یکی از مهمترین ایرادات روششناختی که بر بهائیت و پیش از آن بر بابیه، وارد است، استفاده بیحد و حصر از تأویل متون دینی بدون رعایت ضوابط و شرایط آن است.
از همان اوان تأسیس بابیه و بهائیت دانشمندان مسلمان با ارجاع مبلغان آنها به آیات و روایات متعددی که در متون دینی نقل شده است، به رد مدعای قائمیت مهدویت علیمحمد باب و میرزا حسینعلی نوری پرداختند.
علیرغم ادعای بهائیان بسیاری از علائمی که در این متون درباره منجی آخرالزمان گفته شده بود، بر باب و بهاءالله قابل تطبیق نبود. بابیان و بهائیان برای حل این مشکل که عملاً مانع علمی جذب مسلمانان به آیینشان بود، با خروج از معنای متفاهم ظاهری آیات و روایات مورد بحث و تأویل آنها به معنای مطلوب خود سعی در پاسخگویی اشکالات مسلمانان نمودند.
تأویل، اصطلاحی در علوم قرآن و حدیث و مربوط به فهم نصوص دینی است و بهمعنای نوع خاصی برداشت از متن است که بهنحوی برخلاف ظاهر متن باشد. مهمترین شرط صحت تأویل آن است که با مراد اصلی نویسنده متن ناسازگار نباشد و به همین دلیل قرآن تأویل آیات را مخصوص کسانی میداند که راسخ در علم باشند. بنا به برخی از روایات ائمه معصومین مصداق اتم راسخین در علم هستند و سایرین در تأویل آیات الهی بایستی در چارچوبی که آن بزرگواران تعیین نمودهاند عمل نمایند.
تاویل یک آیه نباید با معنای صریح آیات دیگر در تضاد باشد.
بهاءالله تیره شدن آفتاب که در قرآن از علائم و مقدمات قیامت دانسته شده است را به بیرونق شدن و منسوخ شدن ادیان سابق و قیامت را به ظهور دین جدید و دگرگونی زمین را به تبدیل شدن زمین قلوب انسانها به زمین معرفت و حکمت معنا میکند. تعییر فرا گرفته شدن زمین و زمینیان توسط دود را به اختلافات و نسخ و هدم رسومات عاديه و انعدام اعلام محدوده تعبیر میکنند.
این در حالی است که انبوه آیات و روایاتی که در قرآن و متون روانی اسلامی اعم از شیعه و سنی درباره قیامت و حوادث آن آمده است و نیز رفتار پیامبر خدا و ائمهاطهار در هنگام ذکر قیامت، عذاب قبر، حساب و کتاب و نظایر آن به گونهای است که هیچ اندیشه منصفی تاویل قیامت به ظهور باب و با بها را برنمیتابد.
این مطلب با ادعای اعتقاد بهائیان به حقانیت اسلام و قرآن ناسازگار است.
اگر تاویلات عجیب و غریب بهائیان را بپذیریم، ناچار باید تمام یا بسیاری از ادعیه قرانی و مناجات معصومین نظیر دعای کمیل، مناجات شعبانیه و صدها مثل آن را کنار بگذاریم؛ زیرا این ادعیه به روشنی بر اعتقاد به جهانی دیگر که با حوادث دهشتناک در آن به قضاوت اعمال بندگان پرداخته خواهد شد، دلالت دارند.
بهائیان و بابیان اگر بخواهند از سر انصاف وارد شوند، باید بین تصديق و تائید حجیت قرآن و معارف دین اسلام و وفاداری بر این متبوعشان یکی را انتخاب نمایند.
تاویلات بیسروته آنها در مقابل حجم عظیم آیات و روایات مختلف در موضوعات متعدد که فقط به یکی دو مورد آن پرداخته شد، توانایی پوشش گذاشتن بر فریبکاری و دروغسازی میان این فرقهها را ندارد.
ایراد دیگری که از حیث روش بر آثار بهائی وارد است، نبود تبیین واحد از مقام بهاءالله بهویژه در منابع اولیه آنان است. این ایراد بر متون بابیه نیز وارد است.
برخلاف تمام پیامبران که از روز نخست دعوت خود را بهعنوان پیامبر خدا معرفی میکردند نه علیمحمد شیرازی و نه حسینعلی نوری ادعای عنوان واحدی در طول دوره دعوت خود نداشتند. حسینعلی نوری در ابتدا از مسلمین به شمار میرفت، با ظهور جریان بابی به علیمحمد شیرازی گروید و جزو مؤمنين بابی قلمداد گشت، مدتی بعد از اعدام باب خویشتن را جانشین و وصی باب معرفی نمود.
هنوز تکلیف پیروان باب در دعوای او و برادرش بر سر نیابت و وصایت باب معلوم نشده بود که مدعی نسخ دیانت باب و ظهور دین جدید بهائیت شد و خویشتن را پیامبر یا مظهر امر الله جدید معرفی کرد. دیرزمانی از طرح نظریه نبوت و مظهریت وی نگذشته بود که سخنانی مبنی بر الوهیت از وی صادر شد.
حسینعلی نوری گاه خود را مرید باب معرفی میکرد، مناجات نامه مینوشت، با خدای خود درد و دل میکرد و از مشکلات زندگی و سختیهای دوران تبعید و زندان مینالید و گاه خود را ظهور معبود عالمیان و نازلکننده «بیان» بر علیمحمد باب معرفی میکرد و گاه فریاد «لا اله الا انا المسجون الفرید» میزد و خویشتن را مصداق لم یلد و لم یولد میخواند.
موضوع دیگری که در متون تبلیغی بهائیان بهویژه در مجادلات کلامی ایشان با مسلمانان به چشم میخورد استفاده فراوان از آیات و احادیث اسلامی است.
بدیهی است بهترین روش در بحث و گفتگو با مسلمانان استناد به آیات قرآن و احادیث معصومین است لکن بررسی نویسندگان مسلمان نشان میدهد که استدلالات بهائیان اکثراً از نقیصههایی همچون تحریف معنایی، اشتباه در ترجمه، بیدقتی در تشخیص مصداق، انتخاب گزینشی و عدم کلنگری در هنگام مراجعه به آیات یا احادیث رنج میبرند.
ارتباط با ما: bahaismiran85@gmail.com





