کد خبر:19371
پ
Untitled-1.jpgث
بهائیت در ایران:

بهائیت و فراماسونری؛ دو ابزار استعمار در ایران

انگلیسی‌ها در ابتدا تصور می­‌کردند که قدرت صبح ازل بر برادر بزرگترش بهاءالله غلبه خواهد کرد و اگر چه بهاء را زیر نظر داشتند، اما متمایل به صبح ازل بودند. اما بعدتر که به لطف براون، برادر بزرگ تر را از نظر قدرت هوش و بی رحمی بر برادر کوچکتر، برتر دیدند، با استفاده از […]

انگلیسی‌ها در ابتدا تصور می­‌کردند که قدرت صبح ازل بر برادر بزرگترش بهاءالله غلبه خواهد کرد و اگر چه بهاء را زیر نظر داشتند، اما متمایل به صبح ازل بودند. اما بعدتر که به لطف براون، برادر بزرگ تر را از نظر قدرت هوش و بی رحمی بر برادر کوچکتر، برتر دیدند، با استفاده از وضعیت ناشی از سرنگونی تزار، روی بهاء متمرکز شدند و او را به سوی خود جلب کردند.

طبیعی بود که بهاء نیز با موقعیت شناسی دست انگلیسی­ها را فشرد. از این پس، شاهد حرکت­های انگلیس در قبال بهائیان در ابعاد گوناگون از جمله آشنایی بهائیان با تشکیلات فراماسونری هستیم که البته نقش براون نیز در این رابطه غیر قابل انکار است.

فراماسونرها از زمان حضورشان در ایران، نقش مهمی را در سیاست ایفا کردند. از زمان میرزا ابوالحسن خان ایلچی[۱] (دومین فراماسونر ایران) که مقام کرند مستر[۲] را در لژ فراماسونری انگلستان داشت، تا پایان عصر پهلوی آنها در سیاست ایران حضوری جدی و مؤثر داشتند.

تشکیلات فراماسونری از آغاز تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در واقع تصمیم گیرنده اصلی چگونگی اداره حکومت بود. وابستگی و عضویت طیف وسیعی از سیاست مداران بهایی به این تشکیلات، به تبع حمایت سازمان فراماسونری را به دنبال داشت. به همین جهت بود که براون تلاش می­کرد تا دوستان فراماسونرش، از جمله سید حسن تقی زاده را به عضویت تشکیلات بهایی ها در آورد.

در فاصله سالهای ۱۲۸۰ – ۱۲۷۰ ق، اتفاقات مهمی در ایران روی داد که از جمله می­توان به واقعه تجزیه هرات و افغانستان از ایران، تأسیس فراموشخانه فراماسونری ملکم خان، ورود مانکجی لیمجی هاتریا (رئیس سازمان اطلاعاتی انگلیس در ایران) به کشورمان در ۱۲۷۰ ق و ملاقاتش در ۱۲۸۰ با حسینعلی بهاء در بغداد و … اشاره کرد.

تجمع طیف وسیعی از سیاست مداران، نجیب زاده ها و اشراف در تشکیلات فراماسونری آنها را با مفاهیمی جدید و نوین مبتنی بر اومانیسم وحدت عالم انسانی، حکومت واحده بشر و ادبیاتی از این دست آشنا می­کرد. این تشکیلات مخفی، وابسته به لژهای فراماسونری در خارج از ایران بودند.

آنها تحت تأثیر همین ادبیات، وظیفه مبارزه با ادیان را که تعلیماتشان برخلاف اومانیسم و انسان محوری بود به عهده داشتند ضمن اینکه که فراتر از این مأموریت، هر عضوی از این تشکیلات در چهارچوب سیاسی وظایفی داشت که در راستای براندازی یا تقویت پایه های یک رژیم تعریف می شد. این انجمن­های برادری، سوای هر ملیتی که داشتند با منافع لژهایی که از آن برآمده بودند، پیوند می­خوردند.

به عنوان مثال، در جریان مشروطه ایران با وجود اینکه “کمیته ایران”- توسط براون در انگلستان تشکیل شده بود- در ظاهر در راستای منافع و استقلال ایران کار می­کرد، اما در واقع حافظ منافع مجموعه فراماسونری بود که براون، کرزن، سید حسن تقی زاده، لامینگتون و دیگر اعضای فراماسونر این تشکیلات به آن وابسته بودند.

در هر حال، آشنایی ملکم خان مؤسس فراموشخانه در ایران با حسینعلی بهاء، باب جدیدی از ورود بهائیان را به تشکیلات فراماسونری گشود.[۳]

از طرفی آشنایی بابیان اولیه با افکار و تحرکات اعضای محفل فرهنگی مانکجی، مانند شاهزاده جلال الدین میرزا، میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان، میرزا حسین خان سپهسالار و…. تغییراتی را در روش فکری آنها به وجود آورد و آنها را با افکار ماسونی و لیبرالی آشنا کرد.

