کد خبر:19133
پ
نقش بهائیت در کودتای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن
بهائیت در ایران:

نقش بهائیت در کودتای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن

اسناد تاریخی نشان می‌دهند که سران فرقه بهائیت، از همان ابتدای نهضت ملی شدن صنعت نفت، موضعی خصمانه و کینه‌توزانه علیه مصدق اتخاذ کرده بودند. در محافل تشکیلاتی، سقوط دولت ملی نه یک فاجعه برای استقلال ایران، بلکه نوعی «اعجاز الهی» قلمداد می‌شد. نویسنده : امیرحسین کامل نواب کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ صرفاً یک جابه‌جایی قدرت نظامی نبود، بلکه […]

اسناد تاریخی نشان می‌دهند که سران فرقه بهائیت، از همان ابتدای نهضت ملی شدن صنعت نفت، موضعی خصمانه و کینه‌توزانه علیه مصدق اتخاذ کرده بودند. در محافل تشکیلاتی، سقوط دولت ملی نه یک فاجعه برای استقلال ایران، بلکه نوعی «اعجاز الهی» قلمداد می‌شد.

نویسنده : امیرحسین کامل نواب

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ صرفاً یک جابه‌جایی قدرت نظامی نبود، بلکه خروجیِ هم‌سویی منافع استعمار خارجی با جریان‌های نفوذی داخلی محسوب می‌شد. در این میان، تشکیلات بهائیت به عنوان یک سازمان سیاسی پنهان، نقشی کلیدی در تضعیف دولت ملی دکتر مصدق و تثبیت استبداد پهلوی ایفا کرد. اسناد تاریخی نشان می‌دهند که سران این فرقه، از همان ابتدای نهضت ملی شدن صنعت نفت، موضعی خصمانه و کینه‌توزانه علیه مصدق اتخاذ کرده بودند.

در محافل تشکیلاتی، سقوط دولت ملی نه یک فاجعه برای استقلال ایران، بلکه نوعی «اعجاز الهی» قلمداد می‌شد؛ به طوری که مبلغان بهائی صراحتاً در گزارش‌های خود ذکر می‌کردند که پدرانشان سقوط مصدق را پیامد رویگردانی وی از «امر بهائی» می‌دانستند و با لحنی تمسخرآمیز از ناکامی‌های او سخن می‌گفتند.

این دشمنی ریشه در پیوند ارگانیک رهبری بهائیت با کانون‌های استعماری بریتانیا داشت. وقتی عباس افندی (عبدالبهاء) به پاس خدمات استراتژیکش به ارتش بریتانیا در جنگ جهانی اول، نشان شوالیه و لقب «سِر» دریافت کرد، سرنوشت این تشکیلات با منافع لندن گره خورد.

در بزنگاه ۲۸ مرداد که سرویس‌های جاسوسی MI6 و CIA برای سرنگونی مصدق طرح‌ریزی می‌کردند، شبکه بهائیانِ نفوذ کرده در ارتش و ادارات، به عنوان بازوی اجرایی و اطلاعاتی عمل کردند. ارتشبد حسین فردوست، رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه، در خاطرات خود فاش می‌کند که محمدرضا پهلوی نسبت به بهائیان اطمینان کامل داشت و آن‌ها را در مشاغل حساس می‌گمارد، زیرا قلباً باور داشت که این افراد هرگز علیه سلطنت توطئه نمی‌کنند.

این «عدم توطئه»، در واقع به معنای وفاداری مطلق شبکه بهائی به کانون‌های قدرتِ ضد مصدق و تأمین امنیت رژیم پهلوی در برابر اراده ملی بود.

فاجعه اصلی اما در دوران پسا کودتا رقم خورد؛ دورانی که به «عصر طلایی بهائیت» معروف شد. با خروج مصدق از صحنه، افرادی نظیر عبدالکریم ایادی (پزشک مخصوص شاه) که فرزند یکی از «ایادیان امرالله» بود، قدرت بی‌حدوحصری یافتند و صدها بهائی را به پست‌های کلیدی رساندند.

اسناد ساواک فاش می‌کنند که این نفوذ به حدی سیستماتیک بود که در هر اداره و وزارت‌خانه، دست‌کم یک جاسوس تشکیلاتی حضور داشت که گزارش‌های طبقه‌بندی شده دولت و حتی جزئیات آموزش‌های سری ارتش و چتربازان را به طور روزانه به مرکزیت فرقه در حیفا (اسرائیل) ارسال می‌کرد.

از منظر تحلیل سیاسی، بهائیان ایران را نه میهن خود، بلکه «ارض موعود» قلمداد می‌کردند که باید تحت سلطه آن‌ها درآید؛ به همین سبب، فردوست آن‌ها را «جاسوس‌های بالفطره» می‌نامد که فاقد حس ایرانیت بودند.

نفوذ اقتصادی چهره‌هایی چون حبیب‌الله ثابت پاسال و هژبر یزدانی در سال‌های پس از ۱۳۳۲، که با رانت‌های دولتی و حمایت‌های صهیونیستی همراه بود، بخشی از پاداش تشکیلات برای کمک به تثبیت قدرت شاه پس از کودتا ارزیابی می‌شود.

هم‌زمانی گزارش‌های دالگورکی (سفیر روس) و کنسول‌های انگلیس درباره حمایت از بهائیان، نشان‌دهنده یک راهبرد بلندمدت استعماری است که در ۲۸ مرداد به بار نشست و استقلال ایران را فدای بقای یک تشکیلات سیاسی با پوشش مذهبی کرد.  نفوذ هویدا (بهائی‌زاده) به صدارت ۱۳ ساله و تأمین نفت اسرائیل توسط او در قبال دریافت زمین در فلسطین اشغالی، تکمیل‌کننده پازلی است که قطعات اولیه آن در مرداد ۳۲ چیده شده بود.

منبع: فرقه نیوز

ارتباط با ما:  bahaismiran85@gmail.com

بهائیت در ایران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید