کد خبر:18006
پ
روزبهانی-۸۰۰×۶۰۰

نحوه عملکرد بهائیت در شبه کودتای دی ماه ۱۴۰۴ در ایران – تبیین توسط کارشناس برجسته کشوری حجت‌الاسلام و المسلمین روزبهانی

آن چیزی که مشخص است تشکیلات صهیونیستی بهائیت در تمام ناآرامی های ۴۷ ساله بعد از انقلاب اسلامی به نوعی حضور داشته و ممکن است موثر بوده باشد که آخرین آن حضور در اقدامت شبه کودتایی  دی ماه ۴۰۴ در کشور است و طبق گزارشات رسانه ای نهادهای امنیتی کشور شبکه از آنها در قالب […]

آن چیزی که مشخص است تشکیلات صهیونیستی بهائیت در تمام ناآرامی های ۴۷ ساله بعد از انقلاب اسلامی به نوعی حضور داشته و ممکن است موثر بوده باشد که آخرین آن حضور در اقدامت شبه کودتایی  دی ماه ۴۰۴ در کشور است و طبق گزارشات رسانه ای نهادهای امنیتی کشور شبکه از آنها در قالب ۳۵ نفر کشف گردیده است. لذا در این گزارش سعی داریم نحوه عملکرد رسانه ای و میدانی این تشکیلات را از دیدگاه کارشناس برجسته کشوری حجت السلام روزبهانی مورد بررسی قرار دهیم.

در این گفتار حجت‌الاسلام روزبهانی به محورهای اصلی محتوای تولید شده توسط بهائیت در اغشاشات ۱۴۰۴ می‌پردازند:

در محورهای اصلی محتوای تولیدشده هفت محور قابل ملاحظه است:

اولین محور: بزرگنمایی‌های بهائیت؛ نمایش گسترده اعتراضات با عکس‌ها و ویدئوهایی که اغلب تکراری‌اند و یا حتی جعلی‌ هستند و با هوش مصنوعی تولید شده‌اند یا اینکه از زوایای مختلف یک حادثه فیلمبرداری شده که این برای القاء گسترش سراسری این بحران است و می‌تواند یک الگوی موثر و تعریف شده باشد.

محور دوم سیاسی‌سازی مطالبات است؛ یعنی تبدیل اعتراضاتی که ماهیتش اقتصادی است و طبیعتا بازاری‌ها همان طوری که مقام معظم رهبری هم فرمودند؛ برای اعتراض به وضعیت بی‌ثبات بازار اعتراض کردند و این اعتراض، اعتراض به حقی هم بود، اما آمدند و آن را تبدیل کردند و در واقع مطالبات و اعتراضات اقتصادی بازاریان را با یک مبارزه سیاسی و انتشار شعارهایی بر علیه نظام و حتی بر علیه شخص مقام معظم رهبری.

در محور بعدی، تلاش کردند که اتصال تاریخی بین این اعتراضات و اغتشاشات پیشین را برقرار کنند. با وجود اینکه در اعتراضات سال چهارصد و چهار، نود و شش، چهارصد و یک، موضوعات اعتراض با همدیگر متفاوت بود و زمینه‌های اعتراض با هم تفاوت داشت، حتی به اصطلاح گروه‌های معترض هم به نوعی گروه‌های متفاوتی بودند اما می‌آیند این‌ها را در کنار همدیگر قرار می‌دهند، برای به اصطلاح ساختن یک استمرار بحران.

در واقع می‌خواهند، نوع بحران رو تکراری تعریف کنند که مثلا فرض کنید، این سالیان مبارزه با این نظام هست و این هم در واقع سوابق تاریخی آن است.

در محور چهارم، تلاش می‌کنند که کنشگران را  گسترش بدهند؛ یعنی کسانی که در این میدان وارد شدند، ابتدا بازاری‌ها هستند، با مطالبه اقتصادی. بعد از تغییر مطالبه و در واقع تغییر شعارهای این به اصطلاح تجمع و این در واقع اعتراضات، فراخوان به دانشجویان، معلمان، کارگران و اقشار مختلف اجتماعی حتی نظامی‌ها برای پیوستن به جریان آشوب داده می‌شود که این در  تک تک صفحات مجازی بهائیان قابل مشاهده و رصد است.

در محور پنجم که اینجا دیگر واقعا نشان می‌دهد که فرقه یک عزم جزمی برای این حرکت پیش گرفته و آن اینکه بهائیت اقدام می‌کند به آموزش امنیت سایبر، روش‌های مقاومت مدنی، نحوه موج مواجهه با بازداشت و… .

البته این اولین بار نیست که فرقه ضاله بهائیت در ادامه دشمنی‌های خودش در سال‌های پیشین هم روش‌های مثلا ضد بازجویی و… را در کانال‌ها و سایت‌ها و در شبکه‌های اجتماعی خودش منتشر کرده بود و پیروان خودش را با انواع این روش‌ها آشنا کرده بود.

در محور ششم، تشکیلات بهائیت، فشار و قربانی‌سازی را مد نظر قرار می‌دهد. برجسته‌سازی خشونت، خودکشی، فقر، بحران‌های اقتصادی برای تولید یک حس اضطراب اجتماعی.

ببینید هر چه که حس اضطراب اجتماعی بالا برود، روند تدافعی در مقابل این حس ایجاد می‌شود و در واقع افراد را به کنش وادار می‌کند و این‌ها تلاش می‌کنند که در واقع با این فشار روانی و این قربانی‌سازی کنش‌گران را افزایش بدهند و افرادی که درگیر مسائل دیگر هم هستند را وارد این عرصه کنند.

در محور هفتم، دعوت به یک تقابل نهادی است. فراخوان نیروهای نظامی برای پیوستن به معترضان و حمایت علنی از سلطنت‌طلب‌ها. جالبه اینجاست که بدانید یکی از نکاتی که بهائيت همیشه روی آن تاکید کرده و در برابر اعتراضاتی که به آن‌ها می‌شود درباره اینکه می‌گویند: ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم. پاسخ می‌دهند که ما نمی‌گویم در سیاست‌های کلان دخالت نمی‌کنیم ولی وارد رفتارهای حزبی و در واقع جناحی نمی‌شویم.

اینجا مستقیما وارد جریان حمایت از سلطنت‌طلب‌ها شدند. طبیعتا در ساختار اپوزیسیون ضد نظام، فقط سلطنت‌طلب‌ها نیستند. سلطنت‌طلب‌ها یک بخش کوچکی از یک مجموعه هستند.

حالا بگذریم از شعارهایی که در این ایام به اعتراض کنندگان و به اغتشاشگران تحمیل شد، اما واقعیت داستان این است که سلطنت‌طلب‌ها وزن جدی و قابل قبولی ندارند، حتی در بین خودشان هم دچار درگیری‌ها و مشکلات مختلفی هستند.

اما بهائیان می‌آیند و از جریان سلطنت‌طلب و شخص به اصطلاح نماد این جریان حمایت می‌کنند و از گروه‌های براندازی که در واقع کاملا به صورت شاخص وارد میدان شد، هم حمایت می‌کنند.

نتیجه این محورها تبدیل اعتراضات صنفی بازاریان به بحران امنیتی و هویتی بود.

در ادامه این محورها باید به سراغ شبکه‌ها و بازیگران محوری در بسترهای رسانه‌ای فرقه بهائیت برویم. در بستر «ایکس» ما می‌بینیم که در واقع به مهم‌ترین بستر فعالیت فرقه‌ها شده و صفحه توانا در راس آن‌ها به عنوان منبع اصلی تولید و آموزش محتوا ایفای نقش می‌کند.

اولا صفحه توانا به‌صورت رسمی از رژیم پپلیدآمریکا بودجه دریافت می‌کند و ابایی هم ندارد. سرکرده این شبکه ابایی هم از بیان این مسئله ندارد و به‌صورت کاملا آشکار و با هویت تعریف‌شده بهائی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی سال‌هاست که ایجاد شده و فعالیت می‌کند و بحمدالله توفیقی هم تا به امروز نداشته است.

اما «مه فشاند نور، سگ اُ اُ کند/ هر کسی بر طینت خود می‌تَنَد»

الحمدلله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، با قدرت اگرچه از طوفان حوادث عبور می‌کند، اما این‌ها بر اساس آن طینت وطن‌فروشی خودشان برای اجانب نوکری و وطن‌فروشی می‌کنند.

توابع این صفحه عبارت بودند از آموزش نحوه حضور در اعتراضات؛ یعنی چگونه در اعتراضات حاضر بشوید، حتی مدل حضور، شیوه‌های لباس پوشیدن، آماده بودن و به اصطلاح انتخاب مسیر و موضوعاتی از این دست، پخش شایعات، تحریف تصاویر و تحریک روانی افکار عمومی و… این‌ها در واقع مهم‌ترین ویژگی‌های این صفحات بود.

بهائیان در بستر اینستاگرام هم فعالیت محتاطانه‌تری را پیش گرفتند اما با هدف تاثیر فرهنگی و در واقع براگیختن احساساسات.

افراد شاخصی هم مثل شبنم طلوع و نیلوفر بیضایی هم وارد این صحنه شدند و محتواسازی کردند و به سیاه‌نمایی و مظلوم‌نمایی پرداختند، کاری که از دیرباز در آن فعالیت داشتند.

خود خانم شبنم طلوعی با استفاده از بسترهایی که در نظام جمهوری اسلامی ایران تعریف شده بود، در ساختار سینمایی کشور حضور داشت و چندین بار هم جایزه‌های مختلفی را نصیب خودش کرده بود. این نشان‌دهنده این است که این فرد از این فضا، از این پلکان، از این نردبان استفاده کرده اما نمک‌ناشناسانه نمکدان می‌شکند و اقدام به سیاه‌نمایی علیه نظام می‌کند. اقدام به مظلوم‌نمایی می‌کند.