به عبارتی، آنها چون راه شورش مسلحانه را مسدود دیدند، تحت تأثیر این تشکیلات ادبیاتشان را تغییر دادند و با حذف و تعدیل واژه های تند علیه حکومت، به مخالفت با روحانیت دست زده و با استفاده از روش ملکم و آخوندزاده، کتابهایی همچون “مقاله سیاح” یا رساله های دیگری به تقلید از روش رساله “شیخ و رفیق” را تألیف کردند. از آن پس بابیان و بهائیان در تشکیلات فراماسونری در کنار چهره های شاخص این تشکیلات حضور پررنگی داشتند.

حبیب ثابت از چهره های مطرح بابیت، در کتابچه ای تحت عنوان “سجن اعظم” مدعی است که اکثریت اعضای انجمنی که پیش از طلوع آفتاب در دوره مشروطه تشکیل می­شد از بابی ها بودند.[۴] به احتمال زیاد منظور او، انجمن “بین الطلوعین” است که افرادی مانند ابراهیم حکیمی، ملک المتکلمین، سید جمال واعظ، اردشیر جی و… عضو آن بودند.

با قوت گرفتن تشکیلات حسینعلی بهاء و به تبع جریان بهائیت، به نام هایی چون: علیقلی خان نبیل الدوله، دکتر ذبیح قربان، امیرعباس هویدا، منصور رحمانی، منوچهر تسلیمی، غلامعباس آرام و… بر می­خوریم که هر کدام در زمان خود نقش­های مهمی را در سیاست ایران به نفع انگلستان بازی کردند.

به عنوان مثال، طی سالهای ملی شدن صنعت نفت، لژ “همایون” در ایران تشکیل شد که یکی از کارکردهای اصلی آن، مقابله با نهضت ضد استعماری نفت و جاسوسی برای انگلستان بود. یکی از اعضای این لژ، دکتر ذبیح قربان از اعضای تشکیلات بهائیت بود که نفوذ فراوانی در شیراز داشت. وی رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز و عضو مؤسس لژ دیگری به نام «حافظ» بود.

ذبیح قربان دارای پنجاه سمت رسمی و غیر رسمی دیگر نیز بود. وابستگی او به بریتانیا به قدری آشکار بود که مردم شیراز هنگامی که کنسولگری انگلستان در شیراز مدتی تعطیل شد، می­گفتند: احمق آن است که با بودن قربان، از تعطیلی کنسولخانه خوشحال شود. علاوه بر قربان، می توان به چهره های مشهور دیگری به نام امیرعباس هویدا از جرگه فراماسون­هایی بهایی اشاره کرد.

هویدا بیش از ۱۳ سال نخست وزیر ایران بود و جد و پدرش از بهائیان مشهور بودند. شهره است که جدش از محرمان بهاء بود. هویدا در لژ “فروغی” عضویت داشت. در دوره نخست وزیری او بهائیت توانست به عنوان یکی از ابزارهای استعمار در کنار صهیونیسم و فراماسونری ارکان دولت و نظام را در دست گیرد.

افرادی مانند منصور رحمانی، وزیر آب، کشاورزی و منابع طبیعی (عضو لژهای مولوی، سعدی، مشعل و عضو کلوپ روتاری)، منوچهر تسلیمی، وزیر بازرگانی (عضو لژ ابن سینا، مولوی، ابوعلی سینا، کمال سقراط، عضو مؤسس لژ بزرگ ناحیه ایران)؛ غلامعباس آرام، وزیر امور خارجه کابینه (عضو لژ ستاره سحر و کیوان)؛ تنها شمار اندکی از بهائیان فراماسونر ایران بودند.

البته از ارتباط سران بهائیت با تشکیلات فراماسونری در دوره کنونی نیز نباید غافل شد. بهائیان که می­کوشند تا اعضای فراماسونری به دلیل همان قدرت پشت پرده سیاست کشورها به خود جلب کنند، خود نیز به هر طریقی تلاش می­کنند تا وارد این تشکیلات شوند.

 

 

[۱] در طول سالیانی که ایلچی وزیر امور خارجه ایران بود برای تأمین منابع و منافع انگلستان از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. تجزیه ایران و معاهدات ننگینترکمنچای و گلستان، حاصل تلاش او برای تشکیلات فراماسونری و به تبع حکومت انگلستان بود _رک: حقوق بگیران انگلیس در ایران، اسماعیل رایین، ص ۲۴-۲).

[۲] Crand master

[۳] پنجاه نامه تاریخی دوران قاجاریه، ابراهیم صفایی، ص ۱۲۱

[۴] تاریخ معاصر ایران، همان، ص ۲۳۰، برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، استاد حبیب ثابت.

 

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید