نه ساعت را برای رسیدن به این اهداف پیش گرفت؟ بماند که گاهی انجام تمرینات یوگا را دارای آثار مخرب روانی و روحی دانستهاند و میگویند بعضی یوگاکاران تا حالت دیوانگی و بیماری عصبی پیشرفتهاند.
در یوگا اماکن مقدس مانند مسجد و حسینیه به عنوان مکان عبادت الهی و رشد معنوی و کسب رضای خدا سفارش نمیشود؛ بلکه چون انسان به ارتعاشات خالص نیازمند است و چنین ارتعاشاتی در مساجد و مکانهای مقدس وجود دارد، پس شخص با رفتن به مسجد در کانون توجه قرار میگیرد.
با این نگاه بین مسجد و کلیسا فرقی نیست و اگر ارتعاشات در بتخانه هم پیدا شود، رفتن به آن جایز است!
در کتابهای یوگا صریحاً گفته شده است که ذکرها در اسلام بهعنوان نوعی مدیتیشن توصیه شده است. حتی ذکر و ورد در یوگا به عنوان یکی از روشهای آرامشبخشی زبانی تفسیر شده است. در این رویکرد هدف اصلی از ذکرها در یوگا تنها سامان دادن به پراکندگیهای ذهنی و دستیابی به آرامش روانی است.
بنابراین، انتظار اینکه ذکرها در یوگا پشتوانه معرفتی عمیق داشته باشند، یا موجب تعالی روحی شوند، واقعبینانه نیست. در یوگا تکرار الفاظ و عبارات اهمیت دارد، نه معانی آنها به همین دلیل مهم نیست که ذکر معنادار باشد یا نه، یا اینکه ذکر مربوط به خدا باشد یا شیوا.
ذکر در یوگا بیشتر برای متعادل کردن هیجانات و تنظیم ساختار ذهن استفاده میشود، نه برای پیوند با عالم معنا. همچنین ذکر نباید حواس را منحرف کند؛ بنابراین، در برخی موارد حتی اگر ذکر بیمعنیتر باشد، ممکن است بهتر هم باشد.
پلورالیسم در یوگا میتواند منجر به نسبیتگرایی هم شود؛ جایی که هر دیدگاه یا روشی به یک اندازه معتبر تلقی میشود، این موضوع میتواند توانایی تشخیص روشها یا تفسیرهای صحیح از نادرست را تضعیف کند، بدون معیارهای شفاف برای ارزیابی و داوری تشخیص بین یک معلم معتبر و یک شیاد یا یک مکتب اصیل و یک نسخه تحریفشده دشوار میشود.
این امر میتواند زمینه را برای سوءاستفاده و بهرهبرداری فراهم کند. اگر قرار باشد، هر دیدگاهی معتبر تلقی شود، ارزشها و اصول اخلاقی اساسیای که خود یوگا مدعی و مدافع آنهاست، نیز ممکن است تضعیف شود؛ زیرا شکگرایی غالب میشود. این موضوع میتواند منجر به سوءاستفاده از مفاهیم یوگا و کاهش اثرگذاری آن شود و در واقع نقض غرض است.
در دنیای تجاریشده یوگا، پلورالیسم میتواند بهعنوان ابزاری برای بازاریابی و جذب مخاطبان مختلف نیز مورد استفاده قرار گیرد. تنوع ظاهری در سبکها و روشها ممکن است برای جذب افراد مختلف به درد بخورد، اما این تنوع فاقد عمق اعتبار و اصالت است.
در حقیقت فرقه یوگا بدون پشتوانه اثباتی و فلسفی است، مثل بهائیت .
باید گفت تمام فرقه های انحرافی نوظهور بدون استثتاء فاقد پشتوانه فلسفی اثباتی هستند.
اینکه چرا بعضی نحله های فکری معتقد به پلورالیسم هستند به خاطر آن است خود فاقد اندیشه اثباتی و فلسفی هستند.
[۱]. بنا به گفته آن ها کاندالینی به نوعی انرژی در بدن انسان اشاره دارد که در پایین ستون فقرات قرار دارد. این انرژی به شکل طبیعی طی سه دوره از زندگی افراد کاملا آزاد و بیدار میشود.
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com





