دفاع بهائیت از دیکتاتورها، پشت نقاب جامعه‌شناسان!

دوشنبه, 21 خرداد 1397 11:07 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

بهائیت در ایران : پیشوایان فرقه‌ی بهائیت، حکم به اطاعت و پیروی از تمامی حکومت‌ها صادر کرده‌اند. نویسندگان بهائیت، در توجیه این حکم استبدادی پیشوایان خود، مدعی‌اند حکومت حاکم بر هر کشور، نتیجه‌ی خواست مردمی است و نباید به آن اعتراض کرد. اما در پاسخ به این توجیه‌سازی بهائیان می‌گوییم: خدای تعالی، تغییر سرنوشت انسان‌ها را به دست خودشان دانسته است.

پیشوایان فرقه‌ی بهائیت، حکم به اطاعت و پیروی از تمامی حکومت‌ها صادر کرده‌اند؛ همچنان عباس افندی حکم هر حکومتی، حتی اگر مستبد باشد را واجب الإطاعه دانسته و هرگونه دم‌سازی پیروان خود با آزادی‌خواهان را ممنوع اعلام کرده است(1)
از این‌رو نویسندگان بهائیت، در توجیه این حکم استبدادی پیشوایان خود مدعی می‌شوند: «دانشمندان اجتماعی گفته‌اند هر ملّتی، استحقاق همان حکومتی را دارد که بر آن حکمرانی می‌کند. پس اعتراض بر حکومت و کیفیت آن، دلیل و برهان موجهی ندارد، زیرا حکومت اجتماعی از همان اجتماع برون آمده است؛ از کوزه برون همان تراود که در اوست».(2)
اما در پاسخ به این توجیه‌سازی نویسندگان بهائی می‌گوییم: خدای تعالی در قرآن کریم، تغییر سرنوشت انسان‌ها را به دست خودشان دانسته و ایشان را از پذیرش ظلم، نهی کرده است؛ همچنان که می‌فرماید: «... إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى
ٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ... [رعد/11]؛ خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند». و یا آن‌جا که می‌خوانیم: «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَي الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ [هود/113]؛ و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب می‌شود آتش شما را فرا گیرد و در آن حال، هیچ ولیّ و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت و یاری نمی‌شوید».
بنابراین، دیدگاه الهی و قرآنی، با نظری که نویسندگان بهائی به جامعه شناسان نسبت می‌دهند مخالف است و در نتیجه، کلام خدای تعالی، بر فرضیه‌ی مخلوق مقدم است. لذا حتی اگر مردم در برهه‌ای از زمان، از روی جهالت و یا اشتباه حکومتی را بپذیرند، عقل اقتضاء می‌کند که در اولین فرصت آن خطا را جبران کرده و افکار و آرمان‌های خود را مورد بازبینی قرار دهند.

حال سوال این است که اگر رهبران بهائیت تاکید بر این حکم دارند رفتار بهائیان در ایران و حضورشان در اغتشاشات چگونه توجیه میشود و یا اینکه چگونه میتوان حکومت دیکتاتوری را به خواست مردم در انتخاب حکومت گره زد ؟

پی‌نوشت:
1-
  ر.ک: عباس افندی، مکاتیب، بی‌جا: مؤسسه‌ی ملّی مطبوعات امری، 134 بدیع، ج 8، صص 246-247.
2- مجله‌ی آهنگ بدیع، ارگان رسمی بهائیان، شماره‌ی: 12، صص 6-3.

خواندن 162 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی