کد خبر:7555
پ
abdulbaha8
بهائیت در ایران

چرا بهائیت را باید یک حزب سیاسی نامید

رهبران بهائیت همواره بر جدایی دین از سیاست تأکید داشته و به دنبال آن، بر عدم پیوند بهائیت و بهائیان با جهان سیاست اصرار می ورزند. عباس افندی بر آن بود که «بین قوای دینییه و سیاسیه تفکیک لازم است» و هم او گفته است که «بهائیان به امور سیاسی تعلقی ندارند» و مهم تر […]

رهبران بهائیت همواره بر جدایی دین از سیاست تأکید داشته و به دنبال آن، بر عدم پیوند بهائیت و بهائیان با جهان سیاست اصرار می ورزند. عباس افندی بر آن بود که «بین قوای دینییه و سیاسیه تفکیک لازم است» و هم او گفته است که «بهائیان به امور سیاسی تعلقی ندارند» و مهم تر از آن، از منظر وی: «میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کس در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید، همین برهان کافی است که بهائی نیست، دلیل دیگر نمی خواهد… نفسی از» بهائیان «اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر است که نسبت خود را از این امر [بهائیت] قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد. خود می داند، والاّ عاقبت سبب مضرت عمومی گردد» . بر همین مبنا، به پیروان خود حکم می کند و همچنین به آنان اطمینان می دهد که: «به نصوص قاطعه الهیه، در امور سیاسی ابداً مدخلی نداریم و رایی نزنیم» .

صادرکنندگان احکام و فتاوای یاد شده، علمای ایران را به علت مداخله آنان در سیاست، محکوم کرده و ادعا می کنند که حضور علمای شیعه در صحنه سیاست در چند قرن اخیر، باعث زیانهای فراوانی به جامعه و کشور گردید. وقتی رهبران کیشی اصولاً دین را از سیاست جدا شمرده و ادعا کنند خود به این مرام پایبندند و اکیداً نیز از پیروان خود بخواهند که چنین باشند، و حتی شرط و نشانه بهائی بودن را عدم پیوند با سیاست بدانند، طبیعی و منطقی است که مداخله علمای اسلام و شیعه در امور سیاست را محکوم بکنند. اما واقعیات عینی تاریخ از عملکرد بهائیان و رهبران آنها، حکایت دیگری دارد و ماهیت دیگری از آنان ترسیم می کند.

به گواه تاریخ، رهبران بهائی، حکم جدایی دین از سیاست و عدم مداخله علمای روحانی در امور سیاسی را تنها برای علمای اسلام و ایران صادر کرده اند و خود را مشمول آن حکم ندانسته و با تمام وجود در صحنه سیاست فعال بوده و هستند. این رویکرد و مواضع دوگانه، دست کم هنگامی می تواند اعتباری در عالم عقل و علم بیابد که تاریخ بر زیانبار بودن مداخله علمای ایران در امور سیاسی، و سودمند بودن فعالیت های سیاسی بهائیان برای سرنوشت جامعه و کشور گواهی بدهد. و این در حالی است که تاریخ در این باره قضاوت دیگری داشته و اوراق آن مشحون از دفاع مؤ ثر علما از این آب و خاک و تمامیت ارضی ایران و دفاع از حریم دین آسمانی اسلام در مقابل هجوم نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی غرب استعمارگر از یکسو، و همسویی فعالیت های فرقه بابیه و بهائیه به مثابه حزبی سیاسی با بیگانگان و دشمنان کشور از سوی دیگر است.

حضور بهائیان در تحولات سیاسی ایران معاصر از مصادیق بارز فعالیت سیاسی است. نقش ویرانگر آنان در واگرایی ها و بحرانهای مشروطیت، حضور آنان در فعالیت های تروریستی کمیته مجازات، نقش آنان در متلاشی ساختن نهضت جنگل، حضور آنان در بالاترین و حساس ترین موقعیتها و مناصب سیاسی حکومت پهلوی اول و دوم و بنابراین، نقش آنان در تعمیق وابستگی کشور به بیگانگان و تحکیم سلطه استعمار و امپریالیسم بر مملکت، در این مقال نمی گنجد.

دخالت در امور سیاسیه و جنگ

بعنوان نمونه دخالت بهائیان بر خلاف شعارهای صلح طلبی به دو مورد اشاره می شود:

۱-شادی از پیروزی تل آویو در جنگ شش روزه: در ژوئن ۱۹۶۷ (خرداد ۱۳۴۶) بهائیان در خلال این جنگ برخلاف شعارشان مبنی بر «صلح جهانی»، به جای محکوم کردن صهیونیستها به عنوان «آغازگر جنگ و متجاوز» ، در کنار ارتش اسرائیل قرار گرفتند و همه گونه حمایت را از صهیونیستها به عمل آوردند و از آن جمله به گزارش ساواک در تاریخ ۱۰/۵/۴۶ مبلغی در حدود ۱۲۰ میلیون تومان (که آن موقع رقم بسیار هنگفتی بود) به وسیله بهائیان ایران جمع آوری گردید که به ظاهر برای بیت العدل در حیفا ارسال شود «ولی منظور اصلی آنها از ارسال این مبلغ، کمک به ارتش اسرائیل می باشد.»

۲-رمضان: در اکتبر سال ۱۹۷۳ که مقارن با ماه مبارک رمضان بود، ارتش کشورهای اسلامی در عملیاتی برق آسا همچون صاعقه بر صهیونیستها فرود آمدند، تا اراضی خود را بازپس گیرند. نیروهای مصری در مدتی کوتاه از کانال سوئز عبور کردند و دیوار عظیم بارلو را که از سوی صهیونیستها تسخیرناپذیر خوانده می شد، پشت سر گذاردند. در سایر جبهه ها نیز سوریه و اردن صهیونیستها را گوشمالی دادند و برای نخستین بار افسانهِ شکست ناپذیری ارتش اسرائیل را باطل ساختند. در این اوضاع، نشریات بهائیان به تکاپو افتادند و علیه جنگ و ویرانی! به مبارزه برخاستند.

اسنادی در زمینه همکاری ساواک و بهائیان

هرچه بتوانید ملت اسلام را رنج دهید!

این گزارش هم توسط ساواک از یک جلسه بهائیان شیراز تهیه شده و نقش این فرقه را به عنوان ستون پنجم دشمن در گسترش فساد و بی حجابی در ایران به نمایش می گذارد و بر آرزوی نابودی مسلمانان به دست بهائیان تأکید می ورزد:

موضوع: بهائیان تاریخ وقوع: ۱۱/۲/۵۰

جلسه ای با شرکت ۹ نفر از بهائیان ناحیه ۱۵ شیراز در منزل آقای فرهنگ آزادگان و زیرنظر آقای لقمانی تشکیل شد. بعد از قرائت نامه، آقای ولی الله لقمانی … سخن گفت. وی اضافه کرد:. .. اکنون از امریکا و لندن صریحا دستور داریم در این مملکت، مد لباس و یا ساختمان ها و بی حجابی را رونق دهیم که مسلمان، نقاب از صورت خود بردارد… در ایران و کشورهای مسلمان دیگر هر چه بتوانید با پیروی از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین فاتح دنیا بوده و علی، غالب دنیا… اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته می شود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین می روند و دنیای حضرت بهاءالله رونق می گیرد.

در تمام وزارتخانه ها یک جاسوس داریم!

این سند بسیار مهم از چند وجه قابل دقت است. اولاً حمایت رژیم پهلوی از بهائیت را نشان می دهد تا آنجا که می گوید اسدالله علم و امیرعباس هویدا از فعالیتهای خود به مرکزیت بهائیان در اسرائیل گزارش می دهند. ثانیاً حمایت کامل بهائیان از اسرائیل را به نمایش می گذارد. ثالثاً نشان می دهد که بهائیان اگر در هر اداره دولتی مشغول کار شوند به جاسوسی می پردازند و همین امر ضروری می سازد که امروزه نیز در گزینش نیرو برای دستگاههای مختلف دقت کافی به عمل اید تا عناصر این فرقه نتوانند در لباس مسلمان، در ادارات مختلف نفوذ کنند:

فعالیت بهائیان شیراز تاریخ وقوع: ۷/۳/۴۷

ساعت ۳۰/۶ بعدازظهر مورخ ۷/۳/۴۷ کمیسیون نشر نفحات الله در محفل شماره ۴ واقع در تکیه نواب منزل اسدالله قدسیان زاده تشکیل شد. عباس اقدسی که سخنران کمیسیون بود، اظهار کرد جناب آقای اسدالله علم وزیر دربار سلطنتی به ما لطف زیادی کرده اند، مخصوصا جناب آقای امیرعباس هویدا (بهائی و بهائی زاده) ان شاءالله هر دو نفر کدخدای کوچک بهائیان می باشند. گزارشاتی از فعالیت های خود به بیت العدل اعظم الهی مرجع بهائیان می دهند… دولت اسرائیل در جنگ سال ۴۶ و ۴۷ قهرمان جهان شناخته شده ما جامعه بهائیت، فعالیت این قوم عزیز یهود را ستایش می کنیم…. پیشرفت و ترقی ما بهائیان این است که در هر اداره ایران و تمام وزارتخانه ها یک جاسوس داریم و هفته ای یک بار که طرحهای تهیه شده وسیله دولت به عرض شاهنشاه آریامهر می رسد گزارشاتی در زمینه طرح به محفل های روحانی بهائی می رسد. مثلا در لجنه پیمان کار، کادر بهائیان ایران هر روز گزارش خود را در زمینه ارتش ایران و این که چگونه اسلحه به ایران وارد می شود و چگونه چتربازان را آموزش می دهند به محفل روحانی بهائیان تسلیم می کنند.

نگذارید مسلمانان پیشرفت کنند!

در این سند که مربوط به یک جلسه بهائی در شیراز است به صراحت اعلام می شود که به دستور بیت العدل باید هر بهائی در هر اداره ای استخدام است، در کار مردم اشکال تراشی کند:

موضوع: فعالیت بهائیان تاریخ ۱۳/۸/۵۱

جلسه ای با شرکت ۵ نفر از بهائیان ناحیه ۳ و ۲۵ و ۲۷ شیراز در منزل آقای رئوفیان واقع در کوچه پروانه… تشکیل شد… سپس آقای عنایت الله پوستچی اظهار کرد:

… اسرائیل حق دارد اعراب را بمب باران کند چون مسلمانان نمی گذارند ما زندگی کنیم، و مرتبا به ما نیش می زنند. این است که از طرف بیت العدل به محافل روحانی دستور داده شده افرادی که در ادارات دولتی و پستهای حساس مشغول کار هستند، در کارهای مسلمانان کارشکنی کنند و نگذارند مسلمانان پیشرفت کنند. همان طوری که ۷ سال پیش برای یهودیان دستور رسیده بود که تمامی زمین ها و مغازه های مسلمانان را بخرند و مملکت را تصرف کنند و اقتصاد را به دست بگیرند.

 

باتشکر از تهیه کننده مطلب سرکار خانم  سمیه خراسانی

منبع
* منبع: http://www.bahairesearch.org/
بهائیت در ایران
ارسال دیدگاهYour Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید Active This Button Please