بهره‌برداری از نمادهای هنری و نمادسازی (که فرقه در نمادسازی یک سابقه تاریخی طولانی هم دارد) بهائیت وارد می‌شود و با نماد عکسی که یک چشمش پوشیده شده سعی می‌کنند، این نماد رو ترند کنند و به اصطلاح یک نماد اعتراضات تبدیلش کنند. آن هم بر اساس یک دروغی که خودشان منتشر کردند. تحریک عاطفی از مسیر تئاتر، شعر و ادبیات هم در این فضا انجام شد.

در بستر تلگرام، یک سری کانال‌ها بهائی وجود دارد که در واقع این کانال‌ها با یک سری عناوین معنوی شناخته می‌شوند و همچنین مثلا با مفاهیم عدالت وحدت معارف و مسائلی از این دست شناخته می‌شوند. اما این کانال‌ها تلاش می‌کردند، با انتشار دعا و وعده‌های نجات‌بخش، به اعتراضات رنگ الهی و قدسی‌ بدهند و به آشوبی که دارند، در مملکت ایجاد می‌کنند، بیان و مشروعیت دینی ببخشند.

تحلیل حضور بهائیت در اغتشاشات منظر روانشناسی اجتماعی

در ادامه به تحلیل از منظر روانشناسی اجتماعی می‌پردازیم. در سطح روانی باید بگویم که بهائیت از یک الگوی دوگانه انتقال معنا بهره برداری می‌کند؛ در ظاهر پیام‌ها اخلاقی و صلح‌جویانه را مطرح می‌کند ولی در باطن تلاش می‌کند، با تحریک احساسات و اخلاقی‌سازی اعتراضات، مخاطب را با تصور نیت خیر، وارد یک مسیر رفتار رادیکال کند.

خیلی از دستگیرشدگان در گزارش‌هایی که داخل رسانه‌ها منتشر شده دقیقا این الگو را نشان می‌دهند. پدیده که «وبر» آن را «توجیه اخلاقی کنش غیر عقلانی» نام می‌دهد.

در جمع‌بندی تحلیلی باید عرض کنیم که با کنار هم گذاشتن شواهد تجربی و چارچوب نظری به چند نتیجه کلی می‌رسیم:

بهائیت در دی ماه چهارصد و چهار نه یک مشاهده‌گر بلکه یک کنشگر فعال رسانه‌ای یود. فعالیت‌هاش در فضای مجازی ساختار یافته، پیوسته و تا حدی هماهنگ با راهبرد تشکیلاتی فرقه صورت می‌گرفت.

دوم اینکه سکوت رسمی تشکیلات، زمینه را برای اطاعت غیر رسمی و رفتار هماهنگ شبکه‌ای فراهم کرد. این همان مدل کلاسیک فرقه بسته با قابلیت انکار است.

در بخش سوم، چارچوب‌‌بندی رسانه‌ای است که با هدف ساختن یک روایت تاریخی از بحران صورت می‌گرفت که در واقع، این خودش یک نوع مهندسی معنا است که از الگوی جنبش‌های نوین اجتماعی پیروی کند.

تقدس‌بخشی به کنش سیاسی اعتراض را از سطح اجتماعی به سطح دینی و اخلاقی ارتقا می‌دهد و افق رادیکال اعتراضات و اغتشاشات را تقویت می‌کند.

داده های عینی نشان می‌دهد که اهداف اصلی کاربران بهائی در واقع نه پیگیری مطالبات صنفی است بلکه گسترش دامنه بحران، تشدید شکاف اجتماعی و تولید بی‌ثباتی ذهنی بوده است.

بهائیت در ناآرامی‌های چهارصد و چهار، مصداق روشنی از فرقه‌گرایی سیاسی‌شده است. ترکیب انسجام درونی، اطاعت غیر رسمی، شبکه ارتباطی گسترده و بازی زبانی در عرصه معنا در این الگو.

فرقه نه آشکارا در میدان سیاست می‌ایسته و نه بی‌طرف است بلکه در سایه سیاست کنش می‌کند و آنگاه که بحران به نتیجه نمی‌رسد، با سکوت تشکیلاتی خودش از چنین مسئولیتی می‌گریزد و فرار می‌کند.

در پایان باید گفت که بخش زیادی از کار پژوهشی پیش رو معطوف به درک این پدیده در یک سطح کلان‌تر هست، چگونه فرقه‌ها در عصر شبکه‌های اجتماعی از فضای مجازی به عنوان سلاح نرم مشروعیت و نفوذ بهره می‌گیرند.

رفتار شبکه‌ای و فرقه‌ای بهائیان در دی ماه چهارصد و چهار نمونه‌ای قابل مطالعه از تلاقی دین رسانه و سیاست در بستر بحران اجتماعی ایرانی‌هاست. جایی که فرقه بسته و منسجم با تکیه بر ابزارهای ارتباطی نوین توانست از یک اعتراض صنفی محدود، بحرانی چندلایه با ابعاد روانی، هویتی و سیاسی بسازد، بدون اینکه حضوری رسمی در صحنه داشته باشد.

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید